اینم یه نوع آشتی کردنه دیگه

یه هفته ای از قهرمون می گذشت و تنها جایی که همو میدیدیم سر میز غذاخوری بود.
نصف شب بود من رو تخت سرم تو گوشی و اون پای گیمش
هرازگاهی نگاهی بهم مینداخت و منم دائم ژست خراب طور داشتم.
حدودا یک ساعت به همین روال گذشت که سیستمو خاموش کرد و اومد سمت تخت
منم پاشدم رفتم دستشویی و برگشتم
نگاهم بهش افتاد که داشت تو اتاق لباسا، لباسشو در می آورد و رفتم سمت تخت،شورتکم رفته بود لای باسنم همینجور که خم شدم دست زدم درآورد که از پشت منو گرفت و همونجور به صورت داگی تور ،خواست درش بیاره که جیغو دادم رفت هوا،موهامو از پشت گرفت تو دستش و کشید
همین باعث شد آخ گفتنم بره هوا
منو برد سمت خودش و در گوشم با صدای هاتش گفت میخوامت.
منم میخواستمش خیسه خیس بودم اما قهر بودمو دلخور
یهو خودمو به سمت جلو کشیدم و تعادلش بهم خورد ولم کرد؛
متاسفانه یا خوشبختانه آدمه فرزی بود برای همین از فرصت استفاده کرد اومد رو بدنم
صورتمو کج کردم نبینمش با دستش فکمو گرفت و به سمت خودش کشید
قیافم جمع شد
با دستام هلش میدادم ولی نمیرفت
چشمم به چشماش افتاد
چشمایی که دنیام بود
توی اتاق گرم که نصف دیواراش کرم و سفید بود با نورایه مخفی سفید تضاد جالبی با چشماش داشت
چشمایی که بعد گذشت سالها نفهمیدم چه رنگه…
برای یه لحظه سست شدم،اونم همینطور
با اینکه چشمایه من قهوه ایی خیلی تیره بود و زیباییه چندانی نداشت اما بدجور بهم زل زده بود.
یادم افتاد که چیکار کرده و قلبمو شکونده پسش زدم
همینجور نشسته بود رو تخت ،از زیباییش بغضم گرفته بود.
با صدای آرومی گفت میخوابم ولی بدون اون عکس انقدر ارزششو نداشت که تو حتی نمیخوای بغلت کنم،اونم بعد شش روزو و دوازده ساعتو چهل و پنج دقیقه
قلبم گرفت!
رف زیر پتو و من همچنان کز کرده بودم یه گوشه
لال شده بودم دهنم وا نمیشد
نمیدونستم چیکار کنم کجا برم؛
برم سمتش یا نه؟
کافیه تنبیه یا نه؟
رفتم سمت اتاق لباس
دلم گرفت یهو
شرتک و جاشو با یه شرتک و کراپ زرد عوض کردم و موهامو برس کشیدم ،میخواستم از فکرش بیام بیرون
که متوجه صورته خیسم شدم
نشستم تکیه دادم به قفسه ی جعبه ها
زانومو بغل کردم و هق هقم به آرومی شنیده میشد
دست خودم نبود،ناراحتش میکردم بدتر ناراحت میشدم خودم.
چند ثانیه گذشت و صدام زد
سرمو بلند کردم و دیدم تو چارچوب در ی دستش به صورتشه و یکیش به در
موهای صافش ریخته بود تو چشمایه خوابالوش ،دلم ضعف رفت.
اومد سمتم و بلندم کرد
گذاشت رو قفسه و نور مخفی اتاق لباس رو روشن کرد.
موهامو از تو صورتم کنار زد و اشکامو پاک کرد
بغلم کرد و سرمو به سینش فشار داد
دوست داشتم تا آخر عمر تو اون حالت بمونم.
سرمو گرفت بین دستاش و سرشو اورد پایین تر که بهم برسه و بوسه ی نرمش
بازی با لبام رو به آرومی شروع کرد
و رفته رفته خشن ترش کرد
چشمامو وا کردمو چشمای بستشو دیدم
اروم ازش جدا شدم و در گوشش گفتم میخوامت
گفت من دوست دارم ،همراهیش کردم
لبخندی زد و بلندم کرد از اتاق اومدیم بیرون و سمت تخت رفت.
منو گذاشت رو تخت
خودش فقط شلوارک پاش بود و درش اورد
اومد سمت من و کراپ مو دراورد
زیرش سوتین توری با گلای خنکه سفید، زرد پوشیده بودم.
دستشو برد زیر بندش و اروم تکونش داد
بعد برد پشت سرم
یکم خودمو از زمین فاصله دادم تا دستش ازاد باشه
بازش کرد و انداختش کناره کراپم
بازی انگشتش رو سینم باعث میشه تپش قلبم دوبرابرشه
سرشو به سینم نزدیک کرد و زبونشو زد به نوکش و اون سینمو با دست میمالید.
بعدش سینه ی سمت چپمو لیس زد
همچنان لیس زنان اومد پایین
روی قفسه سینم و بعد روی شکمم
پایین نافم.
شرتکمو درآورد زیرش چیزی نبود
آروم از قسمت بالاش شروع کرد به لیس زدن
نفسم گرفته بود و توی گرمای اتاق وسط زمستونم عرق سردی کردم
دستام به سینه هام بود
و اون اروم اروم میرفت پایین تر
رفت سمت کشاله‌ی رون پام و بعد نزدیک ترش کرد بهم
ی آه ریز کشیدم
یه دستشو گذاشت روی رون پام و یه دستش پایین شکمم
نگاهی بهم کرد و من با نگاه بی تابو پرنیازم تایید کردم نگاهشو
اولین زبونی که بهش زد آهه بلندی کشیدم
بعد شروع کرد به لیس زدن های پی در پی
حدودا سی‌ثانیه بعد خوردن رو شروع کرد
در این حین آهون الهام رفته بود هوا و دستمو محکم روی سرش فشار میدادم که یهو دست از کار کشید
میدونستم چشه
رفع عقب و بلند شدم و به حالت نشسته روی زمین جلوش ایستادم
دستمو گذاشتم روی برآمدگی شورتش و باهاش بازیهای کوتاه کردم
و بعد اروم دستمو بردم داخل شورتشو و کشیدمش پایین
نگاهی بهش انداختم و دلم هوسشو کرد
اب دهنمو قورت دادم و دستم گرفتمش
اول با لبام بازی کردم باهاش

و بعد آروم سرشو گذاشتم تو دهنم
بعد یکم میک زدن ،شروع به لیس زدن کردم
اول سرشو و بعد رگ برجسته ی زیرشو
آهه مردونش بلند شد
همیشه میگفت هیچکس مثل تو نمیتونه با ی ساک منو از حال ببره
و بعد شروع به لیس زدن همجاش کردم
وقتی کاملا خیس شد اونو از سرش وارد دهنم کردم
و نگاهی بهش انداختم
نگاهمو گرفتمو به آرامی شروع به داخل و خارج کردنش کردم
صدای نفس نفس زدنش به وضوح شنیده میشد
سرمو گرفتو محکم فشارش داد
حالم بد شد ولی خوردمش
بعد که کاملا داغ و بلند شده بود
رفتم سر تخت خوابیدم و اومد سمتم
لبامو محکم بوسید و وایساد بین پام
پاهامو برد رو شونش گذاشت و اومد جلوتر
سرشو با اب دهن من خیس کرد
و من کاملا خیس و آماده بودم
به آرومی سرشو گذاشت روش و چند ضربه سطحی زد
داشت آزارم میداد،این کار منو به گریه می انداخت
آهو ناله هام زیاد شد
گفت میخوایش؟گفتمش اره
گفت التماس کن
آه و ناله ی پر عشوه ای کشیدم و اسمشو گفتم
خندید و ضربه هارو بیشتر کرد
گفتم بهش توروخدا میخوامت
بعد گفت بیشتر و من اهو نالم رفت بالاتر
خودش طاقت نیاورد و فشارش داد داخل
همزمان باهم ی آه عمیق کشیدیم
بعد شروع کرد به خارج و داخل کردنش
بعد چند ثانیه اومد روم خوابید و همچنان کارشو میکرد
ازهم لب گرفتیم
و موهامو نوازش میکرد
بعد بلند شد و درش اورد
بلندم کرد و داگ استایل نگهم داشت و شروع کرد ضربه های محکم زدن
موهامو از پشت گرفت و کشید
لحاف و چنگ مینداختم
آهو نالم با دردو لذت یکی شده بود
گریم در اومده بود
بعد ۳.۴دقیقه برگردوندم
اینبار شروع کرد به بازی باهام و من داشتم ارضا میشدم
با جیغ و داد اسمشو صدا زدم که سرشو کرد توش
تنم به لرزه افتاد و رونام میلرزید
از زمین فاصله گرفت مو
متک رو تشکو فشار دادم که ارضا شدم
اونم همون وقت ارضا شد و ریخت آبش رو روی شکمم
اروم گرفتیم
زل زد تو چشمام با لبخند رضایت
رفت دستمال آورد و پاکش کرد
و نور رو کم کرد اومد عینهو پسربچه ۴ساله و با همه ی قدوهیکل تو بغلم خوابید
پتو رو کشیدم سرمونو دستمو کردم تو موهاش
میدونستم این کار بهش آرامش میده
لبخند رضایتی زد و خوابید منم کم کم چشمام گرم شد.

نوشته: یلدا

بازدید 18,781

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

3 پاسخ به “اینم یه نوع آشتی کردنه دیگه”

  1. سردرد گرفتم از بس پس و پیش و قر‌و قاطی نوشتی،میگی نه؟بفرما،اینو معنی کن لطفا: رفع عقب و بلند شدم و به حالت نشسته روی زمین جلوش ایستادم…!!!خو من ابله که بعد از یک روز کار با خستگی میام داستان بخونم الآن میمونم که چطو میشه آدم هم بره عقب هم به حالت نشسته رو زمین جلوش بایسته!؟!برای همین وسط داستانت لفت دادم،صلوات!!!

  2. چند نکته برجسته داشت.متر و ترازو تو داستان نقشی نداشت . خدا را شکراسم از هیچکس برده نشده بود.کسی رو ابرا نبود.احسنت برتو

  3. نویسنده عزیزخوب و روون و پر کشش بودغلط املایی نداشتی و عالی بوداز لغات خارجی استفاده نکردینمره ات بیستاماااااااااچند اشکال نگارشی داشتیمثلا بحالت نشسته جلوش ایستادم😕

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید