بلآخره خواهرم وا داد (۲)

امروز که از سرکار برگشتم، حسابی خسته بودم. ساعت حدود 6 عصر بود، هوا داشت تاریک می‌شد. کلید رو انداختم تو در و وارد خونه شدم. یه سکوت عجیبی بود، فقط صدای آب از حموم می‌اومد. کیفمو انداختم رو مبل و آروم رفتم سمت حموم. در نیمه‌باز بود، بخار از لای در می‌زد بیرون. یه نگاه انداختم، دیدم عاطفه، خواهرم، تنهاست. زیر دوش ایستاده بود، موهاش خیس، بدنش لخت و آب از روش می‌چکید پایین.
یه لحظه قلبم تندتر زد. عاطفه با یه لیف داشت خودشو می‌شست، آروم رو سینه‌هاش و شکمش می‌کشید. دیگه نتونستم خودمو نگه دارم، شلوار و تی‌شرتمو همونجا درآوردم و لخت شدم. در رو کامل باز کردم و گفتم: “عاطفه، تنهایی؟ بذار منم بیام.” عاطفه یهو برگشت، منو دید، اول یه کم جا خورد، ولی بعد با یه لبخند گفت: “کی اومدی؟ بیا تو، آب گرمه.”
رفتم زیر دوش، آب داغ رو بدنم ریخت و حس خوبی داد. عاطفه رو نگاه کردم، قطره‌های آب از گردنش می‌چکید رو سینه‌هاش و پایین‌تر. دستمو گذاشتم رو شونش و آروم کشیدمش سمت خودم. خندید و گفت: “چیه، خسته نیستی؟” گفتم: “با تو هیچ‌وقت خسته نمی‌شم.” شروع کردم گردنشو بوسیدن، دستمو آروم بردم پایین و کونشو گرفتم. عاطفه یه آه کوچیک کشید و گفت: “رضا، شیطون شدی‌ها.”
دیگه غرق لحظه شده بودم، کیرم سفت شده بود و به بدنش می‌خورد. عاطفه رو چرخوندم، پشتش بهم بود. آب از دوش رو هر دومون می‌ریخت. یه کم صابون برداشتم، مالیدم به کونش و شروع کردم ماساژ دادن. گفت: “آخ، چقدر خوبه.” کیرمو آروم مالیدم به خط کونش، بعد با یه فشار کوچیک سرشو فرو کردم تو. عاطفه یه ناله کرد و گفت: “یواش‌تر، تنگه هنوز.”
آروم شروع کردم، اول فقط سر کیرمو داخل و خارج می‌کردم. عاطفه کم‌کم عادت کرد، کمرشو خم کرد و گفت: “بیشتر بکن، حال میده.” دستمو گذاشتم رو کمرش و تندتر شدم. حالا دیگه کامل کیرمو تو کونش می‌کردم، صدای آب و ناله‌هاش تو حموم پیچیده بود. بخار همه‌جا رو پر کرده بود، انگار تو یه دنیای دیگه بودیم. گفتم: “عاطفه، چقدر تنگ و گرمی، دیوونم کردی.” نفس‌نفس‌زنان گفت: “تو هم دیوونم کردی، ادامه بده.”
یه چند دقیقه همین‌جوری رفتم، گاهی آروم می‌شدم، گاهی تندتر. عاطفه رو دیوار حموم تکیه داده بود، دستاش رو کاشی‌ها بود و با هر تلمبه‌م یه آه بلند می‌کشید. یهو گفتم: “بذار یه جور دیگه امتحان کنیم.” بلندش کردم، پاهاشو دور کمرم قفل کرد و دوباره کیرمو کرد تو کونش. این بار تو بغلم نگهش داشته بودم و تو همون حالت تلمبه می‌زدم. عاطفه یه جیغ کوچیک کشید و گفت: “آخ رضا، این دیگه خیلی خوبه!”
آب داغ هنوز رو بدنامون می‌ریخت، صدای نفس‌نفسمون با صدای آب قاطی شده بود. دیگه داشتم به اوج می‌رسیدم، عاطفه رو آروم گذاشتم زمین، دوباره از پشت کرد تو کونش و تندتر از قبل تلمبه زدم. گفت: “رضا، دارم دیوونه می‌شم، محکم‌تر.” همه‌ی قدرتمو گذاشتم، کونشو حسابی کردم تا اینکه حس کردم آبم داره میاد. کیرمو کشیدم بیرون و با یه ناله‌ی بلند آبمو ریختم رو کمر و کونش.
عاطفه برگشت، نفس‌نفس‌زنان نگام کرد و گفت: “تو دیگه بهترین بکنی بودی داشتم از دوست پسرم بهتری” خندیدم و گفتم: “تو هم همین‌طور.” دوتایی زیر دوش وایستادیم، آب رو بدنامون ریخت و یه کم همدیگه رو بغل کردیم. بعد حوله پیچیدیم دور خودمون و رفتیم بیرون حموم. هنوز تو حال اون لحظه‌ی داغ و طولانی بودم، یه حس عجیب و پر از لذت که تا مدت‌ها تو ذهنم می‌مونه.

نوشته: رضا

بازدید 2,931

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

14 پاسخ به “بلآخره خواهرم وا داد (۲)”

  1. بی سروته پراز ابهام وسوال واسه خواننده.زنش نبودا خواهرش بود همینجوری رفت دروباز کرد اونم گفت بیا داخل اب گرمه؟چجوری وا داداونکه اصلا وا دادن لازم نداشت.اصولا ابتدا یک زمینه ابتدایی ونحوه راضی شدن وشروع رابطه رومیگن چطورشدبه اینجا رسید بعد اینایی که الان گفتی رو میاری.داستانی خوبه که وقتی خواننده میخونه سوال واسش پیش نیاد فکرش درگیرنشه

  2. چند قسمتی هم که باشه اما واسه راحتی کسانی که قسمت قبلش رونخوندن یک چند خط خلاصه قسمت قبل رو مختصر توضیح میدن تا بفهمه چند چنده بازی.

  3. در حمام باز کردی ازش پرسیدی تنهایی؟؟انگار خواهرت جندس هیچوقت حمام تنهایی نمیره همیشه یه بکنی باهاش حمام هستوهم فقط نیگا میکنی و جق میزنی

  4. وای خدا ترکیدم از خنده !😂😂 این حتی تو خیالشم خیالبافی میکنه!!! آخه مگه تو قسمت اول نگفتی کیرم راحت رفت تو و اونم گفت تو از همه بهتر می‌کنی؟!خب این یعنی صد بار کردنش و گشاد شده!بعد اومدی تو خیالات خودت گفتی حال نمیده! مثلا هنوز دست نخورده!!!😂 که بهت گفته آرومتر ، هنوز تنگه ها !😂😂😂اوسکول اعظم!!😂

  5. با کل داستانت مشکلی نداشتم نا اونجا که تو حموم بلندش کردی پاهاش رو دور کمرت قفل کرد …تو حموم زمین لیز چطور جرات کردی …لیز نخوردین مگه میشه اینجاست که معلومه تخیل زدی رو خواهرت

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید