بچه سفید کلاس

کلاس هشتم بودیم
یکی از بچه های مدرسه که ترک هم بود، خیلی سفید و قد کوتاه(155-160 بیشتر نبود) و تپل، همه هم همیشه اذیتش میکردند

یه روز سر زنگ ورزش من تو گروه فوتبال بودم، اون تو گروه والیبال. من تو دروازه بودم و پشتم زمین والیبال بود
شروع کردیم با هم حرف زدن و من کم کم بحث رو جنسی کردم، بعد از چند دقیقه که تیمم اومد بیرون، بهش گفتم: تا حالا لخت کسی رو دیدی؟ گفت: آره، بچه که بودم، با دختر و پسر سرایدارمون داشتیم بازی میکردیم که پسره گفت بیاین ببینیم برا هرکی چه شکلیه، که کم کم همو مالیدیم و به هم نشون دادیم
گفتم: کصخل آخه با بچه های سرایدار؟ گفت: آره دیگه، مگه چشه؟
گفتم: هیچی، میدونستی دختره نداره. گفت: نه ولی اونا برا همو دیده بودن قبلاً

بعد بازی من شد و رفتم تو و بردیم و تو موندم (دروازه بان نبود پستم، اون بازی دروازمون دستش ضرب دیده بود درد میکرد)

زنگ تفریح دو نفری تو حیاط راه رفتیم و حرف زدیم، گفت: مال تو چند سانته؟ گفتم: 18 سانت گفت: زر میزنــــــــــــی!! گفتم: نه بابا! برا تو چند سانته؟ گفت: برا منم خیلی بزرگه، 14 15 سانتی میشه گفتم: زر مفت میزنی، اصن به قدت نمیخوره گفت: باور کن، و از روی شلوار کیرشو که شق شده بود نشون داد، گفت: ببین چقدر بزرگه گفتم: بزرگ که نیست، ولی خب (اون موقع اون یارو که میگفت نوشابه خوب نیست ولی خب ترند شده بود)

زنگ که خورد، بچه های بقیه پایه ها و کلاس ها رفتن سر کلاس و ما هم زنگ دوم ورزشمون بود

بهم گفت: تو هم نشونم بده. گفتم: از رو یا بریم خودشو نشونت بدم (ما مدرسمون نزدیک 15-20 تا دستشویی داره که در هاشون رو ب حیاطه و هر دو طرف حیاط روشویی داره، یه طرفش از وسطای روشویی به اونور دیواره و تهش میخوره به راهرویی که منتهی میشه به ساختمون و راهروــه هم رو به حیاط بازه و فقط نیمکت بینشونه، اونیکی روشویی ها هم از وسط ش تا دیوار بستس و دید نداره، فقط کسی که جلو در دستشویی ها و جلوی روشویی هاست میتونه ببینه)

گفت: میخوام ببینمش ولی خب کجا؟ گفتم: بریم پشت روشویی ها گفت: اوکی
رفتیم اون پشت و بچه ها وایساده بودن وسط حیاط تا معلم های ورزش بیان، منم گفتم بیاد جلوم وایسه، که اگ کسی دیدمون، فک کنه داریم حرف میزنیم
شلوارم ورزشی بود دیگه، راحت کشیده میشد پایین،سرشو درآورد و گفت: این نهایتاً 16 سانت باشه، ولی خیلی کلفته گفتم: برادر من، با قیافه تخمی تو که کامل شق نمیشه، تازشم مال خودت نصفه اینم نیست

گفت: چرا هست گفتم: درآر خب گفت: الآن نمیشه، باشه برا یه روز دیگه، معلما شک میکنن گفتم: گوه نخور بابا، میترسی بگو خودم در میارم برات

شلوار و شورتشو یذره کشید پائین و دیدم کیر که حیفه بگیم، دودولش سفیده سفیده، یه جوری ختنه شده که انگار پوست نداره کلاً و صاف صافه، نهایتاً هم 8-9 سانت باشه
گفتم: خیلی گوگولی و کوچولو موچولو ــه

گفت: بسه دیگه آقا، بریم شک میکنن
(اتفاق کلاً یک و نیم-دو دقیقه بود)

رفتیم و معلم ها اومدن، تا اینکه من تیمم اومده بود بیرون و اونم چون قدش کوتاه بود، یار اضافه بود تو والیبال اومد پیشم
حرف رو کشوندم به جایی که سیخ کرد و گفتم بریم ببینم مال تو رو یه بار دیگه، رفتیم و گفت: هستی بخوری برام؟ گفتم: اول تو گفت: من نمیتونم، حالم بد میشه، بیا بکنیم تو کون هم گفتم: باشه ولی اول من بکنم گفت: باشه گفتم: خب خم شو و کونتو بده بیرون
چقدر سفید و بدون پشم زیاد، لامصب بور هم بود همون پشم هایی هم که داشت خیلی دیده نمیشد
با کونش ور رفتم و کیرمو گذاشتم سرش که گفت: وااای خیلی درد میگیره قطعاً، ولی بکن
منم گفتم: نمیگفتی هم می کردم فشار دادم، ولی فقط کلاهک رفت توش، و همش میترسیدم عنی بشه، که خب چون گنجایش نداشت نشد:)

گفت: حالا تو خم شو، گفتم: برم دستشویی برینم دولت عنی نشه رفتم ریدمو هم کونمو گشاد کردم با ریدنم، هم توش تمیز شد

اومدم و کونم رو درآوردم و گذاشت در کونم، فشار داد و کلش رفت تو خب بایدم میرفت، چون قطرش نهایتاً یک و نیم سانت می بود و من الآن عنی به قطر چهار پنج سانت کردم

یکی دوبار عقب جلو کرد و درآورد و آماده شدیم و رفتیم تو زمین

من وسط بازی بودم، اومد گفت: کون تو هم انقدر درد میکنه؟ گفتم: درد که میکنه، ولی خیلی کمه، تازشم برا من کلاهکش هم کامل نرفت توت انقدر دردت گرفته

ما بعده ها باز هم از این کارا کردیم، ببینیم مورد پسند جنابعالی قرار خواهد گرفت یا نه

نوشته: همون یه نفر

بازدید 15,059

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

9 پاسخ به “بچه سفید کلاس”

  1. پسر جان چند سالته؟ ورود بچه های زیر ۱۸ سال به سایت ممنوعه.الدنگ متوهم …

  2. چقدر تخمی بود و تخمی تعریف کردی. تو مدرسه کونکونک بازی کردید؟ اگه اعتراف کنی که سرایدار هردوتون رو کرده باور می‌کنیم.

  3. خوب بودلایک میدمبشرطی که دفعه بعد قسمت توالت رفتن رو حذف کنیبا احساس و کمی تخیل زیباتر بنویسامیدوارم بزرگ که شدینویسنده قابلی بشی 👏😛

  4. واقعا داستاناتون فقط احساس تهوع ایجاد میکنه و هیچ ربطی به سکس ندارهاینهمه مزخرف حال بهم زن سر هم کردن نوبره والله

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید