بعد از فوت همنفسم دیگر هیچ چیز یا هچکس نتوانست جای خالی او را برایم پر کند هر چه مادرم بیشتر تلاش میکرد کمتر نتیجه میگرفت تا مرا متقاعدکند تا با یکی از خواستگارهایم ازدواج کنم و زندگی عادی را از سر بگیرم من تنها حاضر شدم اسباب و اثاثی منزل را کمی تغیر دهم و مادرم امید داشت شاید این تغیرات بتواند افکار مرا کمی از گذشته دور کندو من به زندگی عادی باز گردم از مادرم خواستم علی برادر کوچکترم را که تنها دو سال اختلاف داشتیم را برای کمک به خانه ما بفرستت رابطه من وعلی قبل از این بسیار محترمانه و من حتی یادم نمیاید در طول این بیست و نه سال از زندگیم حتی یک شوخی نامربوط با هم کرده باشیم ولی ان روز اتفاقی افتاد که تمام زندگی من رنگ و بوی دیگری گرفت
ساعت نه صبح بود که علی زنگ در خانه مرا زد ان روز من یک زیر شلواری مرداته و یک تیشرت تنم بود بعد از خوشامدگویی از علی خواستم برای اینکه لباسش کثیف نشود یکی از زیر شلواریهای ان مرحوم را بپوشد و هر کدام برای کار به قسمتی از خانه رفتیم من سعی میکردم یک چمدان از لباس های قدیمی که مدتها زیره کمد بود را بیرون بکشم اماهرچه زور میزدم نمیتوانستم تا جایکه دمر روی فرش خوابیده بودم و هی دسته ساک را میکشیدم و بلاخره مجبور شدم از علی کمک بخواهم علی نیز مانند من دراز کشد و هر دو سعی در بیرون اوردن ساک کردیم در این کش و قوس علی نیمه تنش به روی من کشیده شده بود خدای من میتوانستم التش را روی باسنم حس کنم
تمام بدنم داغ شده بود احساسی گم شدا
ی تمام وجودم راگرفته بودشهوت در وجودم موج میزدحرکتهای علی باعث شت کاملا التش میان دو باسن من باشد به ناگهان از روی من
بلند شد اما نتوانست از خیسی لباس من جلو گیری کند و با گفتنه ببخشد مریم جون یادم امد یه کار فوری دارم سریع لباس عوض کرد
و زیرشلوری را به بهانه کثیف شدن توی ماشین لباس شویی انداخت و رفت دیگه توانایی کار نداشتم سعی میکردم افکار خودم را از حادثه پیش امده دور کنم اما نمی شد وقتی شب به رختخواب رفتم این افکار بیشتر شد و وقتی به خود امدم متوجه شدم با یک دست سینه و با دست دیگر زیرشکمم را میمالم از جا بلند شدم و توی تختخواب نشستم شیطان چنان وسوسه ام کرد که تصمیم خودم را گرفتم
علی باید کام مرا براورد اما ججوری چه کار باید میکردم البته
اینجور مواقع شیطان خود به کمک شما میایدفردا به مادرم زنگ زدم
و گفتم مادر علی را بفرست من او را شام نگه میدارم و برای اینکه کار زودتر تمام شود شب او را پیشه خودم نگه میدارم اما شما از بابت ماندن او چیزی به او نگویدممکن است بهانه اورده و نیاید مادرم قبول کرد و من مشغول اماده کردن مقدمات شدم
اول به بازار رفتم و یک شلوار استرج چسبان و یک تاپ خریده وخانه
برگشتم حمام کردم و تمام مو های زاید را تراشیدم و منتظر امدن
علی شدم ساعت هفت شب بود که علی امد با شنیدن صدای زنگ چنان
قلبم به تپش افتاد که صدای ان را میشنوفتمخیلی سعی کردم خودم
را ارام کنم بعد از دو دقیقه به اعصاب خود مسلط شدم و م
دانستم
اگر حرف یا حرکت خواستی انجام دهم ممکن است تمام کارها را خراب و او از نیت من اگاه گردد
سلام علی جون دیروز کجا دررفتی
ببخشد مریم جون الان در خدمتت هستم هر چه کار داری به خودم بگو
من کوچک تو اسباب اثاثیت هستم
متعجب شدم از اینکه اون بیشتر از من سعی میکرد اوضاع را عادی
جلوه دهد
راستش یکم دیر امدی اول شام بخور بعد اگه راست میگی امشب اینجا
بمون تا فردا
رنگ علی برگشت یک نگاهی به سراپای من انداخت تازه یادش امد
تا به حال من را با یک همچین لباسی ندیده است و خدا میداند توی اون لحظه به چی فکر میکرد
در تمام ان مدت بین ما سکوت بود وتلاش میکردم راه حلی پیدا کنم
و این بار نیز شیطان به کمکم امد
راستش علی جون از دیروز من کلی کار کردم فقط یکی دوتا کار
مونده که باشه صبح
علی بدونه انکه حرفی بزند رفت یک متکا و پتو برداشت و من
موندم که چکار کنم ناگهان گفتم
علی جون اگه زحمتی نیست این قولنج مرا بگیری
چشمان علی برقی زد از جا بلند شد وخیره مرا نگاه کرد
علی جون فهمیدی چی گفتم
دادش من بلد نیستم
کاری نداره من دستم را پشتم جمع میکونم تو مرا بلند کن
بدون معطلی پشتم را به علی کردم و منتظر شدم به اتاق من بیاید
به ناگهان گرمی تنش رو پشتم احساس کردم
برای چند لحظه سکوت بین ما برقرار شد من دستانم را به پشت بردم
و علی دستانش را به دور سینه هایم حلقه کردو ارام هر دو سینه
مرا دردستانش گرفت و فشار ارامی داد که من اه از وجودم برخواست
با اه من او که شهوتی شده بود یک دستش را به ارامی پایین
اوردو بین دو پای من گذاشت و من با این کارش به ارش رفتم
علی چکار میکونی … علی ترا به خدا …علی
وچنان اه و اوهی کردم و در بقلش پیچ و تاب میخوردم که او هر
لحظه شهوتی تر میشد
علی ترا به خدا خواهش میکنم
علی مرا به پشت رو تخت انداخت و شلوار را از پایم در اورد
یک متکا به زیر شکمم گذاشت جوری که باسن من کاملا بالا امد
با دستانش لومبرهای مرا از هم باز کرد و با زبانش شروع
به تیسیدن سوراخ من کرد
زنانی که شوهرانشان این کار را با ایشان کرده باشد میفهمند
من چه میگویم و چه لذتی در این کار است
من به خواستهام رسیده بودم
دیگر به جای اینکه بگویم علی جون نکن فقط اه واو میکردم
چشمانم را بستم و از موقعییت پیش امده لذت میبردم
در همین گیرودار علی مرا برگرداند و من چشمم به الت بزرگ علی
افتاد
این بار دست بردم التش را گرفتم و به داخل کوسم هل دادم و
دوباره چشمانم بستم وگفتم
علی جون جرم بده
علی ترا به خدا
علی
لحظاتی بعد صدای جیغهای شهوت الود ما بود که فضای اتاق را پر
کرده بود
تا صبح سه بار با هم سکس کردیم و من تلافی این چند سال را در اوردمبعد از ان علی هفته ایی یکی دو بار پیش من میامد تا
اینکه ازدواج کرد
حالا دیگر او حاضر نیست پیش من بیاید و مرتب التماس میکند
که ازدواج کنم ولی من نمی توانم
برای من دیگر هیچ کس علی نمی شود
نوشته: مریم
27 پاسخ به “باورش سخت است میدانم”
بابا جمع كنيد خودتونو,اين داستان بود آخه?آخه مگه كسي شما رو مجبور ميكنه بنويسين?دوست پسرت ولت كرده عقده اي شدي !!!
این چی بود؟ نثر زیبای ادبیت منو کشت.کلاس آزاد نداری استاد بیایم شاگردی.ریدی احمق
و اینک اخبار ساعت 10 …شاهنامه از نوعه سکسی زیاد میخونی ؟؟؟
نميدونم که راست ميگي يا نه. مهم هم نيست.خوب چرا همدمي براي تنهاي ات پيدا نميکني؟؟؟
دادن یا ندادن مسئله این است!!!
Vaveyla in chi bud dge?ey havar :dridi haji yekam oovartaresh
باز سکس با محارم بسه دیگه تو رو خدا. حالم بد شد جنده چرا الکی مینویسی با اون املایه ضعیفت.؟ساینا جون بیا جوابشو بده.
تا علی اینجا هست شما چرا مثل علی بکنی میترسم (یک بار دیگر برای خودم مورو کنم)مورمورش بشه بچه ها دمتون گرم حیف فردوسی نیست این کسشعرو میگین شاهنامه سکسی؟من موندم اینا کجا سواد یاد میگیرن؟عزیز دلم عوض اینکه اینقدربه سکس فکر کنی رو سوادت کار کن. بعدشم با همون لهجه محلی خودت حرف بزن تا خودتو گم نکنی به 6 زبان مختلف فارسی کسشعر نوشتی رسما فارسی رو گاییدی(جوووووووووووون)
“با همون لهجه محلی خودت حرف بزن تا خودتو گم نکنی”
من سکس با محارم رو اصلا تایید نمی کنم اما احساس کردم یه خاطره واقعی هست.یه چیزایی رو باید به همه دوستان و خود نویسنده بگم:مریم خانوم نیاز جنسی شدید داشته و نمی خواسته به هیچ وجه اعتبار و آبروش رو خراب کنه. قطعا همه ما می دونیم که نگاهی که به یه زن بیوه تو جامعه ما هست دید خوبی نیست. همه به چشم یه جنس قابل سواستفاده بهش نگاه می کنن.تازه اگه بهش وصله های بد نچسبونن شانس آورده.نکته بعد اینکه نویسنده یه جاهایی از متنش تخیلاتشو هم وارد کرده و یا بهتره بگم زیاده روی کرده که کاش بهتر گفته بود.( مثل اونجایی که تعریف کرده بود که خوابیده بود و علی از پشت کیرش رو چسبونده بود لای کون مریم وهر دو با هم داشتن کیف رو با هم می کشیدید. خوب راحت می گفتی علی داشت بازی بازی کون تو رو می کرد و تو هنوز داشتی اون کیف رو می کشیدی؟؟؟؟)سوم اینکه عزیزم شما می تونی به جای اینکه علی رو از زنش دورکنی . بری و برای خودت یه شریک جنسی پیدا کنی. ضمنا تو که هنوز خیلی جوان هستی و می تونی برای خودت راه بهتری در زندگی انتخاب کنی
برای خودم مورو کنم سالی که نکوست از بهارش پیداس حالا باید یه داستان پر غلط رو بخونم
اثاثی نه اثاثیه / تغیر نه تغییر / مرداته نبوده مردانه بوده / زیره کمد این زیره که تو گفتی آدمو یاد زیره کرمان میندازه زیر کمد درسته /بلاخره نه بالاخره / منظورتو از این جمله واضح تر بگو احساسی گم شدا/شت نه شد / گفتنه غلطه گفتن / ججوری نه چجوری / میشنوفتمخیلی این کلمه دو مشکل داره 1 اینکه سر هم نوشتی 2 اینکه تو که داری کتابی کسشعر مینویسی این واژه رو هم کتابی بنویس پس باید مینوشتی میشنیدم / خواستی بابا غلط تا این حد فکر کنم منظورت خاص باشه / دادش من بلد نیستم اصلا منظورتو از این جمله نفهمیدم / میکونم غلطه میکنم /به ناگهان گرمی تنش رو پشتم احساس کردم آخه الاغ تکلیفتو با خودت روشن کن کتابی یا عامیانه ؟؟؟/ارش فکر کنم با نویسنده دیروزی نسبتی داری آره؟؟ عرش درسته / تیسیدن نه لیسیدن /خواستهام نه خواسته ام / خب بعده این همه غلط و جمله بندی های مزخرف باید بگم خیلی کس گفتی بدبخت بیچاره چه لزومی داشت مثلا بیای کتابی بنویسی برینی رو اعصاب ما ؟؟؟؟؟ بدبخت بی سواد دکمه شیفت و H رو بگیری آ نوشته میشه اینو یاد بگیر
سکس با محارم غیر قابل تصوره . من خواهر اون شیطون و اون علی رو گاییدم
کیرم دهنت کس چروکیده …
عزیزم خسته نباشید ناراحت نشو استعدادش رو داری ( از در عقب صندلی جلو ) ولی به درد سکس نمیخوره داستان معمولی بنویس!!!
اولا که خوب است که میدانی ولی ما خواندندی که بگویندی اگر میدانی که باورش سخت است و ما نیز میدانیم که میدانی پس تویی که نوشتی و میدانی نادانی و جدا از آن پستی که به دنبال برادر بی غیرتت هستی وخودت را هم می بخشی و به گردن شیطان بیچاره میاندازی شیطان انقدر کثیف نیست و میدانم که میدانی نیاز توجیه هر کاری نیست که انجام دهی و بگویی میدانم که باورش سخت است و اینبار که به بازار رفتی مقداری شرف خریده و روی سر یکی آوار شوید وبدانید که ما میدانیم
سلام گاییدم تورا و دیگر هیچداشتم با خودم و کیرم مورور میکردیم که برای تو کسخل نظر بگزاریمیا نهآری دیدی مریم باورش سخت است ای مادر به خطامیدانم بازهم داستان تخمی
تو اول برو نوشتن یاد بگیر بعد بیا داستان بنویس ساینا جون که تمام غلط ها رو گرفت و چیزی برای ما نزاشت
hess واقعا دمت گرم
لطف داری ساینا جون
ای کیرم تو کس مادرت که نویسنده همه این داستانا فقط خود مدیرای سایتن و بس. مادر جنده کیرم تو اون کس مادرت . تو که میخواستی و علی اولش حول کرده بود چطور اینبار تو نخواستی و علی دستشا برد لای پات . کیرم لای کون گشادت .
باتشكر از دوستانى كه با نظراتشون همه حرف ها رو زدنمخصوصا ساينا جون4 و hessمنم فقط ميگم مردانگى به كامت (يعنى كير تو دهنت)با اين داستانت
خوب بود ولی از طرز نوشتنت خوشم نیومد
داستان جالبی یود و نزدیک به واقعیت. مر29+1
az sex ba maharem halam be ham mikhore toham ke inghad to kaf bodi ye koskeshi az to khibon mikeshidi ro khodet
من بابت از دست دادن همسرت بسیار متاسفمولی متاسفتر اینه که با محرم خودت خود را ارضا کردی و هنوز هم دوست داری این کار را انجام دهی.سعی کن در عقایدت تجدید نظر کنی و راهی برای ازدواج پیدا کنیمن نمی دونم چند سالته یا هیکلت چجوریه ولی من می تونم با صیغه کردنت این مشکل رو حل کنم.ببخشید من آدم گستاخی نیستم فقط گفتم کمکی کرده باشم
esm man ham alist mitoonam jaye oon basham