نگاش کردم دیدم داره بیرونو نگاه میکنه بهش گفتم
-:بردیا!
+:جانم
-: بکن منو
+:نه نمیکنمت بهت قول دادم که نمیکنمت
-:نه نمیخوام.الان میخوام که بکنی
+:عزیزم من بهت قول دادم و نمیکنمت
-:تو از من یه چیزی خواستی من قبول کردم الان من ازت میخوام تو باید قبول کنی
+:اگه بکنمت سری بعد که بیام دیگه نمیای پیشم که ببینمت
-:نه میام قول میدم
+:بیخیال بپوش بریم
ته دلم خالی شد من واقعا اون لحظه کیر میخواستم با عصبانیت و نا امیدی داد زدم: اوکی بیا بریم
نمیدونستم داره اذیت میکنه یا واقعا نمیخواد بکنه چند سالی بود باهم نبودیم و گفتم شاید تغییر کرده
شورت و شلوارمو برداشتم یهو یه چیزی رسید به ذهنم تیر آخر بود گفتم ببینم به کجا میرسه همینجور که داشتم شورتمو درست میکردم که بپوشم گفتم
-: قبلا به پشه ی ماده رحم نمی کرد چه برسه به کس الان کونی شده فقط انگشت میکنه.باید برم یکیو پیدا کنم بیاد جفتمونو بکنه.اگه این اطراف هست بگو بیاد منو بکنه تو که بی عرضه ای
+:حیف قول دادم وگرنه چنان میکنمت هشتی راه بری
-:تو مردی پاشو بکن
+:داگ استایل شو
-:همینجوری بکن
+:اگه میخوای بکنمت داگ استایل شو
-:ارضا شدم خالی شدم نمیتونم بخدا بیا همینجوری بکن
+:یه داگ استایل پورن استاری بزن تا بکنمت وگرنه بپوش بریم
از ماشین پیاده شد من ته دلم ذوق کرده بودم اما حس پوزیشن نبود بزور رفتم صندلی شاگرد مانتومو در اوردم داشتم داگی میشدم در باز شد گفتم بیا تو من اینجوری معذبم
اومد داخل و گفت قشنگ داگی شو این چیه
تا جایی که میتونستم به کمرم قوس دادم و گفتم: از این بهتر نمیشه تو ماشین
+:واو صحنه رو ببین و یه اسپنک محکم زد و با آی کشیده من همراه شد برای دلبری بیشتر یه شیک زدم و کونمو لرزوندم دو لپ کونم چند بار بهم خوردن و صدای شالاپ شالاپ تو ماشین پیچید و گفت: موقه ای که با من بودی از این کارا نمیکردی یه اسپنک دیگه زد و فک کردم کیرش رو کسمه اما دوباره زبونش بود و یه لیس از بالا تا پایین و یه لیس پایین تا بالا کشید خودمو کشیدم جلو و گفتم دیوونم کردی وحشی.بکن دیگه
دوباره برگشتم به حالت داگی و صدای باز شدن کمربندشو شنیدم و منم کونمو میلرزوندم کیرش رو روی بدنم حس کردم
+:مطمئنی که بکنمت؟پشیمون نشی
-:الان میخوای بگی خیلی آدم خوبی ای؟نه بکن میخوام
همزمان با صحبت کردن داشتم با تکون دادن کونم و کمرم کیرش رو روی کصم تنظیم میکردم کمرمو بردم عقب ولی نمیرفت داخل
-: بکن تو
تا اینو گفتم کصم پر شد یه آه از روی لذت گفتم و خودم شروع کردم عقب جلو کردن و قر دادن کمرم
رفت و آمد کیرش توم خیلی لذت بخش بود بعد مدت ها کیرش رو داشتم توی خودم عقب جلو میکردم و داخل کصم و پر و خالی میشد با تک تک سلولا و عصبای داخلیم داشتم لذت میبردم که یک اسپنک دیگه زد و آی من بلند شد دو سمت کمرم رو گرفت من دیگه حرکتی نکردم فشار محکمی داد و تازه متوجه شدم نصفش داخلم نیست.درد لذت بخشی توم پیچید و با یک آه بلند و کشیده ی ناخواسته گفت جون و شروع کردن مثل وحشیا تند تند تلمبه زدن.خیلی وقت بود اینجوری سکس نکرده بودم با هر تلمبه ای که میزد رو به جلو پرت میشدم دستامو محکم به پشتی صندلی ماشین که خوابونده بودم تکیه دادم تا نرم جلو و پوزیشن رو حفظ کنم
دهانه ی رحمم داشت لمس میشد و خالی و پر شدن کصم لذتی رو داشت بهم منتقل میکرد که وصف نشدنی بود با یک دستش موهامو گرفت محکم کشید مجبور شدن بیشتر به کمرم قوس بدم و حس کردم کیرش بیشتر رفت داخل با دست دیگش یه اسپنک محکم زد که دردم گرفت و با صدایی که نفس نفس میزدم گفتم تو این یه ذره جا هم باید وحشی باشی
موهامو ول کرد وگفت خودت خاستی بکنمت و سرعتش رو کم کرد فکر کردم داره ارضا میشه گفتمجلوشو نگیر و سعی کن داخل نریزی نیشخندی و زد و گفت یه ساعت دیگه بکوب میکنمت کوو تا ارضا بشم فقط جام بده خسته شدم منم از خدا خواسته خودمو سمت جلو پرت کردم گفتم منم خسته شدم تو این یه ذره جا داگی شدم وقتی کیرش از تو کصم در اومد انگار بخشی از پازل بدنم کم شد گشاد شدن خودمو حس میکردم میخواستم دوباره سریع بکنه داخلم فوری جابجا شدم و به پشت خوابیدم و پاهامو باز کردم با انگشتش شروع کرد بازی کردن با کصم دوباره به نفس نفس افتادم با دستم گشتم دنبال کیرش و پیدا کردم کشیدمش سمت خودمو گفتم بکن تو با کیرش ضربه میزد به کصم و روی شیار کصم میمالید نفس نفس زنان گفتم واقعا بکن خوبی هستی میدونست الان بخاطر تلمبه های سنگینش و خالی شدن کصم بیشتر از همیشه میخوام بکنه داخل ولی داشت بیشتر تشنم میکرد کیرشو گرفتم گذاشتم رو کصم و با یه فشار نصفشو کرد داخل شد چنگی به صندلی زدم و نفس عمیقی کشیدم حالا دخول عمیق تر شده بود و لذت من بیشتر دراوردش بیرون و کمی اب دهن زد و با یه فشار محکم تا اخر کرد داخل وقتی بدنش بهم خورد کمرش رو گرفتم و از روی درد و لذت ناخنامو فشار میدادم تو بدنش شروع کرد کمر زدن و عقب جلو کردن توم چشامو بستم و فقط داشتم لذت میبردم تمرکز کردم روی پر و خالی شدن کصم و دستامو بردم زیر تیشرتش گذاشتم رو شکمش گفت دربارم تیشرتمو گفتم نه فقط بکن سرعتشو بیشتر کرد آه و نالم در اومده بود از روی تیشرت چنگ میزد به سینه هام تک تک سلول های داخل کصم رفت و امد کیرش رو حس میکردن و لذت میبردم گفتم محکم تر و بدون مکث چند تا محکم کوبید داخلم و و کل بدنم میلرزید و دوباره ارضا شدم ناخاسته کمی خودمو کشیدم بالا و کیرش در اومد نفس نفس میزدم و که گفت ارضا شدی با سر گفتم اره و چند ثانیه واستاد دوباره کرد داخلم یکی دوتا تلم زد و گفت خیلی خشک شدی کمی اب دهن زد و شروع کردم کمر زدن دیگه لذت نمیبردم یهو عذاب وجدان خیانت اومد سراغم و بغض کردم گفتم نکن نکن دیگه نکن از روم بلند شد گفت چیشده؟
-:میشه بریم دیگه نمیخوام اینجا باشیم بریم لطفا
+:یهو چت شد
-:هیچی فقط بریم،منو ببر خونه
نشست رو صندلیش من بغض کرده بودم و به خیانتم فکر میکردم دستمو گرفت گذاشت رو کیرش گفت خودت راستش کردی من که نمیخواستم بکنمت توگفتی بکن حالا خودت ارضا شدی من تو کف بمونم
-:بریم دیگه نمیخوام بکنی منو ببر خونه فقط
+:خو چند دقیقه بهم فرصت بده بذار بکنم ابم بیاد بریم
-:نمیخوام فقط بریم
دیدم زیاد داره اصرار میکنه گفتم همتون همیشه همینو میگید فقط ۵ دقیقه ی دیگه فقط ۵ دقیقه بعدش دوباره یک ساعت میکنید
زود بکن و تند آبتو بیار میخوام برم
خوابیدم رو صندلی دوباره اومد روم بی تفاوت بودم و همش فکرم درگیر بود کیرش و روی کصم حس کردم کمی بالا پایین کرد اما نکرد داخل گفت اینو یادت باشه که چیکار کردی باهام رفت پشت فرمون و ماشینو روشن کرد گفت لباساتو بپوش حرکت کرد و داشتم لباس میپوشیدم درگیری فکریم شد دو تا اولیش خیانتم دومیش اینکه من اصرار کردم منو بکنه ولی نذاشتم ارضا شه و فقط به فکر خودم بودم…
-:بردیا!
+:جانم
-: بکن منو
+:نه نمیکنمت بهت قول دادم که نمیکنمت
-:نه نمیخوام.الان میخوام که بکنی
+:عزیزم من بهت قول دادم و نمیکنمت
-:تو از من یه چیزی خواستی من قبول کردم الان من ازت میخوام تو باید قبول کنی
+:اگه بکنمت سری بعد که بیام دیگه نمیای پیشم که ببینمت
-:نه میام قول میدم
+:بیخیال بپوش بریم
ته دلم خالی شد من واقعا اون لحظه کیر میخواستم با عصبانیت و نا امیدی داد زدم: اوکی بیا بریم
نمیدونستم داره اذیت میکنه یا واقعا نمیخواد بکنه چند سالی بود باهم نبودیم و گفتم شاید تغییر کرده
شورت و شلوارمو برداشتم یهو یه چیزی رسید به ذهنم تیر آخر بود گفتم ببینم به کجا میرسه همینجور که داشتم شورتمو درست میکردم که بپوشم گفتم
-: قبلا به پشه ی ماده رحم نمی کرد چه برسه به کس الان کونی شده فقط انگشت میکنه.باید برم یکیو پیدا کنم بیاد جفتمونو بکنه.اگه این اطراف هست بگو بیاد منو بکنه تو که بی عرضه ای
+:حیف قول دادم وگرنه چنان میکنمت هشتی راه بری
-:تو مردی پاشو بکن
+:داگ استایل شو
-:همینجوری بکن
+:اگه میخوای بکنمت داگ استایل شو
-:ارضا شدم خالی شدم نمیتونم بخدا بیا همینجوری بکن
+:یه داگ استایل پورن استاری بزن تا بکنمت وگرنه بپوش بریم
از ماشین پیاده شد من ته دلم ذوق کرده بودم اما حس پوزیشن نبود بزور رفتم صندلی شاگرد مانتومو در اوردم داشتم داگی میشدم در باز شد گفتم بیا تو من اینجوری معذبم
اومد داخل و گفت قشنگ داگی شو این چیه
تا جایی که میتونستم به کمرم قوس دادم و گفتم: از این بهتر نمیشه تو ماشین
+:واو صحنه رو ببین و یه اسپنک محکم زد و با آی کشیده من همراه شد برای دلبری بیشتر یه شیک زدم و کونمو لرزوندم دو لپ کونم چند بار بهم خوردن و صدای شالاپ شالاپ تو ماشین پیچید و گفت: موقه ای که با من بودی از این کارا نمیکردی یه اسپنک دیگه زد و فک کردم کیرش رو کسمه اما دوباره زبونش بود و یه لیس از بالا تا پایین و یه لیس پایین تا بالا کشید خودمو کشیدم جلو و گفتم دیوونم کردی وحشی.بکن دیگه
دوباره برگشتم به حالت داگی و صدای باز شدن کمربندشو شنیدم و منم کونمو میلرزوندم کیرش رو روی بدنم حس کردم
+:مطمئنی که بکنمت؟پشیمون نشی
-:الان میخوای بگی خیلی آدم خوبی ای؟نه بکن میخوام
همزمان با صحبت کردن داشتم با تکون دادن کونم و کمرم کیرش رو روی کصم تنظیم میکردم کمرمو بردم عقب ولی نمیرفت داخل
-: بکن تو
تا اینو گفتم کصم پر شد یه آه از روی لذت گفتم و خودم شروع کردم عقب جلو کردن و قر دادن کمرم
رفت و آمد کیرش توم خیلی لذت بخش بود بعد مدت ها کیرش رو داشتم توی خودم عقب جلو میکردم و داخل کصم و پر و خالی میشد با تک تک سلولا و عصبای داخلیم داشتم لذت میبردم که یک اسپنک دیگه زد و آی من بلند شد دو سمت کمرم رو گرفت من دیگه حرکتی نکردم فشار محکمی داد و تازه متوجه شدم نصفش داخلم نیست.درد لذت بخشی توم پیچید و با یک آه بلند و کشیده ی ناخواسته گفت جون و شروع کردن مثل وحشیا تند تند تلمبه زدن.خیلی وقت بود اینجوری سکس نکرده بودم با هر تلمبه ای که میزد رو به جلو پرت میشدم دستامو محکم به پشتی صندلی ماشین که خوابونده بودم تکیه دادم تا نرم جلو و پوزیشن رو حفظ کنم
دهانه ی رحمم داشت لمس میشد و خالی و پر شدن کصم لذتی رو داشت بهم منتقل میکرد که وصف نشدنی بود با یک دستش موهامو گرفت محکم کشید مجبور شدن بیشتر به کمرم قوس بدم و حس کردم کیرش بیشتر رفت داخل با دست دیگش یه اسپنک محکم زد که دردم گرفت و با صدایی که نفس نفس میزدم گفتم تو این یه ذره جا هم باید وحشی باشی
موهامو ول کرد وگفت خودت خاستی بکنمت و سرعتش رو کم کرد فکر کردم داره ارضا میشه گفتمجلوشو نگیر و سعی کن داخل نریزی نیشخندی و زد و گفت یه ساعت دیگه بکوب میکنمت کوو تا ارضا بشم فقط جام بده خسته شدم منم از خدا خواسته خودمو سمت جلو پرت کردم گفتم منم خسته شدم تو این یه ذره جا داگی شدم وقتی کیرش از تو کصم در اومد انگار بخشی از پازل بدنم کم شد گشاد شدن خودمو حس میکردم میخواستم دوباره سریع بکنه داخلم فوری جابجا شدم و به پشت خوابیدم و پاهامو باز کردم با انگشتش شروع کرد بازی کردن با کصم دوباره به نفس نفس افتادم با دستم گشتم دنبال کیرش و پیدا کردم کشیدمش سمت خودمو گفتم بکن تو با کیرش ضربه میزد به کصم و روی شیار کصم میمالید نفس نفس زنان گفتم واقعا بکن خوبی هستی میدونست الان بخاطر تلمبه های سنگینش و خالی شدن کصم بیشتر از همیشه میخوام بکنه داخل ولی داشت بیشتر تشنم میکرد کیرشو گرفتم گذاشتم رو کصم و با یه فشار نصفشو کرد داخل شد چنگی به صندلی زدم و نفس عمیقی کشیدم حالا دخول عمیق تر شده بود و لذت من بیشتر دراوردش بیرون و کمی اب دهن زد و با یه فشار محکم تا اخر کرد داخل وقتی بدنش بهم خورد کمرش رو گرفتم و از روی درد و لذت ناخنامو فشار میدادم تو بدنش شروع کرد کمر زدن و عقب جلو کردن توم چشامو بستم و فقط داشتم لذت میبردم تمرکز کردم روی پر و خالی شدن کصم و دستامو بردم زیر تیشرتش گذاشتم رو شکمش گفت دربارم تیشرتمو گفتم نه فقط بکن سرعتشو بیشتر کرد آه و نالم در اومده بود از روی تیشرت چنگ میزد به سینه هام تک تک سلول های داخل کصم رفت و امد کیرش رو حس میکردن و لذت میبردم گفتم محکم تر و بدون مکث چند تا محکم کوبید داخلم و و کل بدنم میلرزید و دوباره ارضا شدم ناخاسته کمی خودمو کشیدم بالا و کیرش در اومد نفس نفس میزدم و که گفت ارضا شدی با سر گفتم اره و چند ثانیه واستاد دوباره کرد داخلم یکی دوتا تلم زد و گفت خیلی خشک شدی کمی اب دهن زد و شروع کردم کمر زدن دیگه لذت نمیبردم یهو عذاب وجدان خیانت اومد سراغم و بغض کردم گفتم نکن نکن دیگه نکن از روم بلند شد گفت چیشده؟
-:میشه بریم دیگه نمیخوام اینجا باشیم بریم لطفا
+:یهو چت شد
-:هیچی فقط بریم،منو ببر خونه
نشست رو صندلیش من بغض کرده بودم و به خیانتم فکر میکردم دستمو گرفت گذاشت رو کیرش گفت خودت راستش کردی من که نمیخواستم بکنمت توگفتی بکن حالا خودت ارضا شدی من تو کف بمونم
-:بریم دیگه نمیخوام بکنی منو ببر خونه فقط
+:خو چند دقیقه بهم فرصت بده بذار بکنم ابم بیاد بریم
-:نمیخوام فقط بریم
دیدم زیاد داره اصرار میکنه گفتم همتون همیشه همینو میگید فقط ۵ دقیقه ی دیگه فقط ۵ دقیقه بعدش دوباره یک ساعت میکنید
زود بکن و تند آبتو بیار میخوام برم
خوابیدم رو صندلی دوباره اومد روم بی تفاوت بودم و همش فکرم درگیر بود کیرش و روی کصم حس کردم کمی بالا پایین کرد اما نکرد داخل گفت اینو یادت باشه که چیکار کردی باهام رفت پشت فرمون و ماشینو روشن کرد گفت لباساتو بپوش حرکت کرد و داشتم لباس میپوشیدم درگیری فکریم شد دو تا اولیش خیانتم دومیش اینکه من اصرار کردم منو بکنه ولی نذاشتم ارضا شه و فقط به فکر خودم بودم…
دوستان این داستان نبود خاطره ای واقعی بود
حالا دوست دارید باور کنید دوست ندارید نکنید
نمیدونم بازم دوست دارید از خاطره های گذشتم با بردیا بگم یا نه
نوشته: پری ۷۷
10 پاسخ به “خیانت به شوهرم با اکسم بعد از ۷ سال (۲)”
این ترامپ بیاد زود چتر یه موشک کروز بکنه تو خونتون😅😅
😂❤️
با این جور زنا صحبت هم بکنی میگن زنا ازادی ندارنشما ازادی ندارین به صغیر و کبیر رحم ندارینداشته باشین فقط به رفتگر سر کوچه نمیدید دیگه
روی قسمت یک کم فحش خوردی قسمت دومو نوشتی بدبخت شوهرت شیفت شب کارخونه وامییسته تو بری جندگی فقط اونایی ک شیفت شب کار کردن یا عزیزاشون شیفت شب بودن میفهمن شیفت شب چ بلایی سر بدن آدم میاره تموم بدن آدمو داغون میکنه حیف اسم انسان واسه شما هرزه ها
اول داستانت فکر کردم رو خودت کار کردی و کس رو صحیح نوشتی ودیگه ننوشتی کص❌اما از وسطهاش دیدم دوباره اشتباه نوشتی کصفهمیدم تو نه دست از بیسوادیت برداشتینه از جندگیت
کیرم؛توکوس وکونت.
دوس دارم تو همون حاده جوری بکنمت نتونی راه بری که بغهمی یه نرد رو اینجور ول نکنی به حال خودشجنده دوزاری
این داستان کاملا معلومه واقعیه خیلی از این داستانا زیاده برای خود منم اگه میخواستم پیش میومد اکسم شوهر کرده بود و خودش خواست ارتباط برقرار کنه نه من ولی من بهش گفتم که دیگه لطفاً بهم پیام نده
سه بار رفتی کس دادی بعد تو اوج عذاب وجدان میگیری جنده
من به عنوان یه زن شناس قهار این داستان مشخص بود واقعیه زنها در همین نامرد و خودخواه هستند تا میتونین از این زنهای شوهردار بکنید اینها فقط آفریده شدن بدن