حس شهوت من روی محارمم

سلام توی این داستان از اسم های مستعار استفاده شده .
و داستان کاملا واقعیت داره برامم مهم نیست باورتون میشه یا نه . اینم بگم این اولین داستانیه که من می نویسم پس اگر غلط املایی داشت و یا جاییش بد بود به بزرگیه خودتون ببخشید

سلام دوستان اسم من آریاست الان ۱۷ سالمه از بچه گی عاشق ورزش بودم و هیکل خوبی دارم…
بریم سراغ داستان : چی شد که من روی مامانم و خالم حس شهوت پیدا کردم ؟؟
خب باید بریم تو بچگیه من ، نمیدونم شما هم قبول دارین که همه چیز ریشه در بچگی آدم داره یا نه ولی من قبول دارم …
داستان من با خاله کوچیکم از اونجایی شروع شده که این خاله من که الان ۲۹ سالشه ومجرده منو خیلی خیلی دوست داشت تو بچه گی و الانم دوست داره . از وقتی یادم میاد من با این خالم همش میرفتم حموم یا همیشه باهاش دکتر بازی می‌کردم و من جلوی این خالم راحت لخت می شدم الانم تو همین سن همینجوریه و اون هم جلوی من خیلی راحته و از بچه گیه من راحت بوده جولوم و این راحت بودم کار دستمون داد چرا ؟ حالا چرا شم میگم بهتون …
یه بگو گرافی از مامانم و خالم بهتون بگم اینجا : مامانم نگار الان ۵۵ سالشه و یه زن جا افتاده قد کوتاه و از نظر من خیلی سکسیه چون سلیقه منه یه زن گوشتی و یه باسن خیلی بزرگ یکمم چربی دور شیکم و ممه هایی بالای ۸۰+
این تایپ بدنی رو شاد هر کسی دوست نداشته باشه ولی من عاشقم و اما خاله مائده که یه بدن تراشیده ولی اونم باسنی بزرگ داره و اصلا تو ژنتیکشونه و ممه های ۷۰ سفت، رو فرم صورتی زیبا و خیلی سکسی بگذریم
اینم بگم این خاله مائده ما مثل خواهر بزرگتر من و بچه بزرگ مامانم میمونه من تک فرزند بودم و وقتی ۵ سالم بود مامانم از بابام طلاق گرفت و بابام به خاطر اعتیاد اینا تا حالا که سرو کلش پیدا نشده خولاصه که ازش خبری نیست
این خاله مائده ما خوب همیشه خونه ما بود مامانم وقتی میرفت سر کار این منو نگه داری می‌کرد و یه جورایی هم بازی و سرپرست من بود ولی خوب بالاخره اونم باید زندگی میکرد و آخر هفته ها میرفت خونه مادر پدرش البته منم پوش بندش میرفتم چون دلم براش تنگ می‌شده …
خلاصه سرتونو درد نیارم
مامانم یه جوری منو بزرگ کرد که انگار قرار وقتی من بزرگ بشم یه روزی بشم شوهرش چرا چون با هم لخت میشدیم میرفتیم تو حموم و این کارو یادمه تا ۸ ۹ سالگیم ادامه داشت و کم کم لباس زیر بهمون اضافه شده ولی بازم بعضی وقتا میریم حموم با هم حتی همین الان تو این سن مامانم منو همیشه کنار خودش می‌خوابوند و همیشه منو ماساژ میداد بعد حموم این ماساژ دادنشو من از بچگیم یادمه ولی هیچ وقت زمانی که خالم خونه ما بود این کارو نمی‌کرد و حتی ما وقتی میرفتیم حموم که خاله مائده نباشه و این همیشه برای من جای سوال بود
من یادمه تازه کلاس پنجم دبستان بودم تازه با فیلم پورن اینا آشنا شده بودم و جالبه براتون بگم من همیشه میرفتم سمت فیلمایی که توش یه زن با کون گونده و زن های سن بالا … کم کم داشتم رو زن هایی که بیرون از خونه می دیدم داشتم روم تاثیر میذاشتن و کم کم من روی بدن مامانم داشتم حشری میشدم و همش این حس رو سرکوب میکردم یادمه یه روز وقتی داشتم تو خونه جق میزدم مامانم رسید و منو تو اون وضعیت دید و فیلمی که داشتم میدیدم دید چیزی زیادی بهم نگفت و به روم نیاورد ولی گوشی رو برای چند دقیقه ازم گرفت منم داشتم از خجالت اب میشدم میخواستم زمین دهن باز کنه برم توش حالا فیلمه چی بود یه زنه میانسال کون گنده داره با یه بچه سکس میکنه انگار سکس مادرو فرزند بود
مامانم چند ساعت چیزی نگفت و گذاشت حالم بیاد سر جاش و گفت بیا بریم حموم ولی چند ماهی بود که دیگه نرفته بودیم حموم و من دیگه کم کم داشت یادم میرفت این ولی من دیگ روی مامانم حس داشتم و خودم اینو میدونستم که با تن لخت مادرم شهوت میاد سراغم و از من انکار و از مامانم اسرار که بیا بریم حموم خلاصه رفتیم تو حموم و من طبق انتظار با دیدن نیمه لخت مامانم که واقعا داشت تو اون سوتین و شرت قرمز خود نمایی می‌کرد حشری شدم و راست کردم و هی سعی داشتم مامانم این موضوع رو نفهمه ولی اون دید ولی چیزی به روی خودش نیاورد منو مثل همیشه شست و این دفعه منو زودتر فرستاد بیرون ! عه چرا مامانم که همیشه میرفت بیرون زودتر از من من دلم میخواست تا مامانم میره بیرون من یه جق حسابی بزنم گفتم اشکال نداره حالا میرم بیرون و زود میزنم تا اومدم بیرون مامانمم ۱ دقیقه بعدش اومد گفت آریا بیا تو اتاق منم که حشری با اون کرم کوچولو راستم رفتم پیشش دیدم مامانم میگه اون روغن رو بردار و منو مساژ بده واییییییییییی چی میدیدم تن لخت مامانم بعد چندین سال از دهنم آب افتاد یکم به تتته پتته افتادم ولی قبول کردنم آخه به من یاد داده بود که ماساژ بدم بهش و خودشم تو اتاق ماساژ کار میکنه ‌…
من شروع کردم به مساژ دادم و نسشتم روی باسن مامانم و کیرم یکم معلوم شد که داره میخوره به کمر مامانم ولی بازم چیزی به روی خودش نیاورد یهو گفت بسته و خودت دراز بکش منم سریع پریدم روی تخت که مامانم مثلا کیرمو نبینه مامانم گفت که نه برو برون یه دقیقه من لباس بپوشم تو دیگ بزرگ شدی دیگه نمیتونم جولوی تو لباس هامو بپوشم منم با اون وضعیت رفتم بیرون بعد مامانم صدام کرد که بیام تو منم تو اون فرست یه شرت کردم پام ولی بازم کیرم نمایان بود وقتی رفتم تو دیدم مامانم با یه لباس مشکی یه ست فوق سکسی نشسته جولوم منم با دیدم این صحنه شهوتم ۱۰ برابر شد و رفتم جولوش خودمو انداختم تو بقلش و مامانم شرتمو در آورد و کیرمو کرد تو دهنت و ساک زد واییی انگار تو زندگیش کیر ندیده بود یه جوری می‌خورد که آبم به سرعت میخواست بیاد بیرون بعد حدود دو سه دقیقه آبم اوموم و ریختم تو دهن مامانم و اونم قورتش دادو کلی قربون صدقه کیر پسرش رفت منم بی حال رو تخت اوفتاده بودم مامانم بعد چند دقیقه نوازش کردن من و آروم آروم حشری کردن من لباسشو در اورد و ممه های گوندشو کرد دهنم و منم با اشتیاق میخوردم و کم کم کص بی موی تپولشو کرد دهن ما و حدود ۱۰ ۱۵ دقیقه براش خوردم و یهو کلی آب سفید از کصش،زد بیرون و به شدت لرزید و منو محکم بغل گرفت و بعد چند ثانیه گفت چرا این کیر خوشگلتو نمی کنی تو کص داغ مامانم و منم کروم تو کصش واییییییییییی چقدر لزج بود چقدر داغ بود تا کردم توش مامانم سریع مثل جنده ها سرو صدا رو شروع کرد تو حرفاش گفت که بلخره به آرزویش رسیدو این حرفتا البته وقتی که خیلی حشری بود منم دیگ تا داشت لم کار دستم میومد به مامانم گفتم داره آبم میاد و مامانم گفت بریز توم پسر قشنگم این کص من تشنه آبه و سیر نمیشه منم با تمام توان خالی کردم توش و …
دوستان داستان یکم طولانی شد امیدوارم خوب نوشته باشم اگر خوشت اومد پرات های دیگشم مینویسم میزار
۱۴۰۳/۱۰/۱۱ نویسنده آریا

نوشته: آریا

بازدید 9,406

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

17 پاسخ به “حس شهوت من روی محارمم”

  1. تو ده سال پیش هفت سالن بوده با دخترخاله ۱۹سالت دکتر بازی میکردی؟!مگراینکه دخترخالت عقب مونده باشه…بعدم اینو ریختی دهن ننت اونم احتمالا کسخول بوده قورتش داد…شاشیدم تو مغز نداشتت

  2. اگ مث ادم قبل ارسال،یه‌بار خونده بودی، متوجه میشدی این کوس شعرا به این سن و سالا نمیخوره و ویرایشش میکردی،کیرم تخت کوس ننه خودتو ادمین

  3. داشتی از خاله‌ات می‌گفتی یهو رفتی سراغ مامانت؟ آخر داستان تخمیت دیگه معلوم بود داری جق می‌زنی و مینویسی. ولی من قسم می‌خورم که زیر 15 سال هستی که احتمالا دوست پسر خاله‌ات حسابی درت می‌ماله و تو هم ذوق و شوق داری. بگذریم. شاشیدم تو داستان‌های تخمی.

  4. غلط املایی یکی دوتا سهوی مشکلی نیست ولی غلط به خاطر بیسوادی و هم زمانی جق و نوشتن مستحق دسته بیل کردن تو کونت هستی مامانتو نمیگم تا کونت بسوزه چون از خداته مامانتو بگن وبه خاطر اینکه به زعم خودت ملتو راخر فرض می کنی که داستانت راسته هرچی کیر خر تو دنیا تو کونت طوری که یه ثانیه وقت نکنی جق بزنی

  5. عزیزم من از این مواارد زیاد دیدم. وفرض میکنم درست میکی.دقیقا یک مورد شبیه شما داشتم. که شخص از ۱۵ سالگی سکس با خاله ش رو شروع کرده بود ودر سن ۲۲ سالگی به نحوی شده بود که اون پسر دچار اختلالات روحی شد و خاله ش با تهدید و زور وادار به سکس میکردش. و زمان بسیار زیاذی صرف شد تا اون پسر بتونه به زندگی طبیعی برگرده. سکس فقط لذت ارضای جنسی نیست. کمی مراقب باش. سکس با محارم به دلایل عدیده اشتباه و مردوده. ربطی هم به مذهب و اعتقاد و…نداره. امیدوارم همیشه از زندگی جنسیت لذت ببری. ولی مراقب باش. خودارضایی از نظر علمی خیلی بهتره تا سکس با محارم.

  6. ازونجایی که رفتن حموم دیگه قشنگ معلومه داری دست به کیر تایپ میکنی و تخیلاتته ازون ب بعدش🤣🦦

  7. خوندنش وقت تلف کردنه .همونجا که گفتی ۱۷ سالمه نباید بقیش رو میخوندم دو سه سطر زیاده روی کردم.دیسلایک

  8. تو الان کلاس چهارمی ، نه اینکه الان ۱۷ سالت باشه و اونموقع کلاس پنحم بودی این اتفاق برات افتاده باشه!وقتی جلو رو جولو فرصت رو فرست مینویسی یا اینکه سایز سینه مادرتو بالای ۸۰+ میگی یعنی هنوز ابتدایی رو تموم نکردی!یا اینکه میگی چند ماه بود با مادرت حموم نرفته بودی و بعدش میگی سالها بود مادرتو لخت ندیده بودی و… یعنی اینکه سرت به کونت پنالتی میزنی و هنوز جق زدنت هم کامل نشده چه برسه به سکس!

  9. این داستان قدیمیه بنام آریا و مامان و خاله… که با کمی تغییر الان ارسال شده اینجا

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید