دختردایی الناز

سلام
من پاشا هستم و 27 سالمه مادر بزرگ و پدر بزرگ من سن بالایی دارن و هر دو مریض هستند چند ماهی است پدر بزرگ
از نوه ها و فرزند هاش خواهش کرده که هر شب یکی به خونشون بره . و همه قبول کردند و هر شب یکی خونه اونها میره
معمولا من و پسر خاله ها میریم پیششون بعضی از شبها با هم تا صبح فیلم نیگا میکنیم یا فیفا بازی میکنیم
بعضی از شبها هم دختر دایی م با با با ش میره البته خیلی کمتر از ما
یه شب خیلی حشری بودم رفتم سراغ دراور که کرم بردارم و به یاد سکس های قبلی یه کفت دست برم که چشمم افتاد به شرت و سوتیین دختر داییم .وقتی تصور کردم الناز با این ست چه جوری میشه بد جوری حشری شدم.با سرعت برداشتم و شروع کردم به حال کردن .بعد گزاشتمشون سر جاش با دقت زیاد که کسی متوجه نشه جا به جا شده
بعد از اون هروقت میرفتم اونجا سراغ شرت الناز هم میرفتم .بعد از مدتها تعجب کردم از اینکه اونها هنوز اونجاست
و الناز برشون نمیداره.بعد از 1 ماه که از این داستان گذشت الناز تو مهمونی دیدم
تحساس کرم بر خورذش تغیر کرده و همچون قبل خودشو نمیپوشونه جلوی من و احساس کردم خیلی به من نزدیک میکنه خودشو. یه جاهایی کنارم می نشست .قبلا از این خبرا نبود + اینکه ما بشدت با هم رودر بایسی داریم
شخصیت خود من جوری هست .با همه خیلی رسمی هستم . الناز منو شدیدا حشری میکرد از همه لحاظ خیلی معمولی بود ولی یه حسی به من میگفت خیلی حشری هست.
داستان رفتن به خونه مادر بزرگ شبها همچنان ادامه داشت و شرت و سوتیین به قوت خود باقی بود
یه شب من با بچه ها داشتیم خونه مامان بزرگ فیفا میزدیم و بازی به شدت داغ بود .یه هو صدای زنگ اومد
هیچکی نمیرفت در باز کنه تا اینکه یه لگد به پسر خالم زدم تا رفت در باز کرد.
در ضمن خونه مامان بزرگ من قدیمی و پاتوق ما واسه بازی تو زیر زمین هستش چون بالا که میریم .صر صدا باعث میشه مامان بزرگ خوابش نبره(البته هر دو قرص میخورن و به سختی بیدار میشن ولی اونجا آزاد تر هستیم)
بعد از اینکه برگشت پرسیدم کی بود گفت الناز. یهو چشام گرد شد گفتم اینجا واسه چی اومده گفت مامامن باباش
رفت شهرستان امشب او مده اینجا
چشام برق زد و رقتم تو فکر اینکه امشب چطوری … همین فکر ها باعث شد بازی رو باخت بدم
رفتم بالا دیدم بله الناز خانوم اومده و داره با پدر بزرگ صحبت میکنه. سلام کردم و اون هم سلام کرد
با خودم گفتم خدایا … بعد از خوردن شام هر کسی یه جا به انتخاب مامان بزرگ واسه خودش تصاحب کرد
من هم قرار شد تو حال بخوابم الناز تو اتاق. چراق ها رو خاموش کردیم من هم چسبیدم به کنج جوری که اگه کسی اومد مونیتور رو نیبنه. یه فیلم نیمه گزاشتم و ژص فیلم نیگا کردن گرفتم جوری که حواسم به هیچی نیست وبه این امید که الناز از اتاق بیاد بیرون و بپرسه چی داری نیگا میکنی تا اینکه الناز واسه مسواک زدن اومد بیرون و سوالی که منتظرش بودم پرسید. گفت چی هست که اینقدر محوش شدی منم شروع کردم به تعریف کردن فیلم. چنان تعریف کردم از فیلم که کارگردانش نمیتونست اینجوری تعریف کنه . مسواک زدنش که تموم شد دیدم داره میاد سمت من. تو دلم گفتم تعریف ها جواب داد. و مثل من که دمر دراز کشیده بودم اومد با یه فاصله منتقی دراز کشید دمر. و شروع کرد به تماشا من همم با اینکه زیاد نگذشته بود از فیلم زدم اولش واسش چون فیلم the American اولش با صحنه شروع میشه به صحنه که رسید گفت اینها چقد عجولن و با دقت نگاه کرد صخنه فیلم . من داق شده بودم جوری که گوشام قرمز شده بود .یه هو دیدم بلند شد. من پرسیدم پاز کنم گفت نه .دیدم با پتو برگشت و پتو رو انداخت روی دو تامون این کارو که کرد گفتم پاشا سیاست تو گاییدم و تو دلم داشتم میمردم از خوشحالی . زیر پتو من خودمو بهش نزدیک کردم کم کم و بعد از مدتی پاهامو چسبوندم به پاهاش زیر پتو جفتمون داغ شده بودیم چند مین گذشت پاهامو می مالوندم به پا هاش و اون هم نمیگهت نکن .تا اینکه جسور شدم و خودمو کاملا پسبوندم به بدنش. خیلی استرس داشتم از اینکه کسی بیاد .دیدم تو حال نمیشه با صدای لرزون و سر شار از شهوت بهش گفتم بریم ادامه ی فیلم تو اتاق بازی کنیم گفت بریم.برای طبیعی کاری لبتاب رو روشن گذاشتم و چراق دستشویی تو حیاط هم روشن کردم که اگه کسی اومد فکر کنه من تو حیاط هستم. رفتم تو اطاق و شورع کردو به در اوذن لباساش هیچی نمیگفت. بعد از اینکه خودم هم لخت شدم شروع کردم به خوردن لباش .همینطور که لباشو میخوردم با سینه هاش بازی میکردم زیاد بزرگ نبودن ولی
من حشری شده بودم و غافلگیر .کمکم اومدم پایین که به کسش رسیدم قصد داشتم بلیسم که سرمو بلند کرد .و مانع شد (همیشه خودمو فوش میدم چرا به حرفش کردم) پشت شو به من کرد و گفت مواظب باش.تو تاریکی سوراخ کونشو
با نور موبایل پیدا کرم و کردم تو. خیلی تنگ بود ولی همه حواسم به این بود کیرم از سوراخ در نیادش .هر جور بود کیرم فشار دادم تو کونش .و شروع کردم به گاییدن و عقب جلو کردن. خیلی نرم بود و خیلی حشری.پشت سر هم آروم میگفت
بکن
بکن تو کونم
و صدای آرومش منو حشری تر میکرد
نزدیک بود آبم بیاد ازش پرسیدم کجا بریزم گفت خالی کن تو کونم
تا ته کردم تو کونش و آبمو خالی کردم توش
بعد از گرفتن چند تا لب گفت بو رو تابلو نشه
رفتم چراغ توالت حیاط خاموش کردم و دراز کشیدم .چند مین بی حرکت دراز کشیده بودم
صدای ویبره گوشیم اومد. دیدم الناز اس ام اس زده و نوشته Forget forever و این بدترین اس ام اسی بود که
اونشب میتونست واسه من بیاد .از این داستان گذشت و بعد ار اینکه همدیگرو میدیدیم تو مهمونی مثل قبلا با من بر خورد میکرد و برو خودش نمی آورد چند ماه بعد هم ازدواج کرد با یه پسر خیلی خوب و دوست داشتنی .من هر وقت شوهر الناز میبینم حس بدی بهم دست میده

نوشته: پاشا

بازدید 10,610

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

85 پاسخ به “دختردایی الناز”

  1. دوستان قبل از فرستادن داستانهایتان یکبار از اول تا آخر بخوانید که غلط املایی نداشته باشید

  2. wowاین دیگه چی بود؟؟؟ چقدر غلط املایی داشت،مردم تا بتونم تا آخر بخونم؟؟؟ تو لبتاب داری؟؟ چه خوب من هم لپ تاب دارم،این روزها همه لبتاب (لپ تاب) دارند شما چطور؟؟؟؟من نمی دونم اینا کجا مدرک پنجم ابتدایی گرفتن!یادمون باشه از این به بعد تا یکی اومد خونمون،سریع بدویم و لباس های زیرمون رو از طناب برداریم،وگرنه به عاقبت الناز دچار میشیم…البته گمون نمیکنم کسی از فامیل های ما فتیش داشته باشه،آخه هنوز هیچ سرقتی از خونمون گزارش نشده…خواهش می کنم دیگه ننویس،چون این سایت بخش ویراستاری نداره و هیچکس هم زبان عجوج مجوج بلد نیست

  3. چرا هی مینویسین راست نیست ودروغه ؟ مگه قرارنیست داستان باشه خوب داستان تراوشات مغز یکیه دیگه ،اگر قرار باشه فقط راست هاشو بنویسن که اسمش خاطره میشه ، عزیز برادر داستان های بزرگ دنیا هم حتما اتفاقنیفتاده اند، پس بی جهت به این موضوع گیر ندید واز موضوعات دیگر صحبت کنید واگر انتقادی داشتید بگویید و هی ننویسید دروغه ! دروغه ! نکنه تصور می کنید ارشمیدس ویا حتی کریستف کلمب هستید با این کشفیات تخمی ؟

  4. “تحساس کرم برخوذش تغیر کرده” یکی ترجمه کنه :)‏)‏ خب خوشم اومد شراره خوب از خجالتش دراومدی…چه خوب که تو فامیل ما از این دست اتفاقا نمیفته…آمیرزا کجاس؟ جونی جونور؟

  5. خداییش دمت گرم!تو موفق شدی پارم کنی!اخه با این همه غلط املایی مرد میخواد داستانتو بخونه و پاره نشه!

  6. سلامآقا ما دور از جون شما پراید سواریم عمریه هم که وفادارشیم چه کنیم که گرفتارشیم چاره ای نیست.دوستان عزیز وشعرای با ذوق وسرورعزیزم آمیرزای گل که خودم چاکرشم دست همتون رو میبوسم

  7. ohohoh!!!zaman man zane sen bala hokme tala bod ke pidaham nemishod vali alan hame midan!!!on moghe kos tor kardan kare hazrate fil bod alan hame miad midan hata to khobeiy ke pore adame!!!KOUROSH ASODEH BEKHAB KE MA ZHANDARME MANTAGHIM!!!none akhone cheha ke nemikone!!!az ina aiandeh che shavad!!!

  8. جونور و رپ کردنش برای پراید:دوستان این شعر رو با ریتم 4*4 رپ بخونیدپراید بازی چه حالی میده *ما بچه مایه داریمواسه سواری این خودرو ملی 40 تا خایه داریمقشر مرفه شدیم خداییش برنجمون کمهیه کیسه بخریمببریم خونه واسه کوری چش همهیه گوشی دارم نویز صداش یکم اذیت میکنه ولی خبته جیب گیر نمیکنهمنم براش اهمیت نمیدممیگم سگ خورجونمی چه حال خوبیپراید تو دیوارپرادو مدل فقیرونه ست *واسه بچه کونییاستدوگانه یگانه نداره محسن و بچسببرنج خوری شده یه حال دلچسبمرغم داریم *کنارش نشسته تخمشرو سفره همه جمعن و منم نشستم جفتشاز تحریما نترسیدیمو کونمون جر خوردزیر کار اخته شدیمو کیرمون ول شدجون داشی امشب جونور و ول کنآمیرزا داستانت در چه حاله *یکم افکت قتلش رو خوشکل کنگاییده شد دهنم از این همه حافظ و سعدی زیر داستانولی به خدا قسم سبک شعر برتر واس ماستداش گوش کن تیز حرفمو میگمشعرمو دوست داری از تو چشات دیدممن یه جونورم با آرمان رپ خوندنهنوز رفیقام تو ترانه سراییم موندنشنیدم بروس گفته که من *آهنگ سازماین حرفم حتما بوده از باسنت بازممن با قلم و دفتر و ابیات کل کل دارمواسه شعر از مُخم یه منبع دارمداشته باش من اومدم باز روی کاراگه مهلت بده این ارور 404

  9. جونور :جانا به وطن دیدمخوابی از آشفتگینرخ ها رو به بالاوما اندر گشنگیدیگر بی ام و نرخی نداردپراید شد مایه سرگشتگیشب نشینم تا به صبحکه رویای برنجم برده زندگیاینجا و آنجا نداردما هنوز هم زنده ایممردم گویند ما کنیم زندگانیحرفت میدهد رنگ قشنگیما هم که زنده مانی میکنیمعجب زندگی لجن رنگی

  10. بچه ها من عرور داشتم نتونستم بیام! عذرخواهی به علت تأخیرو با تبریک یومولاح بیس دو بهمن

  11. کاری به غلطو درسش ندارم ولی یا دختر داییت جنده بوده یا خودت مغزت پریود بوده که اومدی واس ما کس شعر نوشتی…

  12. آنان که لب به طعم ساندیس آغشته دارندخود رو کنند چند اوشروب ماهیانه دارندحکم گشت سایبری برایشان نازل گشتهکه در اینجا آنان هم حضور دارن

  13. بوی بهااار میرسد ،دولت یار میرسد،پراید بیست ملیونی،از ته باغ میرسد،مژده دهید باغ را،آن مه ده چار را،چراق سو بالای آن،با رینگ اسپرت میرسد

  14. لیدی سدیسور سیندرلا میشودآدم برایش اغوا میشودپراید سواری پیشه کرده استبرنج لای دندانش پیدا میشودای مرفه *ای بیدردچقدر آدم بی خبر از حال ما پیدا میشودآمیرزا بیا رویم دو کید گندم از معبد بگیریمالان زلیخا هویدا میشودیوسفان پراید مشکی خریده اندجز زن پوتیفار که آن هم برایش مهیا میشودمن که با پیکان جوانان به حال آیم همیخوابم با دیدن پراید آشفته میشود

  15. گوید که ادمین،دارد پرادواز بهر قمپز،مائیده گارولیدی،آمیرزا،هم سیخ و ماتوهمه،یک صدا،عشق است پرایدو!

  16. بروس جان اگه تو آهنگ سازی برام بیت رو کنمن میخوام بخونم داداش ولی استودیدوشو خبنیستم یعنی پولشو ندارماگه آشنا داری منو برسون به آرزویی که دارمبیت ساز قرضی میشناسی دادامنو بچسب بیخیال این لیدی پولدارا

  17. عاقا منم سه شنبه ايرانم دنبال ماشينم كلا واس ماشين 10-12 تا به دلار 😐 دارم پرايد ميشه خريد؟ هيدروليك اتومات abs داره ايربگ دار :D؟

  18. سر به بالین،سینه پر دردو غم است/از برای اینکه پول من کم است/کونده ی پررو بدزدید مال را/ او هم اکنون در خیال انتر استاوچیکیم بروس علی

  19. مریم مجدلیه و سامی نیستن چرا؟ آمیرزا شعره چطور بود؟ توروخدا تو ذوقم نزنیا از همتون کوچیکترم :))

  20. بروس جان در خصوصی شماره خود باز گو برایمخواهم امشب از سیلوی دلار ترانه سرایمکه یوسف ایرانمموتیهمه را اندر انبار جمع کرده است برایمخانم مرفه که پز دهی هر شب به نوعیمشتی از آن برنج بیاور برایماگر با پراید آمدی سویماین است آدرس سرایمکوی بینوایانجنب خانه کوزتپلاک 13آدرسم را به ژان وارژان ندهی*جانم فدایت

  21. من نمیدانم چرا کار جهان اینجوریه …ای دریغ از بس پرایدم کیریههرکسی فرقون سوارشه رفتنش بدجوریه…ای دریغ از بس پرایدم کیریهساختن فرقون کلا” باعث کیفوریه …ای دریغ از بس پرایدم کیریهرنگ خون این عربها ظاهرا” بد خونیه…ای دریغ از بس پرایدم کیریهقیمت فرقون براشون مفت و کلا” کیریه…ای دریغ از بس پرایدم کیریهنونشون تو روغن است و چایشون تو قوریه…ای دریغ از بس پرایدم کیریهحقشون یک دولت اسلامی و جمهوریه …ای دریغ از بس پرایدم کیریهحاصلش هم بهر عاقا باعث مسروریه …ای دریغ از بس پرایدم کیریهآخ راستی گفته اند دعوا شده در سوریه…ای دریغ از بس پرایدم کیریهزرت بشار الاسد هم ظاهرا قمصوریه …ای دریغ از بس پرایدم کیریهلاکن عاقا گفته مرز سرخ ما شد سوریه …ای دریغ از بس پرایدم کیریهاین خبرها بیخوده، بشار اسد گوگوریه …ای دریغ از بس پرایدم کیریهاین شلوغی کار امریکای بابا قوریه …ای دریغ از بس پرایدم کیریهای خوش آن، سوراخ موشی که چراغش توریه…ای دریغ از بس پرایدم کیریهکار بیژن هم تمامه، زرت و زورتش زوریه …ای دریغ از بس پرایدم کیریه

  22. بر دهانم مانده است انگشت حیرت،آمیرزا/دل ما پی دل تو افتاده بدجور،آمیرزا/اصطلاحا” انگاری من در کف اشعارتم/ای فدای قلمت،بنده کنیزت،آمیرزا!

  23. خر سوارم خرسوارپول پراید ندارممرگ دیگه بر خودم بادپول ریکا و تاید ندارمگرفتارم با گوشیمتا از جیبم در آرممیمون فضانوردشمال هنوز نرفتم حتی یه بارمساندیس امروز چه تلخ بودکجا کشیده کارمنون بازو خوردنشده مشکل کارماز خدا نباید ترسیداین عقیده رو دارمتو حرومزادگی فکر کنم شانس بیارمشاید از این طریق همیه شانس خوب بیارمپول بیاد توی جیبمیه کیسه برنج بیارمبشم مرفه همچونلیدی بزرگوارمآمیرزا فردابیا پیگاه کار دارمبپرس ببین واسه استخدام پوشه هم نیاز دارمبریم بچه بسیجی شیمگره باز شه از کارمتو رو هم با خودم میبرم*داداش هواتو دارم

  24. باهات موافقم عزیز.ایشون معلوم نبوده شب قبلش چی خورده که اومده این کس شعرارو میزاره براش متاسفم

  25. برای من همش حاصل جمعام دو رقمی میشه،فک کنم ادمین فهمیده رشته ام ریاضیه سوالای سخت سخت میپرسه :))

  26. داداش خدا شاهده یه شب که هنوز برام عدد میاورد 11 بار پشت سر هم 1+0 رو نشون داد احساس کردم سیستم زد اسپم داره به شعورم توهین میکنه سیستم رو از برق کشیدم دیدم فرداش از شر عدد و جمع و تفریق و از این سوالات نجات پیدا کردم B)

  27. کی بود کی بود سامی جونو صدا کرداز بین صد تا بچه سامی جونو سوا کردمن اومدم هووووووووووووسامی شهوتی با شهوت فراوان وارد میشود

  28. آخه دوست عزیز کیروسماتیسم داری میای جو رو آشفته میکنی؟بدم اسپمت کنن؟اصلا بزنم بلاکت کنن؟به جمع ما دوستان نیاید اگه پماد(آ د)ندارید

  29. آفتابه انداز آمد/ساندیس خور با ناز آمد/او چرت و پرتی گفت و/بهر فحش،طناز آمد

  30. اخ اخ دست گذاشتین روی نقطه ضعف منپـــــــــرایـــــــــــــد؟‎ ‎یادش بخیر توی جونیامون منظورم سال 89 با هزار بدبختی یه دونه پراید خریدیم و انداختیم زیر پامونبه خوبی و خوشی زندکی میکردیم باهاش شش ماه پیش خانوم پیله کردن که بفروشش و 206 بخر گفتم خانوم پول ندارمگفت حالا برو اینو بفروش بقیش جور میشهما این پرایده رو هفت ملیون فروختیمدوگانه ، بدون رنگ ، تمیزچشمتون روز بد نبینه انکار کونده پررو منتظر بود ما ماشین رو بفروشیم تا بزنه به سرش که برینه تو مملکتپراید شد 19 میلیون و 206 سی و پنج میلیونو این چنین شد که پای سامی شهوتی به بکن تو باز شدحالا با هفت میلیون خر هم نمیتونیم بخریماین بود داستان من ‏و کونده پررو از آحر یه بیلاخ نشون داد و گفت ‏forget 4 everقصه ما راست بود کاسه تو بیار ماست بکیر‎ ‎

  31. بابا سامی تو باغ نیستی انگارداداش احمدی نژاد که رفت خارج دیگه برنگشت و دولت برای شیره مالیدن سر محمود یه دونه کپی همون رو براش پیدا کردنبروس جان بزار ملت هم یکم با این میمون شاد بشنبخیل [(

  32. امیرزا دقیقا منم ۱۱ سال ۸۹ کرفتم و برج ۵ فروختمشفروختمش به پسر عموی دوستمچند روز پیش دوستم میگفت همون ماشین رو ۱۵ تومن میخرن نمیفروشهرخشی بود واسه خودشیادش بخیراقا جدی یه نفر درست و حسابی قشیه ممونه رو توضیح بده بفهمیمبروس علی جان خوابت رو خوندم ولی میخوام کل قشیه رو بفهمم

  33. منم معتادیم واسه خودم هاااقشیه قشیه میکنم و متوجه نمیشممیمون رو میکم ممونمیگم رو میکم میکمچی شد اصلا؟من کیم؟اینجا کجاست؟

  34. به بهقلب مسینبابا‌ پولداراگر حساب کنیم که زمان ارزونی مزدا 3 50 میلیون بوده و منهای 20 میلیونش کنیم به عبارتی میمونه سی میلیونیعنی شما در موقع ارزونی ماشین سی میلیون تومانی سوار میشدی!پس به عبارت دیگه ماشین شما توییتا کرولا میباشد!سازمان نتیجه گیری سامی شهوتی با نیم قرن سابقه‎ ‎

  35. لیدی خانوم از کجا میدونی همه شوهرها بدنمن خودم اینقدر لطیفمخانوم بچه ها در جریانناگر حرف بزنه چنان نوازشش میکنم که جای نوازشم دو روز بمونه!‎:D‎

  36. یکی رو پشت بوم گفت: الله اکبر……..…………..یکی از تو حیاط گفت: ننت به عقد رهبر!‏

  37. سه دوست در یك اتومبیل به مسافرت رفته بودند و متاسفانه یك تصادف مرگبار باعث شد كه هر سه در جا كشته شوند یك لحظه بعد روح هر سه دم دروازه بهشت بود و فرشته نگهبان بهشت داشت آماده می شد كه آنها را به بهشت راه دهد…یك سوال!!!_ الان كه هر سه تا دارین وارد بهشت می شین اونجا روی زمین بدن هاتون روی برانكارد در حال تشییع شدن بسوی قبرستان است و خانواده ها و دوستان در حال عزاداری در غم از دست دادن شما هستند دوست دارین وقتی دارن از كنار جنازه راه می رن در مورد شما چی بگن؟اولی گفت : دوست دارم پشت سرم بگن كه من جز بهترین پزشكان زمان خود بودم و مرد بسیار خوب و عزیزی برای خانواده امدومی گفت : دوست دارم پشت سرم بگن كه من جز بهترین معلم های زمان خود بودم و توانسته ام اثر بسیار بزرگی روی آدمهای نسل بعد از خودم بگذارمسومی گفت : دوست دارم بگن : نگاه كن داره تكون می خوره مثل اینكه زنده است…

  38. پیام احمدی نژاد به ملت ایران▼▲▼▲▼▲▼▲▼من تا چهار ماه دیگر بیشتر میهمان شما نیستم.مدیون من هستید اگرجایی مونده باشه که من نریده باشم و شما به من نگید!!!‏

  39. دوستان برید عددتونو جمع کنید که ادی نزنه اسپمتون کنهبروس جان شما هم با این میمونت بابا نمودی مارو

  40. من جانور نیستم *جونورممشتی دوست شاعر ریخته دوروبرمای خدا دیگر هیچ نمیخواهمسایه دوستان تو نگیری از سرم

  41. آغا همه دارن به لالا رو میارن بیاید برید بیرون میخوام در قفل کنم کسی داخل گیر نکنه :B

  42. دوستان ما تونستیم با این کارمون اون نویسنده داستان رو در حد رضا استادی که داستان “ماهیچوقت نامزد نبودیم” رو نوشت مشهور کنیم جان من بیاید بریم هر کدوم یه رای بدیم که قسمت نظرات داستانش شد مکان برای مشاعره ما =D>

  43. دوستان داستان مورد حمله فردا شب رو برام پیام کنید من برم تاپیک عکسم رو آپدیت کنم بایزحمت در موند گردن شما ببخشید دیگه :B :H

  44. قلب مسین خوندم شعرتو خوشمان آمد 🙂 بابا من فردا امتحان دارم تعطیل کنید دیگه :))

  45. کسی دیگه نبود؟با اعلام ساعت شش کرکره ها رو پایین میکشمباشد تا رستکار شویدکسایی که میان اینجا ببینن خبری هست یا نه برای شرکت توی بحث فردا یا همین امروز به لینک زیر مراجعه کنندبا تشکر سامی شهوتیhttp://www.shahvani.com/content/موضوع-بحث-امشب-میمون-فضایی

  46. بسم الجونور والیدی والآیم بیش و لعن الامزاده فی مدخل المعقد الکاتب الهذه ِ الداستان فی امر الگایش الدختر الخال “الالناز” ومکانهم فی اسفل السافلین من آلان الی الانتخابات الاتی و کل سیخان(واحد بالواحد) فی مقعدالمبارکه الوالدک وجزاکم باالقلب المسین کانهوُالکبیر آلالت فی اونجای الخالت والصبیک.و لعن الآمیرزا فی روح الپلیدکَ التی هذه الکتیبة الخزعبلات التخیلات التراوشات الذهن الکثیف المریض الموهم والتخمی.واما بعد:در کتاب مجمع الاکاذیب فی مجمع البکن توون (از acc_nzr) در فصل چندم از باب افراد پتیارة العقربا در ذم خوردن “گه” از نوع عشیره ای آنهم دختر دائی آورده است که :واما مسئلتهٌ فی السکس *المحارم (الذین الاجداد المساویه و التخمهون وترکهون من واحد الجد کمثل عم و خال وخاله والابناءهم والبنتانهم) هااولاغکون فی الانتها الجهنم وعذاب شدید من نوع الدسته البیل بالمعکوس فی کونهم.در کتاب فوق 2عذاب بیشتر بشارت نشده است 1-با دسته بیل موازی 2-بادسته بیل معکوس.البته کاتب چرائی ممنوع الگایش بودن دختر عمو و دختر دائی و دختر عمه را ذکر نکرده است و به نظر میرسد ایشان اصولا با این موضوعات غریبه بوده اند.پاورقی:*زین پس بجای واژه تخمی “محارم” کلمه ممنوع الگایش اطلاق می گردد.

  47. سلام آمیرزا و قلب مسینسیوما که ممنون دویما که عاقا جانان تورو خودا یه کاری بکنین آخه این ادمین جون نام کاربری مارو عوض نمی کنه این لامسب هزار بار بهش نامه زدم میل کردم تمایل نشون دادم و درخواست نمودم اصلا انگار که نه ما آدمیم ومیل داریم.عاق جونان چیخار کنم آخه این هم شد ادمین .تورو خدا مردم هم ادمین دارن ماهم ادمین داریم.شانص زاغارت ما رونیگاه کنین.این قسمتشو با گریه و بصورتی که انگار سوم ابتدائی هستین و جلوی عاقا معلم دارین میگین و اشک از چشاتون و آب از دماغتون قندیل وار آویزونه بخونین وگرنه بیفایدست.)گوفته باشم که بخودا اگه نام منو عوض نکنه خودم ناممو عوض میکنم اونوغت بیاین ببینین که چه چیزها که در رابطه با ادمین جونتون خواهم نوشت.یه کاری بکنم که از ادم ین بودنش پشیمون بشه و بره ازاین به بعد قاز بچرونه .راستی قاز دونه ای چنده ؟میخام غاز بخرم برا خونمون آخه مامانم یه اوجاغ قاز خریده موندیم که چجوری روشنش کنیم لامصب میگن بدون قاز روشن نمیشه .دیشب هم چون روشن نشد من سرما خوردم مریس شدم رفتم پیش دوهتور بهم گفت که هااااااا برا چی اومدی پیش من.منم گوفتم که عاقای دوهتور کلیه هام کار نمی کنن .یعنی راستش یکی کار نمی کنه ولی اون یکی رو صبحا داداش کوچیکم هل میده روشن میشه .آخه من بایستی کلیه هامو دوروس کنم چون چند روز پیش خواستغار اومده برا خواهر بزرگم که هفتادوپنج سالشه دیدم مامانم رفته گوشه آشپازخانا داره پیاز خورد میکنه و گیریه میکنه .آره مامانم داشت گیره میکرد بخاطر اینکی جهیزیه نداریم و جولوی مردم آبرویمون میره .اونوخت رفتم به مامانم گوفتم که مامان جون ناراحن نباشین من یه کاریش میکنم.حالا تسمیم گرفتم کلیه هامو بفروشم و میخایم برم سمت چفیه رو درآرم و بکنمش نو شوشه وبرم جولوی بیمارستان بفروشمش.راستشو بخواین آخه یه چیزیو نگوفتم من بابا هم ندارم (قالب توجه ادمین که رحم کنه)چون بابا ومامانم که ایزدیواج کرده بودند مامانم سر حاملگی من ویار “پیکان جوانان” گرفت و بابام هم که کلی لوطی بود و پول هم نداشت رفت هردو کلیاتش رو در آورد و فوروختش و خریدش.چند روز بعدش هم عمر شما رو داد به من و رفت.حالاهم شدم سرپرست خونواده وهم درس میخونم و خرجیمونم از راه چش چرونی و خوندن حکایت های سایت بکن تو و تعریف اونا به بچه های محل در میارم یه کار دیگه هم میکنم “نوار” دخترای محلو میگیریم و تهدید میکنیم که “بگم”بگم”بگم” اونوخ اونا هم میگن بگو بابایا شورشو درآوردی و ماهم اول پول میگیریم و بعدش نوارو تو محل پخش میکنیم . بعدش هم بزرگ محل میگه برو گم شو بیرون از محل و مارو میندازه بیرون .چیکارکنیم تو محل آبروداریم وبایس آبروداری کنیم.البته دروغ خوب نیست و راستش همون پیکان جوانانو هم الان داریم چون من به سن غانونی نرسیده ام و ننه ام هم از سن غانونی رد شده و رفته اون طرف دستشو زده به کمرش و وایستاده ،ایجبارا دادیمش به یکی داره برامون کار میکنه .هفته پیش خراب شد و بردیمش پیش نیکانیک گفتش اینو رد کنین یه لامبورگینی یا مازراتی اگه اونم نشد یه مک لارن 2008 سفارش عرپستان ،ترو تمیس در حد صفر بخرین که لاقل تو عروسی آبجی بزرگتون کرایه ماشین عروسو ندین .من هم فیک کردم دیدم راس میگه.آخه راستشو بخواین همون نیکانیکه که لر هم هستش دو کوچه اونور خونه خالی مجردی داره و خواستوغار خواهرمه بیچاره اونهم هی به فکر ماست و هفته پیش ننه ام حلقه نامزدیشو که تنها یادوغاری بابام بود داد بهش که بره بفروشه یه مغازه اجاره کنه اونم گفت که پیاده که نمیشه این همه تو کوچه ها بدون وسیله بگردم تازه من نای راه رفتن هم ندارم و جنس هم بهم نرسیده و بدجوری خومارم ننم هم گوفت که با پیکانه برو و اونم رفته که مغازه ایجاره کونه و برگرده.مای بدبخت هم چندروز پیش دیدیم نیکانیکه نیومد هممون سرمونو از پنجره درآورده بودیم بیرون کوچنی رو می پائیدیم که یییییییییییییییییییییهو یه موشکل جدید هم به “مو شکلات” ِمون ایضافه شد . دیدیم یه زن میانسال با هَفَش تا بچه قدو نیم جولوی در خونمون داد و بیداد راه انداخته .پرسیدیم کی هستی و اونم گوفت که:اولش من بودم که با غزنغر(نام بابای مرهومم بوده ) ایزدیواج کرده بودم بعد قزنفر فرار کرد و اومدم و آدرسشو اینجا پیدا…کرده ام آی کرده ام آخ جون پیدا کرده امغزنفر من کوجاست خیلی وخته تو کفمچشتون بد نبینه اومدن وسط کوچه با مامانم یه گردگیری حسابی کردنو و بالا خره با وساطط بزرگای محل اومدن تو خونه ما زندگی کنن حالا من سرپرست خونواده قدیم الاحداث پدر مرحومم هم شده ام.بقیه ماجرانی هم بعدن تقدیم میکنم . فقط خواستم مقدمه و خلاصه و چکیده و یه گوشه اوچیکی از مشکلاتمو گوفته باشم که این آدم ین (صاحب این مکان) نام کاربری منو اَوَزْ کونه وگرنه شروع میکنم اصل داستانی که گیریَتونو در بیارم و اعثابتونو به هم بریضم.هممونو بخدا میسپارم .راستی عاغا معلم از اینکه دفترم بوی بد میده ببخشید آخه برادر کوچولوی قدیم الاحداثمون دیشب ریده بود لای دفتر مشقم من هم تا صبح مشگول تمیص کردن اون بودم خلاصه ببخشید که بد بود و بودار بودا.

  48. درسته به نظر دروغ می اومد و توهمی بودولی بنظرم بهترین رابطه با دخترای فامیل همینه

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید