این کارش تمام مدت 2هفته ادامه داشت انگار که منتظر معلم که میشد یک دستش لای باسن من از روی شلوار و دست من لای پاهاش کیرش رو میمالیدم همه بجه های کلاس میدونستن من مال اون هستم
یک روز با من در مسیر خونه هم مسیر شد و توی راه دوستانه و شوخی شوخی با من شرطی بست و من هم به شوخی قبول کردم
این بود که اگه فلان اتفاق بیوفته من باهاش برم تا دم درب خونه و مسیرم رو دور کنم
وقتی درب خونه اش رسیدم نفهمیدم چطور من رو برد بالا و درب قفل شد و انگار که اسیر اورده باشه فقط یادمه که تا کنار تخت توی اتاق منو برد و با من خوابید روی تخت تمام فکرم این بود کاری نکنه اتفاق بیوفته که دیدم انگشت داغش رفت لای کونم و به سوراخم رسید
انقدر قشنگ در سوراخم رو مالید که بی حس فقط از پشت خوابیده بودم و کونم رو بالا بردم تا هرکاری دلش بخاد باهام بکنه فکر نمیکردم جریان به لخت کردنم برسه فکر اصلا نمیکردم که من دارم واسه کون دادن اماده میشم
تمام حس پسرانه من در سوراخم جمع شده بود تا اینکه از پشت روی من خوابید و نفس های گرمش رو روی گردنم حس کردم بعدش یک چیز داغ ارام لای پاهام لیز خورد و شروع به کردن لای پاهام کرد و من فقط داشتم از اینکه تخمهاش به سوراخم میخوره لذت میبردم که … شروع کردم به باز و بسته کردن کونم بالا میدادم برای وقتی که میخاست بکنه و وقتی کیرش میرفت لای بدنم همه باسنم رو براش جمع میکردم انگار سالها بود که دادن رو بلد بودم …
این گذشت و چند هفته ای دیگه توی کلاس کاری بهم نداشت و فقط یک روز در میان که مسر یکی بود قبل خونه رفتن عین انجام دادن تکلیف درسی مثل برنامه فوق العاده بعد از مدرسه اب رضا رو میاوردم و رضا باید دو راه لاپام میکرد و من با یک عالمه اب کیر لای باسن و سر سوراخم میرفتم خونه
تا اینکه یکی از پسر عموهام همون روزها اومد برای 1 هفته خونه ما
من به این پسر عموم هیچوقت راه نداده بودم چون هم بزرگتر از من بود هم اینکه پررو و اماده بود که باهام یکم راحت بشه تا اینکه زیرش بخابم و میدونستم کافیه بهش رو بدم تا اینکه ترتیبم رو بده
همون روزی که از پیش رضا اومدم لای باسنم خیس بود و دوست داشتم بعد از اینکار با خودم بازی کنم و با سوراخم دوست داشتم وقتی ابکیر لاش هست بازی کنم
تا اینکه اون عصر اون پسر عموم که اسمش امیر بود اومد توی اتاقم و بدون مقدمه گفت چقدر کونت گنده شده …
و خندید
و بدون رعایت هیچ چیزی اومد کنارم دراز کشید
بهم گفت تا حالا با کسی سکس کردی و من گفتم نه
گفت محاله که کسی من رو نکرده باشه
گفتم چرت نگو مگه من کونی هستم ؟
گفت اگه نیستی پس خجالت نداره اگه شورتت رو در بیاری و نشونم بدی … مثل کار همه پسرها
من اینکار رو نکردم و بحث رو عوض کردم اما تمام قلبم میزد چون لای کونم چسبناک و خیس بود
یکساعت کنارم بدون هیچ جیزی خوابید و صحبت میکردیم تا اینکه ناخواسته احساس نفسش رو که مثل رضا از پشت روی گردنم بود رو حس کردم
عجیب بود انگار دلم میخاست که دوباره و این بار به کسی که بزرگتر و کامل تر از من هست بدم
دوست داشتم و پشتم رو بهش کردم درحالی که باسنم رو دادم عقب که اگه چیزی باشه بین ما و حسی داشته باشه خودش بیاد جلو
اون بلافاصله هم ردیف با من شد و همینطور که حرف میزد کیرش رو به باسنم چسبوند
کیر بلند شده و راست
نمیدونم کی راست کرده بود اما مشخص بود این کیر برای چی بلند شده … برای کردن من … برای باسن بدون مو و بدن پسرونه من
هیچی نگفتم و اون فقط فاصله رو کم کرد و کامل کیر سفت و مردونه اش رو حس کردم
اینبار باسنم رو قمبل تر کردم طوری که تمام حجم کیرش لای باسنم از روی لباس هامون جا شد
بغلم کرد و شروع کرد به فشار دادن و منم باهاش همراهی نکردم بلکه فقظ گذاشتم ببینم چی میشه
با صدای اروم و نفس داغ گفت میشه ؟
گفتم چی
گفت : …
دستش رو برد لای باسنم
اب کیر رضا خشک شده بود و بدنم چسبناک بود
درست رفت سر سوراخم
مالید
گفتم بریم توی زیر زمین
من رفتم بدون اینکه بهش نگاه کنم
و اون اوومد
و مستقیم سراغ من
انگار مدتها بود که این رو میخاست
تنها با من روی یک تخت خواب
کیرش رو دراورد
و شرتم رو پایین داد
سریع فهمید که اب کیر خشک شده لای باسنم هست
و بهم گفت که :توی مدرسه یا بعد از مدرسه کون دادی؟
گفتم کون نه
ولی مجبور شدم بزارم که لای پایی بدم
گفت : به کی میدی
گفتم امروز شد
الان هم حشری بودم که گذاشتم … در بین حرفام بود که نفس های داغش پشت گردنم و سوراخ کونم انگار از حرارت داشت اتیش میگرفت
و کیرش رو گذاشت اما با کرم … لای باسنم رو چرب کرد و با انگشت اروم لای باسنمرو فشار داد
از طرفی لای پاهام رو با انگشت میمالید و از انگشت کردنم لذت میبردم
تازه فهمیدم که چرا وقتی به رضا میخاستم بدم دودولم میخوابید و تمام حسم در کونم جمع میشد
تا اینکه یه دفعه حس کردم یک چیز داغ و باریک و دراز رفت داخل بدنم …
و فهمیدم که پرده بکارت کونم رو امیر زد
کونم داشت منفجر میشد از حرارت و لذت
انقدر که وقتی فشار میداد با تمام وجودم لذت میبردم تا اینکه ارام شد و گذاشت داخلم و حس کردم توی باسنم پر شد از اب کیرش
و در همین موقع اب من اومد
بعد از اون
هفته ای 2 بار امیر به بهانه های متفاوت شب خونه ما میومد و منم کاری نمیتونستم بکنم وسط شب وقتی همه میخوابیدن ما کارمون توی زیر زمین شروع میشد ، لخت میشدم براش و چون بدنم بی مو و صورت جذابی دارم از سکس کردن باهام لذت میبرد و التماس میکرد که بیشتر بزارم باهام باشه
گاهی اوقات شب تا سحر بیشتر از 5 بار من رو خیس میکرد طوری که واسه تخلیه کردن ابی که داخل بدنم جمع میشد مجبور میشدم سریع تر برم سرویس و خودم رو خالی کنم
از اون بدتر این بود که رضا دیگه لاپا دوست نداشت و تلاش برای راضی کردنم که سوراخ بهش بدم داشت اذیت میکرد چون رضا کلفت بود و وحشی و باسنم صد در صد جر میخورد من دوست نداشتم شکل سوراخکونم عوض بشه
2 سال من تمام مدت بین این دوتا عاشق سکس با من رابطه داشتم … الان جفتشون ازدواج کردن
ولی برام جالب بود که از کون دادن ارضا میشدم
تا الان همیشه دنبال این خاطره باعث شد که یک دوست پیر داشته باشم که پسر باز باشه و من رو برای کردن بخاد
نوشته: sepehr-b
8 پاسخ به “اولین باری که کون دادم و ارضا شدم …”
پرده ی بکارت کون کجاس.ناموسا یکی بگه به من.یا من کوس خولم یا اینا
تا اینجا بیشتر نخوندم که نوشته بودی “تمام حس پسرانه من در سوراخم جمع شده بود”. موندم اگه دختر بودی، چی میگفتی؟
خوب از کجایی سمت مایی بیا خصوصی آشنا بشیم . داستانت خوب بود
منم سوال سالار ۲۴ رو دارم من پرده بکارت کون نداشتم یا جدید یها. دارن ممن که ۱۸ سالمه و۵سال. پیش نداشتم شاید نیمه دوم دهه ۸۰ داشته باشن ،🤔
لای کونت چسبناک و خیس بود ؟؟ 😐😐😂
سالار ۲۴ که گفتی مگه کون پرده بکارت دارهاین یه اصطلاحه فکر کنم ، منظورش این بود که وقتی اون کیر رفت تو کونش برای اولین برا ، دیگه کونی شدوعلا اگه کون پرده داشت که عن چطور میومد بیرون😂💩
حس خوبیه و دم اون فاعل گرم که جوری میکنه که آب آدم میاد
جوووون چه حالی میکردی دوتا کیر سیخ و همیشه اماده😍🤤