آیلتس (۲)

حالا دیگه بورسیه شده بود اولویت دومم. مهدیس تمام فکر و ذکر منو به خودش مشغول کرده بود. جلسه سوم نزدیک بود فرصت کمی داشتم تا مطالبی که پرینتش و داده بود یاد بگیرم پس نباید وقت رو تلف میکردم. در حالیکه چهره و بدن مهدیس جلوی چشمام بود تمرکزمو گذاشتم رو یادگیری وقتی حس موفق شدن بهم دست داد ی پیام بهش دادم و گفتم آماده ام چند تا سوال کرد جواب دادم گفت عصر بیا.
مثل ی بچه کوچولو ذوق میکردم اصلاح کردم دوش گرفتم و نشستم رو مبل تا عصر بشه😂

از آشنایی با مهدیس تو پوست خودم نمیگنجیدم
چهره و بدن و رفتارش خیلی خوب بود و منو حسابی گرفتار کرده بود.
سر ساعت ۵ زنگ زدم مهدیس درو باز کرد واای خدای من چی میدیدم! مهدیس ی تاپ بندی خیلی مختصر پوشیده بود پشتش که کلا لخت بود جلوشم فقط می می اش و پوشونده بود، ی دامن سفید، چین دار و گشاد و خیلی کوتاه هم پوشیده بود که اگر به هر طرف خم میشد شورتش دیده میشد البته اگه شورت پوشیده باشه!!! مهدیس با موهای رنگ شده با رنگهای آبی آسمونی و صورتی و… اون لباس مختصرش پرستیدنی شده بود و من مات و مبهوت جلوی در بودم.
نمیای تو؟
چرا چرا و رفتم تو.
باهام روبوسی کرد تو چشماش نگاه کردم و با لبخند گفتم خانم اجازه! چقدر خوشگل شدید!!!
مرسی عزیزم تو هم خیلی شیک شدی.
نمیدونستم بخندم یا گریه کنم در حالیکه چشم از مهدیس برنمیداشتم خیلی آروم رفتم طرف مبل و منتظر شدم
چه ادکلن خوبی زدی میدونستی این رایحه برای تحریک دخترا خوبه؟
نه. ولی حدس میزدم تو خوشت بیاد.
مهدیس با چشماش هیپنوتیزمم کرده بود هر طرف می رفت…بیچاره شده بودم محو و بی اراده…
بدون مقدمه شروع کرد به انگلیسی صحبت کردن دور من میچرخید و مثل بلبل سوال میکرد منم جواب میدادم که یهو پرسید:
Do U love me?
Yes, of course!
Why?
Because of your eyes, your hair, and your…
And my sexy body?
Yes, yes… your body is Excellent
OK. Let’s go

مهدیس همینجوری راه میرفت و سوالهاشو ادامه میداد و منم جواب میدادم. تا اینکه دیگه فکم خسته شد گفتم:
عزیزم نمیشینی؟
اگه تو دوست داری میشینم ولی نه کنارت روبروت.
ی صندلی کشید جلو، پشت و روش کرد و مثل کابوی ها روبروم نشست. اگه پشتی صندلیه نبود تمام لای پاشو میدیدم ولی خودش میدونست داره چیکار میکنه.
کیرم تو شورتم گیر کرده بود یخورده جابجا شدم تا آزادش کنم مهدیس متوجه شد بلند شد و ی دور زد و برگشت ولی این بار صندلی رو برگردوند و روبروم نشست خیلی سعی کردم لای پاشو ببینم ولی خیلی حرفه ای پاهاشو به هم چسبونده بود. ولی همینجوریشم تحریک کننده بود دو تا رون سفید بدون لک و جوش چسبیده به هم فرق زیادی با کس نداشتن.
دوباره مات و مبهوت نگاش کردم از سر تا پا، محشر بود.
چیزی شده عزیزم؟
مهدیس جان بازم نفسم بالا نمیاد.
(دوباره ضربانم رفته بود بالا قلبم داشت میزد بیرون.)
اگه شاگرد خوبی باشی آخر جلسه بهت ی جایزه ی عالی میدم.
چی؟
ی چیز خوب که اتفاقا دوسش هم داری.
مثل اون روز، ی لیوان ویسکی با دو تا گیلاس اورد منم همشو سر کشیدم.
(با خنده) خلاف ت بالاستا!!!

همینطور که مهدیس راه میرفت و عشوه میومد منم با چشمام دنبالش میکردم.
مهدیس جان، امروز هم با هم میرقصیم؟
البته ولی بهتره لباسمو عوض کنم.
نه اتفاقا همین ۲ تیکه خوبه.
ای شیطون تیکه میندازی؟ باشه با همینا.
دوباره داغ کردم.
ی آهنگ شاد گذاشت بلند شدم ی تلو تلو خوردم و افتادم تو بغلش تا منو گرفت توبغلش کیرم اعلام حضور کرد.
امیر رقص لامبادا رو دیدی؟
آره.
بلدی برقصی؟
فکر کنم بتونم.
آهنگ و عوض کرد و لامبادا گذاشت. اولش گیج بودم دو سه بار پاشو لگد کردم ولی بعد درست شد ی زانومو کردم لاپاش و درست گذاشتم رو تپلی کصش. محکم دستاشو گرفته بودم و پنجه هامون تو هم بود. حشری که میشدم پنجه هاشو فشار میدادم اونم میفهمید و لبهاشو گاز میگرفت. همش با فکر کردنش تو رویاهام بودم. یکی دو تا اصطلاح انگلیسی سخت رو پرسید که من با زانوم زدم رو کصش که دیگه بیخیالش بشه.
داشتم حال میکردم که لامبادا تموم شد دیدم داره ازم جدا میشه چسبیدم بهش لبهامو گذاشتم رو لبهاش و خیلی شل و عاشقونه اونا رو تحریک کردم واقعا لذتبخش بود رو ابرها بودم و به هیچ چیز دیگه فکر نمیکردم.
لبهاش و کشید و گفت: امیر میدونی که من قبلا ازدواج کردم… ولی بچه مچه ندارما.
چه خوب! بچه مشکلات رو زیاد میکنه. طلاق گرفتی؟
نه ولی علتش مهم نیست همین دم و خوش باش.
اوکی.
باشه فقط…… میشه این تیکه بالاییتو دربیارم؟
چرا که نه… منتظر من شد.
برگردوندمش و بند سوتینشو باز کردم تا سوتین و جدا کردم سریع دستهاشو گذاشت رو میمیاش.

خانوم خوشگله…میشه دستهاتونو از رو میمیاتون بردارید؟
ی لبخند شیطانی زد و آروم آروم دستهاشو کشید.
بلندش کردم گذاشتم رو اوپن پاهاشو باز کردم رفتم اون لا. زیربغلهاشو گرفتم و کشیدم سمت خودم ی نیگا به میمیاش کردم و خیلی آروم و عاشقونه یکیشو گذاشتم کف دستم مثل ژله تکون میخورد و دل آدمو آب میکرد تا اونجا که میشد با لبهام کشیدمش تو دهنم خیلی آبدار میکش زدم مهدیس چشمهاشو بسته بود و سرشو به عقب خم کرده بود حمله کردم با چند تا میک زدن و تلاش میمی دومی رم مزه کردم بسیار خوشمزه و لذتبخش بودن نگاهم افتاد به صورت مهدیس چشمهاشو بسته بود داشت لذت میبرد با احتیاط خوابوندمش رو او‌پن شورت و دامنش سرهمی بودن و دگمه شون یکی بود با باز کردن دامنش کص بلوریش هم نمایان شد.
این بشر تمام اجزای بدنش در بهترین شکل و حالت ممکن بود دامنشو گذاشتم کنار و خیلی عشقولانه لبهامو گذاشتم رو کصش سعی کردم با بیشتر باز کردن دهنم تمام کصش و بکشم تو ولی اونقدر خیس آب شده بود که هر طرفشو میکشیدم تو طرف دیگه ش لیز میخورد و در میرفت رفتم سراغ چوچولش دهنمو فشار دادم دورش و با قدرت میکیدمش تو دهنم اندازه ی بند انگشت چوچول اومد تو دهنم(همه تون اندازشو چک کردید؟😂) تا مهدیس بخودش بیاد با لیسیدن و میکیدن چوچولش تمام قدرت و توانش و ازش گرفتم با فشار و میکیدن چوچولش ی کیسه مشمایی آب از کصش ریخت بیرون بخودش میلرزید و سر منو فشار میداد به کصش. داشتم تو دریای کصش خفه میشدم زبونمو کردم توش و کشیدم رو به بالا یدفعه شل شد و از حال رفت بشدت ارضا شد و دیگه حتی نمیتونست دستشو بالا بیاره. ی مکث کردم چرخید به پهلو دستهاشو گذاشت لای پاشو چشمهاشو بست چند لحظه بعد گفتم پاشو ببرمت تو حموم خودتو بشور.
تو راه حموم چند بار تو چشمای من نگاه کرد نشست رو سکوی حموم، تکون نمیخورد آب ولرم میریختم رو تن و بدنش دستاشو از لای پاش برداشتم اون لا پر از آب چسبناکی بود که از کصش ریخته بود بیرون کمکش کردم تا با آب زیاد آب کصش رو بشوره نمیتونست دست به کصش بزنه نفسش میرفت با آب خالی کصشو شستم چشمهاشو بست و تکیه داد به دیوار.


نوشته: امیر

بازدید 10,074

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

یک پاسخ به “آیلتس (۲)”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید