به وقت شروع

سلام
مستقیم بریم سر اصل مطلب ، خلاصه و مفید :

اسم ها مستعاره ، من بهی هستم و ۳۱ سالمه ، ارومیه زندگی میکنم ، ، تازه ماشینم رو تعویض کرده بودم ، تصمیم گرفتیم با همکاران بریم بهشون بستنی بدم ، رفتیم ابمیوه بستنی سر محله ، اونجا یه پسر رو دیدم که تقریبا ۱۷ ، ۱۸ ساله بود ، وقتی دیدم ازش بدجور خوشم اومد ، موهای بورش ، چال گونش و دستای سفیدش همونجا تحریکم کرد ، این تحریک باعث شد تا من به فکر اومدن دوباره به اینجا بشم ، البته دفعات بعدی تنها ، نه با کسی دیگه ، خلاصه کنم ، من چند باری تنها اومدم پیش این اقا آراد و باهاش هر بار که میمومدم بیشتر و بیشتر صمیمی میشدم ، اما بریم برا شروع ماجرا ، یه روز عصر که از تهران رسیده بودم و خیلی خسته و البته خیلی هم حشری بودم ، اومدم پیش آراد ، مشغول بازی با گوشیش بود ، تا منو دید ، سریع اومد سمتم و سلام احوال پرسی کردیم و گفتم یه شربت خالی بیدمشک بده که خیلی خستم ، شربت رو آورد ، گفت بدم دستت یا بذارم روی میز ، گفتم مگه بلدی بدی دستم ، یه نگا کرد و خنده ی ریزی رفت ، منم از خدا خواسته تیکه رو پروندم و گفتم آراد از تهران رسیدم و بد زده به سرم و تو راه کلا نخوابیده ، آراد خندید و حالا عمدی یا سهوی یهو گفت هستیم در خدمتت داداش ، یهو برق چشم پرید و گفتم جدی میگی !؟ پس پاشو بریم ، گفت حالا ! نمیشه که ! تا ۳ باید تو مغازه باشم ! گفتم اوکی ، پس من برم یه دوش بگیرم و خستگیم بره ، ۳ میام مغازه دنبالت ، اوکی رو گرفتم ازش و رفتم ، وقتی اومدم دنبالش دیدم داره مغازه رو کم کم می‌بنده ، چراغ دادم بهش و دید و اومد سمتم ، سلام و احوال پرسی کردیم و گفت واقعا میخوای منو ببری 😂 ، گفتم ، بهت گفتم که بلند شده و ول نمیکنه ، خندید و گفت اوکی پس ، فقط بار اولمه و خجالت میکشم و از این حرفا که گفتم نترس ، لوبریکانت و … هست نمی‌فهمی چیزی ، خلاصه رفتیم سمت باغمون ، تو راه که داشتیم می‌رفتیم ، برا اینکه خجالتش بریزه ، دستشو گرفتم و یکم مالیدم تا استرسش بره و بعدش دستشو برم سمت کیرم و گفتم از رو شلوار بازی بده تا برسیم ، وقتی رسیدیم باغ ، پیاده شدیم و رفتیم داخل ، رسیدیم و گفت باید تا موقع رفتن باباش به کار خونه باشه یعنی تا ۷ صبح ، اوکی رو دادم و گفتم تموم میکنیم ، غمت نباشه ، همونجا بغلش کردم و لبای صورتیشو گرفتم تو دهنم و میک میزدم ، دیدم داره چشاش می‌ره ، همزمان که داشتم لبشو می‌خوردم با یه دستم داشتم با کیرش بازی میکردم و با یه دست دیگه هم داشتم دکمشو باز میکردم ، صدای ناله بعد خوردن لبش و بازی با کیرش بلند شده بود و تو از توی گلوش داشت ب‌ گوشم میخورد که داره لذت میبره ، منم تو اوج لذت بودم ، تیشرت و شلوارشو در آوردم و آروم گفتم میخوری برام یا دوست نداری !؟ که گفت می‌خوام امتحانش کنم ، لبشو گرفتم دوباره و گفتم دکه ی شلوارمو خودت باز کن ، باز کرد ، پیش آبم بد جور اومده بود ، خواستم تمیز کنم که نذاشت و گفت استیک باید ابدا باشه 😂👌🏼 گفتم جوووون ، همینه که میگی ، سرشو گذاشت دهنش و با لباش سر میداد تو دهنش و میک میزد ، حدود ۱۰ دقیقه ای خورد و بالا پایینش کرد و گفتم دیگه نخور میخواد بیاد ، رفتم سر وقت کونش ، یکم استرس داشت ، اول بغلش کردم و با موهای بورش یکم بازی کردم و گردنشو خوردم و گفتم نترس زندگیم ، نمیذارم زیاد درد بکشی ، فقط شاید ۱۰ دقیقه اولش ، اونم نه زیاد ، قبول کرد ، لوبریکانت رو آوردم و زدم به سوراخ صورتیش ، سوراخ که چی بگم ، واقعا تنگ و زیبا و صورتی بود ، حالت داگی کردم و زیرش ۲ تا بالشت گذاشتم تا خسته نشه ، ژل رو زدم ب سوراخ و کیرم و دستم ، آروم ماساژ دادم سوراخشو ، با دست فاک آروم آروم کردم تو کونش ، صدای نالشو داشتم کم کم می‌شنیدم که یهو گفت کیرتو می‌خوام ، منم حشریتم اود کرد و دوباره ژل مالیش کردم و کیرمو گذاشتم سر سوراخش و کم کم سرشو گذاشتم توش ، یه آهی کشید که میدم نبض زد و پیش آبه دوباره ریخت تو دم سوراخش ، با همون پیش آب شروع کردم با بازی با سوراخش و دوباره سعی کردم بدم توش ، که دیدم دستشو آورد گذاشت رو دستم دستم و محکم‌ گرفت و یهو خودشو داد عقب ، نصف کیرم رفت توش و داد کشید ، دستشو گرفتم و همونجوری نگهش داشتم و کیرمو آروم عقب و جلو کردم ، دادش تبدیل ب ناله شد و کم کم کل کیرمو جا زدم توش ، صدای شالاپ شولوپ و ناله و لذت و بوی تنمون کل فضا رو برداشته بود ، صدای ناله هاش داشت دیوونم میکرد و جودی که باعث شد ، دستشو پلیسی کنم و تو حالت داگی از پشت بگیرم و تلمبه هامو سریعتر کنم ، همزمان که این حرکت کردم ، با ناله بهم میگفت ابتو بیار ، ابتو می‌خوام ، منم حشریتم بد جور زده بود بالا ، تلمبه هام سریعتر و سریعتر شد و یهو هر چی داشتم حالی کردم تو کونش و همینطوری افتادم روش ، چند دقیقه ای که گذشت ، بغلش کردم و لبشو خوردم و احساس رضایت رو تو چشاش حس کردم ، این ماجرا برا ۴،۵ روز پیشه ، امیدوارم خوشتون اومده باشه 👍

نوشته: بهی

بازدید 6,513

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

6 پاسخ به “به وقت شروع”

  1. تا الان که نوشتی چند بار آبت اومدوای از تو که هرچی موقع …تصور میکنی میایی می‌نویسیآخه این شد داستان🤣🤣

  2. بهی جون خوب بود ولی باورش یه کم سخته ک پسری ک بار اولشه اینقد راحت پا بده.به هرحال دمت گرم

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید