من و همسرم فهمیه همراه خواهر زنم الهه و شوهرش مجید و دختر کوچوشون مژده رفته بودیم سفر که تصادف کردیم مجید چون راننده بود در جا فوت کرد و همسرم فهیمه چون صندلی عقب پشت سر مجید نشسته بود اونم توی بیمارستان بخاطر ضربه شدید به سرش مرگ مغزی شد اما من دستم شکست و پام ضرب دید مژده هم توی بغلم گرفتم که فقط شکسته های شیشه پیشونی اش پاره کرده بود و الهه که پای راستش شکسته بود که با بموقع رسیدن اورژانس به بیمارستان رفتیم اونجا از هر سه تامون سیتی اسکن از سر و دست و پاها انجام دادن که مشکلی نداشتیم اما متاسفانه مجید و فهیمه از دست دادیم تا چندین ماه در شوک تصادف بودم و شبها کابوسش میدیدم تا اینکه الهه و مژده به دیدنم اومدن الهه گفت من با مامانم زندگی می کنم بیا بهمون سر بزن و از این حرفها اون روز با مژده خیلی بازی کردم الهه به زور بردش گفت عمو آرش قول داده میاد خونمون به منم گفت آرش بیایا من منتظرتم گفتم باشه دو سه روز بعد رفتم آرایشگاه یه سر رفتم خونشون مامانش نبود منم یکم با مژده بازی کردم بعدش ناهار خوردیم و یکم تلویزیون دیدیم خوابید بوسیدمش بردم روی تختش خوابوندمش الهه گفت بوس هات فقط ماله مژدست منم بخوام میدی؟خندیدم و گفتم بله فقط ماله مژدست و دوتایی از اتاق مژده اومدیم بیرون رفت توی اتاقش منم رفتم دستشویی وقتی اومدم صدام کرد رفتم توی اتاقش اومد توی بغلم گفت میدونم چشت دنبالمه الان بهترین فرصته می تونی به خواسته هات برسی گفتم هر چی که باشه ؟گفت هرررر چی که باشه شلوارم درآوردم گفتم بخورش می خوام بکنم توی کونت گفت از اولشم چشت بیشتر دنبال کونم بود نگاه هاتو به کونم دیده بودم گفتم واقعا محشره کونت گفت مجیدم همینو می گفت داگی شد کیرم کردم توی کونش و تلمبه میزدم گفتم کاش زودتر میومدم تا می کردمت گفت الانم دیر نیست داشتم تلمبه میزدم که صدای مامان مامان مژده اومد الهه گفت بسه بذار برم تا نیومده توی اتاق گفتم الان تموم میشه الان تموم میشه که دیدم مژده اومده کنار تخت ایستاده داره ما نگاه میکنه که کشیدم بیرون و الهه بردش توی اتاق خودش که بعدش مامانشم اومد منم فوری لباس پوشیدم و الهه هم اومد لباس پوشید و بعد از چند دقیقه نشستن کنار مادر زنم نرگس خانم عذرخواهی کردم و رفتم بعد چند روز نرگس خانم خواست ببینتم بهم گفت از مژده یه حرفایی شنیدم که با الهه دوتایی لخت توی بغل هم بودید نمیدونستم چی بگم که گفت آرش یا بگیرش یا هر چی هست تمومش کن گفتم من که راضیم بگیرمش بعدش الهه صدا کرد به الهه هم گفت الهه گفت من نمی خوام اشتباهه مجید تکرار کنم خودت که میدونی مامان با آرش هم چند ماه میمونم اگه اونی بود که می خواستم منم موافقم اما مامان این چند ماه مژده برام بگیر گفت آرش یه چند دقیقه ما رو تنها میذاری ؟رفتم توی هال اما صدای نرگس خانم که می گفت تو دوست داری به همه بدی و حرفهای بی ادبی دیگه میومد بعدش الهه از اتاق اومد بیرون و رفت دستشویی نرگس خانم بهم گفت اگه تو هم الهه میخوای هر شب بیا فهمیدی ؟هر شب میخواد این .
دست مژده گرفت و با هم رفتن ،لخت شدم رفتم پشت در دستشویی تا الهه اومد بیرون چسبوندمش به دیوار دستش روی کیرم گذاشتم و خودمم دستمو به کوسش رسوندم شروع کردم مالیدنش گفت جووووون عاشق این وحشی بودنتم باید جرم بدی می تونی ؟گفتم امشب اول کوصتو می کنم بعد کونت گفت آخ جون کوصو کونمو یکی کن آرش نشست جلوم شروع کرد خوردن کیرم گفت عاشق کیرتم دهنم پر میکنه گفتم کاری میکنم کوص و کونتم پر کنه گفت آخ جووون تو فقط میگی من عمل می خوام آرش موهاشو گرفتم کشیدمش سمت سنگ اوپن آشپزخونه خمش کردم شورت و شلوارشو کشیدم پایین کیرمو کردم توی کوصش یه آی بلند گفت گفتم تازه اولشه یه جور می کنم که جیغ بزنی شروع کردم تلمبه زدن توی کوصش آه و ناله اش کل خونه برداشته بود گفتم داره جر نی خوره یا نه ؟گفت پارش کن پارش کن کوصش حسابی لیز بود منم تندتر تلمبه میزدم که آبم می خواست بیاد گفتم دوست دارم آبمو روی سینه هات بریزم که از کوسش کشیدم بیرون و اونم نشست و تاپ و سوتین اش درآورد و با دستاش سینه هاشو بهم چسبونده بود منم آبم ریختم وسط سینه هاش گفت دفعه بعد بریزش داخل کوسم گفتم باشه سینه هاشو که کیرم میمالید داشت کاری می کرد دوباره راست کنم که موفق هم شد و دوباره راست کردم و با کیرم لاپسونی براش میزدم که بردم توی اتاق و خوابید روی تخت پاهاشپ باز کرد گفت بکن توش بار دوم لذتش بیشتر بود و تندتر و محکمتر تلمبه میزدم که الهه ارضا شد منم کیرم کردم توی کونش گفتم اون بار نصفه موند این بار آبم میریزم داخلش گفت بریز من تشنه آبتم موهاش توی دستم گرفتم می کشیدم و تلمبه میزدم توی کونش که آبم اومد و ریختم توی کونش گفتم عجب لذتی داشت مجید کوفتش بشه چه قند عسلی داشت گفت تو نداشتی؟فهیمه بهت حال نمیداد؟ گفتم نه به اندازه تو گفت من بهت حال دادم چون تو از اولشم چشت دنبال من بود و منو می خواستی گفتم آره فهیمه نمی خواستم اما مامانم اونو انتخاب کرده بود گفت راستش منم از اولش از تو خوشم میومد اما دیگه دیر بود و شما از فهیمه خواستگاری کرده بودید از اون شب به مدت 3 ماه با الهه سکس داشتم تا اینکه فهمیدیم الهه حامله است اونجا بود که عقد کردیم از 5 ماهگی تا 7 ماهگی الهه بدترین ویارها رو داشت حتی نمیشد بهش نزدیک شد می گفت بوی عرقت باعث میشه حالم بهم بخوره من عطرم میزدم اما اون بازم حالش بهم می خورد واسه همین من و مژده می رفتیم پیش نرگس خانم یه شب نفهمیدم چی شد شهوت انقدر بهم فشار آورد که دیدن کون نرگس از زیر پتو هم شهوتیم کرد و رفتم زیر پتو بهش چسبیدم که بیدار شد گفتم هیس و کیرم به کونش فشار میدادم گفت باشه باشه حالتو می فهمم بریم توی اون اتاق گفتم نه همینجا گفت بچه بیدار میشه می بینه میره میگه گفتم نه همین جا گفت باشه خودت بغلم کن بریم توی اون اتاق بغلش کردم بردمش توی اون اتاق گفت بیا حالا هر کاری خواستی بکن کیرم درآوردم دادم بخوره گفت اوووف چه کیریه نرگس شبها با دامن می خوابید دامنش دادم بالا شورتشو دراوردم کیرمو کردم توی کوصش گفت این اولین کیریه که بعد کیر شوهرم میره توی کوصم شروع کردم تند تند تلمبه زدم که خیلی خوب وحشی بودنم تحمل کرد تا اینکه آبم اومد و ریختم توی کوصش خوابیدم روش و سینه هاشو می خوردم اونم کیرمو توی دستش گرفته بود و انقدر مالید که دوباره راست کردم و دوباره کردم توی کوصش اما این بار آرومتر تلمبه میزدم اما تا ته می کردم داخلش و نگه میداشتم اونم میگفت جوووون اینه همینه بازم بازم جوووون جووون فدای کیرت بشم بازم بازم انقدر اینکار کردم که کوصش قرمز شده بود تا اینکه با هم ارضا شدیم و آبم ریختم توی کوسش پاهاشو دورم حلقه کرده بود گفت دوست دارم همینجوری توی بغلم بمونی بوسیدمش گفتم خیلی حال داد واقعا کوص به این میگن وقتی بکنیش قرمز بشه از فرداش دیگه من نبودم که می خواستم بلکه نرگس بود که می خواست تازه می گفت تاخیری بزن آبت زود نیاد فهمیدم این چنان هم که نشون میداد پرت نیست حتی شبی هم که الهه جیغ زد و رسوندیمش بیمارستان داشتم توی کوص نرگس تلمبه میزدم بعد از به دنیا اومدن بچه که یه پسر بود که اسمش گذاشتیم یاشار همه چیز با الهه به حالت طبیعی برگشت اما هنوزم وقتی الهه پریوده بخصوص روز اول که قرص می خوره و می خوابه میرم وحشیانه ترین تلمبه ها رو توی کوص نرگس میزنم تاخیری هم میزنم که آبم دیر بیاد که حسابی لذتش ببرم .
دارم الهه راضی می کنم که بریم یه جای دیگه زندگی کنیم که راحتر بتونم بیام شبها سراغ نرگس اینجوری درسته تقریبا واحدهامون جداست اما فقط یه در بین ماست که راحت باز میشه نمیخوام الهه بفهمه میخوام وحشی کوص نرگس باشم می خوام انقدر بکنمش که کوصش قرمز بشه این رنگ قرمز بهترین رنگ قرمزیه که دیدم یه جورایی تا کوصش قرمز نشه ارضا نمیشه به منم حال نمیده .
دست مژده گرفت و با هم رفتن ،لخت شدم رفتم پشت در دستشویی تا الهه اومد بیرون چسبوندمش به دیوار دستش روی کیرم گذاشتم و خودمم دستمو به کوسش رسوندم شروع کردم مالیدنش گفت جووووون عاشق این وحشی بودنتم باید جرم بدی می تونی ؟گفتم امشب اول کوصتو می کنم بعد کونت گفت آخ جون کوصو کونمو یکی کن آرش نشست جلوم شروع کرد خوردن کیرم گفت عاشق کیرتم دهنم پر میکنه گفتم کاری میکنم کوص و کونتم پر کنه گفت آخ جووون تو فقط میگی من عمل می خوام آرش موهاشو گرفتم کشیدمش سمت سنگ اوپن آشپزخونه خمش کردم شورت و شلوارشو کشیدم پایین کیرمو کردم توی کوصش یه آی بلند گفت گفتم تازه اولشه یه جور می کنم که جیغ بزنی شروع کردم تلمبه زدن توی کوصش آه و ناله اش کل خونه برداشته بود گفتم داره جر نی خوره یا نه ؟گفت پارش کن پارش کن کوصش حسابی لیز بود منم تندتر تلمبه میزدم که آبم می خواست بیاد گفتم دوست دارم آبمو روی سینه هات بریزم که از کوسش کشیدم بیرون و اونم نشست و تاپ و سوتین اش درآورد و با دستاش سینه هاشو بهم چسبونده بود منم آبم ریختم وسط سینه هاش گفت دفعه بعد بریزش داخل کوسم گفتم باشه سینه هاشو که کیرم میمالید داشت کاری می کرد دوباره راست کنم که موفق هم شد و دوباره راست کردم و با کیرم لاپسونی براش میزدم که بردم توی اتاق و خوابید روی تخت پاهاشپ باز کرد گفت بکن توش بار دوم لذتش بیشتر بود و تندتر و محکمتر تلمبه میزدم که الهه ارضا شد منم کیرم کردم توی کونش گفتم اون بار نصفه موند این بار آبم میریزم داخلش گفت بریز من تشنه آبتم موهاش توی دستم گرفتم می کشیدم و تلمبه میزدم توی کونش که آبم اومد و ریختم توی کونش گفتم عجب لذتی داشت مجید کوفتش بشه چه قند عسلی داشت گفت تو نداشتی؟فهیمه بهت حال نمیداد؟ گفتم نه به اندازه تو گفت من بهت حال دادم چون تو از اولشم چشت دنبال من بود و منو می خواستی گفتم آره فهیمه نمی خواستم اما مامانم اونو انتخاب کرده بود گفت راستش منم از اولش از تو خوشم میومد اما دیگه دیر بود و شما از فهیمه خواستگاری کرده بودید از اون شب به مدت 3 ماه با الهه سکس داشتم تا اینکه فهمیدیم الهه حامله است اونجا بود که عقد کردیم از 5 ماهگی تا 7 ماهگی الهه بدترین ویارها رو داشت حتی نمیشد بهش نزدیک شد می گفت بوی عرقت باعث میشه حالم بهم بخوره من عطرم میزدم اما اون بازم حالش بهم می خورد واسه همین من و مژده می رفتیم پیش نرگس خانم یه شب نفهمیدم چی شد شهوت انقدر بهم فشار آورد که دیدن کون نرگس از زیر پتو هم شهوتیم کرد و رفتم زیر پتو بهش چسبیدم که بیدار شد گفتم هیس و کیرم به کونش فشار میدادم گفت باشه باشه حالتو می فهمم بریم توی اون اتاق گفتم نه همینجا گفت بچه بیدار میشه می بینه میره میگه گفتم نه همین جا گفت باشه خودت بغلم کن بریم توی اون اتاق