سلام
من مغازه لباس فروشی تو یه شهر کوچیک دارم که همه رقم لباس میارم. دخترونه، زنونه، مردونه، لباس زیر، جوراب و … . البته لباس شب و سکسی و فانتزی و اینا ندارم
یه خانومی بود که از شوهرش طلاق گرفته بود و یه پسر و دختر داشت، خیلی وقت بود مشتری بودن، از بچگی بچههاش تا وقتی که پسرش وارد دانشکده افسری شد و دخترش ازدواج کرد مشتری هستن. چند وقتی بود که از سکس با خانومم زده شده بودم، زیاد تحریکم نمیکرد، احساس میکردم به زنای سن بالای چادری حس پیدا کردم. شهلا خانومم بدجوری رفته بود رو مخم، یه زن لاغر با بدن معمولی، سبزه و خوشگل نبود، ممه و کون گندهای هم نداشت، چون معلم روستا بود همیشه با لباسای گشاد و چادر و بدون آرایش میومد مغازه.
بعد ازدواج دخترش هر دو با آرایش میومدن مغازه، دخترش خیلی جلف و باز میپوشید ولی خودش با چادر بود، بازنشسته هم شده بود و آرایش میکرد، پنکیک و رژ لب میزد که اصلا به صورت چروک و سبزهش نمیومد ولی همیشه به این فکر میکردم که زیر این چادر چه سلیطهای آروم گرفته و داغ میکردم و کیرم مثل سنگ سفت میشد.
یه بار که تنها اومده بود شام دعوتش کردم بریم کافی شاپ. از قبول کردنش خیلی تعجب کردم. بردمش یه کافی شاپ خلوت و داغون که یکم تنها بتونیم صحبت کنیم. با چادر و آرایش بدش اومده بود ولی خیلی خوشحال بود و دائم لبخند میزد. زیر میز دستم رو کیرم بود و با فشارش لذت میبردم. پیتزا مینی هردومون اومد و رفتم رو مخش.
توضیح دادم که تازگیا من با خانومم خیلی سرد شدم و اصلا روابطمون خوب نیست، دعوا زیاد داریم، از بدنش خوشم نمیاد، بلد نیست دلبری کنه و … و بخاطر اینکه خودش معلم بوده و خانومه ازش کمک و راهنمایی میخوام. خلاصه هندونه دادم زیر بغلش.
یکم راهنمایی و نصیحت کرد و منم گفتم راستش مشکل اصلی ما سکسه، احساس میکنم از من که شوهرشم لذت نمیبره و هر روز سردتر میشیم. شما که زنی و زنا رو بهتر از میشناسی میشه بیشتر راهنمایی کنی؟
یکم سرخ شده بود. نمیدونم بخاطر خجالت بود یا حشر یه هر چی، خلاصه توضیح داد ما از تعریف خوشمون میاد، از لمس بدنمون، نگاههای هیز مردمون، حرفای رکیک و سکسی تو تختخواب بغل، مثلا مقدمه سکس و تحریک و بیشتر از یکس دوست داریم و …
منم همهشو میدونستم ولی از اینکه این حرفارو از زبون شهلا میشنیدم خیلی حال میکردم و همه کسشرهایی که میگفت رو با آفرین و تشکرهای زیاد تایید میکردم.
راحت بودنش منو پرروتر کرد و بهش گفتم کاش میشد عملی یادم بدی. با قیافه جدی و مصمم گفت باشه اشکالی نداره. از شدت هیجان و حشر داشتم ارضا میشدم. واسه فردا ظهر که من بتونم مغازه رو ببندم قرار گذاشتیم. پسرش تهران دانشکده افسری بود خودش گفت دخترش ناهار خونه پدر شوهرش دعوته. از اینکه همه چیز اینطوری زود حل شده هم متعجب بودم هم خیلی خوشحال.
شب به خودم رسیدم یه حال اساسی به خانومم دادم (بخاطر سفتی کیرم تعجب کرد). فردا مغازه رفتنی کاندوم و تاخیری گرفتم، ظهر مغازه و بستم و رفتم خونشون. وقتی درو باز کرد دیدم یه آرایش افتضاح کرده با لباسای سکسی گشاد که ممه و کونش توش معلوم نبود. اولین باری بود که بدون چادر میدیدمش. سریع بغلش کردم و کیرمو فشار دادم به شکمش (من ۱۷۸م اون تقریبا ۱۶۵). محکم بغلم کرد. یاد حرفای دیروزش افتادم و گفتم الان میدونم زنا چی دوست دارن و بلندش کردم و اتاق خوابو ازش پرسیدم. با حجب و حیا و گونههای گل انداخته نشون داد. پرتش کردم رو تخت و لباسشو پاره کردم (اون لباسای کهنه و بیریخت بهتر بود که پاره بشن) از این کارم خیلی خوشش اومد، تشویقم میکرد. از خجالت دستشو میذاشت رو کسش، برخلاف صورتش مثل برف سفید بود، یه کس چروک و آویزون با گوشت نرم که لحظه آماده بود به سیخ بکشمش. وقتی دستشو میذاشت رو کسش حریصتر میشدم که از کسش شروع کنم، گفت بوسم کن، اونجا رو نگاه نکن خجالت میکشم.
لبامو گذاشتم رو لبای نرم و کوچولوش و بوسش کردم. از شدت هیجان به خودش میپیچید. چشامو بستم که آرایش افتضاحشو نبینم. صورتمو تو دستاش میگرفت و گاهی به هوای کیرم دستشو میذاشت رو پاچه شلوارم. احساس کردم چون نمیتونه کیرمو بگیره دستش بیطاقت شده. صداهای بیمفهوم، نفس تند و آشفته، بدن و داغ و لرزان. از خود بیخود شدم. میخواستم لباسمو دربیارم، ولم نمیکرد، از خودم دورش کردم. یادم افتاد دیروز گفت زنا حرفای رکیک دوست دارن. گفتم حشری برو عقب آروم باش. عطش کیر داری؟ با سرشو تکون داد.
-زیرش میخوابی نگران نباش
لبخندی زد و با ادب نشست. زل زده بود به بدنم و آب دهنشو قورت میداد، نگاهش از نگاه هر مردی هیز تر بود. منم تازه یادم افتاد که اصلا ممهشو ندیدم. دو تا ممه متقارن که آویزون نبودن ولی نوکشون خیلی بزرگ بودن، بیاراده دستمو گذاشتم روشون. نرم بودن. فشار دادم و داد کشید، من ده برابر بیشتر ممههای زنمو فشار میدم ولی اینطوری داد نمیکشه. دراز کشید و زیر لب فحشای نامفهومی داد. متوجه شدم که باید نازشو بکشم. فدات شم شهلا جون، اینقدر خوشگل و نازی که از خودبیخود شدم. انقدر حشریم کردی که متوجه نشدم دارم چیکار میکنم. نوکشو میک زدم و التماسش کردم منو ببخشه ولی ول کن نبود. دستمو بردم لای کس گرم و نرمش و آروم مالیدم. میدونستم باید حشری و دیونهش کنم تا وا بده. هنوز با ناز و عشوه ناله میکرد. نوک انگشتمو رو سوراخش خیس کردم و با یکم گشتن چوچولشو پیدا کردم و با انگشت خیسم مالیدم. دیگه وا داد. دراز کشید رو تخت و ناله کرد. واقعا که زیباتر صدا صدای ناله زنه. دستشو برد رو شرتم و آروم زمزمه کرد کیییییییییر
عذرخواهی کردم که یادم رفته شهلا خانوم تشنه کیره. شرتمو در آوردم، با دیدن کیرم چشاش خمار شد ولی چشم از برنمیداشت. به خودش جرات داد و گرفت تو دست. جون نداشت فشارش بده. خواستم اذیتش کنم و خجالتشم بریزه. لبامو گذاشتم رو لباش که داشت حرفای نامفهومی رو زمزمه میکرد، همزمان آروم ممهشو مالیدم و در گوشش گفتم این کیر مال کیه، چشماش خمار تر شد و حرفی نزد. کیرمو از دستش درآوردم و پرسیدم این کیر گنده مال کیه؟ (۱۶ سانت و معمولیه ولی خواستم پیاز داغشو زیاد کنم) گفت بده دستم. گفتم تا جواب مردتو ندی از کیر شق و داغ خبری نیست. یکم غرغر کرد. کیرم واسه کی اینطوری سنگ شده؟ با اکراه گفت من. این کیییر مال کیه؟ راحت میگفت من. جاش کجاست؟ گفت لاپام. دستمو گذاشتم رو کسش،تو چشاش زل زدمو خیلی جدی گفتم این لاپا نیست، کُسه، فهمیدی. با سر تایید کرد. گفتم من دوست دارم زنم تو تختخواب حشری و بیحیا باشه. من کس بیحیا و هول دوست دارم جنده (وقتی آخرش بیاختیار گفتم جنده نگران شدم نکنه ناراحت بشه) واسه اینکه جوابشو نشنوم وحشیانه لباشو میک زدم و به چوچولش پناه بردم. از شنیدن جنده جا خورد ولی تسلیمم بود و کاملا بیاختیار. بازم پرسیدم جای این کیر خر کجاست؟
جواب داد. –تو کس
-تو کس کی؟
–تو کس من
-تو کی هستی؟
–خانومت
-جای کیر کلفت شوهرت کجاست؟
–جاش تو کس داغ خانومته. بکن توش
-خودت گفتی عشقبازی قبل سکس رو بیشتر از کس دادن دوست داری.
–ناله و صداهای نامفهوم
-حشری من، من هنوز از لبای شکر و ممههای شیرینت سیر نشدم.
نوک ممهشو لیسیدمو میک زدم و با صدای کشیدهای گفت اووووووووووووووووخخخخخخخخ
کیرمو دادم دستش و سوال پیچش کردم. زن من کیه، خانوم من کیه، حشری من کیه، کی عطش کیرمو داره، بیحیای من کیه و اونم تند تند کیرمو میمالید و من من میگفت. آخرش پرسیدم عشق کیر کیه، جنده من کیه، عشق من کیه و تند تند میگفت من. جون گرفته بود و کیرمو محکم فشار میداد. نبض کس خیسشو زیر انگشتام حس میکردم، ولش کردم تا ارضا نشه، ولو شد تو تخت، کیرمو بردم جلو صورتش و مالیدم به لباش، بلد نبود چطوری ساک بزنه، منم زیاد بهش گیر ندادم، زل زده بودم به چشاش و کیرمو میمالیدم به لباش و لیسش میزد. بیشتر از لذت جنسی دنبال قدرت بودم. حس مردانگی که یه زنو تسلیم خودش کرده، لذت قدرت که کیرمو سفتر میکرد (اینکه یه زن چادری و سن بالا و مغرور اینطور زیر کیرم له له میزد و سر کیرمو میک میزد احساس قدرت و مردانگی داشتم. زیر کیرمو لیس میزد که با غرور و ابهت پیروزمندانه صورتشو گرفتم تو دستم و گفتم زن حشری من بخورش، کیرمو بکن تو دهنت، مثل جندهها ساک بزن واسه شوهرت. با لبخند رضایت خایههامو گرفت تو دستش و کیرمو کرد دهنش. اصلا خوب ساک نمیزد. موهای کمپشتشو گرفتم و کیرمو فشار دادم دهنش، زیاد فشار نمیدادم که اذیت نشه. داشتم دهنشو میگاییدم و همین واسم کافی بود، سرشو ول کردم. احساس کرد منظورم اینه که ساک بسه. از دهنش درآورد هلم داد، درسته دوست داشتم ساک زدنو ادامه بده ولی ترجیح دادم باهاش همکاری کنم.
کیرمو بوسید و نشست روش.
–اگه با کیر خرت جرم ندی کونتو پاره میکنم
نشست روش و کیرشو مالید به زیر کیرم
-طوری جرت میدم نتونی راه بری. پارهت میکنم
–بکن منو، جندهم کن
-مثل جنده میکنمت. میدونم از کیر سیر نمیشی. اونقدر میکنمت بیهوش بشی جنده من
–آره جندهتم تشنه کیرتم
-هرزه حشری. کیرم تو کس داغ و نازت
–اوووووووووووووووخخخخخخخ. کیرتو میخوام عوضی
-کیرم تو کس تنگت زنیکه هول. کیرسواری دوست داری جنده خانوم؟
–کیر خودمه دیوثِ کسکش
داشتم به حرفایی که میزدیم و تعریفهای الکی که ازش میکردم فکر میکردم و به اینکه این زن مغرور و مذهبی و همیشه رسمی چطور شد که واسم جندگی میکنه. با وجود اینکه مطمئن بودم کسش گشاده و داغون شده ولی بیاختیار از کس تنگش تعریف میکردم.
خودشو بلند کرد تا بشینه رو کیرم و برای اولین بار بعد از طلاق شوهرش کس بده ولی فشارش افتاد و نتونست بشینه. چشاش بسته شد و فقط زورش به این رسید که کنارم دراز بکشه و پاهاشو باز کنه. با صدای خفیف و گرفتهای گفت دراز بکشم روش. لبامو گذاشتم کنار گوشش و با تحریک گوشش گفتم
-میخوای بخوابی زیرم؟
–آررررهههه
-میخوای زیر کیرم بخوابی؟
–آرررررررهههههه
-زیرخواب من میشی؟
–آررهه لعنتی
-میخوای بری زیر کیییییر؟ زیرخواب من کییییییییییه؟
–من
-کی زیر کیر شوهرش میره؟
–ممممممنننن. جندهت
گوششو لیسیدم و کنار گوشوارهشو میک زدم. ملتمسانه گفت تو رو خدا بکن منو. حال عصبانی شدنم نداشت.
بلند شدم و خوابیدم روش
.
.
.
اگه دوست دارین بقیهشو بنویسم حمایت کنین
من مغازه لباس فروشی تو یه شهر کوچیک دارم که همه رقم لباس میارم. دخترونه، زنونه، مردونه، لباس زیر، جوراب و … . البته لباس شب و سکسی و فانتزی و اینا ندارم
یه خانومی بود که از شوهرش طلاق گرفته بود و یه پسر و دختر داشت، خیلی وقت بود مشتری بودن، از بچگی بچههاش تا وقتی که پسرش وارد دانشکده افسری شد و دخترش ازدواج کرد مشتری هستن. چند وقتی بود که از سکس با خانومم زده شده بودم، زیاد تحریکم نمیکرد، احساس میکردم به زنای سن بالای چادری حس پیدا کردم. شهلا خانومم بدجوری رفته بود رو مخم، یه زن لاغر با بدن معمولی، سبزه و خوشگل نبود، ممه و کون گندهای هم نداشت، چون معلم روستا بود همیشه با لباسای گشاد و چادر و بدون آرایش میومد مغازه.
بعد ازدواج دخترش هر دو با آرایش میومدن مغازه، دخترش خیلی جلف و باز میپوشید ولی خودش با چادر بود، بازنشسته هم شده بود و آرایش میکرد، پنکیک و رژ لب میزد که اصلا به صورت چروک و سبزهش نمیومد ولی همیشه به این فکر میکردم که زیر این چادر چه سلیطهای آروم گرفته و داغ میکردم و کیرم مثل سنگ سفت میشد.
یه بار که تنها اومده بود شام دعوتش کردم بریم کافی شاپ. از قبول کردنش خیلی تعجب کردم. بردمش یه کافی شاپ خلوت و داغون که یکم تنها بتونیم صحبت کنیم. با چادر و آرایش بدش اومده بود ولی خیلی خوشحال بود و دائم لبخند میزد. زیر میز دستم رو کیرم بود و با فشارش لذت میبردم. پیتزا مینی هردومون اومد و رفتم رو مخش.
توضیح دادم که تازگیا من با خانومم خیلی سرد شدم و اصلا روابطمون خوب نیست، دعوا زیاد داریم، از بدنش خوشم نمیاد، بلد نیست دلبری کنه و … و بخاطر اینکه خودش معلم بوده و خانومه ازش کمک و راهنمایی میخوام. خلاصه هندونه دادم زیر بغلش.
یکم راهنمایی و نصیحت کرد و منم گفتم راستش مشکل اصلی ما سکسه، احساس میکنم از من که شوهرشم لذت نمیبره و هر روز سردتر میشیم. شما که زنی و زنا رو بهتر از میشناسی میشه بیشتر راهنمایی کنی؟
یکم سرخ شده بود. نمیدونم بخاطر خجالت بود یا حشر یه هر چی، خلاصه توضیح داد ما از تعریف خوشمون میاد، از لمس بدنمون، نگاههای هیز مردمون، حرفای رکیک و سکسی تو تختخواب بغل، مثلا مقدمه سکس و تحریک و بیشتر از یکس دوست داریم و …
منم همهشو میدونستم ولی از اینکه این حرفارو از زبون شهلا میشنیدم خیلی حال میکردم و همه کسشرهایی که میگفت رو با آفرین و تشکرهای زیاد تایید میکردم.
راحت بودنش منو پرروتر کرد و بهش گفتم کاش میشد عملی یادم بدی. با قیافه جدی و مصمم گفت باشه اشکالی نداره. از شدت هیجان و حشر داشتم ارضا میشدم. واسه فردا ظهر که من بتونم مغازه رو ببندم قرار گذاشتیم. پسرش تهران دانشکده افسری بود خودش گفت دخترش ناهار خونه پدر شوهرش دعوته. از اینکه همه چیز اینطوری زود حل شده هم متعجب بودم هم خیلی خوشحال.
شب به خودم رسیدم یه حال اساسی به خانومم دادم (بخاطر سفتی کیرم تعجب کرد). فردا مغازه رفتنی کاندوم و تاخیری گرفتم، ظهر مغازه و بستم و رفتم خونشون. وقتی درو باز کرد دیدم یه آرایش افتضاح کرده با لباسای سکسی گشاد که ممه و کونش توش معلوم نبود. اولین باری بود که بدون چادر میدیدمش. سریع بغلش کردم و کیرمو فشار دادم به شکمش (من ۱۷۸م اون تقریبا ۱۶۵). محکم بغلم کرد. یاد حرفای دیروزش افتادم و گفتم الان میدونم زنا چی دوست دارن و بلندش کردم و اتاق خوابو ازش پرسیدم. با حجب و حیا و گونههای گل انداخته نشون داد. پرتش کردم رو تخت و لباسشو پاره کردم (اون لباسای کهنه و بیریخت بهتر بود که پاره بشن) از این کارم خیلی خوشش اومد، تشویقم میکرد. از خجالت دستشو میذاشت رو کسش، برخلاف صورتش مثل برف سفید بود، یه کس چروک و آویزون با گوشت نرم که لحظه آماده بود به سیخ بکشمش. وقتی دستشو میذاشت رو کسش حریصتر میشدم که از کسش شروع کنم، گفت بوسم کن، اونجا رو نگاه نکن خجالت میکشم.
لبامو گذاشتم رو لبای نرم و کوچولوش و بوسش کردم. از شدت هیجان به خودش میپیچید. چشامو بستم که آرایش افتضاحشو نبینم. صورتمو تو دستاش میگرفت و گاهی به هوای کیرم دستشو میذاشت رو پاچه شلوارم. احساس کردم چون نمیتونه کیرمو بگیره دستش بیطاقت شده. صداهای بیمفهوم، نفس تند و آشفته، بدن و داغ و لرزان. از خود بیخود شدم. میخواستم لباسمو دربیارم، ولم نمیکرد، از خودم دورش کردم. یادم افتاد دیروز گفت زنا حرفای رکیک دوست دارن. گفتم حشری برو عقب آروم باش. عطش کیر داری؟ با سرشو تکون داد.
-زیرش میخوابی نگران نباش
لبخندی زد و با ادب نشست. زل زده بود به بدنم و آب دهنشو قورت میداد، نگاهش از نگاه هر مردی هیز تر بود. منم تازه یادم افتاد که اصلا ممهشو ندیدم. دو تا ممه متقارن که آویزون نبودن ولی نوکشون خیلی بزرگ بودن، بیاراده دستمو گذاشتم روشون. نرم بودن. فشار دادم و داد کشید، من ده برابر بیشتر ممههای زنمو فشار میدم ولی اینطوری داد نمیکشه. دراز کشید و زیر لب فحشای نامفهومی داد. متوجه شدم که باید نازشو بکشم. فدات شم شهلا جون، اینقدر خوشگل و نازی که از خودبیخود شدم. انقدر حشریم کردی که متوجه نشدم دارم چیکار میکنم. نوکشو میک زدم و التماسش کردم منو ببخشه ولی ول کن نبود. دستمو بردم لای کس گرم و نرمش و آروم مالیدم. میدونستم باید حشری و دیونهش کنم تا وا بده. هنوز با ناز و عشوه ناله میکرد. نوک انگشتمو رو سوراخش خیس کردم و با یکم گشتن چوچولشو پیدا کردم و با انگشت خیسم مالیدم. دیگه وا داد. دراز کشید رو تخت و ناله کرد. واقعا که زیباتر صدا صدای ناله زنه. دستشو برد رو شرتم و آروم زمزمه کرد کیییییییییر
عذرخواهی کردم که یادم رفته شهلا خانوم تشنه کیره. شرتمو در آوردم، با دیدن کیرم چشاش خمار شد ولی چشم از برنمیداشت. به خودش جرات داد و گرفت تو دست. جون نداشت فشارش بده. خواستم اذیتش کنم و خجالتشم بریزه. لبامو گذاشتم رو لباش که داشت حرفای نامفهومی رو زمزمه میکرد، همزمان آروم ممهشو مالیدم و در گوشش گفتم این کیر مال کیه، چشماش خمار تر شد و حرفی نزد. کیرمو از دستش درآوردم و پرسیدم این کیر گنده مال کیه؟ (۱۶ سانت و معمولیه ولی خواستم پیاز داغشو زیاد کنم) گفت بده دستم. گفتم تا جواب مردتو ندی از کیر شق و داغ خبری نیست. یکم غرغر کرد. کیرم واسه کی اینطوری سنگ شده؟ با اکراه گفت من. این کیییر مال کیه؟ راحت میگفت من. جاش کجاست؟ گفت لاپام. دستمو گذاشتم رو کسش،تو چشاش زل زدمو خیلی جدی گفتم این لاپا نیست، کُسه، فهمیدی. با سر تایید کرد. گفتم من دوست دارم زنم تو تختخواب حشری و بیحیا باشه. من کس بیحیا و هول دوست دارم جنده (وقتی آخرش بیاختیار گفتم جنده نگران شدم نکنه ناراحت بشه) واسه اینکه جوابشو نشنوم وحشیانه لباشو میک زدم و به چوچولش پناه بردم. از شنیدن جنده جا خورد ولی تسلیمم بود و کاملا بیاختیار. بازم پرسیدم جای این کیر خر کجاست؟
جواب داد. –تو کس
-تو کس کی؟
–تو کس من
-تو کی هستی؟
–خانومت
-جای کیر کلفت شوهرت کجاست؟
–جاش تو کس داغ خانومته. بکن توش
-خودت گفتی عشقبازی قبل سکس رو بیشتر از کس دادن دوست داری.
–ناله و صداهای نامفهوم
-حشری من، من هنوز از لبای شکر و ممههای شیرینت سیر نشدم.
نوک ممهشو لیسیدمو میک زدم و با صدای کشیدهای گفت اووووووووووووووووخخخخخخخخ
کیرمو دادم دستش و سوال پیچش کردم. زن من کیه، خانوم من کیه، حشری من کیه، کی عطش کیرمو داره، بیحیای من کیه و اونم تند تند کیرمو میمالید و من من میگفت. آخرش پرسیدم عشق کیر کیه، جنده من کیه، عشق من کیه و تند تند میگفت من. جون گرفته بود و کیرمو محکم فشار میداد. نبض کس خیسشو زیر انگشتام حس میکردم، ولش کردم تا ارضا نشه، ولو شد تو تخت، کیرمو بردم جلو صورتش و مالیدم به لباش، بلد نبود چطوری ساک بزنه، منم زیاد بهش گیر ندادم، زل زده بودم به چشاش و کیرمو میمالیدم به لباش و لیسش میزد. بیشتر از لذت جنسی دنبال قدرت بودم. حس مردانگی که یه زنو تسلیم خودش کرده، لذت قدرت که کیرمو سفتر میکرد (اینکه یه زن چادری و سن بالا و مغرور اینطور زیر کیرم له له میزد و سر کیرمو میک میزد احساس قدرت و مردانگی داشتم. زیر کیرمو لیس میزد که با غرور و ابهت پیروزمندانه صورتشو گرفتم تو دستم و گفتم زن حشری من بخورش، کیرمو بکن تو دهنت، مثل جندهها ساک بزن واسه شوهرت. با لبخند رضایت خایههامو گرفت تو دستش و کیرمو کرد دهنش. اصلا خوب ساک نمیزد. موهای کمپشتشو گرفتم و کیرمو فشار دادم دهنش، زیاد فشار نمیدادم که اذیت نشه. داشتم دهنشو میگاییدم و همین واسم کافی بود، سرشو ول کردم. احساس کرد منظورم اینه که ساک بسه. از دهنش درآورد هلم داد، درسته دوست داشتم ساک زدنو ادامه بده ولی ترجیح دادم باهاش همکاری کنم.
کیرمو بوسید و نشست روش.
–اگه با کیر خرت جرم ندی کونتو پاره میکنم
نشست روش و کیرشو مالید به زیر کیرم
-طوری جرت میدم نتونی راه بری. پارهت میکنم
–بکن منو، جندهم کن
-مثل جنده میکنمت. میدونم از کیر سیر نمیشی. اونقدر میکنمت بیهوش بشی جنده من
–آره جندهتم تشنه کیرتم
-هرزه حشری. کیرم تو کس داغ و نازت
–اوووووووووووووووخخخخخخخ. کیرتو میخوام عوضی
-کیرم تو کس تنگت زنیکه هول. کیرسواری دوست داری جنده خانوم؟
–کیر خودمه دیوثِ کسکش
داشتم به حرفایی که میزدیم و تعریفهای الکی که ازش میکردم فکر میکردم و به اینکه این زن مغرور و مذهبی و همیشه رسمی چطور شد که واسم جندگی میکنه. با وجود اینکه مطمئن بودم کسش گشاده و داغون شده ولی بیاختیار از کس تنگش تعریف میکردم.
خودشو بلند کرد تا بشینه رو کیرم و برای اولین بار بعد از طلاق شوهرش کس بده ولی فشارش افتاد و نتونست بشینه. چشاش بسته شد و فقط زورش به این رسید که کنارم دراز بکشه و پاهاشو باز کنه. با صدای خفیف و گرفتهای گفت دراز بکشم روش. لبامو گذاشتم کنار گوشش و با تحریک گوشش گفتم
-میخوای بخوابی زیرم؟
–آررررهههه
-میخوای زیر کیرم بخوابی؟
–آرررررررهههههه
-زیرخواب من میشی؟
–آررهه لعنتی
-میخوای بری زیر کیییییر؟ زیرخواب من کییییییییییه؟
–من
-کی زیر کیر شوهرش میره؟
–ممممممنننن. جندهت
گوششو لیسیدم و کنار گوشوارهشو میک زدم. ملتمسانه گفت تو رو خدا بکن منو. حال عصبانی شدنم نداشت.
بلند شدم و خوابیدم روش
.
.
.
اگه دوست دارین بقیهشو بنویسم حمایت کنین
نوشته: بختیار
16 پاسخ به “خانم معلم چادری مشتری مغازه”
داستان غلط املایی نداشت یا لااقل من ندیدم…ریتمش بد نبود…اما یه جاهایی اصلا باور پذیر نبود…مثل اونجایی که طرف بار اول اومدتو رختخواب پیراهنش رو پاره کردی خرکیف شد،ساک پرملات هم زد وحجب وحیاهم داشت و…
حداقل موقع نوشتن سوتی نمیدادی کع یه مرد توروکرده و داستانو برعکس نمگفتی.رفتی کونو دادی خاطره تعریف کردی.
چرت بود ننویس لطفا
بنظرمجالب نیومدعلط املایی نداشت ولی خیلی از کلمات تصفه و نیمه بود و حس ادنو میگرفت
مسابقه بیست سوالی بود راه انداختی، یبار پرسیدی فهمید. مجلوق الفطره
ریدم توی دهن اون کسی که تورو با این سایت اشنا کرد کم زر بزن
خودت تو داستان گفتی کیرش رو مالید به کیرم، پس معلوم میشه گِی کردی فقط هم دادی نکردی
نشست روش و کیرشو مالید به زیر کیرم😐😐😐فک کنم بدجایی متوجه کیر یارو شدی دیگه نتونستی در بری و مجبورا دادی بهش کونومنو تو غم خودت شریک بدون و دیگه ادامه نده
باز هم حماسه ای دیگر از یک کونی که لباس میفروشع
وسط کس کردن طومار مینویسی 😂🤣نفهمیدم اون کیر داشت یا تو 🤣🤣🤣
تا هط ۵ خوندم ،بقیه کسشعر شد ادامه ندادم ببخشید
سیهدر کوس کش
جناب یکم سوتی زیاد داشتی 🙋🏻♀️ البته با پوزش
کس کش مگه بیست سوالیه هی میپرسی اون جواب بده؟کیر بچه های بکن تو تو کون گشادت
زنه چند ساله جدا شده و بعد سالها برای اولین بار میخواد کیر بره توش اونوقت کوسش داغون و گشاده!؟رفیقم ۳ تا شکم زاییده بود و بعد از اختلافاتی که با شوهرش داشت ۶ سال با شوهرش نخوابیده بود و خودارضایی میکرد و شایدم چند باری شیطنت کرده و داده اما دفعه اولی که اومد پیشم وقتی سر معامله ام رفت توش صداش دراومده بود. نه اونقدر تنگ بود نه اینقدر گشاد و داغون که تو گفتی!
من عاشق سن بالا هستمبلدن چجوری کس بدنخوب بود. ادامهشو بنویس