سلام دوستان حسین هستم ۲۵سالمه و داستانی که براتون در میون میزارم عین حقیقته و بدونه نقطه ای کم و زیاد .
فقط اسم ها مستعار هستن.
از اونجایی که پسرا بهتر در جریانن توجمع های پسرونه صحبت از اینکه فلانی عجب کوصیه و کی کردش و کی نکردش بسیار زیاده داستان ماهم برمیگرده به روزی که با رفیقا رفته بودیم کوه جاتون خالی مشروب وجوج بازی که سر صحبت باز شد راجب دختری بود که من از قبل کم و بیش تو شهر و خیابون دیده بودمش ی آشنایی ریزی ازش داشتم و اینستا همدیگه رو فالوداشتیم
از اون روز تصمیم گرفتم ک هرجوری شده مخشو بزنم و به کار بگیرمش .
یه مدتی استوری میزاشت ریپ می زدم و کس نمک بازی در می آوردم و تا کم کم براش پست میفرستادم و این داستانا .
این لاس زدن ما ادامه داشت و اکثر وقتا باهم چت میکردیم ازونجایی ک دختره فازی بود میترسیدم بهش پیشنهاد بدم ک نکنه یهو بپره ب خودش و بلاککنه و بره .تا ی روز تو اینستا تصویری گرفت منو اولش فکر کردم دستش خورده تا اینکه قطع شد و دوباره دیدم داره تصویری گرفت منو جواب دادم ولی از بس نت افتضاح بود و فیلتر شکن تخمی وصل نشد تماسمون منم دلو زدم ب دریا و بهش گفتم شمارتو بده واتساپ بگیرمت شمارشو داد و منم واتساپ تصویری گرفتمش تا وصل شد برق از سرم پرید یه تاپ مشکی تنش بود و بدنش عین برف سفید سینه ها خوش فرم و تو دست تقریبا ۷۵میشد سایزشون با ی تتو رو شون سمت چپش. ی معرفی کنم تا با هیکلش آشنایی پیدا کنید .
(ستاره دختری متولد ۸۱باقد۱۶۵تا۱۷۰با بدنی تو پر و گوشتی وزنش ۶۰تا۶۵)
اون روز فکر و ذکر من شده بود کردن این و بدجور راست کرده بودم بعد ازینکه تصویری صحبت کردیم باهم رفتم ی قلیون چاق کردم و نشستم به کشیدن و داشتم نقشه میکشیدم واسه کردنش .
همینجوری ک بهش پیام میدادم و صحبت میکردیم بهش گفتم نظرت چیه عصر همو ببینیم گفت ک غروب میخواد بره خونه دوستش و اگ میخوام ببینمش همین الان برم دنبالش
سریع پریدم توحموم پشم ارو زدم و سشوار کشیدم و ی بطری عرق گذاشتم تو ماشین و میخاستم راه بیفتم مونده بود اصل داستان که چجوری دوست دختر خودمو بپیچونم به هزار بدبختی اونو پیچوندم و راه افتادم رفتم دنبالش و ی لوکیشن فرستاد رسیدم زنگش زدم گف الان میرسم تا اومد بیا یکی دو دیقه شد وقتی از اون سمت خیابون اومد سمت ماشینم از ذوق اینکه چ کوصی نصیبم شده توپوست خودم نمیگنجیدم و کیرم چسبید به زیر گلوم اومد سوار شد دست دادیم و راه افتادم تقریبا ساعت ۱۰بود رفتم جلو ی سوپری مزه گرفتم و چیپس و پفک و تخمه این کسشرا و از شهر زدم بیرون سمت باغمون تو راه یکم عشوه اومد و کسشر گفت که من فلانم و بابام چکارست و مامانم از کدوم طایفس منم کیرم کله کرده بود اصن کل حرفاش ب تخمم نبود الکی اره و نه میکردمتو راه یک کلمه ازمن نپرسید کجا قراره بریم و اصن اینجا کجاست راه تا باغمون تقریبا ۲۰دیقه میشد از شهر زدم بیرون گفتم عرقو از زیر صندلیت بیار بیرون خم شد ک عرقو بیاره شلوارش زاپ دار بود از بین زاپ شلوارش گوشت سفید رونش خورد ب چشمش و کیرم عین کسی ک عزیز از دست داده و گریه میکنه پیشاب ازش میومد . عرق رو اورد گفت من نمیخورم معدم فلانه و این کسشرا گفتم شاید روش نمیشه پیش من بخوره گفتم خب یکی دوتا پیک برا من بریز گفت شاید یخش اب بشه و بخوره برا من ریخت ومن خوردم ولی خودش نخورد رسیدیم باغ وکم کم داغ شده بودم درو باز کردم و با ماشین رفتیم داخل وسیله هارو کمک من اورد تو اتاق تا اومدیم شومینه رو روشن کنیم یخ زد بیچاره از سرما بخاری گازویلی هم بود اونم روشن کردم و نشستیم یادم افتاد قلیونم خونس خورد تو ذوقم بهش گفتم شرمنده من قلیونم جا موند خونه گف مهم نیس من سیگار میکشم گفتم تو میکشی من ک نمیکشم فقط قلیون گفت حالا ی نخ بکش پشت عرق میچسبه من ی نخ گرفتم و بیشتر دنبال این بودم ک بگم من ازت سیگار گرفتم کشیدم توام باید عرق بخوری سیگارو کشیدم عرقه چسبوندم ب سقف بهش گفتم تو ام باید بخوری ی نگاهی با خنده کرد و پیک خودشم ریخت و مث لاتا گرفت بالا و عرق ریخت ته گلوش و قرقره کردپیک دوم و سومو هم خورد و گفتم بخور ک قراره بد ناله کنی زیرم امروز دم ظهر شد گفتم بشین من برم روستای نزدیک باغ وسیله بگیرم برا ناهار گفت منم باهات میام رفتیم مرغ فروشی و کتف و بال اماده گرفتیم اومدیم باغ شومینه چوباش سوخته بود و زغال شده بودن با عرقمون ی سیخ ی سیخ کتف و بال درست میکردیم و میخوردیم ک گفت من دیگ نمیخام خیلی مست شده بود بیچاره دو سه تا پیک اولشم قرقره کرد منم دیگ نخوردم و چندتا دونه جوجه خوردیم من کل تایم نگاهم رو بدن این دختر بود از بس خوب بود ی بدن ملسی داشتکم کم خودمو کشوندم سمتشو سرمو گذاشتم روپاش و از چاک زاپ شلوارش با رونش ور رفتم صاف صاف بود یکم ک ور رفتم دیدم ی حالت دون دونی زیر دستمه دیدید بدن مور مور میشه چه شکلیه همونجوری شد رونش نگاه کردم تو چشماش و اونم دستشو اورد تو موهامو با موهام بازی میکرد در حدی راست کرده بودم ک دیگ طاقتم سر اومده بود بلند شدم هولش دادم سرشو گذاشتم رو پشتی و افتادم روش و لباسو میخوردم نه مقاومتی نه چیزی خودشم دلش میخاست اخه دختر تو قرار اول بد راه میده و ی خورده ناز میکنه این راحت لبو داد و خوشگل همراهی میکرد همینجوری ک لباشو میخوردم لب پاینمو گاز گرفت و منم از درد خودمو فشار دادم بهش کیرم قشنگ مماس با خط کصش بود ی ناله ی کرد و یه جون گفت منم حالا جرعتم بیشتر شد هر چند ثانیه کیرمو ی تکونی رو کوصش میدادم بلند شدم از روش و لباسامو در اوردم و دکمه های مانتوشو باز کردم ب حدی از جنون رسیده بودم ک سوتینشو باز نکردم ،سوتینشو دادم بالا و افتادم به جونه سینه هاش یکی تو دستم بود یکی تو دهنم اه و ناله اش در شده بود صورتمو و موهامو نوازش میکرد چشمم خورد ب تتو شونه اش و با زبون رفتم رو ترقوه هاش گاز ریز می زدم و نفس می کشیدم بدنش مور مور میشد زیرم و منم میخوردم رفتم سمت گردنش و از پایین خوردم تا به لاله گوشش رسیدم مثل آدم گرسنه ای ک میشینه سر سفره نمیدونه از کجا شروع کنه و چی بخوره همونجوری شده بودم از سینه به بالا هرچی داشت و من دوبار خورده بودم😂👻
گفت بلند شو لباسامو در بیارم من همینجوری ک بلد شدم دو طرف شلوارشوگرفتم ک بکشم پایین دیدم صدای خوردن درب ماشین به هم اومد شلوارشوول کردم پریدم پشت پنجره دیدم عموم با ی مرد دیگه ای دارن میان سمت در اتاق بهش زنگ زدم گفتم من با کسی ام تو اتاق گفت میخام وسیله ها مهندس و بردارم و بریم سریع پوشیدم لباسامو و دختره ام لباساش و مرتب کرد نشستیم پا بساط اومدن در زدن رفتم درو باز کردم مهندس منو دید یهو خندید حقم داشت بخنده چون لبام و صورتم با رژلب یکی شده بود بعدا ک تو آینه دیدم فهمیدم چی شده و داستان و چیه …
اونا هم وسیله هاشونو برداشتن و رفتن دختره ام هرکاری کردم دیگ راه نداد و ترسیده بود بهم کفت پاشو بریم یکی دوبار اصرار کردم دیدم نه کیرشو کرده تو اینکه پاشو بریم منم قاتی کردم براش و پاشدم گفتم بریم اومدیم سوار شدیم تا خود شهر باهاش حرف نزدم و ۱۶۰و۱۷۰تا میومدم رسیدم باهاش خداحافظی ام نکردم و رفت گفتم نه اون دیگ با این رفتار من پیام میده نه من با رفتاری ک اون کرد سمتش میرم. دیگ ن من پیام دادم و نه اون تا ی هفته گذشت از اراک داشتم میرفتم گلپایگان جلسه تو راه دیدم عه زنگ زد منم با سردی جوابشودادم گفت کجایی گفتم تو جاده گفت کجا بسلامتی و منم بی حوصله و کلیشه ای جوابشومیدادم گفت بیا دنبالم منم ببر همونجا ب ثانیه نشد کیرم نبض زد گفتم من نیمه راهم میرم و بر میگردم میام دنبالت گفت نه برو خمین بمون منم میام باهم بریم گفتم باشه هوا سرد بود و ابری منم یواش اومدم ک بهم برسه اول خمین که رسیدم موندم منتظرش بهش زنگ زدم گفت ی رب دیگ میرسه زنگ زدم ب دوست دختر خودمو بهش گفتم من دارم میرم تو جلسه ونمیتونم گوشی ببرم گوشیم تو ماشینه و اومدم خودم زنگش میزنم گوشیمو گذاشتم رو سایلنت دیدم چند دیقه بعد ی فیدلیتی پرایم ۷نفره جلوم پارک کرد وصفحه گوشیم روشن شد ماشینمو شناخته بود گفت ماشینتو بزار با ماشین من میریم من ناراحت بودم ازشو نمیخاستم قبول کنم اما زیادی اصرار کرد و منم ناچار قبول کردم و ماشینو پارک کردم و کیفمو برداشتم رفتم سمت ماشینش و سوار شدم دست دادیم و بوسم کرد و ازم معذرت خواهی کرد گفت من استرس بهم وارد بشه کلا سگ میشم و بابت اونروز ازم معذرت خواهی کرد .
منم ی نگاه ب تیپش کردم و دیدم چی شده لامصب گفتم امروز باید جبران کنی خندید گفت حالا تا جبران دیدم اگ بخوام برم گلپایگان و برگردم کلی تایم از دست میدم زنگ زدم شرکت هماهنگ کردم و گفتم ماشینم مونده تو راه ونمیرسم بیام جلسه و اطلاع دادم و قطع کردم .
هوا سرد بود بهش گفتم نظرت چیه بریم آبگرم محلات گفت من اوکیم اتفاقا لباس های استخر هم عقب ماشینه حوله ام دارم رفتیم تو شهر حوله گرفتم و شورت و راه افتادیم تا رسیدیم آبگرم محلات ی سوئیت اجاره کردیم و با ی استخر ک برا ورود ب استخر باید هماهنگ میکردی با صاحب مجموعه چون چندتا سوئیت داشت با یدونه استخر خلاصه اش کنم ما رفتیم تو استخر و تو اب چسبیدم بهش و خودمو میمالیدم بهش و لباشو میخوردم وبا دستمم کصشو میمالیدم چشاشو بسته بود و لم داده بود تو بغلم و لذت میبرد.ولی حس و حال اون روزو نداشتم اون روز ی چیز دیگ بود با سینه هاش ور میرفتم و تو فکر این بودم ک اگ از کون نداد لاپایی بکنمش همینجوری ک تو آب بودیم کیرمو از گوشه شورتم دادم بیرون و گذاشتمش لای پاهاش یهو برگشت تو صورتم نگاه کرد گفت تو اب؟؟؟
من دیگ زده بودم بالا و این حرفا سرم نمیشد اوردمش بیرون از اب و خابوندمش لب استخر واومدم روش بدنامون خیس بود میکشید روهمدیگه لذت خاصی داشت بهش گفتم برگرد گفت میخای چکار کنی گفتم برگرد برگشت و شورتشو کشیدم پایینناخونمو با پیش اب کیرم روان کردم و گذاشتم دم سوراخ کونش مثل دلفین سر خورد خودشو کشید جلو گفت از عقب نه گفتم پ چی برگشت سریع شورتشو در اورد انداخت کنار منم کیرم از کنار شورتم اورده بودم بیرون گفت بیا اومدم روش کیرمو گرفت با دست گذاشت روکصش گفتم مطمنی گفت بیا پرده ندارم منم به هیچی فکر نکردم و ی فشار دادم دیدم نه واقعا پرده نداره پاهاشو حلقه کرد دور کمرمو وایسادم تلمبه زدن چشماشو بسته بود و فقط ناله میکرد منم داشتم لذت میبردم ک بعد از یکی دو دیقه ابم داشت میومد ریتممو یواش تر کردم و اروم اروم میزدم دیدم نه لامصب میخاد بیاد ولکن نیست درش اوردم اومدم روش با سینه هاش ور رفتم و لباشو میخوردم اونم داغ کرده بود میگفت فقط بکن منم داشت ابم میومد وخجالت میکشیدم ک انقدر زود دارم ارضا میشم گفتم داگی شو پس تا اومد داگی شه سر کیرمو بیشگول گرفتم و ناخونمو گذاشتم ته اونجا ک کیر ب کون وصل میشه محکم فشار دادم و اونم داگی شد از پشت گذاشتم تو کصش همینجوری ک تلمبه میزدم بدنش عین ژله میلرزید و ناله میکرد پهلوهاشو گرفته بودم و داشتم میزدم یهو ولا شد رو زمین وایساد لرزیدن با هر لرزشی انگار من کیلو کیلو ب خودم افتخار میکردم یعنی اگ ده ثانیه دیگ نشده بود من ارضا میشدم و شرفم میرفت تا اومد حالش جا بیاد و دوباره بکنم ده دقیقه شد من تو اب بودم دیدم حالش بهتر شد اومدم بالا از اب جلوش وایسادم گفتم بخور فک نمیکردم بخوره برام اخه ازونا بود ک خیلی ناز میکرد و عشوه میومد یهمو گرفت کیرمو تو دست ی لیسی زد ب سر کیرمو یهو کرد تو دهنش نفسم بند اومد اینو اون پسرای ک توقع ندارن براشون بخورن و یهو میخورن متوجه میشن داشت برام میخورد یکی دو دیقه ک شد ابم داشت میومد اصلا بهش نگفتم فقط یهو کشیدم بیرون از دهنشو همینجوری ابم میریخت رو صورتش و سینه هاش با ی حالت خشم نگاهم کرد ولی چون خوب ارضاش کرده بودم بهم هیچی نگفت و رفت زیر دوش …
تو سوییت ی راند دیگه زدیم ولی اون خیلی جذاب نیست
قسمت بعدی از کردنش تو خونشون مینویسم ک مامانش سر رسید
شرمنده طولانی شد امیدوارم بهتون چسبیده باشه داستان
فقط اسم ها مستعار هستن.
از اونجایی که پسرا بهتر در جریانن توجمع های پسرونه صحبت از اینکه فلانی عجب کوصیه و کی کردش و کی نکردش بسیار زیاده داستان ماهم برمیگرده به روزی که با رفیقا رفته بودیم کوه جاتون خالی مشروب وجوج بازی که سر صحبت باز شد راجب دختری بود که من از قبل کم و بیش تو شهر و خیابون دیده بودمش ی آشنایی ریزی ازش داشتم و اینستا همدیگه رو فالوداشتیم
از اون روز تصمیم گرفتم ک هرجوری شده مخشو بزنم و به کار بگیرمش .
یه مدتی استوری میزاشت ریپ می زدم و کس نمک بازی در می آوردم و تا کم کم براش پست میفرستادم و این داستانا .
این لاس زدن ما ادامه داشت و اکثر وقتا باهم چت میکردیم ازونجایی ک دختره فازی بود میترسیدم بهش پیشنهاد بدم ک نکنه یهو بپره ب خودش و بلاککنه و بره .تا ی روز تو اینستا تصویری گرفت منو اولش فکر کردم دستش خورده تا اینکه قطع شد و دوباره دیدم داره تصویری گرفت منو جواب دادم ولی از بس نت افتضاح بود و فیلتر شکن تخمی وصل نشد تماسمون منم دلو زدم ب دریا و بهش گفتم شمارتو بده واتساپ بگیرمت شمارشو داد و منم واتساپ تصویری گرفتمش تا وصل شد برق از سرم پرید یه تاپ مشکی تنش بود و بدنش عین برف سفید سینه ها خوش فرم و تو دست تقریبا ۷۵میشد سایزشون با ی تتو رو شون سمت چپش. ی معرفی کنم تا با هیکلش آشنایی پیدا کنید .
(ستاره دختری متولد ۸۱باقد۱۶۵تا۱۷۰با بدنی تو پر و گوشتی وزنش ۶۰تا۶۵)
اون روز فکر و ذکر من شده بود کردن این و بدجور راست کرده بودم بعد ازینکه تصویری صحبت کردیم باهم رفتم ی قلیون چاق کردم و نشستم به کشیدن و داشتم نقشه میکشیدم واسه کردنش .
همینجوری ک بهش پیام میدادم و صحبت میکردیم بهش گفتم نظرت چیه عصر همو ببینیم گفت ک غروب میخواد بره خونه دوستش و اگ میخوام ببینمش همین الان برم دنبالش
سریع پریدم توحموم پشم ارو زدم و سشوار کشیدم و ی بطری عرق گذاشتم تو ماشین و میخاستم راه بیفتم مونده بود اصل داستان که چجوری دوست دختر خودمو بپیچونم به هزار بدبختی اونو پیچوندم و راه افتادم رفتم دنبالش و ی لوکیشن فرستاد رسیدم زنگش زدم گف الان میرسم تا اومد بیا یکی دو دیقه شد وقتی از اون سمت خیابون اومد سمت ماشینم از ذوق اینکه چ کوصی نصیبم شده توپوست خودم نمیگنجیدم و کیرم چسبید به زیر گلوم اومد سوار شد دست دادیم و راه افتادم تقریبا ساعت ۱۰بود رفتم جلو ی سوپری مزه گرفتم و چیپس و پفک و تخمه این کسشرا و از شهر زدم بیرون سمت باغمون تو راه یکم عشوه اومد و کسشر گفت که من فلانم و بابام چکارست و مامانم از کدوم طایفس منم کیرم کله کرده بود اصن کل حرفاش ب تخمم نبود الکی اره و نه میکردمتو راه یک کلمه ازمن نپرسید کجا قراره بریم و اصن اینجا کجاست راه تا باغمون تقریبا ۲۰دیقه میشد از شهر زدم بیرون گفتم عرقو از زیر صندلیت بیار بیرون خم شد ک عرقو بیاره شلوارش زاپ دار بود از بین زاپ شلوارش گوشت سفید رونش خورد ب چشمش و کیرم عین کسی ک عزیز از دست داده و گریه میکنه پیشاب ازش میومد . عرق رو اورد گفت من نمیخورم معدم فلانه و این کسشرا گفتم شاید روش نمیشه پیش من بخوره گفتم خب یکی دوتا پیک برا من بریز گفت شاید یخش اب بشه و بخوره برا من ریخت ومن خوردم ولی خودش نخورد رسیدیم باغ وکم کم داغ شده بودم درو باز کردم و با ماشین رفتیم داخل وسیله هارو کمک من اورد تو اتاق تا اومدیم شومینه رو روشن کنیم یخ زد بیچاره از سرما بخاری گازویلی هم بود اونم روشن کردم و نشستیم یادم افتاد قلیونم خونس خورد تو ذوقم بهش گفتم شرمنده من قلیونم جا موند خونه گف مهم نیس من سیگار میکشم گفتم تو میکشی من ک نمیکشم فقط قلیون گفت حالا ی نخ بکش پشت عرق میچسبه من ی نخ گرفتم و بیشتر دنبال این بودم ک بگم من ازت سیگار گرفتم کشیدم توام باید عرق بخوری سیگارو کشیدم عرقه چسبوندم ب سقف بهش گفتم تو ام باید بخوری ی نگاهی با خنده کرد و پیک خودشم ریخت و مث لاتا گرفت بالا و عرق ریخت ته گلوش و قرقره کردپیک دوم و سومو هم خورد و گفتم بخور ک قراره بد ناله کنی زیرم امروز دم ظهر شد گفتم بشین من برم روستای نزدیک باغ وسیله بگیرم برا ناهار گفت منم باهات میام رفتیم مرغ فروشی و کتف و بال اماده گرفتیم اومدیم باغ شومینه چوباش سوخته بود و زغال شده بودن با عرقمون ی سیخ ی سیخ کتف و بال درست میکردیم و میخوردیم ک گفت من دیگ نمیخام خیلی مست شده بود بیچاره دو سه تا پیک اولشم قرقره کرد منم دیگ نخوردم و چندتا دونه جوجه خوردیم من کل تایم نگاهم رو بدن این دختر بود از بس خوب بود ی بدن ملسی داشتکم کم خودمو کشوندم سمتشو سرمو گذاشتم روپاش و از چاک زاپ شلوارش با رونش ور رفتم صاف صاف بود یکم ک ور رفتم دیدم ی حالت دون دونی زیر دستمه دیدید بدن مور مور میشه چه شکلیه همونجوری شد رونش نگاه کردم تو چشماش و اونم دستشو اورد تو موهامو با موهام بازی میکرد در حدی راست کرده بودم ک دیگ طاقتم سر اومده بود بلند شدم هولش دادم سرشو گذاشتم رو پشتی و افتادم روش و لباسو میخوردم نه مقاومتی نه چیزی خودشم دلش میخاست اخه دختر تو قرار اول بد راه میده و ی خورده ناز میکنه این راحت لبو داد و خوشگل همراهی میکرد همینجوری ک لباشو میخوردم لب پاینمو گاز گرفت و منم از درد خودمو فشار دادم بهش کیرم قشنگ مماس با خط کصش بود ی ناله ی کرد و یه جون گفت منم حالا جرعتم بیشتر شد هر چند ثانیه کیرمو ی تکونی رو کوصش میدادم بلند شدم از روش و لباسامو در اوردم و دکمه های مانتوشو باز کردم ب حدی از جنون رسیده بودم ک سوتینشو باز نکردم ،سوتینشو دادم بالا و افتادم به جونه سینه هاش یکی تو دستم بود یکی تو دهنم اه و ناله اش در شده بود صورتمو و موهامو نوازش میکرد چشمم خورد ب تتو شونه اش و با زبون رفتم رو ترقوه هاش گاز ریز می زدم و نفس می کشیدم بدنش مور مور میشد زیرم و منم میخوردم رفتم سمت گردنش و از پایین خوردم تا به لاله گوشش رسیدم مثل آدم گرسنه ای ک میشینه سر سفره نمیدونه از کجا شروع کنه و چی بخوره همونجوری شده بودم از سینه به بالا هرچی داشت و من دوبار خورده بودم😂👻
گفت بلند شو لباسامو در بیارم من همینجوری ک بلد شدم دو طرف شلوارشوگرفتم ک بکشم پایین دیدم صدای خوردن درب ماشین به هم اومد شلوارشوول کردم پریدم پشت پنجره دیدم عموم با ی مرد دیگه ای دارن میان سمت در اتاق بهش زنگ زدم گفتم من با کسی ام تو اتاق گفت میخام وسیله ها مهندس و بردارم و بریم سریع پوشیدم لباسامو و دختره ام لباساش و مرتب کرد نشستیم پا بساط اومدن در زدن رفتم درو باز کردم مهندس منو دید یهو خندید حقم داشت بخنده چون لبام و صورتم با رژلب یکی شده بود بعدا ک تو آینه دیدم فهمیدم چی شده و داستان و چیه …
اونا هم وسیله هاشونو برداشتن و رفتن دختره ام هرکاری کردم دیگ راه نداد و ترسیده بود بهم کفت پاشو بریم یکی دوبار اصرار کردم دیدم نه کیرشو کرده تو اینکه پاشو بریم منم قاتی کردم براش و پاشدم گفتم بریم اومدیم سوار شدیم تا خود شهر باهاش حرف نزدم و ۱۶۰و۱۷۰تا میومدم رسیدم باهاش خداحافظی ام نکردم و رفت گفتم نه اون دیگ با این رفتار من پیام میده نه من با رفتاری ک اون کرد سمتش میرم. دیگ ن من پیام دادم و نه اون تا ی هفته گذشت از اراک داشتم میرفتم گلپایگان جلسه تو راه دیدم عه زنگ زد منم با سردی جوابشودادم گفت کجایی گفتم تو جاده گفت کجا بسلامتی و منم بی حوصله و کلیشه ای جوابشومیدادم گفت بیا دنبالم منم ببر همونجا ب ثانیه نشد کیرم نبض زد گفتم من نیمه راهم میرم و بر میگردم میام دنبالت گفت نه برو خمین بمون منم میام باهم بریم گفتم باشه هوا سرد بود و ابری منم یواش اومدم ک بهم برسه اول خمین که رسیدم موندم منتظرش بهش زنگ زدم گفت ی رب دیگ میرسه زنگ زدم ب دوست دختر خودمو بهش گفتم من دارم میرم تو جلسه ونمیتونم گوشی ببرم گوشیم تو ماشینه و اومدم خودم زنگش میزنم گوشیمو گذاشتم رو سایلنت دیدم چند دیقه بعد ی فیدلیتی پرایم ۷نفره جلوم پارک کرد وصفحه گوشیم روشن شد ماشینمو شناخته بود گفت ماشینتو بزار با ماشین من میریم من ناراحت بودم ازشو نمیخاستم قبول کنم اما زیادی اصرار کرد و منم ناچار قبول کردم و ماشینو پارک کردم و کیفمو برداشتم رفتم سمت ماشینش و سوار شدم دست دادیم و بوسم کرد و ازم معذرت خواهی کرد گفت من استرس بهم وارد بشه کلا سگ میشم و بابت اونروز ازم معذرت خواهی کرد .
منم ی نگاه ب تیپش کردم و دیدم چی شده لامصب گفتم امروز باید جبران کنی خندید گفت حالا تا جبران دیدم اگ بخوام برم گلپایگان و برگردم کلی تایم از دست میدم زنگ زدم شرکت هماهنگ کردم و گفتم ماشینم مونده تو راه ونمیرسم بیام جلسه و اطلاع دادم و قطع کردم .
هوا سرد بود بهش گفتم نظرت چیه بریم آبگرم محلات گفت من اوکیم اتفاقا لباس های استخر هم عقب ماشینه حوله ام دارم رفتیم تو شهر حوله گرفتم و شورت و راه افتادیم تا رسیدیم آبگرم محلات ی سوئیت اجاره کردیم و با ی استخر ک برا ورود ب استخر باید هماهنگ میکردی با صاحب مجموعه چون چندتا سوئیت داشت با یدونه استخر خلاصه اش کنم ما رفتیم تو استخر و تو اب چسبیدم بهش و خودمو میمالیدم بهش و لباشو میخوردم وبا دستمم کصشو میمالیدم چشاشو بسته بود و لم داده بود تو بغلم و لذت میبرد.ولی حس و حال اون روزو نداشتم اون روز ی چیز دیگ بود با سینه هاش ور میرفتم و تو فکر این بودم ک اگ از کون نداد لاپایی بکنمش همینجوری ک تو آب بودیم کیرمو از گوشه شورتم دادم بیرون و گذاشتمش لای پاهاش یهو برگشت تو صورتم نگاه کرد گفت تو اب؟؟؟
من دیگ زده بودم بالا و این حرفا سرم نمیشد اوردمش بیرون از اب و خابوندمش لب استخر واومدم روش بدنامون خیس بود میکشید روهمدیگه لذت خاصی داشت بهش گفتم برگرد گفت میخای چکار کنی گفتم برگرد برگشت و شورتشو کشیدم پایینناخونمو با پیش اب کیرم روان کردم و گذاشتم دم سوراخ کونش مثل دلفین سر خورد خودشو کشید جلو گفت از عقب نه گفتم پ چی برگشت سریع شورتشو در اورد انداخت کنار منم کیرم از کنار شورتم اورده بودم بیرون گفت بیا اومدم روش کیرمو گرفت با دست گذاشت روکصش گفتم مطمنی گفت بیا پرده ندارم منم به هیچی فکر نکردم و ی فشار دادم دیدم نه واقعا پرده نداره پاهاشو حلقه کرد دور کمرمو وایسادم تلمبه زدن چشماشو بسته بود و فقط ناله میکرد منم داشتم لذت میبردم ک بعد از یکی دو دیقه ابم داشت میومد ریتممو یواش تر کردم و اروم اروم میزدم دیدم نه لامصب میخاد بیاد ولکن نیست درش اوردم اومدم روش با سینه هاش ور رفتم و لباشو میخوردم اونم داغ کرده بود میگفت فقط بکن منم داشت ابم میومد وخجالت میکشیدم ک انقدر زود دارم ارضا میشم گفتم داگی شو پس تا اومد داگی شه سر کیرمو بیشگول گرفتم و ناخونمو گذاشتم ته اونجا ک کیر ب کون وصل میشه محکم فشار دادم و اونم داگی شد از پشت گذاشتم تو کصش همینجوری ک تلمبه میزدم بدنش عین ژله میلرزید و ناله میکرد پهلوهاشو گرفته بودم و داشتم میزدم یهو ولا شد رو زمین وایساد لرزیدن با هر لرزشی انگار من کیلو کیلو ب خودم افتخار میکردم یعنی اگ ده ثانیه دیگ نشده بود من ارضا میشدم و شرفم میرفت تا اومد حالش جا بیاد و دوباره بکنم ده دقیقه شد من تو اب بودم دیدم حالش بهتر شد اومدم بالا از اب جلوش وایسادم گفتم بخور فک نمیکردم بخوره برام اخه ازونا بود ک خیلی ناز میکرد و عشوه میومد یهمو گرفت کیرمو تو دست ی لیسی زد ب سر کیرمو یهو کرد تو دهنش نفسم بند اومد اینو اون پسرای ک توقع ندارن براشون بخورن و یهو میخورن متوجه میشن داشت برام میخورد یکی دو دیقه ک شد ابم داشت میومد اصلا بهش نگفتم فقط یهو کشیدم بیرون از دهنشو همینجوری ابم میریخت رو صورتش و سینه هاش با ی حالت خشم نگاهم کرد ولی چون خوب ارضاش کرده بودم بهم هیچی نگفت و رفت زیر دوش …
تو سوییت ی راند دیگه زدیم ولی اون خیلی جذاب نیست
قسمت بعدی از کردنش تو خونشون مینویسم ک مامانش سر رسید
شرمنده طولانی شد امیدوارم بهتون چسبیده باشه داستان
نوشته: کامروا
4 پاسخ به “از ناکامی تا کامروایی در استخر (۱)”
تو این داستان تا الانش هرچی بود جز گی
کسشر خالصحرومزاده تو دوس دختر داری گوه میخوری میری با یکی دیگه سکس میکنیادمای عوضی مثل تو کم نیستن، ولی امیدوارم نسلتون منقرض بشه کسکش
اُسکُل جانتگ داستانت گی بودالان این توهمات و عقده هات که نوشتیکجاش گی بود ؟
تاپیک گی زدی که داستانت ویو بگیره لاشی؟ 😂