حامد و دختر پلاستیک فروشی

سلام خدمت دوستان بکن تو داستان واقعی هست حامد ۴۲ سالمه قد هیکل معمولی در شهر جنوبی بندر زندگی میکنم وضع مالی نسبت خوبی دارم البته با ارثیه بهم رسید چند دهنه مغازه توی یه شهرک تازه ساخت با پولی که داشتم به پیشنهاد یکی از دوستان خریدم اوایل خلوت بود کار و کاسبی نمی شد خواستم بفروشم چون خودم مشغول در گمرک بودم نمیرسیدم از فروش منصرف شدم اجاره دادم که دوتا املاک رهن کردن با یه پلاستیک فروشی کم کم شهرک گسترش پیدا کرد و شلوغ شد قیمت ها رفت بالا همچنین رهن و اجاره دیگه مغازه ها جا افتاده بودن بریم سر اصل داستان یک روز که رفتم سر بزنم مغازه ها دیدم پلاستیک فروشی یه دختر ۱۸ ساله که شیفت صبح مدرسه میرفت و بعدازظهر کارگر پلاستیک فروشی بود سراغ مغازه دار گرفتم گفت عصرها دیگه نمیاد منم حقوق کمی بهم میده و بد اخلاق هست میخوام برم جای دیگه بهش گفتم مغازه مال منه اگر دوست داری بگم یه کار دیگه برات پیدا کنم کلی تشکر و ذوق کرد از لحظه اول چشمم روی سینه ها و باسنش بود اسمش مهسا بود بر خلاف سنش قد و هیکل درشت تری داشت شماره اش گرفتم خبرش بدم شب بهش پیام دادم املاک کار میکنی اونجا حداقل پورسانت بهت میدن حقوق بیشتری هم بهت میدن مغازه ها هم نزدیک خونه ات هست بلافاصله از وات یه شکلک به نشانه تایید فرستاد منم یه بوس فرستادم کلی حرف زدیم گفت از کی میتونم برم کار کنم زنگ زدم به پلاستیک فروشی گفتم از صبح نمیام بلافاصله زنگ زدم املاکی گفتم یه دختر خانمی هست بزارش همینجا منشی خودت اونم چون کرایه مغازه یه وقتهای دیر میداد قبول کرد حدود ساعت یک شب بود بهش پیام دادم سری جواب دادم گفتم کارت اوکی شده کلی تشکر کرد و گفت جبران میکنم بهش گفتم شما دخترها هم همین میگین ولی عمل نمی کنید باز شکلک خنده فرستاد کلی چت کردیم کم کم حرفهای سکسی میزدیم بهش گفتم حاضری جبران کنی گفت اول اوکی کن من برم سرکار جبران میکنم بلاخره چند مدت گذشت رفت املاک و خیلی هم راضی بود منم درگیر کار خودم بودم داشتم استوری ها نگاه میکردم دیدم وات استوری املاک گذاشته بلافاصله بهش پیام دادم گفتم از کارت راضی هستی عشقم اول یکم جا خورد گفت آره خیلی ممنون بهش گفتم جبران نکردی هنوز میشه یه عکس از خودت بفرستی یه چند لحظه گذشت فرستاد وای چه می دیدم با یه تاپ و شلوارک چسپون بلافاصله بوس فرستادم براش گفتم دختر این بدن خوردن داره گفت زشته آقا حامد شما خیلی از من بزرگتری گفتم مگه نمیخوای جبران کنی منم مطما باش هواتو دارم میگم حقوقت بیشتر کنه گفت واقعا حالا چطوری جبران کنم گفتم بهت خبر میدم چند روز گذشت خونه پسر خاله ام نزدیک پاساژ بود ظهر ساعت سه پیام دادم بیا فلان مجتمع گفت الان نمیتونم ساعت چهار هم باید برم املاک گفتم نمیخوات بری زنگ میزنم میگم کار داری هر بهانه ای آورد قبول نکردم زنگ زدم فرهاد صاحب املاک گفتم مهسا امروز نمیات خودت هم بهش پیام بده بگو امروز کاری نداریم نمیخوات بیایی اونم که جریان فهمیده بود اوکی داد دوباره بهش گفتم ساعت چهار بیا طبق چهار بعد از کلی خواهش اسرار راضی کردمش زودتر رفتم بی حسی زدم بدنم کامل شیو کردم با تی شرت و شورتک نشستم دیدم زنگ زد پایین آپارتمان میشه شما بیایی پایین قبول نکردم باز اسرار زیاد اومد بالا در باز کردم پشت سرش در قفل کردم اول ترسید گفت بزار برم دیگه دیر شده بود گفتم یا امروز جبران میکنی یا خودم به زور جبران میکنم نشست به گریه کردن و آبغوره گرفتن بلندش کردم گفتم کصکش آمار همچیزت دارم ناز میکنی دید عصبانی شدم التماس کرد من تا حالا سکس نداشتم و و و گفتم همچیز بین خودمون می مونه گفت آخه تو خیلی سنت از من بزرگتره همین جور که حرف میزد مانتو شال همچیزش جز شرت و کرستش در آوردم گذاشتمش روی پام شروع به لب گرفتن کردم ازش اول با اکراه کم کم دید چاره ای نیست همراهی کرد سوتینش در آوردم سینه هاش میخوردم کصش می مالیدم دیدم دستم خیس شده شرتش در آوردم خودم لخت شدم یکم جا خورد گفت تورو خدا من دخترم جلو نکنی بزار بین پاهام کص کوچولو فقط یه خط بود شروع به خودن کصش کردم گفتم تا ۹ شب وقت داریم پس بزار حسابی خوش بگذره پاهاش گذاشت روی شونه هام شروع به خوردن کصش کردم کیرم شق شده بود بلندش کردم گذاشتم دهن کوچولوش هرکار میکرد درست نمی تونست بخوره آروم برش گردوندم بالشت گذاشتم زیر شکمش کامل کونش قمبل شد جلوم به سوراخ کون قهوه ای صاف بدون حتی یه جوش اول با زبونم لیس میزدم و با دستم کصش می مالیدم کاملا دیگه حشری شده بود صدای ناله هاش کل اتاق برداشته بود حرفهای سکسی دوست داشت میگفت بخور آخ جون زبون بزن دیگه کونش خیس تف شده بود آروم انگشت کردم پرید جلو گفت نه دردم میات باز خوابوندمش یکم کرم زدم ادامه دادم دیگه توجه به دردش نکردم کم کم دوتا انگشت کامل بهش مسلط شده بودم که کیرم گذاشتم کونش سر کیرم که رفت تو کونش جیغ بلندی زد که در دهنش گرفتم در گوشش گفتم طاقت بیار الان جا باز میکنه ولی پاهاش از درد محکم به زمین میزد نیم ساعت طول کشید تا یکم آروم شد تا نصف کردم تو کونش همزمان کصش می مالیدم در گوشش گفتم هنوز درد داری با صدای حشری گفت حالا بهترم کم کم کامل فرو کردم تو کونش اول آروم آروم کم کم سرعتش بیشتر کردم دیگه کامل جا باز کرده بود ولی سکوتش اذیتم میکرد گفتم یه پورسانت خوب داری بلافاصله حال کرد گفت جونم کونم دوست داری انگار منتظر همین بود گفتم چه جورم درازکشیدم خودش اومد نشست روی کیرم بالا پایین میکرد هم زمان لبهام و سینه هام میخورد کصش هم می مالید به بالای کیرم البته بعید نبود این حجم از ارضا شدنش برای یه دختر ۱۸ساله جوری که خیس شده بودیم توی همون حالت بلندش کردم پاهاشو بالا گرفتم تا ته کردم تو کونش محکم سینه هاش چنگ میزدم و ازش لب میگرفتم داشت آبم میومد سرعتش بیشتر کردم کامل تو کونش خالی کردم یه جون نازی گفت سرش گذاشت عین یه بچه تو بغلم و با موهای سینه ام و کیرم نوازش میکرد بلند شد یه لب محکم ازم گرفت رفت دستشویی برگشت گفت تورو خدا بین خودمون بمونه نزار کسی بدونه تازه ساعت ۸ بود یه مقدار پول هم زدم بحسابش پرید تو بغلم خودش کصش می مالید به کیرم دیگه نا نداشتم بلند شدیم بردمش رسوندمش شب پیام داد حالا جبران شد گفتم چه جورم یه قولی ولی بهم بده گفته دیگه چیه نکنه میخوای بازم گفتم آره دیگه کونی مطلق خودم شده هر فرصتی میکنمش البته کاملا راضی هست چون بهش میرسم اگر دوستان رضایت داشتن از سکس های بعدی اتفاق افتاد که بعد با دوستش که اونم دنبال کار بود یه سکس سه نفر کردیم بنویسم با تشکر از دوستان طولانی شد و داستان کاملا واقعی هست منتظر نظرات هستم.
حامد

نوشته: حامد

بازدید 7,194

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

15 پاسخ به “حامد و دختر پلاستیک فروشی”

  1. طرف با ارثیه که بهش رسیده چندین دهنه مغازه میاد بکن تو با من بیکار بی پول بجقه سگ تو روحت برای دروغت

  2. از تجاوز متنفرماونم به ی دختری ک بار اولشه و تاحالا سکس نکردهشماها با این کارتون آینده ی دختر رو تباه میکنیدالبته اگه کس و شعرت حقیقت داشته باشه

  3. این سواستفاده از نیاز دیگرانه این نامردیه سکس یعنی بدون نیاز مالی طرف و از سر اشتیاق و علاقه انجام بشه

  4. یعنی هرموقع که میخواستی بکنیش زنگ میزدی به صاحب املاکی و میگفتی امروز نمیاد بعد اون نگفت تو از کجا میدونی ما هم فکر کردی از پشت کوه امدیم که توقع داری همچین مزخرفی و باور کنیم

  5. مغازه اجاره دادی طرفو نخریدی کهصاحب مغازه به من بگه فلان کارو بکن به هفت روش سامورایی کونش میزارم که بدونه گوه نخوره

  6. تو احتمالا پادوی مغازه هستی صاحب کار درت گذاشته داستان رو وارونه جلوه دادی

  7. من‌نمیدونم این دوستانی که داستان مینویسند این نظرات کارشناسان بسیار باتجربه و متخصص و کاردان و دانا و عاقل و مثلا باغیرت و ناموس پرست و … میبینند چرا باز داستان سکسی مینویسند؟؟مینویسید که این حضرات مسخره کنند و فحش بدند و نظرات کارشناسی بدند و نصیحت کنند و پیشنهاد بدند و …اگر از ای حضرات بخواهید یک داستان تخیلی سکسی بنویسند از اول تا آخر داستانشون چرند و کوص وشعر همراه اشتباهات املایی و انشایی مینویسند.متاسفم برای این همه طرز فکر منفی

  8. خودم سعی میکنم دختری که بهش دست نخورده رو تور نکنمچون عذاب وجدان میگیرم که اگه اینکاره بشه شروع و گناهش پای منه

  9. دوست عزيز از كدوم كمپاني اينو كپي و فارسي سازي كرديش و اينكه ايران مگه آمريكاس اينقدر راحت و بي‌دردسر دختراي تينيجرو بزني زمين؟

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید