بلوغ پروین

در یک مهمانی که داشتم پذیرایی میکردم و خیلی شلوغ بود هنگام بردن میوه پایم به گوشه فرش گیر کرد و به پشت روی پسر داییم که پشت من بود
افتادم یعنی دقیقا به رویش قالب شدم یک لحظه احساس کل بدنش در پشتم حس کردم حس عجیبی بود سریع بلند شدم و خودمو جمع وجور کردم ولی
با اون لباس نازکی که پوشیده بودم همه بدنش را لحظه حس کرده بودم حتی برامدگی کیرش را واین کار در من حس عجیبی پیدا کرده بود و مدام
تکرار میشد اخه بالاخره نو جوانی بود ومن در جامعه ای بزرگ شده بودم که تا اون لحظه با هیچ پسری تماس و یا برخوردی نداشتم.

حدود یک ماه گاهی به اون لحظه فکر میکردم تا این که یه روز که تو خونه تنها بودم پسر داییم هم خونه ما بود به فکرم رسید که چطوره یه دفعه دیگه هم اون کار را تکرار کنم البته پسر داییم خیلی مثبت و واقعا پسر خوبی بود به خاطر اون با موندش در خونمون مخالفتی نمی کردند واز من دوسال کوچکتر بود
یعنی هیجده سالش بود داشت با گوشیش ور میرفت رفتم طرفش و گوشیشو برداشتم گفت چیکار داری میکنی به شوخی گفتم میخوام چکش کنم که بلند
شد بگیرد اما من گوشی رو دو دستی گرفتم محکم خواست که بگیره که پشتم بهش کردم از پشت چسبید بهم که گوشی رو بگیره ولی زورش نمیرسید
عالی بود الان از عقب منو محکم چسبیده بود قشنگ اون روز یادم افتاده بود همون حالت میخواستم ادامه بدم که درگیر بودیم که خود را به زمین انداختم
و اوهم رویم افتاد البته از اونایی نبود که شلوغ باشه ولی بالاخره اونم جوون بود و حس داشت یه کمی که تلاش کردیم کم کم دیدم که کیرش داره
بزرگ میشه حس خوبی داشتم و هی کونمو تکون میدادم که بلند شو واو میگفت گوشی رو بده که یه لحظه حس کردم که کیرش داره بزرگ میشه بلند شدم
نشستم اون که شلوار نازکی پوشیده بود الان واضح بود در یه لحظه بهش زل زدم و یا عصبانیت گفتم که اون چیه که بیچاره ترسید و با دستپاچگی
گفت بخدا دست خودم نبود دیدم که خیلی ترسیده گفتم ببینمش که سرخ شد گفتم یا بزار ببینم یا به مامانت میگم بیچاره که خیلی ترسیده بود گفت اخه بده که
گفتم به غیر از من وتو کسی نیست بزار ببینم و در همین حال شلوارشو گرفتم و کشیدم جلو از ترسش هیچ عکس العملی انجام نداد شلوارشو کشیدم پایین بیچاره
از ترسش خوابیده بود ومن اولین بار بود که یک کیر واقعی رو میدیدم.

حس عجیبی داشتم خواست شلوارشو بکشه بالا که سرش داد زدم تکون نخور و داشتم به کیرش نگاه میکردم که دیدم داره یواش یواش بلند میشه به ارومی گفتم میتونم دست بزنم که گفت بزن دستم که به کیرش خورد و گرمایش رو حس کردم یه دفعه مثل استخوان شد ورگهاش زد بیرون سرم داشت درد میکرد حس عجیبی داشتم یه کیر واقعی تو دستم بود و داشت تکون میخورد یه کمی به نوکش دست زدم یه قطره اب زده بود بیرون که یه دفعه گفت منهم میتونم مال تو رو ببینم که با این حرفش فهمیدم که بدش هم نمیاد گفتم اره بزار در میارم با این
حرفش کل کیرشو دستم گرفتم داغ بود و مرتب تکون میخوره اولین بارم بود واقعا بالاخره سن که به بلوغ میرسه از یه جایی میزنه بیرون حالا دیگه راحت
بودم بالا پایینشو نگاه میکردم خیلی سفت بود داشتم فکر میکردم که چقدر خود ارضایی کردم فعلا که موقعت ردیفه به واقعیش دست بزنم که امیر گفت مال
خودتو نشون نمیدی اگه بلند شدم و شرتمو کشیدم پایین و گفتم بیا نگاه کن ولی دست نزن بیچاره هول شده بود مثل اینکه اونم بار اولش بود بالا پایینشو نگاه میکرد
گفتم امیر فقط میتونی آروم بهش دست بزنی ولی انگشت نکن خطرناکه واون با دستش آروم روی کسم دست میکشید حال عجیبی داشتم قرمز شده بودم داغ بودم
گه گفت بذار روت بخوابم گفتم باشه برگشتم ورویم خوابید داغی کیرش لای چاک کونم حال عجیبی داشت یه کمی روی چاک کونم تکون داد که گفتم بلند شو و
بلند شد و کیرشو تو دستم گرفتم میخواستم که خوب ببینم داشتم باهاش ور میرفتم که یه دفعه ابشو ریخت تو دستم از ترس اینکه رو فرش نریزه همشو تو دستم
نگه داشتم و اون هیچی نمیگفت دستمال برداشتمو دستمو تمیز کردم خودم هم شهوتم خیلی بالا اومده بود ولی دیدم دیر شده شاید از راه برسند خودمو نگه داشتم
دوباره خود ارضایی کنم بالاخره باید خودم رو راحت میکردم اون روز به اینجا ختم شد البته برای بار اول هم زیاده روی کرده بودیم ولی بالاخره دیده بودم و
راه باز شده بود ازش تشکر کردم و گوششو بهش دادم واو نوروز تموم شد
حدود یه ماه به همین منوال گذشت ومن گاهی فکرش رو که میکردم لذت میبردم تا اینکه یه روز که خونمون تنها بودم و همه تو مهمونی بودند پسر داییم اومد اخه
خونه اونا هم کسی نبود تا رسید ایندفعه فرق میکرد خیلی خوش بود تا رسید و دید تنهام بغلم کرد واز رویم بوسید منهم یه لحظه شهوتم بیدار شد اخه موقعیت خوبی بود
این دفعه او پیش دستی کرد موقع بوسیدن از رون پام گرفته بود و فشار میداد حس خیلی خوبی داشتم گفت اون روز خیلی بهم چسبید همه چیز عالی بود همونجوری که
میگفت ولم نمیکرد منو برگردوند و از عقب کیرش را بهم میمالید سینه هامو فشار میداد هیچی نمیتونستم بگم کیرش دوباره بزرگ شده بود چون مطمئن بود کسی نمیاد
خیالش راحت بود منو زمین انداخت و از پشت رویم افتاده بود مرتب کیرش را لای باسنم میکشید تا اینکه تو این حال دست کرد تا شورتمو در بیاره که گفتم صبر کن
گفتم من اول باید ببینم کیرشو در اورد این دفعه مثل اینکه بزرگ شده بود یا بنظر من میرسد خیلی شق بود کیرشو تو دستم گرفتم که بازی کنم که گفت زیاد دست نزن مثل
دفعه قبل زود ابش میاد بزار من مال تو رو دست بزنم گفتم باشه خوابیدم و شورتمو دراورد کسم داشت اتیش میگرفت آبش سرازیر شده بود مرتب داشتم تکون میخوردم
که گفتم امیر یه وقت انگشت نکنی ها فقط بخورش خوابید وشروع کرد به خوردن با هر تماس زبانس به چوچولم داشتم دیوونه میشدم به قدری حشری شده بودم که لحظه ای
طول نکشید که ارضا شدم ویه از لحظه از حال رفتم که امیر گفت چی شد گفتم تموم کردم گفت پس من چی که گفت برگرد تا منم تموم کنم گفتم باشه برگشتم و افتاد رویم
کیرش رو لای کونم گذاشت و آروم داشت تکون میداد که گفت میتونم خیسش کنم گفتم باشه بلند شد تفی لای کونم انداخت ودوباره خوابید لیزی کیرش حال خوبی داشت
گاهی که نوکش به سوراخم می خورد لذت داشت در این حال نوک کیرشو گذاشت دم سوراخ یه مختصر فشاری داد کمی درد داشت ولی زیاد نبود خوشش اومده بود اروم
تو گوشم گفت فرو کنم داخل گفتم ممکنه دردم بیاد گفت حالا امتحان می کنیم گفتم باشه بلند شد و تفی دوباره انداخت این دفعه لیزتر شد نوکشو گذاشت کمی فرو کرد با کمی درد
کمی رفت تو ولی زیاد نبود دوباره درآورد و کمی دیگه با سوراخم بازی کرد و دوباره تفی انداخت و نوکشو گذاشت وفشارداد با کمی درد قابل تحمل تا نصفش رفت تو
محکم بغلم کرده بود از رفتن کیرش یه سوراخم حس خاصی نداشت ولی از اونجایی که کلا محکم بغلم کرده بود و سینه هامو فشار میداد حس خیلی خوبی داشتم یکی دو دفعه
دیگه دراورد دوباره کرد تو این دفعه همی کیرش داخلم بود عجیب میلرزید و منو محکم به خودش فشار میداد یه همه جام دست میکشید خیلی لذت میبردم میخواستم خیلی طول
بکشه بعد از چند بار تلمبه زدن یه دفعه زیاد شدو این دفعه هرچی قدرت داشت بغلم کرد احساس کردم که داخلم ریخت اشکال نداشت ولی رویم افتاد مدتی همینجوری باقی
موند و سپس آروم بلند شد خودمونو جمع جور کردیم ازین خوشحال بودم که این بینمون میمونه و مطمئن بودم که ازین جا بیرون درز نمیکنه بالاخره ما هم برای اولین بار به
کاممون رسیده بودیم تجربه خوبی بود درسته که بعد ها خیلی عادی میشه ولی برای بار اول واقعا یه چیز دیگه است

نوشته: پروین

بازدید 7,317

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

6 پاسخ به “بلوغ پروین”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید