روز بعدش ازش خونشونو پرسیدم و رفتم جلو ساختمون اس دادم بیا بیرون چند دقیقه ببینمت. بعد از چند دقیقه که اومد دیدمش آب از دهنم راه افتاد . یه مانتو تنگ با شلوار جین تنگ تر . چون مجتمع خیلی شلوغ بود نمی تونستیم یه جا وایسیم چون مارو میدیدن یکم را رفتیم و صحبت کردیم . گفت به مامانم گفتم میرم پایین کتاب یکی از همکلاسی هامو بهش بدم. همینطور که داشتیم حرف میزدمیم یهو راشو کج کرد من تازه فهمیدم یکی از همسایه ها داره میاد منم رامو کج کردم ولی مریم اس داد که من دیگه باید برم ببخشید عزیزم بوس . من که از این اس هم ناراحت شدم هم بخاطر بوسی که فرستاده بود خوشحال شب جواب اساشو ندادم بعد که فهمید ناراحت شدم گفت معذرت میخوام دفعه بعدی کلید پارکینگ میارم بریم اونجا . من که تو کونم عروسی بود جوابشو دادمو قرار شد چند روز بعد برم پیشش. (پارکینگشون فقط مال خودشون بود)
بالاخره روز موعود فرارسید. وقتی رفتم در پارکینگ روی هم بود . درو که باز کردم چیزی ندیدم چون رو به ته تاریک می شد. رفتم تو درو بستم گوشیمو درآوردمو چراغشو زوشن کردم دیدم ته پارکینگ به دیوار تکیه زده و با ناز داره منو نگا میکنه من جلو رفتم دستشو گرفتم و و بابت جواب ندادن ایاش معذرت خواهی کردم . بعد همدیگرو بغل کردیم . بهش گفتم قرارمون که یادته گفت آره (قرار بود وقتی رفتیم توی پارکینگشون بوسش کنم ) همین که آره رو گفت لبمو چسپوندم به الاش و شروع کرردم لب گرفتن . قلبم تند تند میزد و اونم صدای نفساش میومد که تند شده بود به چند دقیقه لب گرفتن یکم عقب رفت و گفت بسه عزیزم دیگه بریم. بعد از اون روز 3 4 بار دیگه پیشش رفتم و کم کم لب گرفتنا با مالیدن سینه و باسنش همراه شده بود. دفه بعدی که رفتم پیشش وقتی رفتم تو دیدم نیستش کمی که وایسادم اومد تو و درو بست . خیلی خوشگل شده بود سریع چسپوندمش به دیوار و شروع کردم به لب گرفتن اونم همکاری میکرد. کم کم که داشتم سینه هاشو میمالیدم (واقعا کوچیک بود ) دکمه هی مانتو شو باز کردم اونم هیچی نمیگفت بهد دستمو از زیر تاب نارنجی خوشگلش داخل بردم چون هوا سرد بود و دستم یخ زدو بود تا دستم بهش خورد خودشو غقب کشید گفت راحتی عزیزم . گفتم حالا مگه چی شده نمیشه از زیر لباس بمالم گفت باشه ولی دستت یرده دیگه نذاشتم ادهمه حرفشو بزنه و شروع کردم لب گرفتنو مالیدن سینه های کوچیکش . تابشو دادم بالا و از نوکش یه گاز زدم که یه آخ کوچیک گفتو سرمو بالا اوورد یه بوس از لبام کردو گفت دوست دارم ولی خواهش میکنم کمر پایین تر کاری نداشته باش منم خندیدم و شروع کردم به خوردن سینش اونم شل شده بود و داشت حال می کردم همینطوری داشتم ادامه میدادم که بهش گفتم مریم جون نمیشه از پشت بزارم . خوشو عقب کشید و گفت نه گفتم آخه چرا من که اینطوری حال نمیکنم . دستمو گرفت گفت این کار منو آزار میده تو اینو دوست داری ؟ تو اون لحظه منم احساساتی شدم و گفتم نه . بعد لباسشو مرتب کرد یه بوس دیگه از کردم و نوبتی از پارکینگ خارجح شدیم . وقتی رفتم خونه بهم اس داد علیرضا یکی از همسایه های فضول مارو دیده تهدیدم کرده اگه دوباره منو با تو ببینه به مامانو بابام میگه . منم که نا امید شده بودم تا چند روز بعد از اون بهم اس دادیم بعد چند روز گفتم میشه ببینمت دوباره گفت میدونی که نمیشه . بعد دیگه رابطمون کم رنگ شد و دیگه اس نمیدادیم به هم . از اون موقع تا حالا باکس دیگه رابطه نداشتم. (از دوستان معذرت میخوام که داستانم مسه داستانای دیگه کس شعر نبود که طرف جنده باشه و یا یک اشاره کسشو هوا کنه واست )
نوشته: علیرضا
20 پاسخ به “حال کردن تو پارکینگ”
سنت کم نیست واسه این سایت
مگه قوانین و نخوندی تو به سن قانونی نرسیدی باید بری جقت و بزنی فردا با ولیت بیای
شارژ ایرانسل میگیرم!!!………… ….فرکانس شبکه جم و میدم! 😐 :-“
برين به مغزت با سوادتخوبه خودت كشفش نكرده بودي وگرنه الان باهاش ازدواج كرده بوديتو و دوست نتونستيد بابا شمارشو بده بدم داداش كوچيكم كونش بذاره
ای کیرم تو اعتماد به نفست! یعنی همه ی داستانا کس شعره داستان تو داستانه؟ باشه اصلا تو برنده ی تندیس کیر بلورین
آخه با بچه چيكار دارين ميزنين تو ذوقش گناه دارهآفرين پسرم اگه تو اين سن اينجوري ادامه بدي ي مدت ديگه به كير بابات گير ميدي كه بايد بخوريش ادامه بده آفريناز زاويه بعدي:تو گوه خوردي با جدو آبادت كه مثل گاو سرتو انداختي پايين اومدي تو اين سايت مگه سر درو نخوندي پدر سوخته برو بچه برو تا بچه هاي سايت گونيت نكردن برو
اوخی کوشولو…تو برو از مامی اجازه بگیر و تو حموم جلقتو بزن بهتره
سيندرلا مگه نگفتم نيا تو اين سايتا واست خوبيت نداره ميگيرن…خلاصه از ما گفتن بود
جم کن کس و کونتو بچه جون
اخه دیوس یعنی این جنده نیس?دخترشونزده ساله لب و سینشومیده میخوری جنده نیس?!پس باهاش ازدواج کن به همه همسایه ها لب بده ازنظره توی کوچولوکه جنده نبس!
کیرم تو پاکیش
مگه کسی زورت کرده که بیای داستان بنویسیو اخرش هم طلب کار باشی اق ق ق ق ق ق قا.!
akhe bache jon in kose shera chiye k neveshti?mage ghavanino nemidoni?dige nanvis.boro be hamun jalghet beres.googooly maguly
علیرضا جون اگه واقعا ۱۷ سالته به من پیام خصوصی بده کار ِت دارمداستانتم خیلی قشنگ بود
دوست خوبم اگه تو این سایت کونت گذاشتن دیگه مامایو ددی کاری از دستشون بر نمیادا
ریدم به قبر معلم املا انشات.
تو که روت نمیشد باهاش دوست بشی . چطور بعد دو روز دیدن سینه هاش رو خوردی .برو بزار شاشد کف کنه بعد بیا.
عموجون اولاکه نباید میومدی تواین سایت چون هنوز برات زود بود دومااین چی بودکه نوشتی لااقل یه دور مرور میکردی که اینهمه غلط املایی نداشته باشی سوما اگه به حرف عموهای سایت گوش ندی…
واقعاعرزش خوندن نداشت.آخه عرزش داشت اینجوری ارزش خودت رو بیاری پایین بااین داستانت.ازحالابه بعد به حرف عموهاوخاله های بکن تو گوش کن تاارذشت نیادپایین شایدم عرضشط :دی
اگر بودی پیشم یه چیز رو بهت یاد میدادم تا بیای اینجا بنویسی عمو ها حال کنناز تخیلت مایه میذاری؟؟؟؟؟؟؟؟؟