بغلش کردم بردمش توی اون اتاق گفت بیا حالا هر کاری خواستی بکن کیرم درآوردم دادم بخوره گفت اوووف چه کیریه نرگس شبها با دامن می خوابید دامنش دادم بالا شورتشو دراوردم کیرمو کردم توی کوصش گفت این اولین کیریه که بعد کیر شوهرم میره توی کوصم شروع کردم تند تند تلمبه زدم که خیلی خوب وحشی بودنم تحمل کرد تا اینکه آبم اومد و ریختم توی کوصش خوابیدم روش و سینه هاشو می خوردم اونم کیرمو توی دستش گرفته بود و انقدر مالید که دوباره راست کردم و دوباره کردم توی کوصش اما این بار آرومتر تلمبه میزدم اما تا ته می کردم داخلش و نگه میداشتم اونم میگفت جوووون اینه همینه بازم بازم جوووون جووون فدای کیرت بشم بازم بازم انقدر اینکار کردم که کوصش قرمز شده بود تا اینکه با هم ارضا شدیم و آبم ریختم توی کوسش پاهاشو دورم حلقه کرده بود گفت دوست دارم همینجوری توی بغلم بمونی بوسیدمش گفتم خیلی حال داد واقعا کوص به این میگن وقتی بکنیش قرمز بشه از فرداش دیگه من نبودم که می خواستم بلکه نرگس بود که می خواست تازه می گفت تاخیری بزن آبت زود نیاد فهمیدم این چنان هم که نشون میداد پرت نیست حتی شبی هم که الهه جیغ زد و رسوندیمش بیمارستان داشتم توی کوص نرگس تلمبه میزدم بعد از به دنیا اومدن بچه که یه پسر بود که اسمش گذاشتیم یاشار همه چیز با الهه به حالت طبیعی برگشت اما هنوزم وقتی الهه پریوده بخصوص روز اول که قرص می خوره و می خوابه میرم وحشیانه ترین تلمبه ها رو توی کوص نرگس میزنم تاخیری هم میزنم که آبم دیر بیاد که حسابی لذتش ببرم .
دارم الهه راضی می کنم که بریم یه جای دیگه زندگی کنیم که راحتر بتونم بیام شبها سراغ نرگس اینجوری درسته تقریبا واحدهامون جداست اما فقط یه در بین ماست که راحت باز میشه نمیخوام الهه بفهمه میخوام وحشی کوص نرگس باشم می خوام انقدر بکنمش که کوصش قرمز بشه این رنگ قرمز بهترین رنگ قرمزیه که دیدم یه جورایی تا کوصش قرمز نشه ارضا نمیشه به منم حال نمیده .
نوشته: آرش
6 پاسخ به “بهترین رنگ قرمزی که عاشق دیدنشم”
این روزها هرچی جقیه داستاناشون رو فرستادن رو بکن تو. فیلمهای پورن هم مقدمه چینی میکنند بعد سکس رو شروع میکنند. مگه میشه مادر زن تا بهش دست بمالی بگه بیا جرم بده؟ ریدی بابا.
کس و شعرتو فقط تا جایی خوندم که از دستشویی اومدی و صدات کرد
آقا یکی سیم این کسخل fardinshiraz3322 رو بکشه، زیر همه داستان ها متن چرت و پرتش رو گذاشته.یک بهش بگه الدنگ هر کسی متنت رو بخونه میفهمه چه آدم کسخلی هستی دیگه طرفت نمیاد.
این چه سمی بود؟ این جه عفونی بود؟ این چه کثافتی بود ؟
اولاً که جنده هم با تمومه جندگیاش به این سرعت پا به کسی نمیده، بعدشم اگرکه فرض بکنیم داستانت واقعی هستش در اونصورت خونواده زنت با اختلاف خیلی زیادی مرزهای جندگی رو درنوردیدن و تو رو هم گاگول گیر آوردن 😋
واقعا که تخیلات جقی ها فوران میکنه!باز دم نویسنده این داستان گرم بلاخره یه جوری سروته داستانو هم آورد، هستن کسایی مثل یه جقی کونی یه اسم فرهاد۱۳۷۵ که نمیدونم گوز کدوم کونه میان خصوصی پیام میدن چون بهش فشار اومده که بهش گفتم بیسوادی و یک راس جقی بیش نیستی!عزیرم فشار نخور ، جقی هستی که کوسشعر تف میدی.