دخترعمه فضول

سلام احمدرضا هستم از بوشهر خاطره ای ک میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به نیم سکس من در 11 سالگی!!!
11 سالم بود ک تابستون رفتم پیش مادر بزرگم چون عموم کوچیکم ک ازدواج نکرده بود رفته بود سفر، من ک خونمون یک ساعت با خونه ی مادربزرگم اینا فاصله داره یبار ک با خونواده رفتم اونجا دیگه برنگشتم و پیش مادربزرگم موندم. خونه ی عمم اینا تو شهر مادربزرگم ایناست و نزدیکن و عمم هرروز بهش سر میزد.یروز ک عمم اومد خونه دختر فضولش رو هم با خودش آورد.من ازش دل خوشی نداشتم چون خیلی اذیت میکرد عمم ظهر ک میخاست بره خونه گفت سحر (دخترعمم) تو پیش احمدرضا بمون.من چیزی نگفتم چون کلا بچه ی ساکتی بودم. مادربزرگمم مخالفتی نکرد. مادربزرگم ظهر تو اتاق اونطرفی خوابید و من رفتم تو اتاقی ک کامپیوتر اونجا بود و بازی داشتم میکردم ک سحر اومد داخل اتاق یه بطری آب دستش بود تشنش ک شد یکم آب از تو بطری خورد و یکمشو ریخت رو دستش بعد ریخت رو من من زیاد خیس نشدم ولی چون کلا ازش خوشم نمیومد گفتم نکن اینکارو باز ریخت ایندفعه یدفعه فکر شیطانی اومد سراغم!!! پیش خودم گفتم مادربزرگ ک تا بعد از ظهر خوابه منم ک با این ک10 سالشه تو اتاق تنها هستم بهش گفتم اگه یبار دیگه آب بریزی روم منم . . . . . گفت تو هم چی؟؟؟ من گفتم حالا بریز ببین باز ریخت من بلند شدم گرفتمش از جلو و در گوشش گفتم بخاطری ک آب ریختی الان میکنمت!!! گفت نمیتونی من از پشت گرفتمش حالت دمر انداختمش رو زمین و رو کونش نشستم دس و پا میزد منم کونشو نوازش میکردم بعد بلند شدم شلوارمو در بیارم ک بلند شد فرار کنه ک گرفتمش باز انداختمش رو زمین رفتم کنار در ایستادم و شلوارمو در اوردم پیرهنمو هم در اوردم با شورت جلوش وایسادم از جلو بغلش کردم دستمو از پشت کردم تو شلوارش و کونشو لمس کردم اونم هی منو میزد من تیر خلاصو زدم و دکمه ی شلوارشو باز کردم و شلوارشو کشیدم پایین و گفتم بخواب میخوام بکنمت کس کش ی لحظه انگار رام شد! گفت چجوری؟گفتم تو بخواب من نشونت میدم منم کیرمو ک تازه شروع به رشد کرده بود و حدودا 10 سانتی بود رو گذاشتم لای کونش و فشار دادم ولی متوجه شدم اینجا نمیره تو چیزی (زیاد وارد نبودم) اونم خوشش اومده بود و هیچی نمیگفت منم گفتم ب هیچکس هیچی نگو گفت باشه من ک تازه ی چیزایی داشت حالیم میشد کیرمو کردم لای پاش و بعد دیدم اکه خیس باشه بهتر میشه از بطری آب ریختم رو کونش و کیرم بعد انداختم لای پاش و عقب و جلو میکردم بعد 10 دقیقه سیر شدم بلند شدم گفتم لباستاو بپوش گفت بازم منو بکن گفتم بسه دیگه گفت اگه منو نکنی به همه میگم گفتم باشه باز خیس کردم باز افتادم و لاپایی کردمش از آب هم خبری نبود اونموقع خخخخخخخ بعد یکم هم کسشو نگاه کردم و لمسش کردم بعد خوابید و یک ساعت بعد بیدار شد اومد کنارم رو صندلی نشست منم گذاشتم وسط پاهام و دست رو کسش میکشیدم تا اینگه عصر شد و عمم اومد دنبالش و رفت این اتفاق منجر به سکس های بعدی ما شد حتی الان ک 18 سالشه هروقت تنها گیرش بیارم یا میکنمش یا دسمالیش میکنم ولی تو بین همه ی سکس ها اولین سکس و سکس دوران کودکی بیشتر از همه میچسبه

نوشته: احمدرضا

بازدید 16,560

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

21 پاسخ به “دخترعمه فضول”

  1. جلقی الهام گرفته از خاطرات کودکی،در علم استجلاق،به این گونه از جلقها،« جلقک» گفته میشود.

  2. چه الکی …همه ی زندگی که سکس نیست،شما فقط میخواین بکنید، یکم فک کنید ببینید طرفتون کیه اونوقت شق کنیدdirol

  3. میلاد خان سکس نکردم نمیخوامم بکنم .ممنونdirolمن گفتم ببینید طرفتون کیه بعد بکنیدش نه اینکه بخوام سکسو تجربه کنم

  4. یعنی تو نذر داشتی…یعنی یه کون کن دنبالت گذاشته…یعنی اگه با کونت اسهال به سایت نمی زدی نمیشد…برج میلاد از عرض تو کونت اینا چیه که نوشتی…حیف اینترنت…

  5. بابا زشته من تاحالا هرچی داستان خوندم، غیرممکن بوده که چندتا کامنت که توش فهش و توهین بوده به صاحب داستان ندیده باشم.یعنی این همه داستان دروغه،یعنی کسی کس نمیکنه،یعنی کسی کون نمیده؟؟؟؟؟عامو زشته

  6. ای باباگفتم که یه سایت درست کنید این بچه ها برن برای خودشون مسخره بازی در بیارن

  7. منم تو همان سن ها با دختر عموم این جریانو داشتیم ولی کار به جای باریک نکشید الان هم 10 ساله به کوس دست نزدم

  8. والا من نمیدونم خوب مجبوری بیای کس شعر بنویسی کس اون عمت واون دختر عمت

  9. ببین بچه خوشگل ملت مثل خودت کس خل و دایم الجلق نیستن،پس سعی نکن تراوشات ذهن معیوبت رو به اونا تحمیل کنی

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید