کیرش اینقدر کوچک بود که به زحمت میشد دودول صداش کرد ،شوهر من اینقدر سرد بود که تو ٢ سال زندگی مشترک روی هم رفته ١٠بارم منو نکرد .
خیلی پول دا ر نبود اما مشکل من پولش نبود کیرش بود ،بهر بدبختی بود ازش جد ا شدم ،نمیخواستم خیانت کنم ،برای همین جدا شدیم ، ٤ ماه از جدایم گذشته بود که با شهرام آشنا شدم .بچه بدی نبود خوش تیپ بود .ی روز منودعوت کرد خونش ،وقتی رسیدم ،خونش با یک لیوان شربت ازم پذیرای کرد .
کم کم صحبتمون گل کرده بود که دستامو گرفت تو دستش ،قلبم داشت بشدت میزد .کسم خیس شده بود .وقتی خواست لبامو ببوسه مقاومت نکردم ،کم کم همراهیش کردم .دیگه کسم خیس خیس شده بود ،یواش یواش لباسا مو درآورد ،یکم خجالت میکشیدم اما واسه این حرفا دیگه دیر بود،شورو کرد به خوردن سینه ها م .نفسم دیگه در نمیومد .منم دکمهای پیرهنشو یکی یکی باز کردم .بعدش کمربندش ،شلوارشو دراوردم .کیرش داشت شورتش و پاره میکرد .ارم ارم کیروشو آوردم بیرون ،عجب کیری داشت .رشید و کلفت چنتا بوس آبدار نسار کیرش کردم .ارم ارم بردم تو دهانم ،شورو کردم به خوردن .به حالت 69خوابیدیم .اون کوسه منو میخورد من کیرشو اون چوچولمو لیس میزد من خایهاشو ،یک کمی ادامه دادیم من که داشتم ارضا میشدم . کیرشواز تو دهنم کشید بیرون .منم پاهامو باز کردم طاق باز .سر کیرشو گذاشت در کوسم و شروع کرد به مالیدن چوچولم با کیرش ،انگار ی داشت در میزد .کیرشو و با آب کسم لیزکرد ،یواش یواش داد تو کسم دیگه هیچی نمیفهمیدم .تو اوج اوج بودم .برای اولین بار کوسم یک کیرو تا خایه تو خودش جا داده بود ،شروع کرد به تلمبه زدن ،چه لذتی داشت .چند دقیقه همین جور ی نفس میکرد از آمدو رفت کیرش حال میکردم یهو تمام بدنم شورو کرد به لرزش از نوک چوچول کسم لذتی وصف نشدنی وارده بدنم شود همی وجودمو لذت در بر گرفت ،دیگه بیحال بیحال شدم ،اما اون همچنان تلمبه میزد یهو تندتر شد .داشت آبش میومد ،کیرش و کشید بیرون .گذاشت لای سینهام چند بار که عقب جلو کرد آبشو با فشار زیادی پاچید رو سرو سینه و گردنم.بیحال کنارم دراز کشید .الان ی مدتی ست که باهم سکس میکنیم .و از هم لذت میبریم .ممنونم که حکایت کوس منو خوندید …خوش باشید .
خیلی پول دا ر نبود اما مشکل من پولش نبود کیرش بود ،بهر بدبختی بود ازش جد ا شدم ،نمیخواستم خیانت کنم ،برای همین جدا شدیم ، ٤ ماه از جدایم گذشته بود که با شهرام آشنا شدم .بچه بدی نبود خوش تیپ بود .ی روز منودعوت کرد خونش ،وقتی رسیدم ،خونش با یک لیوان شربت ازم پذیرای کرد .
کم کم صحبتمون گل کرده بود که دستامو گرفت تو دستش ،قلبم داشت بشدت میزد .کسم خیس شده بود .وقتی خواست لبامو ببوسه مقاومت نکردم ،کم کم همراهیش کردم .دیگه کسم خیس خیس شده بود ،یواش یواش لباسا مو درآورد ،یکم خجالت میکشیدم اما واسه این حرفا دیگه دیر بود،شورو کرد به خوردن سینه ها م .نفسم دیگه در نمیومد .منم دکمهای پیرهنشو یکی یکی باز کردم .بعدش کمربندش ،شلوارشو دراوردم .کیرش داشت شورتش و پاره میکرد .ارم ارم کیروشو آوردم بیرون ،عجب کیری داشت .رشید و کلفت چنتا بوس آبدار نسار کیرش کردم .ارم ارم بردم تو دهانم ،شورو کردم به خوردن .به حالت 69خوابیدیم .اون کوسه منو میخورد من کیرشو اون چوچولمو لیس میزد من خایهاشو ،یک کمی ادامه دادیم من که داشتم ارضا میشدم . کیرشواز تو دهنم کشید بیرون .منم پاهامو باز کردم طاق باز .سر کیرشو گذاشت در کوسم و شروع کرد به مالیدن چوچولم با کیرش ،انگار ی داشت در میزد .کیرشو و با آب کسم لیزکرد ،یواش یواش داد تو کسم دیگه هیچی نمیفهمیدم .تو اوج اوج بودم .برای اولین بار کوسم یک کیرو تا خایه تو خودش جا داده بود ،شروع کرد به تلمبه زدن ،چه لذتی داشت .چند دقیقه همین جور ی نفس میکرد از آمدو رفت کیرش حال میکردم یهو تمام بدنم شورو کرد به لرزش از نوک چوچول کسم لذتی وصف نشدنی وارده بدنم شود همی وجودمو لذت در بر گرفت ،دیگه بیحال بیحال شدم ،اما اون همچنان تلمبه میزد یهو تندتر شد .داشت آبش میومد ،کیرش و کشید بیرون .گذاشت لای سینهام چند بار که عقب جلو کرد آبشو با فشار زیادی پاچید رو سرو سینه و گردنم.بیحال کنارم دراز کشید .الان ی مدتی ست که باهم سکس میکنیم .و از هم لذت میبریم .ممنونم که حکایت کوس منو خوندید …خوش باشید .
نوشته: ترانه
13 پاسخ به “حکایت کوس ترانه”
این چی بود الان؟؟؟؟!!!داستان بود؟؟؟؟نه بابا فک کنم تریلرش بود واسه تبلیغات…
کسی که ک.س رو کوس بنویسه سالی یبار کردنم ،زیادشه :دی
دم شهرام گرم كه به تو شربت داد.
“پیامک!” خواندیم از کس ترانهکه شهرام توش چپوند بس دلبرانهدلیل آن جدایی بود کیریاز آن پس توش فقط کیر خرانه
بود در رادمردی طبعی شاعرانهکه ایشان همچو ایرج خوش بیانهبرای هر داستان شعری سرودیننه ی بعض صاب داستان را بکرده شاعرانه!ایرج(ایرج میرز)بعض(بعضی)مشق شعر کردم از رو دست mostoufi عزیز و جناب takavar
mostoufi ,takavarاستيو،يه كف مرتب براي شما
وهیچ کلمه جز سیکتیر لایق این داستان نمیباشدپس با تمام وجود میگویم سیکتیرشو
خوب بود ها
مچکرییمkhanom doctor
كيرم تو داستانت.
بر خلاف دوستان،من از نوشته ات خوشم اومد .ولی خیلی مختصر نوشته بودی .میشه گفت یه سریال چندین قسمتی رو تبدیل کردی به یه فیلم کوتاه یه دقیقه ای.ولی در کل خوب بود.
شورو… شورو…شورو… من کاری به راست و دروغ و زن و مرد بودن نویسنده این داستان ندارم ولی حیرون اینم که یعنی تو عمرت کلمه “شروع” رو هیچ کجا ندیدی؟ مدرسه ای،کتابی، تابلویی، تبلیغی … هیچی؟؟؟؟ اونم آدمی که اینقدر سواد داره که ساین این کنه و با کامپیوتر کار کنه و داستان آپلود کنه؟؟؟ یعنی با یه موردهایی آدم اینجا روبرو میشه که کله کیرش اسفناج درمیاد از تعجب…
تو این وانفسای بی شوهری دیونه ای که طلاق گرفتی ؟البته اگه داستانت راست باشه ؛ ولی من احساس میکنم که شما پسر تشریف دارین و فقط خواستین یه داستانی بنویسینبا این همه غلط املایی که داشتی تو این داستانکی که تعریف کردی ؛خسته نباشی