داستان کردن عمه 48 سالم تو حموم

من فرید هستم 18 سالمه.یه عمه دارم 48 سالشه.از شوهرش یه 8 سالیه طلاق گرفته.خیلی هم خوشگله.کونش خیلی گندست.وحشتناک بزرگه.عمم سه پسر هم داره که با بابابش خارجند. عمم تو ایران تنها زندگی میکنه و من خیلی پیشش میرم.البته به هوای اینکه تنها نباشه.وگرنه بیشتر برای دید زدن کونش اونجام.همیشه تو خونه شلوارای استرچ تنگ و براق میپوشه که ابه ادم در میاد.بلیزاشم تنگه.همیشه یه جوراب زنونه نازک تا بالای زانو هم پاش میکنهکه من بیشتر حشری می شم. یه روز مامان بابم قرار شد واسه یه هفته برند شمال و چون من مدرسه داشتم نمی تونستم باهاشون برم.واسه همین بابامگفت یه هفته برم خونه عمه.منم از خدا خواسته قبول کردم.وسایل لازممو برداشتم و رفتم. تو یکی دو روز اول از دیدین کون عمه زیر اون لباسای تنگ حسلبی حشری شده بودم.وقتی حواسش نبود میرفتم تو اتاقش و با شورتاش جق می زدم. یه روز حولمو برداشتم که برم حموم که عمه گفت فرید جان می خوای بری حموم.منم گفتم اره عمه جون.گفت من میخواستم برم. چون میخوام برم بیرون خواستم یه دوشم بگیرم.ولی حالا که لباساتو در اوردی برو.منم گفتم باشو ورفتم. بعد از چند ثانیه دیدم در حموم باز شد و عمه با اون لباسای تنگش اومد تو.من که لخت بودم دستم رو گذاشتم جلوی کیرم .بعد عمه گفت:راحت باش فرید.دیدم دیرم میشه گفتم منم بیام مشغولدوش گرفتن بشم.تو هم نمی خواد خجالت بکشی.تو مثل پسر خودم هستی.منم واسه اینکه خجالت نکشی با لباس میام زیر دوش. منم گفتم چشم و دستم رو از روکیرم برداشتم. وقتی اومد زیر دوش چون لباساش چسبون بودن زیر اب بدنش بد جوری افتاده بود بیرون.مخصوصا اون کونش.پشتش به من بود .کیر منم بد جوری شق کرده بود.خط شورتش از قبل تابلو تر شده بود.دیگه طاقتم تموم شده بود.میخواستم بغلش کنم تا کیرم بچسبه به کونش. تو این فکرا بودم که یهو برگشت و منو با اون کیر شق کرده دید .ولی چیزی به روش نیورد. منم میدونستم که حشری شده.هی به کیر من نگاه می کرد.فهمیدم که سر و گوش عمه میجنبه.منم که از خدا خواسته همین رو می خواستم.ولی هیچ کدوم رومون نمی شدپا پیش بزاریم.که یهو عمه خودشو انداخت رو زمین که مثلا لیز خورده.منم مونده بودم چی کار کنم.هی می گفت عمه به دادم برس .کمرم له شد.منم زیر بغلش رو گرفتم نشوندمش کف حموم. میدونستم همه این کارا فیلمه.یه چند ذقیقه اهو اوه کرد.بعد گفت عمه اون دوش اب گرم رو بگیر رو کمرم دردم اروم شه.منم اینکارو کردم.گفت فایده ندارهوبرو کرممو از تو کشوم بیار پشتمو چرب کن. بعد به همین بهونه لباساشو دراورد.یه شرت مشکی سکسی که کسش از زیر تورای شرتش اوفتاده بود بیرون با یه سوتین مشکی توری هم تنش بود.از شق درد داشتم میمردم. عمه همچنان به روی خودش نمیورد. کف هحموم به پشت دراز کشید و گفت کرم رو برام بمال.همه جای پشتم رو.منم از خدا خواسته.یه دستم رو کیرم بوذ و دست دیگم رو چرب میکردم و پشت عمرو میمالیدم. اونم اهو اوهش در اومده بود.چند باری هم دستم رو بردم نزدیک کونش که چیزی نگفت. بعد از کرم مالی گفت حالا بدنم رو یه ماساز بده که خیلی خوب اینکارو میکنی.ولی اول برای این که راحت باشی بزار لباس زیرامم کامل در ارم.بعد بهم گفت اشکال که نداره.منم گفتم نه عمه. بعدش گفت زیادی خوشت نیادا.یادت نره من عمتم.واسه همین جلوت لخت شدم.منم گفتم چشم.گفت حالا بشین رو کمرم و ماساز بده.گفتم اخه زشته.من شورت پام نیست.گفت اگه شیطنت نکنی ایراد نداره.منم نشستم رو کمرش .کیرم خیلی تابلو رو کمرش بود.هی اهو اوه میکرد.منم پر رو شده بودم .خودمو میکشوندم پایین تر طوری که کیرم قشنگ رو کون گوشتالوش بود.دیدم چیزی نمیگه.دستم رو هم تا نزدیک کونش می بردم.دیگه هیچی حالیم نبود.هی خودمو به هوای جابه جا کردن میمالوندم به کونش.کم کم کیرمو لا پاش عقب جلو میکردم.خیلی حال می داد.فهمیدم عمه هم بدش نمیاد.نمی فهمیدم چی کار می کنمبه خودم که اومدم دیدم دستم رو کسشه و دارم می مالونمش.عمه هم روش باز شده بود و سینه هاشو میمالوند. بعد یهو رو چهار دست و پاش نشست و گفت:خجالت نکش عمه.جرم بده.منم کیرم رو گذاشتم تو کسش.خیلی داغ بود.شروع کردم به تلمبه زدن.یه 3-4 دقیقه تلمبه میزدم.بعد گفت دیگه از کس بسته.بذار تو کونم.منم در اوردم.بلند شد وایستاد.دو تا دستاشو گذاشت رو دیوار حموم.کونشم قنبل کرد طرفم.منم کیرمو گذاشتم در سوراخ کونش و اروم کردم تو.خیلی تنگ بود.خیلی اه و اوه میکرد.همش میگفت:جرم بده.عمت رو جر بده.تو ندی کی بده.منم حشری تر میشدم و سریع تر تلمبه میزدم.دیگه ابم داشت میومد.به عمه گفتم.گفت بریز تو کونم.منم همشو ریختم تو کونش.خیلی حال داد.جفتموم کلی کیف کردیم.بعد همدیگرو شستیم اومدیم بیرون.تو اون یه هفته هر شب با هم سکس کردیم. باورم نمی شد عمم این کاره باشه. دیگهبعد اون قضیه به هر بهونه ای هفته ای چند بار شب میرفتم عمه رو می کردم

نوشته: فرید

بازدید 10,146

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

42 پاسخ به “داستان کردن عمه 48 سالم تو حموم”

  1. ((همیشه تو خونه شلوارای استرچ تنگ و براق میپوشه که ابه ادم در میاد.بلیزاشم تنگه.همیشه یه جوراب زنونه نازک تا بالای زانو)))!!!»»» کدومش بلاخره همیشه؟؟؟!!!د عاخه حرومزاده ی عوضی بی صفت، لا اقل بقیه عکسایی که داری الان باهاشون جق میزنی رو بردار و یکی رو نگهردار که ت توصیفاتت نرینی پدر سگ حمال!!!هررررریییییی ننویس حالمون به هم خورد دلقک بی پدر مادر!

  2. “خودم که اومدم دیدم دستم رو کسشه و دارم می مالونمش.”چندان حال فحش دادن نداشتم. کیر ممد جقی و علی کچل و بقیه اون 12 تا جمیعا بره تو کونت دروغگوی لاشی.

  3. کف هحموم به پشت دراز کشید و گفت کرم رو برام بمال.همه جای پشتم رو.منم از خدا خواسته.یه دستم رو کیرم بوذ و دست دیگم رو چرب میکردم و پشت عمرو میمالیدماخه کس کش جلقو چطور به پشت دراز کشیده بود کف حموم و تو پشتشو میمالیدی؟یکی بمن بگهبعد میگن فحش ندیدن .دیانا میگه اروم باش عصبی نشوولم کنین تا نکشمش اروم نمییییییییییییییییییییییییشم

  4. یه چیزیم اضافه کنم، من نمیفهمم چرا پدر مادر همه ی این بچه جقیا تصمیم میگیرن برای یه هفته برن مسافرت؟

  5. مانیوالله اعصاب نمیزان! فحش ندیم چیکار کنیم؟ دست بزنیم؟ قر ریز بیاییم؟ شاباش بدیم؟خو عاخه یه چیزی مینویسن 160 تا عصب مغز با هم یهو از کار میفته! ای سگ برینه به اول و اخر هر چی خر مخ نفهمه! گاو به این ادما شرف داره،dash1

  6. داستان بدجوری آشنا میزد.یا کپی بود یا خیلی شبیه بود…ولی در کل کیرم پس کله ی بابات و خودت و ننه ی خرابت و عمه ی جنده ات و خانواده ی محترم رجبی…

  7. حس و حال فحش دادن ندارم ولی امیدوارم دوستان حسابی از خجالت خودت و عمه ی خیالیت درآن.کیر رستم تو چشم راستت

  8. گفت:خجالت نکش عمه.جرم بده.منم کیرم رو گذاشتم تو کسش…این یه تیکش خیلی دروغ بود.برو بچه جان جقتو بزن.کیرم تو کس عمه جونت.

  9. به اشتباهای تایپی کاری ندارم چون موقع جق زدن دستت میلرزه اشکال ندارهولی حسابی چرندیات مغز جقیتو ریختی تو این داستانجقی جان یه درصد فک کن وسط سکس یه زن بهت بگه از کس بسه بذار تو کونم! عمرا”مشخصه مغزت از تخمت کوچیکتره دیوث 😐

  10. [quote]رو چهار دست و پاش نشست و گفت:خجالت نکش عمه.جرم بده.منم کیرم رو گذاشتم تو کسش.خیلی داغ بود[/quote]احتمالا سگ سیاه کیر خر تو کون رفته باید زیاد دیده باشیاز همونا که حشرت میزنه بالا و میبری میکنیکیر همون سگای ننه کونی همچین بره داخل کونت که پوزیشن داگ استایل رو فراموش کنیخون پریود عمت به همراه مقادیری از پشم تخم پدر بزرگت به علاوه مقداری از شاش گوساله رو باید بخوری تا خوب شیکه بلکم مغزت از پریودی خلاص بشهننویس مجلوق عن تو کونننویس دیووووووووووووووووووووووووث

  11. واقعا ملت چقدر کسخل شدنcrazyکلا عده ای احمق همش در فکر سکس با محارم هستن…آدم باید خیلی بی شرف باشه دنبال چنین کارایی بره…dash1

  12. حیف عاقا که بت بگم ولی هرچیزی یه حرمتی داره حتی دوروغ!! اون وخ میگن چرا بروبچ فش میدن، آخه حرمت نگه نمیدارن دیگه.

  13. 63 مریم .مشکل از نبود جنده خونه است . تا جای نباشه که فوری بشه رفت وسکس کرد همین واضع رو داریم .بدتر میشه که بهتر نمیشه .

  14. آخه چرا واسه ی خیال پردازی یه ذره فکر نمیکنید تا انقدر فحش نشنوید؟؟؟؟یه حیایی توی وجود زن هست که تحت هیچ شرایطی حاضر نمیشه لخت کسی رو ببینه یا به راحتی خودش رو لخت به کسی نشون بده حتی اگر طرف بچه باشه. تو که دیگه اندازه ی سگ آقای پتیبل سن داری کون تلق تولوق..در کل شاش زنگ زده ی عمه ی 48 ساله ت همراه با 48 تا سر دوش فلزی حموم و کیر راست شده ی 48 راس گوسفنده دم مرگ و 48 شیشه شیر پالم دار به صورت خشک تو کون بوگندوت

  15. :S 😐 😐 😐 آخه زن48 ساله اونم عمت میاد کون و کس میده به یه جوجه که تازه موهای کیرش دراومده؟! 😐

  16. چقدر داستانا کیری شده…(با کون بپر روش)همشون بخاطر درس مجبور میشن برن خونه اون فاتمیله جنده بمونن و خانواده برن مسافرتای کونکش،،،چشات از سو رفت…نزن دیوث…نزن

  17. عاقا چرا میزنی تو ذوق این جوونای بدبخت .اخه اینا که خوردو خوراکی ندارن بخورن زوری با یه ذره گرد خودشونا سرپا نگه داشتن باز هم خوبه میتونن این کسو شعرا را گل هم کنن …

  18. اینم یه دروغ دیگهبه خودت رحم کن پسر این از اثرات جق زیادهیه روز میاد داستان گاییدن خودت رو توسط خودت میگی برا ملت

  19. بقول معروف اسب آبی تو کونت دهن باز کنه کیر راست شده فیل هندی با کیر بوفالو افریقایی تو کونت بره که از این کسشرا مینویسی اخ مجلوق کون پاره مجبوری شر و ور بگی اینقر جلق زدی توهمات خرزوخان گرفتت که بیای داستان بگی کیر بر و بچ سایت بره تو کونت از 8 تا سوراخت بزنه بیرون

  20. عمت از گوشت و خونته. اگر اونم بخواد تو مسعولیکاش یکی پیدا بشه ک بشه روش حساب کرد و چشم پاکی ب خونواده خودش داشته باشه

  21. همه بلاهایی که تو حموم سرت اوردن و کونت گذاشتن اومدی جای خودتو با عمه جونت تو داستان عوض کردی ما که نفهمیدیم اون عمه جندت چی میپوشه جوراب لباس تنگ شلوار برو جلقی کونی برو کونت را بده

  22. سلام جیگر ما خیلی باورمون شد ولی واسه اونایی که باورشون نمیشه یه عکس از کوس وکون عمت وعکس خودت موقع کردنش حتما بذار شاید ما هم کردیمش!

  23. کی بهت گفته نویسنده خوبی هستی بغیر از ننه بابات؟بعد شاسکول تو ک داری مینویسی وسط نوشتنت گه گداری ی سری ب اول داستانت بزن ببین چی نوشتی نرینی توش…هوفل دروزن

  24. اگه یکم با قدرت میزدی داستانت به واقعیت نزدیک میشد و قشنگ میشد یکم ولی شل گرفتی دیگهفیلم سوپرش کیفیت نداشت فکر کنم

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید