سلام وقت همگی بخیر شرمنده اگر غلط املایی و نگارشی داشتم.
اسم من رامین هستش ۴۰ ساله و زنم فاطمه ۳۰ ساله از یکی از شهرهای آذربایجان شرقی
من سال ۱۴۰۰ ازدواج کردم و پس از فراز و نشیب های فراوان سال ۱۴۰۳ رفتیم سر خونه و زندگیمون و یه خونه هشتاد متری یه جای متوسط اجاره کردیم که پنج طبقه و ده واحد آپارتمان هستش بدون انبار.زنم قدش حدود ۱۷۰ سانتی متر وزن ۷۳ و سایز بالا تنه هشتاد و پایین تنه ۴۴ واقعا اندام محشری داره و فیس اش خیلی خوشگله من کارمند هستم و زنم با اینکه مدرک کارشناسی داره فعلا خانه دار هستش ما وقتی مستقر شدیم با مدیر ساختمان که مردی حدود شصت و خرده ای سن داره و خانم اش تازه فوت شده بود هماهنگ شدیم برای اسباب کشی و مابقی کارها توی اسباب کشی بخاطر آسیب نزدن به در و دیوار امد و وایستاد سر کارگرها و زنم و خواهر زنم ها چون میامدن پایین و میرفتن بالا میدیدم این مدیر ساختمان هی چشم اش دنبال هیزی زنم و خواهرزنمه و بیشتر زنم دید میزد و چون واحد ما انبار نداشت و جهیزیه زنم همش توی کارتن ها بود و خانم ام نمیخواست بخاطر اسباب کشی های بعدی دور بندازه از مدیر ساختمان خواهش کردیم که یه جایی که زیر پله ها بود و فقط وسایل نظافت ساختمان و خرده ریزهای خودش و توش گذاشته بود و کارتن خالی ها رو بزاریم اونجا اونجا خیلی کوچک بود یه جایی حدود یه متر در دو و نیم متر که ورودیش خیلی تنگ و باریک بود مدیر ساختمان گفت باید خودتون بیاین کمک کنین کارتن ها رو اونجا جا کنیم و شرط گذاشت اصلا به هیچ یک از همسایه ها این موضوع و نگیم موقع حمل و جاگذاری کارتن ها هی دست های خانم ام و مدیر ساختمان بهم میخورد و چند باری دیدم موقع رد شدن خانم ام از جلوی مدیر ساختمان توی انبار بهم برخورد میکردن اینم بگم بخدا من اصلا حس کاکولدی و این چیزها رو نداشتم و چشم غره میامدم به خانم ام که زود بیاد بیرون از انبار و زیاد برخورد نکنه خلاصه گذشت این موضوع و چند باری متوجه میشدم مدیر ساختمان به بهونه قبض شارژ و بهونه های مختلف صبح ها که میدونست من خونه نیستم و سر کارم میاد دم در مثلا یه چیزی بگه یا قبض بده یا غیره
القصه بعد از مدتی متوجه شدم زنم موقع سکس فانتزی مثلا موقع آمدن با تاکسی مسافر بغل دستیم دستمالیم کرد یا موقع خرید لباس زیر فروشنده به اندامم نگاه میکرد و غیره و دروغ چرا منم اولش ناراحت میشدم ولی بعد ها خوشم می آمد و زودتر ارضا میشدم و خانم ام متوجه این موضوع شده بود و هر روز یه فانتزی جدید و سناریو جدید میگفت و حال میکردیم.
یه روز صبح که رفتم سر کار و خانم ام میدونست تا ساعت دو سر کارم ساعت ده فشارم افتاد شدید و دست پاهام لرزید و رئیس مون گفت زود مرخصی بگیر و برو آژانس من مرخصی گرفتم ولی چون حال نداشتم گفتم برم خونه با زنم برم زنگ هم نزدم که نگران نشه رفتم در ورودی باز کردم و با آسانسور رفتم بالا همه چی عادی بود ولی وقتی رسیدم در واحدمون دیدم صدای پچ پچ میاد فک کردم داره با گوشی حرف میزنه خوب دقت کردم دیدم نه صدای حال و سکسه ارام در و باز کردم بله دیدم از اتاق خواب هست و اونقدر غرق عشق و حال هستن که اصلا متوجه امدن و نشدن و هر دو لخت هستن و روی تخت مدیر ساختمان افتاده رو زنم و داره تلمبه میزنه و قربون صدقه زنم میره و زنم داره بهش میگه بکن منو شوهر نیست و تو باید منو ارضا کنی و اون بلد نیست بریز توی کوس ام و حامله ام کن و با این حرفاش هر دو ارضا شدن و افتادن رو هم من زدم بیرون که متوجه من نشه رفتم پارک و یه سیگار کشیدم و خاطراتمو مرور کردم و حق حق گریه کردم بعد یه ساعت زنگ زدم بهش که حالم خوب نیست و دارم میام خونه وقتی رسیدم حموم بود و بعد که امد بیرون دیدم کل لباس های صبح شو عوض کرده و امد و قربون صدقه ام رفت منم ناراحت بودم که این چه بلایی بود سر زندگی من امد.لطفا دوستان راهنماییم کنین از یه طرف زندگی و خانم ام دوست دارم از طرفی هم نمیتونم با خیانت اش عواقب بعدیش کنار بیام.با تشکر
اسم من رامین هستش ۴۰ ساله و زنم فاطمه ۳۰ ساله از یکی از شهرهای آذربایجان شرقی
من سال ۱۴۰۰ ازدواج کردم و پس از فراز و نشیب های فراوان سال ۱۴۰۳ رفتیم سر خونه و زندگیمون و یه خونه هشتاد متری یه جای متوسط اجاره کردیم که پنج طبقه و ده واحد آپارتمان هستش بدون انبار.زنم قدش حدود ۱۷۰ سانتی متر وزن ۷۳ و سایز بالا تنه هشتاد و پایین تنه ۴۴ واقعا اندام محشری داره و فیس اش خیلی خوشگله من کارمند هستم و زنم با اینکه مدرک کارشناسی داره فعلا خانه دار هستش ما وقتی مستقر شدیم با مدیر ساختمان که مردی حدود شصت و خرده ای سن داره و خانم اش تازه فوت شده بود هماهنگ شدیم برای اسباب کشی و مابقی کارها توی اسباب کشی بخاطر آسیب نزدن به در و دیوار امد و وایستاد سر کارگرها و زنم و خواهر زنم ها چون میامدن پایین و میرفتن بالا میدیدم این مدیر ساختمان هی چشم اش دنبال هیزی زنم و خواهرزنمه و بیشتر زنم دید میزد و چون واحد ما انبار نداشت و جهیزیه زنم همش توی کارتن ها بود و خانم ام نمیخواست بخاطر اسباب کشی های بعدی دور بندازه از مدیر ساختمان خواهش کردیم که یه جایی که زیر پله ها بود و فقط وسایل نظافت ساختمان و خرده ریزهای خودش و توش گذاشته بود و کارتن خالی ها رو بزاریم اونجا اونجا خیلی کوچک بود یه جایی حدود یه متر در دو و نیم متر که ورودیش خیلی تنگ و باریک بود مدیر ساختمان گفت باید خودتون بیاین کمک کنین کارتن ها رو اونجا جا کنیم و شرط گذاشت اصلا به هیچ یک از همسایه ها این موضوع و نگیم موقع حمل و جاگذاری کارتن ها هی دست های خانم ام و مدیر ساختمان بهم میخورد و چند باری دیدم موقع رد شدن خانم ام از جلوی مدیر ساختمان توی انبار بهم برخورد میکردن اینم بگم بخدا من اصلا حس کاکولدی و این چیزها رو نداشتم و چشم غره میامدم به خانم ام که زود بیاد بیرون از انبار و زیاد برخورد نکنه خلاصه گذشت این موضوع و چند باری متوجه میشدم مدیر ساختمان به بهونه قبض شارژ و بهونه های مختلف صبح ها که میدونست من خونه نیستم و سر کارم میاد دم در مثلا یه چیزی بگه یا قبض بده یا غیره
القصه بعد از مدتی متوجه شدم زنم موقع سکس فانتزی مثلا موقع آمدن با تاکسی مسافر بغل دستیم دستمالیم کرد یا موقع خرید لباس زیر فروشنده به اندامم نگاه میکرد و غیره و دروغ چرا منم اولش ناراحت میشدم ولی بعد ها خوشم می آمد و زودتر ارضا میشدم و خانم ام متوجه این موضوع شده بود و هر روز یه فانتزی جدید و سناریو جدید میگفت و حال میکردیم.
یه روز صبح که رفتم سر کار و خانم ام میدونست تا ساعت دو سر کارم ساعت ده فشارم افتاد شدید و دست پاهام لرزید و رئیس مون گفت زود مرخصی بگیر و برو آژانس من مرخصی گرفتم ولی چون حال نداشتم گفتم برم خونه با زنم برم زنگ هم نزدم که نگران نشه رفتم در ورودی باز کردم و با آسانسور رفتم بالا همه چی عادی بود ولی وقتی رسیدم در واحدمون دیدم صدای پچ پچ میاد فک کردم داره با گوشی حرف میزنه خوب دقت کردم دیدم نه صدای حال و سکسه ارام در و باز کردم بله دیدم از اتاق خواب هست و اونقدر غرق عشق و حال هستن که اصلا متوجه امدن و نشدن و هر دو لخت هستن و روی تخت مدیر ساختمان افتاده رو زنم و داره تلمبه میزنه و قربون صدقه زنم میره و زنم داره بهش میگه بکن منو شوهر نیست و تو باید منو ارضا کنی و اون بلد نیست بریز توی کوس ام و حامله ام کن و با این حرفاش هر دو ارضا شدن و افتادن رو هم من زدم بیرون که متوجه من نشه رفتم پارک و یه سیگار کشیدم و خاطراتمو مرور کردم و حق حق گریه کردم بعد یه ساعت زنگ زدم بهش که حالم خوب نیست و دارم میام خونه وقتی رسیدم حموم بود و بعد که امد بیرون دیدم کل لباس های صبح شو عوض کرده و امد و قربون صدقه ام رفت منم ناراحت بودم که این چه بلایی بود سر زندگی من امد.لطفا دوستان راهنماییم کنین از یه طرف زندگی و خانم ام دوست دارم از طرفی هم نمیتونم با خیانت اش عواقب بعدیش کنار بیام.با تشکر
نوشته: رامین
28 پاسخ به “اندام و زیبایی زنم زندگیم رو به فنا داد (۱)”
همونجا باید در کمال خونسردی صداشون میزدی،میریدی توحالشون اول، بعدم مادرشون میگاییدی
خصوص پیام بده راهنمایی کنم
منم تجربه کردم بیا پی وی
عزیز منم از تبریزم اگ اوکی بودی خواستی بیا بحرفیم راهنماییت کنم
بی غیرت شدی رفت،وقتی سر صحنه رسیدی و واکنش نداشتی ،یعنی بی غیرت هستش یا شدی ،حالش رو ببر
داستانت قسمت ۲ هم داره مگه نوشتی یک
باید بهش میگفتی چرا حموم رفتی چرا لباسات عوض شده بعد که میخواست چرت و پرت میگفتی من صبح همه چیو دیدم اما اون گذشت بنظرم داخل خونه دوربین نصب کن تا مدرک داشته باشی بعد برو درخواست طلاق بده و بگو خیانت کردن و فیلم هام نشون بده
کاکولد نیستی بعد دیدی داره زنتو میگاد وایسادی نگاه کردن بعد که ارضا شدن رفتی؟
اگه واقعا راست باشه حرفت، اولا که روز اسباب کشی باید کون پیرمرده میزاشتی که حساب کار بیاد دستش. دوما وقتی فهمیدی میاد درب خونت وقتی نیستی،باید میرفتی میریدی بهش. سوما شاسگول خان ، زنت داشت کس میداد رفتی بیرون که متوجه نشن. بعد الان اومدی راهنمایی میخوای؟ گرفتی مارو ؟کسخول مسخولی چیزی هستی ؟!!
فکر نمیکنم زنی که رابطه جنسی با مرد دیگه ای رو تجربه کرده دیگه زن تو بشه . میتونی حین رابطه فیلم بگیری و با چاقو بزنی جفتشونو بکشی و طبق قانون ایران هیچ مجازاتی هم گردنت نخواهد بود
اگر نمیتونی کنار بیای باید جدا شی.اما نه همینطوری.موقع جدایی صد تا انگ میچسبونن به آدم.پس باید فیلم بگیری و مدرک داشته باشی.با اون فیلم فقط زنتو تحدید کن و بگو بی سر و صدا گورتو گم کن.اینکارو نکنی شاید اذیتت کنه و مهریه بخواد و تو واقعیتو به هر کی هم بگی باور نمیکنه.اما اگر میتونی کنار بیای ، خودتم همراهش شو و سکس های ضرب و تریسام انجام بدین و باهم لذت ببرین.خلاصه تصمیم دست خودته.من درکت میکنم چون خودمم این زندگی رو کردم.من کنار اومدم با مسئله اما زنم هرگز راضی به سکس در کنارم نشد و فقط روابط آزاد داریم.یعنی اون با هرکی دلش خواست میتونه و منم با هرکی دلم خواست میتونم.خط قرمزمونم آشنا و فامیله
بنظر من حقیقتو بگو و باهاش کنار بیا و ازش درآمد کسب کن
اگه کاکولدی که هیچ با رنگ مطرح کن و لذت ببراکه عیرت داری زنت و طلاق بده
ده عاخه کونی بیغیرت، اینجا که مرکز مشاوره خانواده نیست مشورت میکنی لاشگوشت، بعدشم این دیگه سوال داره، وقتی غیرت نداری بذار همه بیان بکننش حالشو ببرن، تو هم نگاه کن دیگه، تو که معلومه به قول شاعر:هر دو چشمت کار دولت میکند،
بار اولش نبود دوربین جاسازی میکردی بعد بدون هیچ عذر بهانه ای طلاقش میدادی هر وقت گفت حقوقم بده به قاضی بگو این حقوقشه (فیلمش)میدادی و در حضور همه ببینید تموم
این زن که خیلی راحت و به این زودی کوسشو دادهرو باید طلاق بدی و بعد برو تو خونه مدیر ساختمون بزن خارو مادرشو صاف کن حتی شده من بودم لختش میکردماول میبستمش لختش میکردم بعد کردن ی بلایی سرش میوردم که دیگه هیزی نکنه کوسکش پیرسگ ، منو زنم سکس ضربدری داشتیم و داریم اولا کیس باید غریبه باشه و بعد از چند بار کلا تعطیل بشه و دنبال ی کیس دیگه ثانیا باید درباره این فانتزیزنو شوهر جنبه داشته باشن و فقط یجور زنگ تفریح باشهباید اینقدر هم تو و هم زنت بهم اعتماد داشته باشید که هیچ چیزیرو از هم قائم نکنید و عزیزان این حرفم با مرداسدرسته زندگی سخت شده و حتی اعصاب برای ادم واقعا نمیمونه ولی باید به سکس زنت بها بدی حتی اگر خودت حالت خوب نیست ولی زنت خاست باید بهش حال بدی وگرنهاگر تعداد این شهوتای زنت زیاد بشه در نهایت میده و طرف براش زیاد مهم نیست هر کسیکه یکم پروگری کنه و بیادو بدن زنو لمس کنه زن شل میشه و چون زن بدتر از مرده و هورموناش قاطی میشه و عصبی میشه و حتی مرد و دلیل دوم بیشتر مردایا التشون نغوظ نمیشه یا زود انزالی دارن که باید حتما درمان کنن ، سکس و روابط عاطفی پایه زندگیه 👙💄👠
زنت قربون صدقه زنت میره ؟ حس نمیکنی وقتی داشتی مینوشتی دستت رو تخمت بود کیرت رو کیبرد ؟ کمتر چرت و پرت بنویس مرد
نباید بهت دروغ میگفت ولی چه خیانتی با مرد شصت و خورده ای ساله ؟ احساسی نیست مسلما همسرت فقط کیر میخواست ، تقاضای بدنش هستاگه اوکی و مطمعنی احساسش مال توعه باهاش صحبت کن اگر نه طلاقش بده
ای کاش زن منم زیر یکی دیگه میخوابید و اونم توی کوصش تلمبه میزد.منم آخر شبی میومدم و کوص خانومم رو لیس میزدم
حالت بد شد رییست گفت برو آژانس؟خیلی کسخولیو اینکه تو الان از ملت راهنمایی میخوای، بعد میری داستان چند قسمتی مینویسی؟ این قسمت یکش هست پس دو و سه هم درکاره ، یعنی تو خودت دوست داری کاکولد باشی دیگه این افه چسی ها رو نیا
خودت وایستاده بودی نگاه میکردی زنت که تازه عروس هم بود وسایل رو میبرد؟ خودت وایستاده بودی زنت با مدیر رفتن انبار کوچک زیر پله که کارتون ها رو بزارن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اینکه عذاب نداره ، خب زن خوشگل گرفتی بنده ی خدا باید لزت ببره، وقتی نمی تونی سیر بکنیش ،بزار اونم ازاد باشه ،دیگه نشوو مث محمد که با نزدیک شصت سال سن دختر نه ساله روگرفت وقتی هم مرد گفت هیشکی حق نداره زیبا ترین دختر عرب و سرشار از شهوت رو بکنه ، اونم مجبور شد کسشو بده به شتر و نر خر ها
سلام داداش از تبریزم پیام بده
1- بهتره اول از همه مدرک داشته باشی و کلا قایم کنی احتمالا به دردت بخوره فقط و فیلم مدرکه2-اگه تونستی به جای ناراحت شدن تو هم زن مدیر ساختمون رو بگایی3- با زنت کاری نداشته باشی فعلا لذت ببری اگه دقت کنی و الکی با فکرای کسشر خود خوری نکنی کم کم متوجه میشی هم علاقت به زنت بیشتر شده هم اون خوشکل تر به نظر میرسه و هم رفتارش باهات بهتر میشه…فقط حواست به داستان بچه و اینا باشه…واسه خودت بزرگش نکن تمام زن ها همینن یا با هاشون قهر کن با همشون و گی شو یا اینجوری حساب کن که هیچی از دست ندادی که هیچ فرصت های لذت بردن عجیب غریبی هم برات ایجاد شده
اگه به خودتم خوب سرویس میده و کیرتو خوب حال میاره که به نظر من کاری به کارش نداشته باشهمهم اینه که بهترین سرویسهارو به تو بدهولی توام از این به بعد زیاد خرجش نکنو یه جورایی فقط به چشم سوراخ ببینش
اول مدرک جمع کن،این بار فیلم و عکس بگیر از سکسشون و تا جایی که میتونی فرو رفتن کیرش تو کس خانومتو دقیق بگیر،بعد فیلم رو برای خانومت بفرست،زنگ بزن وسط سکسشون نگاه کنه،بگو فیلم رو برای یه فرد مورد اعتمادم فرستادی،و نقشه برات نکشن دو تایی،بعد اگر دوسش داری هرگور میخوای باهاش ببند برای ادامه زندگی،اگرم نمیخوای بمونه بگو برای آبروت جهیزیه و مهرت حلال برو به سلامت،خودتم ازون خونه جابجا شو
خب داداش از اونجا بار کن کلا برو یه جای دیگه خط خانومتو هم عوض کن بهش هم بگو
باید حالشونو بهم میزدی