دخترعمه‌ی کونی خودم

من آرتین 22سالمه و خاطره ای که میخوام بگم برمیگرده به 2 سال پیش
من یه عمه دارم که 2 تا دختر داره و دختر بزرگش سارا حدودا سه سال ازمن کوچیکتره بدنش خیلی روفرمه کون گنده سینه 75 بدن تو پر سفید مثل برف وقتی انگشتت بهش میخوره لک میشه. خیلی حشریه , کون گرد و قلمبه ای داره و سینه های پرتقالی شکل.
یه روز که بطور اتفاقی رفته بودم خونه عمه خانم دیدم داره آماده میشه که بره خونه دخترش یعنی همین دخترعمم که تعریفشو کردم…
لازم به ذکره که این دختر عمم تازه داشتن یه خونه میساختن واسه همینم اکثر وقتا عمم میرفت دیدنشون که ببینه چیزی لازم دارن یا نه. من آدرس خونه جدیدشونو نداشتم واسه همین منم همراه عمه خانم رفتم دیدن دخترعمم. کار ساخت و ساز خونه تقریبا تموم شده بود و پرستو داشت وسایلای خونه رو می چید. عمه خانم سبد ناهاری که با خودش آورده بود رو گذاشت رو اوپن آشپزخونه و رفت واسه خودش یه چای بریزه. منم وسط هال ایستاده بودم و به کون سارا نگاه میکردم که عمدا جلوی من خم میشد تا منو بیشتر تو کف بذاره. انگار حس کرده بود که من چقدر دلم میخواد واسه یه بارم که شده دستم به اون کون رویائیش برسه و یه حال توپ به کیرم بدم… ولی بدبختانه خیلی دهن سرویس بود و مدام کیرم میکرد و هربار که به یه نحوی میخواستم خودمو بهش برسونم خودشو عقب میکشید تا بیشتر کف کنم…
ظهر بود ناهارو خوردیم و عمه خانم گفت که عصر خونه یکی از همسایه ها روضه دارن و باید بره. بمن گفت تو اینجا هستی یا با من میای؟
گفتم نه عمه من خودم بعدا میرم خونه الان میخوام یه چرت کوتاه بزنم چون عادت دارم بعد از ناهار حتما بخوابم. عمه خانم خداحافظی کرد و رفت و منم که الکی گفته بودم عادت دارم بعد از ناهار بخوام و در حقیقت عمدا میخواستم پر عمه خانم رو باز کنم که خودمو سارا تنها باشیم. یکی از بچه هاش که رفته بود مدرسه و اون یکی هم هنوز کوچیک بود ( حدودا 2 ساله ) من رفتم یه گوشه ای دراز کشیدم و خودمو زدم به خواب . بعد از چند دقیقه دیدم یه پتو افتاد روم. زیر چشمی نگاه کردم دیدم سارا داره بچشو میخوابونه تا موقع کار کردن مزاحمش نشه… تو یه لحظه نمیدونم چی شد که چشمم افتاد یه سینه سارا که داشت به بچه ش شیر میداد. خودمو یه تکونی دادم که دقیقا تو تیررس چشمم قرار بگیره و بتونم خوب دید بزنم. سارا بعد از اینکه بچه رو خوابوند بلند شد رفت دنبال کاراش و منم همون زیر پتو دراز کشیده بودم و با خودم فکر میکردم که میشه سارا الان بیاد پیشم بخوابه و یه دل سیر باهاش حال کنم… تو همین حال و هوا بودم که دیدم سارا صدام میزنه و میگه منکه میدونم خواب نیستی اگه حالشو داری پاشو بیا اینجا سر گاز رو بگیر تا جابجاش کنم… منم تیز بلند شدم و واسه اینکه طبیعی بشه گفتم مگه میشه تو اینجا تنهائی کار کنی و من بخوابم… یه لبخند مرموزی زد و گفت بیا بیا کمک کن و اینقدر پرحرفی نکن… همونطور که کمکش میکردم بعضی وقتا دستمو میزدم به دستش… وااااااای که چه دستای نرمی داشت. سارا یه شلوار کشی پاش کرده و یه پیراهنم تنش. دکمه های مانتوش باز بود و کاملا معلوم میشد که زیر مانتوش چی پوشیده. بهش گفتم اینطوری که تو حجاب گرفتی نگیری بهتره. گفت مگه اشکالی داره گفتم مثلا مانتو پوشیدی؟! اینکه همه جاتو نشون میده. خندید و گفت تو همه جای منو از کجا میتونی ببینی؟ گفتم اینکه کاری نداره برو خودتو تو آینه نگاه کن متوجه میشی. سارا یه نگاهی به خودش انداخت و زد زیر خنده و گفت راست میگی اینکه دکمه هاش بازه. مانتوشو درآورد و اومد تو آشپزخونه دوباره شروع کردیم به جابجا کردن اجاق گاز…
در یه لحظه متوجه شدم سارا درست جلوی من ایستاده ولی پشتش بمنه و بهم میگه گاز و هل بده تا بره اون گوشه. اون طوری ایستاده بود که وقتی من خواستم برم طرف دیگه گاز رو بگیرم ناخودآگاه کیرم کون مبارکشو لمس کرد… یکم هل شدم و منتظر این بودم که سارا یه گیری بهم بده که دیدم چیزی نگفت. با خودم گفتم احتمالا متوجه نشده. همش سعی میکردم طوری قرار بگیرم که جلوی من بیفته و من از پشت بتونم بمالمش. حالا دیگه اجاق گاز جائی رسیده بود که هردوی ما پشتش گیر افتاده بودیم . فقط یکیمون میتونست بیاد این طرف و گاز و عقب بکشه تا اون یکی بتونه بیاد بیرون. سارا رو کرد بمن و گفت تو مردی و زورت بیشتره برو اونور و گاز رو هل بده عقب تا منم بیام بیرون. یه لحظه هردومون زدیم زیر خنده بخاطر کاری که کرده بودیم و گیر افتاده بودیم.
در اون لحظه من اصلا دلم نمیخواست بیام بیرون دلم میخواست بیشتر بمونم چون دقیقا طوری گیر افتاده بودیم که سارا نمی تونست کونشو از کیر من دور کنه منم که از خدا خواسته مدام کیرمو میمالوندم لای کونش. کیرم بلند شده بود و دل میزد. سارا هم انگار حس کرده بود که من حشری شدم و کیرم حرکت کرده گفت ولش کن یکم استراحت کن نیروتو جمع کن بعد برو… نفهمیدم واسه چی اینو گفت همینطور که ایستاده بود دیدم سارا داره آروم کونشو رو کیرم میماله. باورم نمیشد داره این کارو میکنه. طوری اینکارو میکرد که خیلی تابلو نباشه که من فکر کنم اتفاقی داره کونش به کیرم میخوره. بهرحال منکه داشتم حال میکردم یهو دیدم دستشو آورد عقب و کیرمو گرفت و گفت وااااای چقدر بزرگ شده.اولش یکم خجالت کشیدم ولی تو حال خودم نبودم واسه همین هیچی نگفتم و اجازه دادم هر کاری میخواد بکنه. زیپ شلوارمو کشید پایین و با دستش کیرمو درآورد و شروع کرد به مالیدن. داشت آبم میومد. دستشو گرفتم که دیگه ادامه نده تا بتونم حسابی از خجالتش در بیارم. همونطور که وایستاده بود یکم کونشو داد عقب و بهم گفت بفرمائید منم با دستام دو طرف کونشو گرفتم و کیرمو دقیقا وسط کونش قرار دادم و شروع کردم به مالیدن. وااااااای خدا به آرزوم رسیده بود و داشتم کون سارا رو لمس میکردم. کون سفتی داشت و معلوم بود تا بحال به کسی نداده, حتی به شوهرش. یکم که اینکارو ادامه دادم دستمو بردم تو شلوارش و از روی شورت کسشو مالوندم. صدای ناله هاش بلند شده بود. کسش خیسه خیس بود معلوم بود اونم داره حال میکنه. در یک چشم بهم زدن شلوار و شورتشو با هم درآوردم و شلوار خودمم کشیدم پائین و کیرمو گذاشتم لای پاهاش… کسش داغ بود کاملا گرماشو رو کیرم حس میکردم یکم عقب جلو کردم و سینه هاشو مالوندم که دیدم داره میلرزه. گفت حالم اصلا خوب نیست توروخدا ارضام کن. منم بهش گفتم همینجا؟؟؟ میخوای بریم تو اتاق که راحت تر باشیم گفت نه همینجا خوبه اینجوری حالش بیشتره. منم چیزی نگفتم و ادامه دادم و از عقب کیرمو کردم تو کسش و با چندتا تلمبه زدن ارضاش کردم . تمام تنش داغ شده بود و نفس نفس میزد. میگفت بازم میخوام آرتین خیلی دوستت دارم آرتین تو عشق منی آرتین میخوام کیرتو بخورم بهش گفتم تو این جای تنگ که نمیشه نشست. بنابراین با یه حرکت سریع از پشت گاز پریدم بیرون و گازو هل دادم عقب تا اونم بتونه بیاد بیرون. بغلش کردم و بردمش توی اتاق خواب. انداختمش رو تخت و خودمم افتادم روش و مثل دیوونه ها سینه هاشو میخوردم و با دستم کس و کونشو میمالیدم. کون تنگی داشت نمیشد به راحتی اذن دخول گرفت اصلا اجازه نمی داد تو کونش بکنم فقط میگفت از جلو بکن. دیدم اینطوری نمیشه بهش گفتم اصلا بیخیال ما نخواستیم. دیدم بازومو گرفت و گفت بخدا درد داره من تا بحال از کون ندادم خیلی میترسم. گفتم اون با من یجوری میکنم توش که دردت نیاد. بازم راضی نمیشد , ولی از جائی که میشناختمش و طبیعتش زن داغی بود و خیلی هم حشری میدونستم چیکارش کنم که مجبور بشه بهم از کون بده. واسه همین دوباره گفتم منکه نمیخوام الانم میخوام برم خونمون واسه امروز بسه دیگه… که دیدم محکم منو گرفته تو بغلش و میگه تا منو دوباره ارضا نکنی نمیذارم بری. من حالم خوب نیست آرتین یه کاری بکن. گفتم یا از کون میدی یا بیخیال. بالاخره قبول کرد و به شکم خوابید و کونشو داد بالا و گفت فقط آروم بکن توش که دردم نیاد وگرنه جیغ میزنم که بچه بیدار شه و تو خماریش بمونی. سر کیرمو مالیدم به کسش که خیس بشه بعد آروم آروم کردم تو کونش وای که چه سوراخ تنگی داشت. سوراخ کونش صورتی رنگ بود و تمیز. حال میکردی فقط لیسش بزنی… با انگشتم سوراخ کونشو میمالیدم انگار خیلی خوشش اومده بود پاهاشو باز کرده بود و کاملا کونشو قمبل کرده بود.
یکم با سر کیرم رو سوراخش کشیدم یهو کردم تو کونش که دادش بلند شد و گفت نامررررررررررررررد.ولی دیگه کار از کار گذشته بود و کیرم تو کونش عقب جلو میرفت…یکم که گذشت دیدم آروم تر شد و خودش داره عقب جلو میکنه انگار که خوشش اومده بود. با یه دستش کسشو میمالید و با دست دیگش کپل کونشو باز کرده بود که راحت تر کیرم بره تو کونش. تقریبا یک ربع بود که داشتم تلمبه میزدم که آبم با فشار ریخت تو کونش و اونم همزمان ارضاء شد. افتادیم رو تخت و لبای همدیگرو خوردیم تا اینکه آروم شد. گفت فکر نمیکردم از کون دادن اینقدر حال بده. خیلی خوش گذشت آرتین … ولی یادت باشه که این موضوع پیش خودمون بمونه و به کسی نگی… منم بوسیدمش و بهش قول دادم که به هیچکس چیزی نگم بشرطی که هروقت اومدم خونشون اگه همه چی مهیا بود دوباره با هم سکس کنیم. اونم قبول کرد.
این بود خاطره من با دختر عمه سارا که هنوز که هنوزه باورم نمیشه که بالاخره تونستم کون خوشگلشو بکنم

نوشته: سارا کون طلا

بازدید 12,651

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

11 پاسخ به “دخترعمه‌ی کونی خودم”

  1. اولین نظری که تو سایت میزارم اینهاسمش پرستو بود یا سارا؟۲۲ سالت بود داستان واسه دوسال پیش که میشه ۲۰دختره ۳ سال از تو کوچیکتر بود میشه ۱۷بعد یه بچه اش مدرسه بود دیوس؟چی میگی واسه خودتبه شعور بقیه توهین نکن حداقل

  2. داستان واقعی این بوده که داماد عمت تورو هروز می کرده بعد شاخ بازی در اوردی خوارت هم گاییده حالا تو داری کشر میگی بچه کونی

  3. داستان واقعیه فقط حال تعریف نداشتم کپی کردم هرکدوم خواستید بگید تاواستون تعریف کنم بعد بچه هم نداره نوزده سالشه دوس دخترمم هس

  4. فیلم تعریف میکنی بنویس اولشدیسلایک یازده بدون لایک 👏امیدوارم به صدتا دیسلایک برسه

  5. کار ب چرتو پرتات ندارم فقد بمن بگو کدوم پسری سوراخ گیر میاره بعد طرف چون گفته از کون نه پسره میگه نمیخام میرم خونمون و از جلو هم دیگه نمیکنشچرا فکر میکنی خیلی داستانت با واقعیت سازگاره؟

  6. بچه جوووون ۲۰ ساله از بس شوهر عمه ات کونت گذاشته بجای مغز اب کیر توش جمع شده تا اونجا خوندم که تنها موندی خونه سارا بعد دختر ۱۷ ساله بچه مدرسه ای داره نکنه شما از سن ۸ سالگی عادت به دادن دارید کونی جقی

  7. من ننته‌تو گا‌‌یید‌م ارتینکی‌رتو با دست مالید میخاست ابت بیاد بعد یه ربع از کو‌ن کردیش.کامل مشخصه شوهرش یه ربع از کو‌ن گا‌ییدتت

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید