اسم من پدرامه و اسم همسرم سوگند و در یکی از شهرهای غرب کشور زندگی میکنم خودم ۳۴ سالمه زنم ۲۹ سالشه قبل ازدواج دوتامون مثل همه جوونای دهه هفتادی رابطه داشتیم و زیادم درگیر این موضوع نبودیم الانم از زندگیم راضیم شغلم رو نمیتونم بگم ولی بدونید شغلم درآمدش خوبه و وجه اجتماعی مناسبی هم داره.
من و زنم حدود ۳ ساله با هم زندگی میکنیم و در این سه سال همه نوع سکسی رو تجربه کرده بودیم منظورم سکس در مسافرت سکس در استخر و سکس در همه جای خونه و حتی فضای باز. حس قشنگی داشت ولی کم کم برامون تکراری شده بود البته بیشتر برای من تکراری شده بود نه برای زنم ، فکر کنید چقدر دیگه این ماجرا برام جذابه که حال کوس کردن ندارم ولی نشستم براتون تایپ میکنم چون همین الانم دارم تایپ میکنم سیخ سیخ شدم
یه بار که در یکی از اماکن عمومی بودم یه سری وسایل خریدیم و بردم بزارم توی ماشین و برگشتم توی لباس فروشی که خواستم وارد بشم دیدم یه پسری چشمش قشنگ روی باسن زنم تمرکز کرده ، یه لحظه اول ناراحت شدم بعدش دیدم فروشنده به این پسر علامت زد منظورش این بود اینو از پشت بکنی ، فهمیدم مشتری با فروشنده رفیق هستند فروشنده مشخص بود از اوناس که تو کف کوس کردن نیست و دورش پره ، البته زنم یکم قدش بلنده اندامش بد نیست ولی بیشتر لباساش بود که به نظرم سکسیش کرده بود من خودمو زدم به اون راه و وارد مغازه شدم رفتم کنار زنم و اونا هم فهمیدن شوهرشم بیخیال شدن دیگه نگاش نکردند خانمم اونجا یه شلوار انتخاب کرد برای انتخاب بقیه لباسها گفتم بریم تو لباس فروشی که فروشنده زن داشته باشه و همین کارم کردیم و اون روز تموم شد
موقع سکس با زنم یاد پسر افتادم واقعاً حس خیلی خوبی بهم داد و کم کم داشتم به این فکر میکردم اگر اون پسره ترتیب زنمو میداد چه حس خوبی داشت حدود دو روز بعد از اون مسیر من داشتم به تنهایی میومدم آخر وقت بود و نمیدونم چرا این فکر به سرم زد رفتم ماشین دوباره اونجا پارک کردم رفتم تو اون مغازه رفتم پیش عمو پسره و گفتم چند روز پیش اومدیم اینجا شلوار گرفتیم اونم گفت شلوار مشکلی داشته گفتم نه اتفاقاً چون خیلی خوب بوده گفتم ببینم یه همچین رنگی هم دارید یا نه؟ یه عکس از زنم با تاب و شلوار بهش نشون دادم گفتم این رنگ شلوار رو دوست دارم پسر چشاش روش میخ شده بود پسره هم خیلی خوشتیپ و باکلاس بود هم قیافه باکلاسی داشت مشخص بود طرف و سکس زیاد داشته و از اوناست که اهل دردسر نیست گفت یه لحظه بدین بهم یکم زوم کرد و داشت شلوار و پاچه زنمو نگاه میکرد حس خیلی خوبی داشتم دو سه تا رنگ آورد گفتم نه احساس میکنم شبیهش نیست رفتم یه عکس دیگهای آوردم یه نیم تنه با همون شلوار تو خونه پاش بود ازش عکس گرفته بودم قبل از اینکه برسم تو مغازه دو تا عکسم کنارش حاضر کرده بودم زنم با شورت و سوتین بود گوشیو دادم به پسره صاحب مغازه ، پسره تا حدودی فهمید زیاد حساس نیستم فکر میکنم مغزم رو خونده بود عکس رو یه لحظه آورد اینور عکس با شورت و سوتین زنم رو آورد یک ثانیه نگاش کرد و گفت ببخشید دستم خورد گفتم نه بابا هیچ اشکالی داره اتفاقاً خواستم همین سه تا هم براش بگیرم ولی یه رنگ دیگش اونم با کمال آرامش دوباره عکس رو آورد تو اون یکی که سوتین و شورت تنش بود و یکم نگاش کرد منم با یه لبخند گفتم چرا اینجوری نگاش میکنی آدم دیگه گفت نه خداوکیلی خیلی خوش استایل خانمتون. یه حسی بهم میگفت قشنگ متوجه شده من چی میخوام.
یه ست برام آورد بهم گفت اینو هر خانومی میبره کاملا راضیه منو با لبخند گفتم خودش یا شوهرش؟ فروشنده با خنده بهم گفت دوتاشون. ست رو خریدم و برگشتم خونه.
چند باری با همین روش به اون فروشنده سر میزدم و کم کم سر حرف رو باز کردیم راجع به سکس هم حرف میزدیم خودش گفت متاهلم ولی ماشالا شما شانس داشتی انگار ته موندهاش به ما رسیده گفتم چرا؟ گفت ماشالا زن داری اصلاً ازش سیر نمیشی گفتم نه بابا اینجوریم نیست اتفاقا حدود یک هفته اس رابطه نداشتم گفت چرا اجازه نمیده یا پریوده؟ اینقدر حشرم زده بود بالا گفتم نه بابا اتفاقاً اون از خداشه الان تو گیرش بیفتی ه دست ازت میخواد. اینو گفتم همون ساکت شد هم خدا ولی حسابی سیخ شدم بعد چند ثانیه گفت نم با کمال میل قبول میکردم.
با خنده گفتم میتونی؟ گفت اگه شما اجازه بدید چرا که نه
اینو گفت انقدر حشری بودم گفتم بیا اومد جلو عکسهایی که مخفیانه از زنم گرفته بودن وقتی لخت بود رو بهش نشون دادم ، گوشیو ازم گرفت یکم نگاش کرد گفت خوش بحالت اینو روزی سه بار باید بکنی ، اصلا نزدیک بود ارضا شم اینو گفت. گفتم چه فایده وقتی فقط دوست داره به خودم بده و منم نمیتونم گفت میخوای تا به یه بهانهای باهاش حرف بزنم گفتم خب چه بهانهای؟ یه دفعه گفتم ماهواره داری تو خونه گفتم آره، گفت من قبلاً نصاب ماهواره بودم میخوای تا با بهانه تنظیم ماهواره یه بار خودت نیستی برم تو خونه؟ شمارشو گرفتم گفتم بهت خبر میدم انقدر حالت هیجانی و شهوتی داشتم که نمیتونم بگم.
برگشتم خونه تو منو تنظیمات دیش رو دست زدم که به هم بخوره
زنم گفتم فردا میگم یه نفر بیاد این ماهواره رو درست کنه، فقط خودم شیفتم شمارتو میدم باهاش هماهنگ شو ، شب با دست زنمو کلی تحریک کردم ولی بعدش سکس نکردم حسابی شهوتی بمونه.
قبلا قرص لیبولیدی داشتیم تو خونه و هر شبی می خورد تا دوبار نمیکردمش ولکن نبود صبح زود بیدار شدم و دوتا از قرصا رو ریختم تو شیکر و با شیر و موز قاطی کردم تو یه لیوان دادم به سوگند بخوره ، گفت خودت چی گفتم خوردم اونم کامل خورد و واقعا میخواستم هر جوری هست یه بار تجربه کنم.
ساعت ۱۰ به محمد زنگ زدم بهش گفتم بهش زنگ بزن ولی حواست باشه سوتی ندی و مشکلی برامون ایجاد نکنی.
حدود ساعت ۱۲ زنم زنگ زد متوجه شدم یه جوری بود رفتارش ، هول بود یکم و پرسید کجایی منم عمدا حالت سرد جواب دادم گفتم کجام خب سرکار و گفت ناهار نمیای گفتم نه بابا تا شب کار دارم دیگه خبری نشد و نزدیکای ساعت ۸ شب بود خودم به محمد زنگ زدم گفتم چیکار کردی برم خونه یا نه؟ با خنده گفت دستوراتت به نحو احسن انجام شد قربان، گفت مغازهام ، رفتم مغازه منم یه مشتری داشت وایسادم بره بهم نگاه کرد و یه چشمک زد مشتری که رفت گفت بیا اینجا دیوث ، ببین چیکار کردم از حرفش خوشم نیومد ، تو موبایلش چند تا عکس از شورتهای زنم بهم نشون داد گفت نشده موقع لخت شدنش عکس بگیرم برات، با هیجان و خیلی شهوتی گفتم چیکار کردی؟
با خنده بهم گفت به خدا یه ساعتر رو مخش کار کردم ولی خوب پا داد گفتم خب چیکار کردی؟
گفت وقتی رفتم اونجا اولش حدود یه ربع سعی کردم باهاش حرف نزنم تا خودش چایی برام آورد الکی کارو لفت میدادم تا ازم پرسید من جای شما رو ندیدم گفتم من لباس فروشی دارم فلان جا گفته آره اتفاقاً دو هفته پیش اونجا زد اون لباس گرفتم منم با لبخند گفتم حالا من افتخار میکنم شما اومدی تو لباس فروشی ما از همون لباس خریدید خیلی از این حرفم خوشش اومد و بهش گفتم چه شبکههایی بیشتر نگاه میکنید گفت شبکههای جم ، با خنده گفتم ماشالله شما خودتون شبیه آلمانیها هستید نباید فیلمهای ترکیهای ببینید اونم دوباره خندید خلاصه هی ادامه دادم و ازش تعریف کردم و طلاهاشو نگا کردم گفتم چندتا النگوی ۱۸ عیار انداختی رو ۷۵ کیلو طلای ۲۴ عیار و یه جایی از حرفامون گفتم میشه یه بوست کنم یه لحظه وایساد ولی نه لبخند رو لبش بود و گفت من شوهر دارم گفتم منم نگفتم طلاق بگیر بلند شدم رفتم سمتش تکون نخورد و بوسش کردم خودش پرید تو بغلم و اصلا یادم نبود برات عکس بگیرم ، وای انقدر خوب تعریف کرد و انقدر داغ شدم گفتم مغازه رو ببند همونجا تو مغازه یه جق زدم حدود ۵۰سیسی آب ازم خارج شد ، یکم کنارش نشستم گفت دمت گرم خداوکیل لذت بردم از زنت ، برگشتم خونه من با اینکه نیم ساعت قبلش خالی شده بودم ولی یکم شامخوردم و گفتم بریم حموم ، تو حموم زنم نارحت بود و سعی کردم حواسشو پرت کنم که آخر حموم زد زیر گریه ، منم بغلش کردم همون حالت لختی بردمش رو تخت و یه دست عاااالی کردمش ، روز بعدش محمد زنگ زد گفت زنت بهم پیام داده گفتم فعلا چند روز بهش پیام و زنگ نزنه ولی میخام کمکم شرایط سهنفره رو مهیا کنم.
نوشته: پدرام
17 پاسخ به “تنوع طلبی و گاییدن زنم توسط فروشنده خوششانس”
عالی بود.منم همچین کاری کردم چند بار
معمولا مردهای که مفعول هستند زن را میدن یکی دیگه ولی شرط می زارن که اول باید خودشو بکنه تا به زنش برسند اما در بیشتر موارد طرف راضی نمیشه و میگه من فقط زنتو می کنم،این آقا هم همه داستانو و دادن خودشو نگفت فکر کنم تو مغازه که در بستن جق نزده بلکه جایزه گرفت و یارو کردش
از مغازه داشتی میومدی بیرون پسی (پس گردنی) نزد بهت!!!
تا جایی که من میدونم شیر موزو هیچ وقت اول صبح نمیخورم انقدر کس مغزی ه شیر اثر قرص از بین میبره حداقل میخوای داستان بنویسی یکمی فکر بکن حالا فانتزی داری زنتو یکی بکنه به کنار
کونی هم کونی های قدیم ، درست کونشون خارش داشت و باید یکی میخواروند تا آروم بگیرند ولی بیغیرت نبودن و کسی هم جرات نداشت به ناموس شون نگاه کنه .طرف بعد دو سال زندگی میگه دیگه فلان شد و مزه نمیده و …ای ریدم به اون مزه و شهوت و … که باید زنت جنده کنی که بهت حال بده تا کیرت سیخ بشه .این فرق اونایی که انقلاب کردن ۵۰ سال قبل و این جونای الان که آخر ظلم و ستم و فساد و … تحمل میکنند و دم نمیزنند ، حالا مشکلات الان کجا و اون موقع کجا ، شاه کجا و ملا کجا ، این بود رسوندن به مقام انسانیت و بالا .من نمیدونم مگه شهوت چقدر مهم ؟!قدیم طرف اگه هزار خاری داشت به جوری و یواشکی و … میرفت میداد و میکرد یه باری و تمام ، حالا بعد ازدواج تشخیص میدن که یکی واسه زنم کم باید چند نفر بکنند باهم تا حال بیاد و میگن این آخر عشق و بخاطر لذت بردن زنم و…نمیدونم چی میگذره تو مغز بعضی ها ، آدم حوله و مسواک خودش اشتراک نمیگذاره بعد اینجا ناموس حکم شکلات نذری داره ، هرچند بیشتر داستانها تخیل و … هست و نویسنده فکر نکرده چون دستمالی کرده زنش و مثلاً آماده هست تا یکی آمد فرتی بهش کص میده ، بابا زنا اینجوریا نیستن راحت وا بدن .
خیلی دوس داشتم بگی خانمت که گریه میکرد و ناراحت بود، تو چه برخوردی داشتی و چی گذشت اون شب بینتوننه اینکه خلاصش کنی تو س.سدوس داشتم ببینم نظر خانمت درباره اتفاق چی بوده و چجوری بوده کلا افکارش
پای خدارو چرا وسط میکشی اُزگلهم اون ساکت شد هم خدا؟خدا بزنه از کمر به دو قسمت نامساوی تقسیمت کنه مرتیکه ی قناسه کس حروم کن.
اوفففف حووون رابطه سه نفره رو تعریف کن
فک نکنم یه زن متاهل به این سرعت بده، البته زنای متاهل الان اکترا تو کار دادنن مخصوصا اگه خوشگل یا خوش هیکل باشن ولی نه با این سرعت. من که به دو تا از دوستام جداگانه گفتم برو تو کار زنم و اگه پا داد بکنش. اولیش که رفت و آمد خانوادگی داشتیم گفت تازه میخواستم وارد مرحله لاس زنی بشم که بی محلی کرد و ضایعم کرد. دومی از دوستایی بود که زنم نمیشناختش. اونم گفت همون اول که دید غریبهام و میخوام باهاش لاس بزنم بلاکم کرد.با اینکه من خودم قبل از این ماجراها به زنم اکی داده بودم اگه دوست داشتی میتونی به کسی که دوست داری بدی. ولی روی خوش نشون نداد
ماشالله نمی دونم این مردا کجای ایران هستن تو خیابون همه میخوان جرت بدن بعد اینجا کلا تو این فضا دنیا عوض میشه عجب پسر خوش شانسی بوده یارو
راست و دروغ داستانت به کنار، ولی اینکه از زنت برای ارضاء حس شهوت یکطرفه خودت استفاده ابزاری بکنی و بدی کسی بکنتش عین بیشرفیه، اونایی که زن و شوهر با میل و رغبت و صحبت بینشون اجازه ورود شخص سوم رو به رابطه شون میدن کاملا کنترل شده و با قائده این فانتزی رو عملی میکنند ولی زن بینوای تو شخصیتش خرد شده و احساس خیانت میکنه در حالی که نمیدونه شوهر خودش عوضی بوده و باعث این بی حرمتی شده.
تا اونجا که تو مغازه شلوار جین ست شورت و سوتین می فروشن خوندم 😂😂😂
اون قرصه چقدر بکن تو میکنه زنو، لیبولیدیواقعا هست همچین قرصی؟
عالی بود
خدایا چرا مردا ما همه کونی و بیغیرت شدنبخدا که جق خار جوونای مارو گاییدهنمیتونن کص بکنن
درود پیوی ممکن؟
یک همچین زن سکسی و پایه ای آرزوی منه.امیدوارم منم بتونم خانومم رو راضی کنم از یکسری از قیدها آزاد بشه