رفتم نزدیک خونشون زنگ زدم گفتم من سر کوچتونم،گفت برو تو خیابون من میام ایستگاه تاکسی تو بیا سوارم کن،رفتمو سوارش کردمو بردمش باغمون،رفتیم تو آلاچیق،فصل گلاب گیری بود،اردیبهشت بود،باغمون تو قمصر بود،عطر گلاب همه جا پیچیده بود،نشستیم تو آلاچیق(سر راه که میرفتم دنبالش یکم خرتو پرت خریده بودم)من رفتم از تو ماشین اونارو برداشتمو رفتم تو باغ،بوی گلاب و گل دیوونم میکرد.
ساعت 6بعد از ظهر بود،کنارش نشستم ازش پذیرایی کردم و گفتم چرا اینقدر مؤعظبی؟راحت باش،یکم سرخ شد اما هرجوری که بود روسری شو درآوردی،وای چه موهایی داشت،رنگ خرما بود،خواستم نزدیک بشم بهش،دستم میلرزید،گونه های صنم سرخ بود،گفت نه علی،گفتم تو عشقمی نفسمی فقط یه بوسه،عطر گلاب همه جا پیچیده بود،لبامو گذاشتم رو لباش،داغ بود حس کردم گرمای لبشو،دستمو بردم طرف سینش و از رو مانتو سینه هاشو که سفت شده بود مالیدم زبونشو میکرد تو دهنم،دستشو گذاشت رو کیرم،دیگه داشتم میترکیدم،کیرمو زود درآوردم اونم انگار بی اختیار لباشو گذاشت رو کیرمو سرشو میمکید،زبونشو فرو میکرد تو سوراخ کیرم،با ولع خاصی میخورد کیرمو،تند تند ساک میزد که یهو تموم آبم ریخت تو دهنش،اونم همشو برگردوند رو کیرم و با دستاش مالید روش،ازم نخواست که ارضاش کنم،بعدش یکم درس خوندیم و ناگفته نماند که وسط درس خوندن صنم خانوم ناخودآگاه میگوزید و عطرش با عطر گلاب یکی میشد…
نوشته: Ali nursing
3 پاسخ به “بهشت برین”
کیرهمه بچه های بکن تو توکون دوست دخترت وتوکون توکون گلابی …اومدی اینجاماجرای کالیبر سوراخ کون دوست دخترتوتعریف کنی…بانوآور(کس کش)بسترساز(جاکش)… <):)
تموم شد ؟؟؟؟؟؟؟
این که اس ام اس نبود!!!اس ام اس های من از این بیشترن!!!