

سلام به همه شما عزیزان ممنون که نگاه قشنگتون رو واسه دقایقی به من میدید
امروز میخوام یکی دیگه از خاطرات دادنم رو به پارتنرم تورج واستون بنویسم از
ساک زدن حین رانندگی بگیر تا
عشق بازی تو پارکینگ
لخت شدن تو آسانسور
امیدوارم از خوندنش لذت ببرید
تورج با ماشینش که یه پژو پرشیا با شیشه های دودی بود اومد دنبالم منم طبق روال همیشم یه تیپ فوق سکسی زدم
جوراب تا بالای زانو و ساق بند روی دستامو شورت لامبادا چوکر روی گردنمو از روشم شلوار اسکینی و یه پیراهن با دکمه های منگنه ای که راحت باز بشن رفتمو سوار ماشین شدم و رفتیم سمت خونش تو ماشین دستش روی رونام بود و مدام منو میمالوند ازم خواست واسش در حین رانندگی ساک بزنم و منم با کمال میل انجام دادم و اونم لپای کونمو میمالوند یکم واسش ساک زدم تا رسیدیم خونش ریموت پارکینگو زد و در باز شد و رفتیم داخل پارکینگشون دوربین نداشت و ماشینشو زد جای همیشگی ازم پرسید یکم هیجان دوست داری؟منم گفتم چجور هیجانی ؟و پیاده شد و اومد درو باز کرد و منو گذاشت رو کاپوت اولش فک کردم یکم شوخی و شیطنته ولی جدی بود و بعد یکم لب بازی باهام آروم و آروم رفت پایینتر و من همش استرس داشتم که یه وقت کسی نیاد از رو لبام رفت رو گردنم با دستام صورتشو گرفتم که خواهش میکنم اینجا نه یوقت کسی میبینه بد میشه عشقم.نگام کرد و گفت نترس یکم هیجان واست خوبه کون خوشگل من.و بعد با یه حرکت دکمه هامو باز کرد و ازم خواست پایین پیرهنمو گره بزنم و منم انجام دادم
با یه لبخند خاصی لبامو با نوک انگشتاش میمالوند و قربون صدقم میرفت تورج لعنتی اینو میدونست من اگه هات بشم بی حیا میشم و هرکاری بخواد میکنم و اونم داشت کارشو خوب پیش می برد.ادامه داد لبامو میخورد و نوک سینه هامو اروم میکشید
گفتم دیوونه یکی از اینجا رد بشه آبرومون میره
و صدای نفساش روحمو نوازش میداد
از زیر لاله گوشمو میخورد و نوک سینه هامو میکشید و من آه و نالم بیشتر شد و مدام زیر گوشم میگفت جووووووووون همینو میخوام سکسیه من
بی حیا شو خیلی بهت میاد و زل زد تو چشمام و سرشو آورد پایینو شروع کرد ب خوردن سینه هام.مثل همیشه.میدونست چجوری هاتم کنه و من داشتم به یه موجود دیگه ای که آتیش سکس بهش قالب شده بود تبدیل میشدم
زل زده بود تو چشمامو با شیطنت خاصی داشت نوک سینه هامو لیس میزد و
منم با دوتا دستام گردی صورتشو بغل گرفته بودم و پیشونیشو آروم اروم میبوسیدم
دکمه شلوارمو باز کرد و نم نم شلوارمو داد پایین
چشمش ب ست سکسی تنم افتاد و حشری تر شد
نافمو لیس میزد و منو ب حالت داگی رو کاپوت ماشین برم گردوند و سوراخ صورتیمو لیس میزد
من دیگه تسلیم شهوتم شده بودم و اگرم کسی میومد برام مهم نبود
تورج برم گردوند و لب بازی و مالوندنشو ادامه داد .
ست سکسی که تنم بود داشت دیوونش میکرد گفت راه بیوفت که خیلی باهات کار دارم تو همون حالت یکم خودمو جمع و جور کردم رفتیم تو آسانسور و تورج تو آسانسور دست از عشقبازی برنمیداشت مسیر کوتاه بود جلو آینه آسانسور یکم منو مالوند و حشری ترم کرد از پشت بغلم کرد سینه هامو آروم نوکشو میکشید و گردنمو لیس میزد رسیدیم و رفتیم تو خونش
چون طاقت نداشتم لباسامو کندم و با یه ست سکسی جذاب مث یه هلوی پوست کنده جلوش بودم.
نشست رو مبل راحتی ازم خواست جلوش زانو بزنم و واسش ساک بزنم.
منم دستامو ب حالت بسته پشتم نگه داشتم چون حق نداشتم ب کیرش دست بزنم
منم عاشق این کار بودم اما حق نداشتم ب کیرش دست بزنمو در حالی که مدام با اسپنکاش آه و ناله هامو بیشتر میکرد من واسش با همه وجودم ساک میزدمو میخوردم
گردی صورتمو گرفت تو دستاش کیرشو تا ته هل داد تو دهنم حس نفس کشیدن یه لحظه برام قطع شد.چند تا عوق زدم تا کیرشو دراورد من در حالی که داشتم نفس نفس میزدم تو رج رفت پشتم و چشمامو با چشم بند بستش.تا خواستم چیزی بگم زیر گوشم گفت هیسسسسسسس
بلندم کرد و منو برد روی تخت خواب
گفت میخوام همون کارایی رو واست انجام بدم که دیوونشی
و بعد انگشتاشو کرد تو دهنم.و منم لیس میزدم
صدای چسب اومد ازم خواست پاهامو یه کوچولو بیارم بالا و مچ دستامو به گوشه رونم با چسب بست
من هیچ مقاومتی نکردم و چیزی نمیدیدم ولی واقعا این کارو دوست داشتم و براش خیلی هیجان داشتم
نفس نفس میزدم و تورج با انگشتش روی سوراخمو میمالوند و با یه دستش اروم نوک سینمو میمالوند و فشار میداد
من از شدت حشریت به مرز جنون رسیدم و ازش خواهش میکردم .
اومد بالا و یه بالش زیر سرم گذاشت و گردی صورتمو گرفت دستش یه بوسه از لبام گرفت و پیشونیمو بوسید و گفت آروم باش جنده کوچولو من نمیزارم بهت بدبگذره
با روغن سوراخمو چرب کرد و با انگشتاش سوراخ تنگمو انگولک میکرد و بعد چند لحظه تقریبا اومد روم شروع ب خوردنم کرد لبام گردنم و سینه هام با آرامش و برنامه ریزی خاصی میخورد میدونست نقطه ضعفم چیه و با خوردن سینه هام چقدر هات میشم
من بیشتر از دفعات قبل لذت میبردم چون دستام بسته بود و چشمام جایی رو نمیدید و هیچ پیشبینی از بعدش نداشتم و کاملا در اختیارش بودم و این منو بیشتر تحریکم میکرد
نوک سینه هامو میک میزد و با دوتا دستش صورتمو گرفته بود و آروم موهامو نوازش میکرد و منم تو حال خودم نبودم
منو دیوونم میکرد سرشو بلند کرد و اومد بالا سرم و گفت هیجان دوست داری؟گفتم اره هرچی از جانب تو باشه قشنگه و دست کشید رو سرم و پیشونیمو بوسید و با گیره رو نوک سینه هام شروع کرد من هم هنگ بودم و هم از دردش لذت میبردم
با روغن دوباره سوراخمو چرب کرد و من آروم آروم حس کردم ی چیز سفت مث خیار یا بادمجون رو تو سوراخم حس کردم نفسم داشت بند میومد
قبل از هر حرکتی تورج اومد بالا سرمو کیرشو گذاشت دهنم و تلمبه زد سرم از گوشه تخت پایین بود با یه فشار کوچیک کیرشو تا ته کرد تو دهنم و چند لحظه نگه داشت تا جایی که نفس کشیدن واسم سخت شده بود
و این کارو چند لحظه ای تکرار کرد.
دوست داشتم زودتر منو بکنه
اونم بدون معطلی اول خیارو از کونم در اورد و گیره هارو از نوک سینه هام کند درد زیاد و لذت بخشی رو داشت و با روغن دوباره سوراخمو چرب کرد و افتاد روم و شروع کرد تلمبه زدن هر چقدر سرعت تلمبه زدنش بیشتر میشد من بیشتر لذت میبردم.
با چشما و دستای بسته.آه و نالم بلند شده بود و تورج هم افتاده بود روم و پشت هم با سرعت تقریبا کم تلمبه میزد و با ولع خاصی سینه هامو میخورد صدای جووووون گفتناش و ملچ ملوچ کردناش موقع خوردن سینه هام شدیدا منو هات میکرد
دستامو از بغل رونام که با چسب بسته بود باز کرد من با چشمای بسته جایی رو نمیدیدم برم گردوند و با سرعت کیرشو چرب کرد و ب حالت داگی افتاد روم و دوباره تلمبه زد دستامم از پشت نگه داشت و با سرعت تلمبه میزد من اه و نالم تبدیل به فریاد شده بود ولی اون واسش مهم نبود هر چند دقیقه پوزیشن عوض میکرد.
داگی بعد عنکبوتی بعد سواری
خیس عرق شدم تا بعد ۲۰دقیقه تلمبه زدن ارضا شد و آبشو ریخت تو کونم من واقعا بدنم خالی کرده بود و به سختی بلند شدم رفتم دوش گرفتم و پشت سرم تورج اومد تو از پشت بغلم کرد و گردنمو میخورد گفتم توروخدا بسه دیگه انرژی ندارم ولم کن.یه لبخندی زد و گفت من باید ارضا کنم خانومی خواستم طفره برم نزاشت لباشو چسبوند به لبام و یکم ماساژم داد و بدنمو با شامپو بدن شست و ازم خواست با شیلنگ دوش مقعدی بگیرم که پاکسازی بشم.
منم انجام دادم و دوتایی در اومدیم منو خشکم کرد و از انگشتای پام کم کم شروع ب خوردن کرد.من فقط نگاش میکردم.اومد بالا و صورتمو گرفت دستش و گفت دوست داری بازم ببندمت ؟گفتم نه فقط عشق بازی کن تا ارضا نشدم ولم نکن .
گفت چشم عزیزم و کارشو شروع کرد خوابیدم روی تخت و از انگشتای پام شروع ب خوردن کرد و با یه دستش نوک سینمو میمالوند اومد نم نم بالاتر تا کاملا اومد افتاد روم بعد یکم لب بازی و خوردن گردنم اومد رو سینه هام و با ولع خاصی میخوردشون من خیلی بهم خوش میگذشت و واقعا دوست داشتم آه و نالم بلند شده بود و اون لعنتی فقط با ده دقیقه خوردن سینه هام منو تو بغل خودش ارضا کرد.
من همچنان گزینه اول شم همونطور که اون گزینه اول و اولویت منه
مرسی که تا آخر باهام همراه بودید
امیدوارم از خوندن این خاطره لذت برده باشید
هر روزتون پر از سکس
نوشته: فرزاد
2 پاسخ به “تورج عشق ابدی من”
آورین 👏
جوووون ممتو بخورم