دختر عموی حشری من

سلام خدمت کاربران بکن تو اولین داستانی هست که می‌نویسم ببخشید اگه خوب نبود
خب شروع کنم از اونجایی که داستان برمیگرده ۵ سال پیش
من (علی) و دختر عموم هلنا
روزی که قرار بود فرداش پسر عموم به دنیا بیاد ( عموی دیگه که به این دخترعمو ربطی ندارد ) همه رفتیم خونه مادربزرگم
فرداش شد همه رفتن بیمارستان جز من و این دختر عموم چند ساعت گذشته بود دختر عموم خواب بود و منم داشتم با گوشی ور میرفتم که زنگ زدن گفتن زن عمو رو باید ببریم بیمارستان استان و همه میرن و شاید تا فردا اونجا باشیم
همه رفتن و من موندم و این دختر عمو هلنا
خواب بود و قمبل کرده بود یه شلوارک آبی با یه تیشرت پوشیده بود حشرم زد بالا رفتم پشتش دراز کشیدم ، شروع کردم خودمو بهش مالیدن از رو شلوار کیرمو به کونش میمالیدم یکم تکون خورد ترسیدم رو به پشت خوابید
رفتم کیرمو در آوردم از رو شلوار اون میمالیدم به کصش
کصی داشت که نگو هلووو تپل تپل
تکون نمی خورد منم جرات کردم تیشرتشو دادم بالا سینه هاشو تازه داشت رشد میکرد کوچیک بود گرفتم تو دستم کمی مالیدم
بعدش اومدم پایین شلوارشو تا زانوش کشیدم پایین داشتم کیرمو بهش میمالیدم که دیدم داره نگاهم می‌کنه و از اول بیدار بوده
پاشد لخت شد لب گرفتیم ، رفت روغن آورد گفت فقط از عقب
درازش کردم انقد کصشو خوردم که ارضا شد اونم چه ارضایی
پاشد یکم کیرمو خورد ولی دندون میزد
داگی شد روغن مالیدن به سوراخ کونش و کیر خودم با انگشتم سوراخشو باز کردم اول یه انگشت تا ته کردم که آخ و اوخ میکرد دومین انگشت رو کردم توش که دیگه جیغ میزد ولی می‌گفت بکن یواش یواش کلاهک کیرمو کردم توش که داشت ناله میکرد
دردش که کم شد شروع کردم تلمبه زدن انقدر تلمبه زدم که آبم اومد و ریختم تو کونش خلاصه اون روز ۲ بار سکس کردیم باهم حموم کردیم
روز بعدش تا شب تنها بودیم ۳ بار سکس کردیم بعدش خانواده ها اومدن و از اون به بعد یکی دو سال خیلی کم سکس میکردیم بیشتر تنها بودیم برا هم می‌خوردیم اما دیگه رفتن یه شهر دیگه و هر وقت میان برا هم میخوریم بزرگ تر شده کصش ۳ برابر شده لامصب
آنلاین هم هستیم و سکس چت میکنیم
اگه جق زدی نوش جونت

نوشته: علی

بازدید 3,604

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

5 پاسخ به “دختر عموی حشری من”

  1. همین مونده با کس گفتن یه کونی جق بزنیم دو تا بچه رو گذاشتن و همه خانوادها رفتن برای زایمان یا تو کسخلی یا خانواده تون

  2. با یه داستان تخمی تخیلی کی جق میزنه آخه ابله!؟؟مگه شاهزاده ادوارد میخواست دنیا بیاد که کل فامیل همراه زائو رفتن برا زاییدن!؟مگه اینکه اون بچه بازار مشترک بوده باشه با چند پدر، تازه در اینصورت زنها کجا رفتن و خونه رو خالی گذاشتن، اونم با بودن یه دختر و پسر نوجوان تو خونه!!

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید