دختر عمه‌ی کیر ندیده

سره خاک که دیدمش اصلا نشناختمش تا اینکه رفتیم خونه اومد جلو احوالپرسی چطوری پسر دایی فهمیدم سمیه است آخرین باری ک دیده بودمش دخترش کلاس اول بود و خیلی ام ناز و شیطون بود خودش خیلی چهرش عوض شده بود بعداً که مامانم بهم گفت دونستم بینی و گونه و کل صورتشو عوض کرده خیلی داف شده بود یه شوهر پخمه داشت که فقط ۷سال بود داشت امتحان گواهینامه میداد و قبول نمیشد سمیه ۴۰سالشه با قد بلند که تو فامیل معروف بود برعکس شوهرش که خیلی قد کوتاه بود ۱۵سالی بود ازدواج کرده بود و شهرستان بود منم ۳۰سالمه و ۱۰سالع بخاطر شغلم تهرانم مدتی گذشت تا من برا مراسم چهلم پسر عموم اومدم شهرستان و همون شب سمیه منو فالو کرد و این شد جرقه رابطمون استوری ک میذاشتم ریپلای میکرد قربون پسر دایی جذابم برم و این حرفا چند باری ام گفت چرا ازدواج نمیکنی و کسی و زیر سر داری و…‌ منم احساس میکردم فقط از سر فوضولی و این چیزاس و اهمیتی ندادم گفت قراره با حسین بیایم تهران برا دکتر شاید مزاحمت شدیم گفتم خدا بد نده گفت نه برا عمل زیبایی بلدی این آدرس و گفتم آره بیاین باهم میریم ،شبی ک قرار بود راه بیوفتن بیان سمیه گفت حسین نتونست بیاد بهش مرخصی ندادن اگه زحمتی نیست صبح میدون آزادی بیا دنبالم گفتم باشه رفتم دنبالش وقتی دیدمش پرام ریخت کسی ک شهرستان چادر میپوشید الان تهران ک رسیده یه لباس جذب پوشیده و ی پاشنه بلند پوشیده با اون قدی که داشت همه رو خیره کرده بود یه لحظه زبونم بند اومد صدای رضا رضا گفتن به گوشم رسید و به خودم اومدم گفت کجایی ؟دست داد منی توقع دست دادنم نداشتم باهاش حتی بغلو روبوسی ام بود،گفتم نشناختم ببخشید خیلی تغییر کردی گفت خوب شدم یا بد گفتم عالی و خندید خلاصه سوار ماشین شدیم و رفتیم سمت میرداماد ک مطب دکتر اونجا بود بعده کلی خواهش از سمت سمیه دکتر قبول کرد ۲روز دیگ عمل کنه ،از مطب که درومدیم سمیه گفت یه هتل یا مسافر خونه نزدیک محلی که میخواد عمل شه برام پیدا کن گفتم مگه من مردم که بری هتل یبار اومدی تهران بذارم بری هتل محاله بعد کلی تعارف تیکه پاره کردن قبول کرد بریم خونه من عصری شد رفتیم خونه گفت من بخوابم خیلی خستم گفتم باشه لباس راحتی داری گفت آره رفت عوض کرد اومد همونجا ک دیدمش کیرم راست شد ی شلوار نخی ک کونش به زور جا شده بود توش و یه تیشرت زرد تنگ ک ممه هاش بزور توش جا شده بود گفتم برو بخواب منم میرم بیرون کار دارم برا شام میام خونه من یه اتاق داشت رفت اتاقم خوابید منم رفتم بیرون کار داشتم ساعت ۹شب بود زنگ زد گفت رضا کجایی گفتم دارم شام میگیرم بیام رسیدم خونه شامو خوردیم نشستیم حرف زدن هی می‌نالید از شوهرش و این حرفا دیدم همه جوره تو فشاره بدون هدف بغلش کردم و دلداری دادم اونم لم داد تو بغلم آخر شب بود گفت میشه برم حموم فقط حوله ندارم حوله خودمو دادم بهش رفت تو اتاق تا رفت حموم منم یه ترا با ویاگرا خوردم چون مطمئن بودم قراره امشب برم تو کارش ۴۰دقیقه بعد صدام زد گفت میشه از تو ساکم لباسامو بدی گفتم رفتم سمته ساکش گفتم کدومش گفت لباس زیرامو بده ببخشید یه ست مشکی بود یکم مالیدمش به کیرم و بردم براش دادم بهش گفت فقط لباس زیرارو پوشید و حوله ام روش پوشید و اومد بیرون وقتی اومد انگار فرشته اومده بود خشکم زد ساق پاش کامل معلوم بود بند حوله ام شل بسته بود گفت امشب و خیلی قراره سخت بگذره بهم گفتم چرا چیشده گفت آخه گفتم بگو چیشده گفت من با لباس خوابم نمیبره عصری ام اصلا نخوابیدم باید فقط لباس زیر باشه گفتم راحت باش من خودمم فقط شورت می‌پوشم می‌خوابم گفت روم نمیشه گفتم من میرم توپذیرایی می‌خوابم راحت باش گفت نه اذیت میشی بیا همون رو تخت گفتم من بدخوابما اذیت میشی منم اومدم رو تخت کنارش خوابیدم گفت اگه میشه چراغ و خاموش کن خاموش ک کردم حوله رو انداخت اونور و پشتشو کرد بهم و شبخیر گفت منم گفتم شبخیر ۵دقیقه بعد خودمو ب بهونه اینکه بدخوابم نزدیکش کردم هر دومون همینو می‌خواستیم فقط رومون نمیشد خودمو چسبوندم بهش و دستم و انداختم رو سینش بدون هیچ حرکت دیگ ای تا چند دقیقه کم کم سرمو نزدیک گردنش کردم و ممه هاشو از روسوتین مالیدم صدای نفس نفس بلند شد ده دقیقه ای فقط ممه هاشو مالیدم بعد سوتینشو درآوردم و صداش داشت بلند تر میشد در گوشش گفتم دلم میخواد بدن خوشگلتو تو نور ببینم چیزی نگفت رفتم چراغ و روشن کردم بدن سفید کشیدشو که دیدم نتونستم جلوی خودمو نگه دارم شورتشو درآوردم سرمو کردم لای پاهاش گفت هوی مگه می‌خوام فرار کنم دیگه مال خودته زبونم و انداختم لای کصش و لیس زدم دیگه داشت تختو چنگ مینداخت از لذت پاشدم گفتم حالا نوبت توعه کیرمو گرفت دستش گفتن قربون این کیر برم که تا حالا نداشتمش ازین به بعد فقط مال خودمه کرد تو دهنش انقد داغ بود که همونجا حاضر بودم تموم شه همه چی و بریزم تو دهنش ولی خب قرار نبود به این زودی ها آبم بیاد خیس خیس کرد کیرمو خودش پاشد نشست روش و بالا پایین کرد ازین پوزیشن خیلی خوشم میومد ولی هیچی به داگی نمیرسه برش گردوندم به پشت سرشو کردم تو کص داغش جوری تنگ بود مطمئنم سالی یبارم حسین نزدیکش نشده بوده تا ته کردم تو سرعتشو بردم بالا موهاشم گرفته بودم تو دستم میگفتم ازین به بعد فقط خودم میکنمت همون پوزیشن دیدم داره ارضا میشه کشیدم بیرون لرزید بعد یه دقیقه دوباره کردم تو دهنش چون عاشق این بودم آبم تو دهن بریزم و بعدش باز ساک بزنه جوری کیرمو با عشق میخورد و تو چشام نگاه میکرد که داشتم دیوونه میشدم گفتم ابم بیاد باید بخوریش گفت آخه‌… گفتم آخه نداره من عاشق اینم تو سکس بعده چند دقیقه خوردن بدون اینکه بگم آبمو خالی کردم تو دهنش اونم نگه داشت تو دهنش و ریخت رو کیرم و هی بازیش داد سرشو آوردم بالا لبامو گذاشتم رو لبش و با ممه هاش ور رفتم قربون صدقش رفتم و خوابیدیم فرداش ی صبحونه توپ درست کرده بود خوردیم رفتیم دنبال کاراش ازون به بعد سالی چند بار میاد تهران منم چند بار میرم شهرستان غیر ممکنه نکنمش …این اولین داستانی بود که نوشتم دوست داشتید ادامه میدم

نوشته: بکن در نرو

بازدید 9,378

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

8 پاسخ به “دختر عمه‌ی کیر ندیده”

  1. چراغ و روشن کردم بدن سفید کشیدشو ک دیدم نتونستم جلوی خودمو نگه دارناینو توضیح بده برامون.شوهرش بیاد ماد‌رتو بُگاد.

  2. فافیلای مردم چ زود پا میدن و همه خم جک و جندهشانس کیری ما فامیلامون همه خوشگل ولی تخم نداری نگاشون کنی چ برسه به رابطهواقعا فامیلاتون چ زود پا میدن

  3. تو بجای تخیل یدونه پیدا کن بکنی در مورد در نرو بودنت بعدا تصمیم میگیریم

  4. معلومه شوهرش بد کونی ازت پاره کردهاین همه ادم یکسال نداد اومد دادبه توچون تو

  5. فکر میکنی همه مثل خودت ک.ص خل ان؟؟ بچه ک‌.ونی اینایی که داستان ات را میخونن ک.ص کن عالم ان.بجز اون جقی های مثل خودت بقیه میدونن زن ج‌نده ام اینجوری راحت پا نمیده و شوهرش نمیزاره بیاد خونه تو😅

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید