18 سالم بود و بخاطر اینکه بابام تو تصادف فوت شد مجبور بودم هم بازاریاب یه شرکت باشم هم بعد از ظهرا با ماشینم اسنپ کار کنم
تو تهران اسنپ درآمد خوبی داشت و تقریبا همه جور آدمی به پستم میخورد
ولی معمولا به خاطر اینکه استهلاک ماشینم کمتر بشه سفر بین شهری بیشتر میگرفتم و اون روز از فرمانیه یه مسافر بهم خورد تا قم
قیمت خوبی بود مخصوصا اینکه شب بود و تو اون گرمای تابستون هوا توی شب بهتر بود
رفتم و سوارش کردم
یه پسر تقریبا همسن خودم که حسابی به خودش رسیده بود و یکمی افاده ای حرف میزد ولی واسم مهم نبود چون تو این مدت هزار رنگ آدم رو رسونده بودم
نشست عقب و راه افتادیم
زیاد حرف نمیزد و بیشتر سرش تو گوشیش بود ولی گاهی متوجه نگاه کردنش از طریق آینه میشدم طوری که با هم چشم تو چشم میشدیم
وسطای راه بهم گفت میشه بایستی تا برم دستشویی و یکمی خوراکی بخرم
ایستادم و رفت و چند دقیقه بعد با کلی خرت و پرت برگشت و اینبار اجازه گرفت و گفت میشه بشینم جلو
بهش گفتم آره مشکلی نیست
چیپس و پفک و تنقلات خریده بود و مدام بهم تعارف میکرد اما از اونجا که معمولا راننده های اسنپ از اینکارا نمیکنند منم گفتم میل ندارم اما به اصرار اون چند تا تخمه و یکم پفک برداشتم
زبونش باز شده بود و حسابی داشت حرف میزد
یه جورایی با مزه بود صحبت کردنش و تونسته بود اعتمادمو جلب کنه. . . منم حسابی از تنقلاتش خوردم و کلی با هم گرم گرفتیم
چیزی که نظرمو جلب کرد تعریفش از من بود و میگفت چشمای خوشگلی داری. . یه جورایی راست میگفت و اینو خودمم میدونستم
در مورد خیلی چیزا حرف زدیم از قلیون تا مشروب تا محل زندگیمون و فهمیدم که تنها تو یه آپارتمان زندگی میکنه
انقدر تو اون چند ساعت صمیمی شدیم که حتی موز واسم باز کرد و گفت پشت فرمونی و یهو تصادف میکنی و بهم داد منم خندیدمو گفتم یاد مامانم انداختیم اونم همینو میگه
خلاصه کم کم نزدیک خونش شدیم بهم گفت پایه قلیون هستی منم از اونجایی که حسابی عاشق قلیون بودم موافقت کردم و گفت خب منو برسون خونه تا وسایلم رو بزارم بعد بریم یه کافه
رسوندمش و کوله پشتی شو برد تو خونه و برگشت
گفت یه پیشنهاد بدم؟
من قلیون دارم اگه دوست داری بریم بشینیم بالا و یه قلیون بکشیم
یکمی میترسیدم اما از اونجایی که کلا به شکل و قیافش نمیخورد گفتم باشه بزار ماشینو پارک کنم و رفتیم بالا
نسبت به مجرد بودنش خونه خوبی داشت و همه چیز لوکس بود
نشستم و با شربت ازم پذیرایی کرد
به شوخی بهش گفتم خفتم نکنی و کلیه مو در بیاری
اونم خندید و گفت نه من کلیه دوست ندارم ولی شاید یه جای دیگه رو دربیارم
پسر باحالی بود. . . گفتم من احسانم اسم تو چیه
گفت من مهردادم
یکمی حرف زدیم و بلند شد قلیون رو گذاشت و گفت تا ذغالش بگیره من یه دوش بگیرمو بیام
چقدر راحت بهم اعتماد کرد و رفت حموم. . معمولا این حرکات تو تهران قفله و مهرداد با این کارش اعتمادمو بیشتر جلب کرد
از حموم که دراومد یه حوله قدی تنش بود و چیزی که برای من جلب توجه میکرد مچ پاهاش بود که سفیده سفید بود و حتی یه دونه مو هم نداشت
به خنده بهش گفتم تو هم که مث خودم بدنت شیو خدایی هست
خندید و گفت نه باباااا من بخاطر اینکه باشگاه می رفتم لیزر کردم. . . باشگاه رو ول کردم ولی مطب لیزره ول کنم نیست
قلیون رو چاق کرد و آورد چایی هم گذاشته بود. . . گوشیشو برداشت و گفت خب شام چی میخوری؟
گفتم نه بابا من برمیگردم خونه شام میخورم اما به اصرار اون دوتا پیتزا سفارش داد
کلی حرف زدیم و احساس میکردم سالهاست میشناسمش
خودشم همینو مدام میگفت و جالب بود که انقدر باهم راحت بودیم
من از مسافرای اسنپ میگفتم و اونم از اطرافیانش
پیتزا رو آوردن و میز شام رو با هم چیدیم
بهم گفت مشروب میخوری
مدتها بود نخورده بودم بهش گفتم کم میخورم تا بتونم پشت فرمون بشینم و برگردم
شراب باحالی بود از طعمش معلوم بود کهنست و میگفت خودش انداخته منم باهاش شوخی میکردم و میگفتم عه مهرداد چرا برقا رفت اونم میخندید و میگفت دیوونه شراب که کور نمیکنه
چندتا استکان شراب خوردم و حس میکردم خیلی منو گرفته
بهش گفتم دهنت سرویس من روی ابرا هستم. . چجوری برگردم حالا
اونم از اونجایی که مست بود گفت میپره نترس
حسابی مست بودیم
بهم گفت پایه ای حسابی مست کنیم فوقش امشب رو بمون و فردا برو
نمیدونم بخاطر مستی بود یا بخاطر طعم شرابش که چند تا استکان دیگه هم خوردیم و رفتیم کنار
مهرداد که حسابی مست بود به جای اسمم بهم میگفت چشم قشنگ و حسابی پایه شوخی و تعریف و خندمون به راه بود
دیگه قید برگشتن خونه رو زده بودم و به مامانم پیام دادم مسافر آوردم قم و توی راه خوابم گرفته صبح برمیگردم
مهرداد گفت کاشکی قم زندگی میکردی بنظرم رفیقای خوبی می شدیم و پاهام مدام چشم تو چشم میکرد
چند دقیقه ای گذشت تا اینکه رفت تو اتاق و یه حوله آورد و گفت بیا برو یه دوش بگیر تا منم اینجا رو جمع کنم و یه قلیون دیگه بزارم
رفتم حموم و دوش گرفتم و خودمو خشک کردم
حوله قدی بود و گفتم مهرداد من لباس راحتی ندارم
اونم بهم یه شلوارک داد و یه رکابی
خودشم رفت و لباسشو پوشید
وقتی از اتاق اومد بیرون از لباسش یکمی تعجب کردم ولی به روی خودم نیاوردم
یه شورتک فسفری فقط پاش بود و چیزی تنش نبود
چقدر سفید و گوشتی بود
به خنده بهش گفتم دهنت سرویس چه سفیدی
اونم خندید و گفت چشم چرونی نکن من پسرماااا
گفتم آخه داداش اون شرتکت احیانا دخترونه نیست
گفت خیلی بیشعوری اینا اسپرته و زدیم زیر خنده
بدن سفید و تو پری داشت و وسطای قلیون کشیدنمون گفتم خونت خیلی گرمه و منم رکابیمو درآوردم
اونم خندید و گفت یا خدااااا چشم قشنگ لخت شد
یکمی گذشت تا اینکه گفت احسان تو با این چشمات فک کنم دوست دختر زیاد داری. . منم زدم زیر خنده و گفتم نه بابا هیچ دختری با راننده اسنپ رفیق نمیشه مگر اینکه بخواد مفتی جابجا بشه
گفتم تو چطور؟
اونم گفت من که با این قیافه باید حواسم به خودم باشه جای دختر بلندم نکنن
تو مستی همه چی میگفتیم و میخندیدیم
با اینکه بچه پررویی بودم ولی وقتی تو چشمام زل میزد خجالت میکشیدم
کم کم حرفمون وارد فاز سکس شد و ازم پرسید تا حالا چندتا دختر کردی منم به دروغ گفتم هفت هشت تایی بوده و الکی تعریف میکردم که چجوری مخشونو زدم یا چجوری کردمشون
مهرداد به خنده گفت دهنت سرویس یجوری تعریف میکنی کیرآدم بلند میشه و گفت پسر چطور؟
یکم هنگ کردم و گفتم نه تا حالا نکردم و گفتم تو چطور
گفت من چندتایی کردم
با خنده گفتم اوه اوه خطری شدی
نکنه منم آوردی امشب ترتیب منو بدی. . اونم خندید و گفت شایدم برعکس. . .
تو مستی شروع کرده بودیم با هم شوخیای سکسی میکردیم تا اینکه مهرداد گفت پایه ای یه پسر جور کنم واسه امشب. . گفتم آخه من تا حالا پسر نکردم البته بچگی شوخی شوخی انگولک می کردیم همو ولی خبری از کردن نبود. . مهرداد گفت یعنی پسر بکنی دیگه سراغ دختر نمیری. . . گفتم خب عکسشو داری ببینم. . . یکم گوشیشو زیر و رو کرد و گفت نشونت میدم ولی بی جنبه بازی در نیاری بلند شی بری. . . گفتم نه بابا اتفاقا چند وقته دلم سکس میخواد الان سوراخ دیوارم باشه میکنم
گوشیشو بهم داد عکس یه پسر خوشگل بود و خودشم کنارش بود. . گفتم خوشگله بگو بیاد. . . به خنده گفت کدومشون. . . گفتم خب پسره دیگه. . . گفت اون که کنارشه چی و زد زیر خنده. . . منم با خنده گفتم اوه اون خطریه. . گفت میخوای اونو واست جور کنم و زل زد تو چشام. . یه جورایی هنگ کردم. . . داشت یه جورایی بهم میگفت منو بکن
الکی خندیدم و جوابی نداشتم بدم
خودشو نزدیکتر کرد و دستمو گرفت و گفت بهت قول میدم یه جوری حال کنی که هیچ دختری بهت حال نداده باشه. . .
زل زده بود تو چشام و صورتشو آورد جلو و آروووم لبشو گذاشت روی لبم و آروم هلم داد عقب تا بخوابم
چه لب داغی داشت و چقدر لبش گوشتی و قرمز بود
زبونمو کشید تو دهنش و دستشو برد تو شلوارکم و کیرمو گرفت و در گوشم گفت بالاخره مختو زدم
رکابیمو از تنم درآورد و سینمو خورد و با بوس کردن رفت سراغ کیرم
شلوارمو از پام درآورد. . یکمی خجالت میکشیدم. . تا حالا دست پسر بهم نخورده بود. . کیرمو گرفت و نگاش کرد. . سایزم بزرگ نبود. . . 14 بود ولی اون گفت چه کیر خوشگلی داری و چند تا بوس از سر کیرم گرفت و تا ته کردش تو دهنش
راست میگفت یه جوری ساک میزد و کیرمو میمکید که انگار جونمو داشت میکشید بیرون. . . بعد تخمامو کرد تو دهنش و همزمان واسم جق میزد
ربع ساعتی داشت واسم میخورد که یهو گفتم داره آبم میاد اما اون با گاز گرفتن نوک کیرم آبمو برگردوند و نیومد. . گفت فک کردی میزارم به این راحتی آبت بیاد و همه چی تموم شه
نمیدونی کجا اومدی امشب سه راند آبتو میکشم
یکم اومد دوباره روی سینم. . گاهی هم گردنمو میخورد. . حتی لاله گوشمو میک میزد و دوباره برمیگشت روی کیرم
چهل دقیقه ای با چندتا پوزیشن واسم ساک زد. . گاهی من رو بودم و تو دهنش تلمبه میزدم. . گاهی اون رو بود
گاهی روی مبل می نشستم و اون پایین مبل لای پام بود
تا بالاخره برای بار چندم نزدیک بود ارضا بشم
کاری کرد که تعجب کردم. . . بهش گفتم مهرداد آبم داره میاد و اونم نوک کیرمو کرد تو دهنش و با دست واسم جق میزد تا اینکه آبم اومد و اونم شروع کرد میک زدن و قورت داد. . . اینکارش واقعا دیوونم کرده بود. . راست میگفت، هیچ دختری اینکارو نمیکنه ولی اون با کمال میل داشت آبمو میخورد
بعد چند دقیقه اومد و بغلم کرد و گفت چطور بود چشم قشنگم
گفتم راست میگفتی تا حالا با کسی اینطوری حال نکرده بودم
بعد سکسمون رفتیم تو تخت دونفرش و کنارش دراز کشیدم
بهش گفتم انگار تو یه خوابم. . .
یه نگاهی تو چشمام کرد و گفت قول میدی وقتی از اینجا میری بازم بیای
گفتم به نظرم تو بهترین آدمی هستی تو سکس که میشه باهات ارتباط داشت ولی تو هم دوست داری من بیام. . . گفت دیوونه من از خدامه مخصوصا که هم خوشگلی هم بی جنبه نیستی
یک ساعت حرف زدیم و متوجه شدم مهرداد رو تو دوران 16 سالگی یه راننده تاکسی مخشو زده بوده و کرده بودش
موقع تعریف دستشم گذاشته بود روی کیرم و با روغن داشت واسم میمالید
خاطراتی که تعریف میکرد به حدی حشریم میکرد که منم کونشو چنگ زدم و گفتم دلم اینم میخواد
گفت اونم به موقعش
دوست دارم حسابی آبتو بکشم که تو کونم زیاد تلمبه بزنی و شروع کرد دوباره واسم خوردن
دست منم رفت و گفت بدت نمیاد کیر منم بمالی. . . گفتم نه چرا باید بدم بیاد. . فقط روم نمیشد بهت بگم
دست کردم زیر شرتکش و کیر شق شدشو گرفتم. . خیلی کوچیک بود شرتشو درآورد که راحت باشم
منم نگاه کیرش کردم. . چه کوچولو و صورتی بود. . خودش گفت میدونم کوچولوعه ولی دست کم نگیرش. . . خندیدمو گفتم مگه چقدر فرقشه با کیر من فوقش واسه تو 12 سانته واسه من 14
منم دستمو با روغن چرب کردم و شروع کردم واسش جق زدن
چند دقیقه ای گذشت و داشتیم کیر همو میمالیدیم که گفت بسه الان آبم میاد. . نمیخام حشرم بخوابه
منم خوابیدم و مهرداد اومد لای پام و شروع کرد خوردن کیرم
از بالای کیرم تا سوراخ کونمو لیس میزد و میخورد و میگفت بدن خوبی داری. . . حس باحالی بود و یکمی هم خجالت. . تا حالا کسی کونمو لیس نزده بود اما اون هم کونمو میخورد هم واسم جق میزد و گاهی هم ماساژم میداد
به خنده گفتم نکنه میخوای منو بکنی؟
اونم خندید و گفت نه دیونه من خودم کونیم اگه میخوای بدی بگم یکی بیاد دوتامونو بکنه
گفتم قربونت بزار کونم آکبند بمونه. . . خیلی خوب ماساژ میداد طوری که در عرض نیم ساعت بدون اینکه بخوام بگم آبم پاشید تو صورتش. . .
مهرداد گفت واای چقدر پاشید بالا طوری که رفت تو چشمام. . منم ازش معذرت خواهی کردم و گفتم انقدر داغ بودم نتونستم خودمو بگیرم
با آبم همونطور روی کیرم شروع کرد مالیدن و بعدش با دستمال هم صورتشو پاک کرد هم کیر منو و بعد خوابیدیم کنار هم
انقدر خسته بودم و مست که نفهمیدم کی خوابم برد و صبح با صدای مهرداد از خواب بلند شدم
تو تهران اسنپ درآمد خوبی داشت و تقریبا همه جور آدمی به پستم میخورد
ولی معمولا به خاطر اینکه استهلاک ماشینم کمتر بشه سفر بین شهری بیشتر میگرفتم و اون روز از فرمانیه یه مسافر بهم خورد تا قم
قیمت خوبی بود مخصوصا اینکه شب بود و تو اون گرمای تابستون هوا توی شب بهتر بود
رفتم و سوارش کردم
یه پسر تقریبا همسن خودم که حسابی به خودش رسیده بود و یکمی افاده ای حرف میزد ولی واسم مهم نبود چون تو این مدت هزار رنگ آدم رو رسونده بودم
نشست عقب و راه افتادیم
زیاد حرف نمیزد و بیشتر سرش تو گوشیش بود ولی گاهی متوجه نگاه کردنش از طریق آینه میشدم طوری که با هم چشم تو چشم میشدیم
وسطای راه بهم گفت میشه بایستی تا برم دستشویی و یکمی خوراکی بخرم
ایستادم و رفت و چند دقیقه بعد با کلی خرت و پرت برگشت و اینبار اجازه گرفت و گفت میشه بشینم جلو
بهش گفتم آره مشکلی نیست
چیپس و پفک و تنقلات خریده بود و مدام بهم تعارف میکرد اما از اونجا که معمولا راننده های اسنپ از اینکارا نمیکنند منم گفتم میل ندارم اما به اصرار اون چند تا تخمه و یکم پفک برداشتم
زبونش باز شده بود و حسابی داشت حرف میزد
یه جورایی با مزه بود صحبت کردنش و تونسته بود اعتمادمو جلب کنه. . . منم حسابی از تنقلاتش خوردم و کلی با هم گرم گرفتیم
چیزی که نظرمو جلب کرد تعریفش از من بود و میگفت چشمای خوشگلی داری. . یه جورایی راست میگفت و اینو خودمم میدونستم
در مورد خیلی چیزا حرف زدیم از قلیون تا مشروب تا محل زندگیمون و فهمیدم که تنها تو یه آپارتمان زندگی میکنه
انقدر تو اون چند ساعت صمیمی شدیم که حتی موز واسم باز کرد و گفت پشت فرمونی و یهو تصادف میکنی و بهم داد منم خندیدمو گفتم یاد مامانم انداختیم اونم همینو میگه
خلاصه کم کم نزدیک خونش شدیم بهم گفت پایه قلیون هستی منم از اونجایی که حسابی عاشق قلیون بودم موافقت کردم و گفت خب منو برسون خونه تا وسایلم رو بزارم بعد بریم یه کافه
رسوندمش و کوله پشتی شو برد تو خونه و برگشت
گفت یه پیشنهاد بدم؟
من قلیون دارم اگه دوست داری بریم بشینیم بالا و یه قلیون بکشیم
یکمی میترسیدم اما از اونجایی که کلا به شکل و قیافش نمیخورد گفتم باشه بزار ماشینو پارک کنم و رفتیم بالا
نسبت به مجرد بودنش خونه خوبی داشت و همه چیز لوکس بود
نشستم و با شربت ازم پذیرایی کرد
به شوخی بهش گفتم خفتم نکنی و کلیه مو در بیاری
اونم خندید و گفت نه من کلیه دوست ندارم ولی شاید یه جای دیگه رو دربیارم
پسر باحالی بود. . . گفتم من احسانم اسم تو چیه
گفت من مهردادم
یکمی حرف زدیم و بلند شد قلیون رو گذاشت و گفت تا ذغالش بگیره من یه دوش بگیرمو بیام
چقدر راحت بهم اعتماد کرد و رفت حموم. . معمولا این حرکات تو تهران قفله و مهرداد با این کارش اعتمادمو بیشتر جلب کرد
از حموم که دراومد یه حوله قدی تنش بود و چیزی که برای من جلب توجه میکرد مچ پاهاش بود که سفیده سفید بود و حتی یه دونه مو هم نداشت
به خنده بهش گفتم تو هم که مث خودم بدنت شیو خدایی هست
خندید و گفت نه باباااا من بخاطر اینکه باشگاه می رفتم لیزر کردم. . . باشگاه رو ول کردم ولی مطب لیزره ول کنم نیست
قلیون رو چاق کرد و آورد چایی هم گذاشته بود. . . گوشیشو برداشت و گفت خب شام چی میخوری؟
گفتم نه بابا من برمیگردم خونه شام میخورم اما به اصرار اون دوتا پیتزا سفارش داد
کلی حرف زدیم و احساس میکردم سالهاست میشناسمش
خودشم همینو مدام میگفت و جالب بود که انقدر باهم راحت بودیم
من از مسافرای اسنپ میگفتم و اونم از اطرافیانش
پیتزا رو آوردن و میز شام رو با هم چیدیم
بهم گفت مشروب میخوری
مدتها بود نخورده بودم بهش گفتم کم میخورم تا بتونم پشت فرمون بشینم و برگردم
شراب باحالی بود از طعمش معلوم بود کهنست و میگفت خودش انداخته منم باهاش شوخی میکردم و میگفتم عه مهرداد چرا برقا رفت اونم میخندید و میگفت دیوونه شراب که کور نمیکنه
چندتا استکان شراب خوردم و حس میکردم خیلی منو گرفته
بهش گفتم دهنت سرویس من روی ابرا هستم. . چجوری برگردم حالا
اونم از اونجایی که مست بود گفت میپره نترس
حسابی مست بودیم
بهم گفت پایه ای حسابی مست کنیم فوقش امشب رو بمون و فردا برو
نمیدونم بخاطر مستی بود یا بخاطر طعم شرابش که چند تا استکان دیگه هم خوردیم و رفتیم کنار
مهرداد که حسابی مست بود به جای اسمم بهم میگفت چشم قشنگ و حسابی پایه شوخی و تعریف و خندمون به راه بود
دیگه قید برگشتن خونه رو زده بودم و به مامانم پیام دادم مسافر آوردم قم و توی راه خوابم گرفته صبح برمیگردم
مهرداد گفت کاشکی قم زندگی میکردی بنظرم رفیقای خوبی می شدیم و پاهام مدام چشم تو چشم میکرد
چند دقیقه ای گذشت تا اینکه رفت تو اتاق و یه حوله آورد و گفت بیا برو یه دوش بگیر تا منم اینجا رو جمع کنم و یه قلیون دیگه بزارم
رفتم حموم و دوش گرفتم و خودمو خشک کردم
حوله قدی بود و گفتم مهرداد من لباس راحتی ندارم
اونم بهم یه شلوارک داد و یه رکابی
خودشم رفت و لباسشو پوشید
وقتی از اتاق اومد بیرون از لباسش یکمی تعجب کردم ولی به روی خودم نیاوردم
یه شورتک فسفری فقط پاش بود و چیزی تنش نبود
چقدر سفید و گوشتی بود
به خنده بهش گفتم دهنت سرویس چه سفیدی
اونم خندید و گفت چشم چرونی نکن من پسرماااا
گفتم آخه داداش اون شرتکت احیانا دخترونه نیست
گفت خیلی بیشعوری اینا اسپرته و زدیم زیر خنده
بدن سفید و تو پری داشت و وسطای قلیون کشیدنمون گفتم خونت خیلی گرمه و منم رکابیمو درآوردم
اونم خندید و گفت یا خدااااا چشم قشنگ لخت شد
یکمی گذشت تا اینکه گفت احسان تو با این چشمات فک کنم دوست دختر زیاد داری. . منم زدم زیر خنده و گفتم نه بابا هیچ دختری با راننده اسنپ رفیق نمیشه مگر اینکه بخواد مفتی جابجا بشه
گفتم تو چطور؟
اونم گفت من که با این قیافه باید حواسم به خودم باشه جای دختر بلندم نکنن
تو مستی همه چی میگفتیم و میخندیدیم
با اینکه بچه پررویی بودم ولی وقتی تو چشمام زل میزد خجالت میکشیدم
کم کم حرفمون وارد فاز سکس شد و ازم پرسید تا حالا چندتا دختر کردی منم به دروغ گفتم هفت هشت تایی بوده و الکی تعریف میکردم که چجوری مخشونو زدم یا چجوری کردمشون
مهرداد به خنده گفت دهنت سرویس یجوری تعریف میکنی کیرآدم بلند میشه و گفت پسر چطور؟
یکم هنگ کردم و گفتم نه تا حالا نکردم و گفتم تو چطور
گفت من چندتایی کردم
با خنده گفتم اوه اوه خطری شدی
نکنه منم آوردی امشب ترتیب منو بدی. . اونم خندید و گفت شایدم برعکس. . .
تو مستی شروع کرده بودیم با هم شوخیای سکسی میکردیم تا اینکه مهرداد گفت پایه ای یه پسر جور کنم واسه امشب. . گفتم آخه من تا حالا پسر نکردم البته بچگی شوخی شوخی انگولک می کردیم همو ولی خبری از کردن نبود. . مهرداد گفت یعنی پسر بکنی دیگه سراغ دختر نمیری. . . گفتم خب عکسشو داری ببینم. . . یکم گوشیشو زیر و رو کرد و گفت نشونت میدم ولی بی جنبه بازی در نیاری بلند شی بری. . . گفتم نه بابا اتفاقا چند وقته دلم سکس میخواد الان سوراخ دیوارم باشه میکنم
گوشیشو بهم داد عکس یه پسر خوشگل بود و خودشم کنارش بود. . گفتم خوشگله بگو بیاد. . . به خنده گفت کدومشون. . . گفتم خب پسره دیگه. . . گفت اون که کنارشه چی و زد زیر خنده. . . منم با خنده گفتم اوه اون خطریه. . گفت میخوای اونو واست جور کنم و زل زد تو چشام. . یه جورایی هنگ کردم. . . داشت یه جورایی بهم میگفت منو بکن
الکی خندیدم و جوابی نداشتم بدم
خودشو نزدیکتر کرد و دستمو گرفت و گفت بهت قول میدم یه جوری حال کنی که هیچ دختری بهت حال نداده باشه. . .
زل زده بود تو چشام و صورتشو آورد جلو و آروووم لبشو گذاشت روی لبم و آروم هلم داد عقب تا بخوابم
چه لب داغی داشت و چقدر لبش گوشتی و قرمز بود
زبونمو کشید تو دهنش و دستشو برد تو شلوارکم و کیرمو گرفت و در گوشم گفت بالاخره مختو زدم
رکابیمو از تنم درآورد و سینمو خورد و با بوس کردن رفت سراغ کیرم
شلوارمو از پام درآورد. . یکمی خجالت میکشیدم. . تا حالا دست پسر بهم نخورده بود. . کیرمو گرفت و نگاش کرد. . سایزم بزرگ نبود. . . 14 بود ولی اون گفت چه کیر خوشگلی داری و چند تا بوس از سر کیرم گرفت و تا ته کردش تو دهنش
راست میگفت یه جوری ساک میزد و کیرمو میمکید که انگار جونمو داشت میکشید بیرون. . . بعد تخمامو کرد تو دهنش و همزمان واسم جق میزد
ربع ساعتی داشت واسم میخورد که یهو گفتم داره آبم میاد اما اون با گاز گرفتن نوک کیرم آبمو برگردوند و نیومد. . گفت فک کردی میزارم به این راحتی آبت بیاد و همه چی تموم شه
نمیدونی کجا اومدی امشب سه راند آبتو میکشم
یکم اومد دوباره روی سینم. . گاهی هم گردنمو میخورد. . حتی لاله گوشمو میک میزد و دوباره برمیگشت روی کیرم
چهل دقیقه ای با چندتا پوزیشن واسم ساک زد. . گاهی من رو بودم و تو دهنش تلمبه میزدم. . گاهی اون رو بود
گاهی روی مبل می نشستم و اون پایین مبل لای پام بود
تا بالاخره برای بار چندم نزدیک بود ارضا بشم
کاری کرد که تعجب کردم. . . بهش گفتم مهرداد آبم داره میاد و اونم نوک کیرمو کرد تو دهنش و با دست واسم جق میزد تا اینکه آبم اومد و اونم شروع کرد میک زدن و قورت داد. . . اینکارش واقعا دیوونم کرده بود. . راست میگفت، هیچ دختری اینکارو نمیکنه ولی اون با کمال میل داشت آبمو میخورد
بعد چند دقیقه اومد و بغلم کرد و گفت چطور بود چشم قشنگم
گفتم راست میگفتی تا حالا با کسی اینطوری حال نکرده بودم
بعد سکسمون رفتیم تو تخت دونفرش و کنارش دراز کشیدم
بهش گفتم انگار تو یه خوابم. . .
یه نگاهی تو چشمام کرد و گفت قول میدی وقتی از اینجا میری بازم بیای
گفتم به نظرم تو بهترین آدمی هستی تو سکس که میشه باهات ارتباط داشت ولی تو هم دوست داری من بیام. . . گفت دیوونه من از خدامه مخصوصا که هم خوشگلی هم بی جنبه نیستی
یک ساعت حرف زدیم و متوجه شدم مهرداد رو تو دوران 16 سالگی یه راننده تاکسی مخشو زده بوده و کرده بودش
موقع تعریف دستشم گذاشته بود روی کیرم و با روغن داشت واسم میمالید
خاطراتی که تعریف میکرد به حدی حشریم میکرد که منم کونشو چنگ زدم و گفتم دلم اینم میخواد
گفت اونم به موقعش
دوست دارم حسابی آبتو بکشم که تو کونم زیاد تلمبه بزنی و شروع کرد دوباره واسم خوردن
دست منم رفت و گفت بدت نمیاد کیر منم بمالی. . . گفتم نه چرا باید بدم بیاد. . فقط روم نمیشد بهت بگم
دست کردم زیر شرتکش و کیر شق شدشو گرفتم. . خیلی کوچیک بود شرتشو درآورد که راحت باشم
منم نگاه کیرش کردم. . چه کوچولو و صورتی بود. . خودش گفت میدونم کوچولوعه ولی دست کم نگیرش. . . خندیدمو گفتم مگه چقدر فرقشه با کیر من فوقش واسه تو 12 سانته واسه من 14
منم دستمو با روغن چرب کردم و شروع کردم واسش جق زدن
چند دقیقه ای گذشت و داشتیم کیر همو میمالیدیم که گفت بسه الان آبم میاد. . نمیخام حشرم بخوابه
منم خوابیدم و مهرداد اومد لای پام و شروع کرد خوردن کیرم
از بالای کیرم تا سوراخ کونمو لیس میزد و میخورد و میگفت بدن خوبی داری. . . حس باحالی بود و یکمی هم خجالت. . تا حالا کسی کونمو لیس نزده بود اما اون هم کونمو میخورد هم واسم جق میزد و گاهی هم ماساژم میداد
به خنده گفتم نکنه میخوای منو بکنی؟
اونم خندید و گفت نه دیونه من خودم کونیم اگه میخوای بدی بگم یکی بیاد دوتامونو بکنه
گفتم قربونت بزار کونم آکبند بمونه. . . خیلی خوب ماساژ میداد طوری که در عرض نیم ساعت بدون اینکه بخوام بگم آبم پاشید تو صورتش. . .
مهرداد گفت واای چقدر پاشید بالا طوری که رفت تو چشمام. . منم ازش معذرت خواهی کردم و گفتم انقدر داغ بودم نتونستم خودمو بگیرم
با آبم همونطور روی کیرم شروع کرد مالیدن و بعدش با دستمال هم صورتشو پاک کرد هم کیر منو و بعد خوابیدیم کنار هم
انقدر خسته بودم و مست که نفهمیدم کی خوابم برد و صبح با صدای مهرداد از خواب بلند شدم
نوشته: احسان تپل
11 پاسخ به “درد و لذت (۱)”
خیلی خوب و روون بود،بازم بنویس
سکسی بودش لایک
خوب بود هیچ راننده ای باخت نمیده
خوب بود بقیه شو بنویس
احسان تپل عزیز ؛
خیلی خوب و عالی و روان نوشتی بی نقص و بی غلط ، حتما ادامه بده
توصیفت قشنگبود
ادامشو بنویس
عالی ادامه بده
چرا ادامشو نمینویسی
چرا ادامشو نمینویسی ؟