قبل اینکه داستانمو شروع کنم، لازم قابل توجه آن دسته از دوستانیکه بعد خواندن داستانها فحش میدن عرض کنم که: آنهایی که اینجا داستان میدارند یا ترجمه یه داستان خارحیه ، یا کپی از جای دیگه و یا طرف فانتزیشو مینویسه و کم هستند کسانیکه سکس واقعیشونو مینویسند. در این میان فحش دهندگان یا برا لذتش فحش میدن، یا برا اینکه طرف سکسشو نوشته ناراحتند که در جواب این دسته از عزیزان باید بگم که عزیز اینجا بکن توست امامزاده نیست و من آزادم برا نوشتن، البته این فحشا برا من مهم نیست.
خب بریم سر داستان: الناز خواهر ناز من ۳۴ سالشه، با تنی سفید و گوشتی که البته بدنش کمی کشیده است. رانهای نسبتا تپلی داره، با ممه های بزرگ و باسنی نسبتا برجسته که به تنش زیبایی خاصی بخشیده. از وقتی ۱۲ ساله بود و ممه هاشو قد لیمو بودند تو نخش بودم اما هر کاری میکردم نمیتونستم ازش سکس بخوام.
اگه ماجرا رو از اول بگم باید یه داستان حداقل ده قسمتی بنویسم که اگه شما دوستان عزیز مایل باشید براتون تعریف میکنم. اما الان میخوام داستان اولین سکسمون که دو هفته قبل اتفاق افتاد رو تعریف کنم.
حدود یک ماه بود که به خاطر نوشتن نامه و ابراز علاقه بهش با من قهر بود، وقتی به خونمون میومد سعی میکرد قهر بودنشو بروز نده اما به ازم دوری میکرد و تحویلم نمیگرفت. اما دو هفته پیش بهم اس داد داداشی بیا خونمون کار دارم. بین راه راستشو بخواین یکم ترسیدم شاید به شوهرش گفته باشه اما دلمو زدم به در یا و رفتم. پسرش مدرسه بود و دختر کوچولوش خواب. یه شلوار معمولی با یه پیراهن گشاد تنش بود، به محض اینکه نشستم ازم در مورد نامه و اینکه چرا عاشقشم سوال کرد، جواب من تنها یک کلمه بود که گفتم کار دله و کاریش نمیشه کرد. خلاصه چند دقیقه ای سوال پیچم کرد و به بهانه دست شویی رفت.
پنج دقیقه بعد با شلوارک صورتی و تاپ بندی زرد رنگ که سینه هاشو باز نشون میداد و معلوم بود سوتین نپوشیده اومد و روبروم رو مبل نشست. یه آرایش غلیظ و افراطی که البته قیافشو بهم میریزه زده بود که البته کار همیشگیشه. چند دقیقه بهم ذل زدیم اما با وجودیکه بد جوری سیخ کرده بودم و میدونستم که الناز حشریه اما باز میترسیدم ولی سیخ شدن کیرمو بروز میدادم. نمیدونم چند دقیقه گذشته بود که یهو الناز اومد و به پشت نشست رو پاهامو گفت: خیلی احمقی داداشی با وجودی که دیدی تسلیم شدم بازم جراتشو نداشتی بیای جرم بدی حالا ببینم چیکار میکنی.
دستامو بردم سمت ممه هاش و شروع کردم مالیدن، رو پاهام وول میخورد و دستاشو از بالا سرش به گردنم میرسوند و سرشو برا بوسه برمیگردوند. ممه هاشو مالوندمو دستامو آروم از زیر تاپ به ممه های نازش رسوندم. وقتی تماس با ممه هاشو حس کرد زود تاپشو درآورد. در اون حالت پا شدیم لخت شدم. ممه هاشو گرفتم چسبیدم بهش و گردنشو لیس زدم. شلوارکشو زدم پایین، متوجه شدم اوووف شورت لامبادا تنشه. به حالت سگی رو کاناپه قرارش دادم رشته شورت رو کنار زدم و شروع کردم به لیس زدن سوراخ کونش. وقتی این رفتارو دید حشری وار داد زد و گفت: مژگان فدات که تشویقم کردی نمیدونستم داداش جونم اینقدر باحاله. برش گردوندم کنار مبل نشوندمش و رفتم به بوسیدن صورت نازش و هم زمان دستمو گذاشتم رو کسش و اونم کیرمو گرفت. بوسیدمشو لباشو خوردم هرچی ازش لب میگرفتم داغتر میشدم. گفتم:خواهر گلم عشقمی ممنونم که در اختیار می. گفت: فدات بشم داداشی فکر نمیکردم با حال باشی.
رو مبل خوابوندمش شورتشو درآوردم و یه راست کسشو کردم دهنم، بد جوری آبش میومد. به محض تماس دهنم با کسش، پاهاشو دور گردنم حلقه زد و با دستاش به طرف کسش فشارم داد. آبشو حسابی قورت دادم و اونم ناله میکرد. چنان حشرم بالا بود نتونستم طاقت بیارم پاشدم با تف کیرمو لیز کردمو فرستادمش کس داغ الناز. هنوز لذت داغی کسشو خوب حس نکرده بودم که حس کردم آبم میاد، کشیدمش بیرون و خالی کردم رو کسش و روش ولو شدم. نیم ساعت به همون حال موندیمو به رو بوسی و لب گرفتن گذشت و بعد رفتیم حمام.
اونجا الناز خودشو شست نشستم زمین و الناز سرپایی کسشو گذاشت دهنم. حسابی کسشو خوردم، و بعد رو کیرم سوار شد و بالا پایین رفت، حسابی دیوونه شده بودم،خودم رو در اعماق وجود الناز حس میکردم و در بالا بالاها سیر میکردم. الناز قربون صدقه کیرم میرفت و منو وحشی میکرد، تا اینکه دوباره آبم اومد همیشه اون لحظه سکسم با الناز را به خاطر خواهم داشت. ممنون که گوش کردید، منتظر نظراتتون هستم
نوشته: آرمان
27 پاسخ به “بالاخره الناز را کردم”
حیف کییرر که بره تو کووص خواهر مادرتنننه جندده لاشی کووونی
لز پدر ک ب تو میگن
داستانو نخوندم فقط تیتر رو دیدم خواستم بگم داستانت را باید در مهد کودک بنگاری
الناز بود یهو شد مژگانخواهرت با بارباپاپا نسبت دارهحالا خودت آرمانی یهو نشی غضنفر
بالاخره الناز یا مژگان
عنوان « بالاخره ، به یاد الناز ، جلق را زدم » بهتر بود ، خیلی از این داستان ها ، خیالات قبل از جلقه
مژگان فدات ؟ الناز نبود مگه
متوسط بود خیلی!
نخونده دیسلایک واسه تگ خواهر! خواهر!!!
اگر همونقدر که صرف نوشتن مقدمه و چرت و پرت های دیگه ای که گفتید صرف جزییات داستان میکردید فحش خور نمیشدید . منفی
اي كاش من خواهرتو ميكردم
کسشعری بیش نیست!!!
Sheetttt
بابا واقعا بعضی ها دیگه شورشو در اوردن، خوب مژگان کسیه که باعث شده الناز به برادرش بده، حالا این بابا جزییاتو نگفته ،اون حروم زاده هایی که همش جانماز اب میکشن و همش داستان محارم رو با ولع میحونن هکون کص کشایین که تو تاکسی مخالف حرف میزنن و روز رای گیری تو صف رای به جمهوری اخوندی میدن
نوش جونت همیشه بکنش
کسکش من واسه فوشای اخر داستانه که داستانو می خونم
یه کونده لاشی هستی دنبال جنده منده های ایدزی که یکیشونو بعد مدتها کردی وتو داستان تخیلیت جاشو با خاهرت عوض کردی…اخه کی نامه مینویسه الان دیوث؟نامه.مال قبل انقلاب یا نهایت دهه شصت هفتاده.خیلی ازجامعه عقبی
آرمان دنبه طلا نوشتی بعضی ها سکس با محارم رو تجربه کردن. اینجا خیلی ها سکس با خواهرت رو تجربه کردن ولی خواهرت محرم کنندگانش نبوده .
من فقط برا توضیح میگم الناز فضیه رو برا مژگان میگه و مژگان اونو ترغیب میکنه که بره بدهوسط کار که الناز خیلی حال کرده از مژگان تشکر میکنهالان همه گرفتن
تو از دوازده سالگی تو نخش بودی اونوقت ۲۲ سال صبر کردی؟خواهرت میومد خونتون بهت محل نمیداد یهو زنگ زد بیا بزن توشهمچین خزعبلاتی تو هیچ قوطی عطاری پیدا نمیشه اونوقت تو میگی فحش ندینداداچ مغزت پریوده کمتر بجق برای چشمات خوبه
داستان بسیار زیبا و بر اساس حقیقتی بودفقط یک ایراد ویراستاری داشتاون قسمتی که در عرض پنج دقیقه هم لباس عوض کرد هم آرایش غلیظ خلیجی همراه با اکستنشن مو و لیزر پشم های زائد رو انجام داد خیلی طول کشید اصولا همه ی این کارها دو دقیقه طول میکشه نه نهایتا سه دقیقهمیدونی که خانم ها خیلی سریع حاضر میشنو نکته ی جالب وجود کمد لباس های الناز توی توالت بودچون ایشون رفت توالت بعد لباس عوض کردبه هر حال برای شما شیاف استامینوفن تجویز میکنمبرای بیمارهای قبلی داستان نویسی قبل از جق رو تجویز میکردمبرای شما مسکن برای سولاخ مبارکتون تجویز میکنم چون تحت فشار به نورون های مغزیتون و همچنین فشار عصبی به بیضتین مبارکتون از لحاظ روانی دچار از هم گسیختگی مزمن شدید و باید استامینوفن رو به صورت رگباری شیاف کنید اگر رگباری نتونستید به صورت قطاری بکنیدیعنی شیاف هارو بذارید پشت سر هم هل بدید میشه قطاریحدود هفتاد و دو قرص به نیت هفتاد و سه تن هر روز شیاف کنید
دستتو از کیرت بردار بعد بنویس جقی ک اسم طرفت یهو یه چیز دیگ نشه
نمیخوام فحش بدماماکیرم تو شاش پاش خواهرتنتونستم جلوی خودمو بگیرم
حیوان هم به خواهرش چشم نداره واقعا سکس محارم خیلی پست هست
عاشق اینجوری کردن خواهرمم
اخه،با خواهر؟عرضه نداری یکیوپیداکنی؟
خوش بحالت بکن