داستان کون دادنم به پسر عمم

سلام داستان من واقعیه و هیچ تخیلاتی توش نیست من امیر ۴۱ ساله و خانومم ندا ۳۸ ساله و پسر عمم مهرداد ۴۲ ساله و متاهل و تازه ازدواج کرده این داستان واسه ۹ سال پیشه که تازه ازدواج کرده بودیم؛ من با خانومم بعد از ازدواج رابطمون سرد شد بخاطر دخالت های مادرش و کم کم از هم دور شدیم و من هم که نیاز زیادی به رابطه جنسی داشتم تو فشار بودم، یه روز رفته بودم خونه عمم که با پسر عمه ام بریم بیرون وقتی رفتم سراغش دیدم کسی خونه نیست و در حال صبحونه خوردنه منم رفتم تو، بهم چای داد و گفت صبر کن حاضر شم بریم،و رفت تو اتاق تا لباسشو بپوشه، منم کنجکاویم گل کرد و پشت سرش رفتم تو اتاق خواب، داشت شلوارشو میپوشید بهش گفتم حسابی دیگه با خانومت رابطه داری؟ گفت تقریبا, گفتم پس به کیرت حساب حال میدی، خندید، بهش گفتم میشه ببینم کیر تو، یه نگاهی همراه با یه لبخند ملیح کرد ، منم شلوارشو کمی کشیدم پایین و کیرشو دیدم، بعد شلوارشو کشید بالا، بعی بهش گفتم بذار کمی بمالم ببینم بزرگ میشه؟ اونم همینطور وایساد و نگاهم به خنده هاش بود و کیرشو مالیدم، چند بار که بهش دست کشیدم گفتم بیا رو تخت دراز بکش، و کیرشو با دست کشیدم سمت تخت، دایم داشت آب دهنشو قورت میداد، خوابوندمش و شروع کردم به مالیدن کیرش که داشت بزرگ و بزرگتر میشد، بهش گفتم عمه کی میاد گفت دو سه ساعت دیگه, منم که حسابی هوس کرده بودم بهش گفتم میخوای بکنی؟ مهرداد آب دهنشو قورت داد و سرشو یجور تکون داد یعنی نمیدونم خودت میدونی، منم بهش گفتم دبدو پس, بردمش تو یه اتاق امن دیگه و سریع شلوارمو در آوردم و کونمو جلوش لخت کردم و خوابیدم، اونم سریع کیرشو تف زد و گذاشت لای پاهام البته اینم بگما قبل ازدواج زیاد همو میکردیم اونم لاپایی و ساک و دو طرفه اما این بار خیلی حشری شدم و فقط دلم میخواست رابطه داشتم از هر نوعی که هست بخاطر اینکه خیلی وقت بود با زنم رابطه نداشتم و حسابی حشری بوم، مهرداد با چند با عقب و جلو کردن کیرش لای پاهام و چند بار فشار دادن کیرش به حد فاصل سوراخ کونم تا تخمام که منم کیرم بزرگ بود آب شورای ریخت رو کمرم و ارضا شد، من شروع کردم به جق زدن و ارضا شدم از اون به بعد با ها رفتم و بهش کون دادم اکثرا با ساک زدن رابطه رو باهاش شروع میکردم تا جایی که در نهایت تو سوراخمم کرد و بار ها آبشو میریخت تو کونم من دیگه اوبی اون شدم و کونم با دیدم عکس کیر هوس دادن میکنه

نوشته: امیر

بازدید 12,485

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

8 پاسخ به “داستان کون دادنم به پسر عمم”

  1. مگه قرار بود خانمت ترتیبت رو بده که چون رابطت با خانمت سرد شده بود رفتی به پسر عمّت دادی؟!

  2. من تا حالا آب توم نررفته….ولی خب شوهرم هیلی اصرار داره ابیاریم کنه…تاثیر داره یعنی؟؟!!

  3. باز هم یه امیر دیگه ! عجیبه ها ! این امیرها چه داستانی دارن ؟ کسی میدونه ؟!

  4. اولش گفتی مهرداد تازه ازدواج کرده بعدش گفتی نه سال پیش بهش گفتی زنتو حشابی میکنی ؟ به کسی که ۹ سال پیش ازدواج کرده دیگه نمیگن تازه ازدواج کرده ، ضمنا یجوری کس شعر ببخشید داستان نوشتی که انگار بار اولته میخوای به مهرداد بدی آخر داستان میگی ما وقتی بچه بودیم لاپایی میزدیم کس خل شما تو نوجوانی و جوانی همدیگرو نکردی بعد اومدی تو ۳۲ سالگی بهش کون دادی ؟

  5. نکته اخلاقی داستان اگه بازنتون سکس ندارین برین کون بدین مگه میشه؟ مگه داریم؟

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید