اولین ستایش (۱)

قسمت اول:

در حالی که با دست راستش مچ دست چپم رو گرفته بود گفت خب مهتا خانوم. نظرت؟
بالاخره کی قراره بیفتی توی دام ما؟
کی میخوای بشی پیشی خوشگل خودم؟

بهش گفتم میخوای بزنی کنار، قدم بزنیم و حرف بزنیم؟ فضای بسته یه جوریه، اذیتم می‌کنه.

گفت آره، چرا که نه؟! شما جون بخواه اصلا. پیشنهاد خوبیه. فقط بدیش اینه که دیگه موزیکی زیر صدامون نیست که هر وقت شنیدمش یاد فتح تنت بیفتم.
حالا ضبط ماشینش داشت چی میخوند؟ صبر ایوب از جواد یساری!

زد کنار، از ماشین پیاده شد و در رو واسم باز کرد. تا پیاده شدم دوباره مچ دستم رو گرفت. این بار محکم تر از قبل و با فشار های گاه و بیگاه بیشتر.

راه افتادیم توی خیابون.
شروع کردیم به بازی کردن. حدس زدن شغلش آدم ها از روی نوع قدم برداشتن، حالت چهره و لباساشون.

بعد از طی کردن یه مسافت شاید ۵۰۰ متری و حدس زدن شغل ده، پانزده نفری از آدم ها با یه فشار به مچ دستم گفت خب مهتا خانوم.
ما در خدمت شماییم.
گوش میدیم، بفرمایین.

شروع کردم به تعریف کردن زندگیم، از دبیرستان و همکلاسی شدن با هوو جان و دوستی الانمون، از شرایط زندگیم، شرایط کاریم، از رابطه با کره خر، از رابطه با آهو خانومی که الان به اندازه چند تا قاره از هم دوریم، از خانوم کوچیکه که از اون سر دنیا واسه رسیدن عید و گاییدن من هر روز داره برنامه می‌ریزه.
از دیت هایی که رفتم و هیچ کدوم به نتیجه نرسیدن.
از خواسته های زندگیم. از زندگی مطلوبم. از شما زندگی فعلیم و شلوغ بودنش.
از وقت نداشتن برای وارد کردن یه آدم جدید به زندگیم. از ترس خراب شدن همه چیز. آسیب رسوندن اول از همه به خودم و بقیه.
و…
گفتم و گفتم که یهو با سوزش مچ دستم به خودم اومدم.
صورتم داغ و خیس شده بود. اشک ریخته بودم.

تا اومدم شکایت کنم که چرا دستم رو فشار میدی گفت بزار منم صحبت کنم خب. چه قدر دل پری داری فدات شم.
(و این اولین جمله عاشقانه ای بود که من ازش تا الان شنیده بودم.)

از این گفت که بهش اعتماد کنم. بهش اجازه بدم پله پله به فتح تنم نزدیک شه.
از این گفت که نه تنها هیچ عجله ای واسه این که جلوش زانو بزنم نداره که چالش های این مسیر رو علاوه بر این که می‌شناسه دوست هم داره.
از این گفت که ذاتا شکارچیه و شکار های دم دستی رو دوست نداره و ترجیح میده با آدم های چموش سر و کله بزنه.

از این گفت که کار خودش رو بلده. نشون به اون نشون که تا چند وقت پیش وقت دیدنش رو هم نداشتم و الان ۲ ساعته که داریم قدم می‌زنیم فقط.

گفت همون‌طور که اون روز اومده خونم یا اون روز توی ویدئو کال برهنم کرده می‌تونه کارهای دیگه ای هم باهام بکنه اما هر چیزی جای خودش به اضافه این که صبر پدر حل مشکل هاست.

چند دقیقه ای بدون این که حرفی بزنیم فقط قدم زدیم…

گفت برگردیم سمت ماشین؟! دستات یخ کرده دختر.
گفتم اره، برگردیم.‌

توی راه برگشت یه میز فلزی خالی بود. گفت بشین همین جا تا یه چی بگیرم بخوری داری از دست میری.

بعد از دو دقیقه با ۲ تا شیر کاپوچینو و کیک اومد. شیر و کیک رو گرفت سمتم و همون‌طور که رو به روم ایستاده بود گفت بخور تا روی دستم نموندی.

با این حرف و این کارش یهویی تنم از درون گرم شد. این دقیقا همون چیزی بود که دنبالش بودم. گرفتن توجه. این که خودم مجبور نباشم همیشه و در همه حال هم خودم رو مدیریت کنم و هم بقیه رو.‌ این که بتونم خودم رو رها کنم و مطمئن باشم که آسیب نمیبینم. این که یکی هست که در همه حال حواسش بهم هست.

بعد از این که یه قلپ از شیر خوردم ناخودآگاه یه لبخند سرد روی لبام اومد.
لبخندم رو دید، انگشت اشاره رو گذاشت زیر چونم و صورتم رو داد بالا. گفت آفرین، خوشم اومد. همیشه بخند!
گفتم چرا؟! خنده دوست داری؟
گفت اره، چون دختری که بهت می‌خنده به زودی پاهاش رو هم برات باز می‌کنه.
دوباره لبخند زدم. این بار بیشتر و ادامه دار تر.
با گفتن جووون تو فقط بخند نشست کنارم یک دستش رو گذاشت روی رون پام و با دست دیگش دوباره مچ دستم رو گرفت.

یکم که نشستیم و حالم جا اومد. مچ دستم رو فشار داد. صورتم رو که به سمتش چرخوندم گفت بریم؟
گفتم بریم!
گفت تشکر نمیکنی ازم؟
گفتم چرا. دستت درد نکنه، چسبید!
گفت همین؟! دستت درد نکنه؟ فقط؟
تا اومدم بگم پس چی؟ دستش رو از روی رون پاهام برداشت و آورد سمت دهنم و توی گوشم آروم ولی با تحکم گفت ببوسش!

دستش رو با اون دستم که آزاد بود گرفتم. یکم از دهنم دور کردمش تا بتونم خوب نگاهش کنم. انگشت های کشیده و لاک نزده ای داشت.
یه لحظه ناخودآگاه تصویر برخورد این انگشت ها با صورتم از ذهنم رد شد. خوشم اومد!
آروم دستش رو آوردم سمت دهنم. اول دستش رو بوییدم و بعد که بوی تازه لیمو به مشامم خورد ناخودآگاه بوسیدمش.

نوشته: مهتا

بازدید 16,978

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

2 پاسخ به “اولین ستایش (۱)”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید