سلام من پدرامم ظاهر و وضع مالی خوبی دارم و به مدیریت و توسعه کسب و کارهای آنلاین کمک میکنم
دختر قصه ما زهرا ۲۵ساله با قد۱۵۶/۷ و اندامی باربی بود و سعی میکرد اداهای مذهبیش رعایت کنه مثل لبنانی ها لباس می پوشید و ۔۔۔ یه ۶ماه از ارتباط ما گذشته بود همش درحال راحت تر رفتار کردن بود و به صمیمیت نسبی رسیده بودیم تا یه روز که جلسه داشتیم رفتم دفترش (یه آپارتمانه که توش کارم میکنه) آرایش کرده بود و برعکس بقیه روزها زیر دامن بلندش جوراب شلواری نپوشیده بود و اون کت جین کوتاهش دکمههاش تا رسید باز کرد یه تاپ که چه عرض کنم عملا یه سوتین زیرش بود چون نصف سینه و شکمش کامل معلوم بود و بهونهش هوای گرم بود
وقتی پاش و رو پاش مینداخت ساق سفید پاهای کوچولوش معلوم بود و راستش منم حشری شده بودم کیرم بزرگ بود و نمیشد پنهونش کنم اونم قصدش همین بود ، برق رفت بعد نیم ساعت کت جینش در اورد گفت واقعا گرمه ۔۔۔ گفتم چیزی شده؟عجیب شده بود؟اومد کنارم رو کاناپه نشست گفت هرکار بگی میکنم چطوری بهت بفهمونم دوست دارم؟ (تایپ من نبود۔۔۔) دستش رو پام بود سرمون نزدیک هم شد لب گرفتیم کم کم لخت شدیم و بمال بمال کیرمو از تو شورتم در اورد گفت چه بزرگه شروع به ساک زدن کردن بعد دو سه دقیقه گفتم بسه پاهاشو گرفتم بالا شروع به لیسیدن کردم تو حال خودش نبود کیرمو رو کصش میکشیدم با یه فشار فرو کردم پاهاش تقریبا رو شونهم بود تلمبه میزدم آه و نالهش در اومده بود و بهش گفتم داگ استایل شه اون کون کوچولوش حشری ترم کرده بود موقع تلمبه گاهی موهاشو میکشیدم اسپنک میزدم یهو کیرم کشیدم بیرون میکردم تو چندتا تقه محکم زدم که ارضا شد چند قطره خون رو کیرم بود که اهمیت ندادم نمیدونم چی به سرم زد یهو کردم تو سوراخ کونش نفسش رفت حتی نمیتونست جیغ بزنه بعد یکی دو دقیقه تلمبه زدن تو کونش ارضا شدم
رفتیم حموم داشتیم خودمون میشستیم که از پشت بهم چسبید خیلی کوتاه تر از من بود کیرم به کونش نمیچسبید اما سعی میکرد مثلا حشریم کنه برگردوندمش لب گرفتم گفتم باز میخوای؟نشستم رو زمین نشست رو کیرم بالا پایین میرفت نمیدونم چند دقیقه شده بود که باهم ارضا شدیم از شانس کیری ریخت توش بعد خشک کردن خودمون گفتم شبه دیگه بیا برسونمت راه افتادیم داروخانه دوتا قرص بهش دادم و گذشت
دختر قصه ما زهرا ۲۵ساله با قد۱۵۶/۷ و اندامی باربی بود و سعی میکرد اداهای مذهبیش رعایت کنه مثل لبنانی ها لباس می پوشید و ۔۔۔ یه ۶ماه از ارتباط ما گذشته بود همش درحال راحت تر رفتار کردن بود و به صمیمیت نسبی رسیده بودیم تا یه روز که جلسه داشتیم رفتم دفترش (یه آپارتمانه که توش کارم میکنه) آرایش کرده بود و برعکس بقیه روزها زیر دامن بلندش جوراب شلواری نپوشیده بود و اون کت جین کوتاهش دکمههاش تا رسید باز کرد یه تاپ که چه عرض کنم عملا یه سوتین زیرش بود چون نصف سینه و شکمش کامل معلوم بود و بهونهش هوای گرم بود
وقتی پاش و رو پاش مینداخت ساق سفید پاهای کوچولوش معلوم بود و راستش منم حشری شده بودم کیرم بزرگ بود و نمیشد پنهونش کنم اونم قصدش همین بود ، برق رفت بعد نیم ساعت کت جینش در اورد گفت واقعا گرمه ۔۔۔ گفتم چیزی شده؟عجیب شده بود؟اومد کنارم رو کاناپه نشست گفت هرکار بگی میکنم چطوری بهت بفهمونم دوست دارم؟ (تایپ من نبود۔۔۔) دستش رو پام بود سرمون نزدیک هم شد لب گرفتیم کم کم لخت شدیم و بمال بمال کیرمو از تو شورتم در اورد گفت چه بزرگه شروع به ساک زدن کردن بعد دو سه دقیقه گفتم بسه پاهاشو گرفتم بالا شروع به لیسیدن کردم تو حال خودش نبود کیرمو رو کصش میکشیدم با یه فشار فرو کردم پاهاش تقریبا رو شونهم بود تلمبه میزدم آه و نالهش در اومده بود و بهش گفتم داگ استایل شه اون کون کوچولوش حشری ترم کرده بود موقع تلمبه گاهی موهاشو میکشیدم اسپنک میزدم یهو کیرم کشیدم بیرون میکردم تو چندتا تقه محکم زدم که ارضا شد چند قطره خون رو کیرم بود که اهمیت ندادم نمیدونم چی به سرم زد یهو کردم تو سوراخ کونش نفسش رفت حتی نمیتونست جیغ بزنه بعد یکی دو دقیقه تلمبه زدن تو کونش ارضا شدم
رفتیم حموم داشتیم خودمون میشستیم که از پشت بهم چسبید خیلی کوتاه تر از من بود کیرم به کونش نمیچسبید اما سعی میکرد مثلا حشریم کنه برگردوندمش لب گرفتم گفتم باز میخوای؟نشستم رو زمین نشست رو کیرم بالا پایین میرفت نمیدونم چند دقیقه شده بود که باهم ارضا شدیم از شانس کیری ریخت توش بعد خشک کردن خودمون گفتم شبه دیگه بیا برسونمت راه افتادیم داروخانه دوتا قرص بهش دادم و گذشت
ولی دیگه هیچوقت باهاش تنها نشدم دلیلش این بود ازین مذهبی ادایی ها میترسم از ایدز خطرناکترن
نوشته: پدرامی
10 پاسخ به “دختر مذهبی، تشنهی کیر”
اخیرا طبق نوشته های شما دختر هایی مذهبی هم جنده شدن حالا به اونجاش کاری ندارممن نمیدونم اینکه همه اینجا میگن کیرم اینقدره اونقدره و وقتی جلوی زن ها یا کونی ها باز میکنن میگن اوه چقدر بزرگهنمیدونم مال شوهرم نصف این نمشههمه که اینقدر سایز بزرگن پس چرا میانگین ایران 11 هست 🤔🤔
سایت پر شده از داستانهای پشم خری
کسکش جقی حیله درد زایمان که واسه تو کشیدند
کفر نعمت از کفت بیرون کند
چرندیات حاصل مصرف همزمان روغن بنفشه و شیره
کیری
در پاسخ به کامنت اولشوور شوما یه تنه میانگین کل ایرانو آورده پایین ساعت 9 شب بزارش سر کوچه یه جدیدشو از بکن تو وردار ، چرا جای دور خودم هستمهرکی دیده پسندیده
پسر چونی گوینده ی قصه ی ما، کی رم تا ناف تو ماتحتت
دختر مذهبی قصه تو دختر نبود، یه سیبیل کیرکلفت بود و نهاد به غین گشادت و بسختی گاییدت، بعدش تو هم خوشت اومدو تصمیم گرفتی داستانو با کمی تغییر بنویسی که البته همه اصل مطلبو گرفتن
بانوی درهمین فضا داستانی تعریف کرده بودند که درمیانه داستان (نقل به مضمون ) فرمودند که فرهاد هم مانند سایر پسرهای کونی کافی بود برای سوژه خنده کردنش با سایه بگویم وای عجب ک بزرگی داری و ان اسکول هم خردر چمن بخواندالبته واسه ما که هسته خرماس ولی از بس تریک زدن رو این مقوله دیگه با هوشمندی دوستان چیز کلفت چیز میکنند بانوان