اسمم محمده الان ۲۰ سالمه و کونکونک بازیو از همون سن پایین با بچه محلا و همکلاسی ها شروع کردم و از همون اولم وقتایی که نوبت دادنم میرسید بیشتر ذوق میکردم تا نوبت کردنم منتهی خب چیزی توی سوراخ نمی رفت و همه چیز عملا الکی بود
اصل داستان از پسر عموم شروع شد آرمان!
هم سن بودیم و جفتمون تو سن ۱۳ ۱۴ سالگی و اوج شهوت بودیم و یادمه اون موقع با عکسای زنای فامیل که بعدا مامان خودمم جزوشون شد جق میزدیم ابی که نمیومد ولی خب جفتمون خیلی حال میکردیم.
یروز که توی راه پله مشغول بازی بودیم من دراز کشیدم به شکم و بهش گفتم اونم بغلم دراز بکشه من هیچ قصد و قرضی نداشتم اون لحظه ولی یهو دیدم خوابید روم و کیر شق شدشو گذاشت لای کونم یه حس عجیبی بهم دست داد خیلی خوشم اومد بعد چند ثانیه نگاش کردم گفت بدت اومد؟منم سرمو ب نشونه نه تکون دادم و برگشتم شروع کرد خودشو مالوندن بهم فشار کیرشو روی کونم حس میکردم چند دقیقه اینجوری گذشت و من حسابی شق کرده بودم که گوشیشو دراورد و اومد توی سایت و رفت توی تاپیکای گی و دستشو گذاشت روی سوراخم
با کونم بازی میکردو فیلمای گی نشونم میداد و بهم گفت که این یه چیز عادیه خیلیا اینجورین و اونم دوست داره اگه من مشکلی ندارم امتحانش کنیم من جوری حشری شده بودم که همون لحظه گفتم باشه انجامش بدیم رفتیم بالای راه پله لخت شدم و کیرشو دراورد ی تف زد و فشارش داد روی سوراخم اینم بگم که اندام تپلی دارم و اون موقع کیرای جفتمون کوچیکبود واسه همین درد زیادی نداشتم اونم کیرشو کرد توی کونم راستش حس خاصی نبود انگار یه چیزی داشت کونمو می خاراند زیاد حال نکردم و بعد چند دقیقه به بهونه اینکه بگایی میشه گفتم بریم که گفت باشه
گذشت تا شب شد جا انداختیم پیش هم تا بخوابیم یکم ک گذشت دیدم تف زده رو دستش و دستشو برده زیر شرتم یکم ک مالید کیرمو شق شد اومد چسبید بهم از پشت و کیرشو فشار میداد بهم منم داشتم از حشریت میمردم بهم گفت بریم زیر زمین؟منم از خدا خواسته درجا گفتم بریم رسیدیم پایین بهم گفت ساک میزنی؟اون موقع واقعا بدم میومد و بنظرم واسه اولین سکس زیادی بود ساک زدن خلاصه ک نزدم و قبول نکردم
وقتی دید پا نمیدم واسه ساک چسبوندم ب دیوار یکم ازم لب گرفت و ی دستش روی کونم بود ی دستش روی کیرم حسابی منو مالید و حشریم کرد مثل یه زن داشت باهام رفتار میکرد و این خیلی داشت بهم حس خوبی میداد یکم ک گذشت بهم گفت بخوابم رو کمر پاهامو بدم بالا،راستش خجالت میکشیدم و قبول نکردم و داگی وایسادم اونم نامردی نکرد دید دارم اذیت میکنم یه جوری منو کرد ک تا کیرش رفت توم منی که سری قبلی آخ نگفتم این دفعه جلو دهنمو گرفتم ک صدام نره بالا تا میتونست منو کرد کیرشو فشار میداد توی کونم و حس میکردم الانه ک تخماشم بره تو کونم شاید ی رب بیست دقیقه تلمبه زد بعد یهو فشارم داد رو به پایین جوری که کیرشم از تو کونم در نیاد و خودشو فشار داد بهم با ی ناله نسبتا اروم تو کونم ارضا شد
وای من داشتم دیوونه میشدم همین الان اولین سکس زندگیمو تجربه کرده بودم و جوری ارضا کرده بودم طرفمو که تو حال خودش نبود از طرفیم داغیه اب کیرش توی کونم حس اوبی بودن زیادی بهم داد و حسابی کیف کردم با اون شب و ازون به بعد کار من شده بود کون دادن به پسر عموم به شکل های مختلف توی شلوغی خلوتی مهمونی فرقی نداشت من باید کیر اونو میکردم توی کونم چند سال به همین روال گذشت و چون شهر های مختلفی زندگی می کردیم توی مثلا سه سال شاید کلا ده بار سکس کردیم
داستان اصلی که باعث شد من از کسی که تفریحی به پسر عموش کون میده بشه یه اوبی بی غیرت خالص ازین قراره:
تقریبا شده بود ۱۷ سالمون و بالغ شده بودیم بدون خجالت باهم سکس میکردیم و یه جورایی من شده بودم دوست دخترش و با این قضیه کاملا اوکی بودم عید بود و اومده بودن خونمون من ک خوشحال از اینکه قراره ی هفته گاییده بشم حسابی به خودم رسیدم پشمامو زدم سوراخمو آماده کردم بعد تقریبا سه ماه میخواستم کونبدم،
زنگ خونه خرد و رسیدن خونمون تو همون برخورد اول یه جوری نگام کرد ک من فهمیدم امشب قراره گاییده بشم و دل تو دلم نبود تا شب بشه
شب شد جاهارو انداختیم وقتی مطمن شدم همه خوابن رفتم خودمو چسبوندم بهش و مالیدن به کیرش اونم هی ممه هامو فشار میداد یا با کیرم بازی میکرد یکم ک گذشت بهم گفت محمد بیا یه کاری کنیم من عکسای زنای فامیلو میارم توام با کیرم بازی کن دوس دارم فک کنم اونا بجای توان گفتم باشه
دونه دونه عکسا و میزد و من داشتم دیوونه میشدم از حشریت گفتم ارمان نمیشه بکنیم و نگاه کنی گفت ن اخه بکنمت نمیشه که جای هرکی باشه میخوام با عکسا ارضا شم گفتم نه تو جای هرکی دوس داشتی منو بکن اصا فقط بکن بعد کلی اسرار قبول کرد بکنه ولی نگفت جای کی گفت من خودم تصورمو میکنم تو کاریت نباشه گفتم باشه ی سکس معمولی کردیم که زیاد ب دلم ننشست و منم ارضا کردم خودمو و تموم شد اون شب تا رسید به فردا
فردا صبحش بابام گفت ک با عموت اینا بیاید بریم کوه منو پسر عموم از خدا خواسته گفتیم نمیایم و موندیم خونه میخواستم به اتیش بکشم همه جارو تقریبا ده ساعت تایم خالی داشتیم با خونه خالی به محض خالی شدن خونه رفتیم تو بغل هم شروع کردیم لب گرفتن و دوست دختر دوست پسر بازی لباسامو درآوردم میخواستم لباسای اونم در بیارم
گفت محمد میشه حرکت دیشبو بکنیم منتهی بهترشو من نفهمیدم منظورش چیه ولی چون خودمم دوست داشتم پرو پاچه فامیلای سکسیمونو ببینم قبول کردم
میخواستم بشینم رو کیرش که گفت نه اول بیا ببینیم با دستات ور برو با کیرم تا حشری بشم بعد ک گفتم باشه
چند تا عکس نشون داد ک خدایی همشون عقل از سرم میپروند کسایی که من با فکرشون صبو شب جق میزدم عکسای تو خونگیشون جلوم بود تو اوج فکر و تصور بودم ک یهو صدام زد:
محمد یچیزی بگم؟
بگو!
بنظر تو کس ترین زن فامیل کیه؟
نمیدونم فکنم عمه شهلا باشه چطور؟
نه بابا اون که جلو اینی که من میخوام بگم هیچه!
مگ تو کیو میخوای بگی؟
قول میدی ناراحت نشی؟
دیوونه شدی؟بگو کیه تا باهم شق کنیم روش!
واقعا هرکی باشه شق میکنی روش میزاری بجای اون بکنمت؟
اره بابا بگو کشتیم
گوشیو گرفت یکم ور رفت باهاش و یه فولدر اورد گفت این شاه کس فامیله زدم رو عکس اول ضربان قلبم رفت رو هزار عکس مامانم بود با سوتین و چهره کامل معلوم!
وای خدا چی داشتم میدیدم یعنی این همه مدت ارمان تو خونمون داشته مامانمو شکار میکرده؟زدم عکسای بعدی یکی از یکی سکسی تر!
نمیدونم چیکار کنم پاشم دعوا کنم؟به عنوان یه کونی چه چیزی میتونستم به بکنم بگم در ضمن قبلشم گفتم هرکی باشه قبوله، گیج و منگ بودم که دیدم دستشو اروم گذاشت رو پام شروع کرد حرف زدن:
ببین محمد مامانت خیلی زن خوبیه منم ب عنوان زن عمو خیلی دوسش دارم و مثل ناموس خودم میدونمش ولی خب خودت میدونی کل زنای فامیل سوژه جق منن و فقط در حد ارضای شهوته منم همیشه وقتی میکنمت با فکر مامانتم واسه این بهت نگفتم دیشب
تنها چیزی ک تونستم بگم اهوم بود،
متوجه شد گیج شدم نازم میکرد بوسم میکرد من زل زده بودم ب عکسای مامانم و آرمان کیرمو میمالید ب خودم اومدم دیدم کیرم یه جوری شقه که نزدیکه بترکه آرمانم با ی لبخند شیطانی جوری ک معلوم بود فهمیده شق کردم نگام میکرد گفت نظری نداری؟
نمیدونم!
میخوای خودتو بسپاری ب دستم و اخرش ببینی خوشت میاد یا نه؟
اهوم فکنم این بهتر باشه
شروع کرد ب بوسیدنم سینه هامو خرد زیر تخمامو جوری ک انگار داره کس یه دخترو میماله مالوند اروم در گوشم میگفت ماندانا جنده ی منی ماندانا بعد کردن پسرت خودتم میکنم جنده ی کوچولو یکم تو بغلش وول خوردم گفتم محمد میخوام بشی خود ماندانا تا بکنمش برات بردتم تو اتاق مامان بابام رژ لب اورد برام زد یکمم پنکیک زد نگام کرد گفت فقط ی چیز کمه
من که حتی نمیدونستم دارم چیکار میکنم گفتم چی یکم تو کشو هارو گشت تا لباس زیرا رو پیدا کرد یکم گشت تا لا ب لاشون ی مایو ی تیکه بنفش پیدا کرد گفت اینو بپوش وقتی پوشیدمش پرید روم و شروع کرد لب گرفتن ظریف باهام رفتار میکرد انگاری ک واقعا مامانم زیرشه گردنمو میخورد سینه هامو میخورد حتی زیر تخمام و سوراخ کونمم لیس زد من تو ابرا بودم اونم هی میگفت جندم شدی ماندانا بایدم همچین جنده ای پسرش بی غیرت باشه اینارو میگفت من زنونگیم اوج می گرفت
پاهامو براش دادم بالا که گفت زن عمو زشت نیست اینجوری برا کیر لح لح میزنی مگ شوهر نداری من میگفتم آرمان بکن منو توروخدا نسخ کیر شده بودم عجیب و اون لحظه حاضر بودم هرکاری بکنم و اونم از این موضوع سواستفاده کرد و بهم دستور میداد یسری چیزا بگم
حسم بد بود ولی داشت بهم حال میداد و اون لحظه راضی بودم ارمان بهم گفت قشنگ و بلند بگم که ماندانا مامان محمد جنده ی آرمان پسر عموی پسرشه من چند بار گفتم اینو چند بار پرسیده کصه فامیل کیه و کسی بجز ماندانا رو میگفتم باز می پرسید
خلاصه ک کاری کرد خودم با زبون خودم تو لباسای مامانم اعتراف کنم جندست مامانم!دیگ طاقت نداشتم عرق کرده بودم و بدنم تب کرده بود التماسش میکردم میگفتم ارمان توروخدا ماندانای جندتو بگا اونم با چشای شهوتیش نگاهم میکرد یواش یواش خیمه زد روم ی بوس از لبام کرد و اومد بالا تخماشو انداخت رو دهنم جا خوردم چون قبل اون واسه ی ساک باید یک ساعت خایه مالی میکرد ولی الان خود جوش اومد بالا سرم انگار ک هیچ اختیاری ندارم و حرف حرف اونه!
شروع کردم لیسیدن تخماش اونم مدام عکسای مامانمو نگاه میکرد و میگفت عاااح ماندانا بالاخره کردمت جنده خانوم یه جوری جرت بدم پسرتم بفهمه و با این حرفاش منو دیوونه میکرد
ی دل سیر خوردم و دلم میخواست جر بخورم فقط نسخ کیر بود سوراخ کونم،یه نگاه بهش کردم و گفتم ماندانا رو نمیکنی؟
انگار دنیارو بهش دادن ی برقی افتاد تو چشمش مایو رو از رو سوراخم داد کنار و یکم خرد منم هی با صدای زنونه ناله میکردم
کیرشو دراورد گذاشت رو سوراخم هی هل میداد سرش میرفت باز در میآورد هربار بیشتر فرو میکرد تا اینکه تا خایه تو کونم تلمبه میزد و زل زده بود تو چشام میگفتم ماندانا خانوم هم خودتو کردم هم پسر تو خانوادتو جنده کردم ماندانا کیف میده کیرم من میگفتم اهوم
گلومو گرفته بود میگفت جنده باید زیر کیر خفه بشه حرفاش انگار میشست توی مغزم دلم میخواست بجای مامانم جندگی کنم پاهامو حلقه کردم دور کمرش و شروع کرد وحشی تلمبه زدن و وزنشو انداخت روم داشتم خفه میشدم و همزمان داشتم وحشتناک لذت میبردم
بهم گفتم بشینم رو کیرش مثل ی جنده خوب به حرفش گوش کردم شروع کردم لوندی و بالا پایین پریدن رو کیرش اینبار من بودم که داشتم اب و تاب میدادم به سکس بهش گفتم آرمان مثل مامانم خوب میدم بهت وحشی میشد اسپنکم میکرد میگفت این حرومزاده باید پسر یه جنده باشه عادی نیست این حجم اوبی بودن و من دیوونه میشدم با این حرفا
و اما سکانس اصلی که منو برای همیشه تبدیل به یه بیغیرت و برده کرد اینجا بود که من داشتم با دستم بدنمو میمالیدم و رو کیرش بالا پایین میشدم با دستاش کونمو گرفت بالا گفتم خودم میکنم و با ی سرعتی داشت تلمبه میزد توم ک من جیغ میزدم اصلا تو حال خودم نبودم اونم هی بیغیرتم میکرد میگفت کی دیگه اینجوری کون میده من داد میزدم ناموسم یکی میزد رو کونم سوال بعدیو میگفت:تو لباسای کی داری کیرمو حال میاری داد میزدم مامانم میگفت نه کامل بگو میگفتم مامانم ماندانا جنده ی شما تو فضا بودم در حال تجربه بهترین سکس زندگیم بودم ک یهو…
آهههه این چی بوددددد
بی جون افتادم رو کیر ارمان ابه کیرم سرازیر شده بود توی مایوی مامانم:
لعنت بهش چرا ابم اومد چرا من که دست نزدم آهههه
داشتم میمردم از کون دادن ارضا شدم و پاهام داشت می لرزید انگار که یه زن با کون دادن ارضا بشه من ک همینجوری بیجون افتاده بودم و اون داشت قربون صدقه مامانم میرفت و کیرشو عقب جلو میکرد منم همینجوری آبم میومد کل شکمم خیس شده بود یهو دیدم ارمان داره محکم تر تلمبه میزنه و سر صدا میکنه تا اینکه با ی قدرت و شدت وحشتناک آبشو ریخت توی کونم بعدش دوتامون بیجون افتادیم رو تخت بغلم کرد و شروع کرد ناز کردنم تعریف کردن ازم به عنوان ماندانا باورم نمیشد که توی لباس مامانم کون دادم و تازه ابمم ریخته تو لباسم و بهترین حال زندگیمو کردم
بعد اون روز من چند باری کون دادم و بعدش خواستم بزارم کنار ولی کافیه یکم حشری بشم تا اول بیغیرت بشم و بعدش ببینم ی شونه کردم توی کونم:)
لذتی بالاتر از جنده بودن ندیدم امیدوارم همه تجربه کنن
نوشته: محمد آرمان
9 پاسخ به “اولین باری که مزه کیر رفت زیر زبونم!”
عالی بود گلم
محمد آرمان عزیزمهم نیست واقعی باشهفقط کافیه حس لذت رو برسونی که شداماااا سعی کن قبل ارسال بدی کسی دیگه بخونه تا غلطهای املایی و نگارشی نداشته باشیاصرار درسته
عالی بوود
به ماهم بده آرمان
جووون خوشبحااالت
دقیقا همین کارا و حرفا رو با بکنم که پسرداییم بود انجام دادیم
عالی بود
عالی من من از یه جا به بعد همش شق بودم و داشتم خودمو جای تو تصور میکردم مخصوصا موقع ارضا این پوزیشن خیلی حال میده واقعا
تشکریک جذابیت خامی داشت.