یه یارویی هم که پروف نداره همیشه زیر کل داستانا یه جمله مینویسه کلا سر همین بقیه اش هم مینویسم
رفتم خونشون و سه شاخه گلی که خریده بودم رو دادم بهش
لباسش اندامش رو خیلی نمایان نمیکرد و همونطور که گفتم سینه هایی برجسته اما نسبتا کوچیک
قد بلندش با لباس مشکی اش خیلی بهم میومدن
من متوجه تغییری تو ظاهرش شدم
گفتم عطیه کاری کردی؟ گفت فهمیدی؟
گفتم فک کنم ابروت مشکی تره
گفت از پس سر ام برداشتم و جای بخیه رو نشون داد
واقعا عوض شده بود. کاملا عین لارا کرافت بود
پاشنه بلند نداشت چون توی خونه اش بود اما اگه داشت چی میشد
-شام رو بخوریم. این لباسا سختت نیست؟
_چرا اما گفتم بعد شام عوض کنم بهتره. اولش یکم شیک باشم خب
شام رو روی زمین به خاطر لباساش نمیتونستیم بخوریم پس مجبور شدم میز رو بچینم
میز نسبتا کوچکی بود به خاطر اینکه خب بزرگش رو نیاز نداشتن
یه پیتزای رست بیف و سیب زمینی و قارچ و پنیر
نوشابه هم که اصل کاره اصلا
نشستیم و غذا رو خوردیم. همراهش فیلم her رو گذاشته بود. فیلمش خیلی طولانی بود و ما غذامون تموم شد این تموم نشده بود.
گفت استپش کن من برم لباسام رو عوض کنم میام
من موندم و فکر و خیال. نمیدونستم الان باید حرکتی بزنم؟ نزنم؟ اگه نزنم و اون منتظر باشه چی؟
داشتم فکر میکردم که یهو درو باز کرد و با یه تیشرت خانگی و شلوار گرمکن اومد
گفتم خب تو اینطوری ای منم یه شلواری چیزی بده بهم
گفت اتفاقا میخواستم بهت بگم. از اون سعید بی پدر چند تا لباس اینا مونده نبرده باشه تو اون سگ دونی
گفتم خب میخوره بهم؟ گفت فیت فیته.قدت مگه 1 و 70 نیست؟ گفتم اره. گفت خب سعیدم همینه
رفتم تو اتاقش که عوض کنم دیدم اووف. یه تابلوی بزرگ با عکس خودش و لباس شب نسبتا لختی
خیلی جیگر بود اما خب عمل و اینا اون موقع هیچی نداشت. 20 سالگی ازدواج کرد و تا 23 اینا اصلا بچه نداشت. بعد بچه اش تازه قرتی بازیش شروع شد
خلاصه عوض کردم و نشستم رو مبل یه نفره و ادامه فیلم رو ببینیم
گفت چیزی میخوری؟
_همین الان شام خوردیما! شرمنده نکن
-خب حالا یه پفکی چس فیلی چیزی؟
_باشه کجاست بیارم؟
-بشین میارم
خلاصه یه قوطی آبجو و چس فیل و چیپس پنیری آورد
نشستم کنارش که با هم بخوریم و ببینیم و منم دیگه واقعا یه حرکتی بزنم. دمای هوا رو ترموستات 25 نشون میداد اما انگار سرما تو کونم بود
گفتم پتو نداری؟
-مگه سردته؟
_تو سردت نیست؟ اگه میخوای برات بیارم
-نه نمیخوام تو کشو پایین کمدمه بی زحمت بیار
رفتم تو و کشو هارو باز کردم
اولی شرت بود که همه پاچه دار یه ور بود و توری ها توی یه جعبه باز شده یه ور دیگه
کشو پایینی هم حوله بود و یه شمد بلند
برداشتم و رفتم رو مبل دوباره
گفتم گل تا حالا کشیدی؟
-اره تو دوران نوجوونی یبار دوستام بهم دادن
_الان میکشی؟
-نه برا چی؟ نکنه داری؟
_اگه داشته باشم؟
خب باشه
رفتیم تو بالکن و رول های گل رو دراوردم
گفتم میخوای مشروبم بیاریم همینجا هوا خوبه
رفتم ودکا رو اوردم با دو تا پیک و توی یکی از سان استار ها که آلبالو و انار بود پودر رو خالی کردم
این دفعه دو تا خالی کردم و برای خودم یکی
حواسم بود که زنونه مردونه رو اشتباه نریزم به گا برم
اوردم پیک و مزه هارو و رفتیم تو بالکن نشستیم
شمد رو انداختم دور خودم و چه کارا که بخاطر کس ادم نمیکنه
داشتم میمردم از سرما
فهمید و گفت میخوای بریم تو؟ اسکلی خب سردته میای بیرون؟
رفتیم تو و گفتم پس نکشیم؟ گفت خب کسی نیست که بفهمه همینجا میکشیم
تو دلم دمت گرمی گفتم و اولی رو خودم روشن کردم
یه کام گرفتم و حبس کردم و به سرفه افتادم بهش گفتم من خودم خیلی بلد نیستم اگه بلدی یادم بده
گفت ببین باید بگیری و دودی که میدی بیرون رو بدی تو حبس کنی
بهم یاد داد و حدود سه تاشو باهم کشیدیم
تقریبا منگ بودم و ودکا رو نیروده بودم
رفتم اوردم و ریختیم
سلامتی گفتیم و خوردیم
یه دونه، دو تا، سه تا همینجور میخوردیم تا مست مست بشیم
بهش گفتم بیا جرعت حقیقت
-بابا ولمون کن نصف شبی
_بیا دیگه لوس نشو. تو مستی میچسبه
-برو تلوزیون رو خاموش کن میام
رفتم خاموش کردم و گفتم اول من
_با سعید سر چی به مشکل خوردی؟
-سنگین شروع کردیا! سر مامانش
_مگه فامیلت نبود؟
-خب اره دیگه همون. منم.دوست دختر داری؟
_داشتم کات کردیم.
-اه سر چی؟
_من رابطه میخواستم اون نمیخواست
-خب که چی، یذره صب میکردی خب
_6 سال باهاش بودم دیگه نمیشد منم فرق کرد علایقم یذره
-یعنی چی؟ گی شدی؟
_نه خب دیدم با هم سنام نمیسازم اومدم بالا تر
-اووه، پس شوگر میخوای بزنی؟
_یه چیزی تو اون مایه ها. پولم نداشت نداشت
-من پول ندارما گفته باشم دنبال من راه نیفتی
_گفتم که پول نمیخوام
نگاه عاقل اندر سفیهی انداخت بهم و بلند زد زیر خنده
از اون خنده ها که مست نبود میزد تو گوشم
گفت ای کلک پس امشب این همه قشقرق به پا کردی سر همینه؟
_همینه همین که نه. یه ساله
-اوووه. یه ساله تو کفی؟ بابا به خودم میگفتی تا الان نامزد بودیم
_حالا میگم الان
-نه دیگه الان نوبت توئه. بازی رو بچسب وقت زیاده
داشت امونم میبرید
داشتم وارد بازی ای میشدم که سال ها بود دنبالش بودم
عین پیک پیتزایی بودم که فقط بو میکشه
گفتم خب باشه. جرات یا حقیقت؟
-جرعت
_خب امم. سه تا پیک رو یجا باید بریزی بخوری. یعنی یه لیوان کامل با یذره مزه
-این که کاری نداره بیا.
رفت یه لیوان بزرگ اورد. تلو تلو میخورد و با هر تلو میخندید. میخواستم جوری مست شه که حرفامون هم دیگه یادش نیاد
یه لیوان بزرگ اورد و سه تا پیک رو دونه دونه از پیک ریخت تو لیوان و یه عالمه مزه ریخت توش
گفتم برو بالا. یذره چیپس و پفیلا کرد تو دهنش که نفهمه مزشو و رفت بالا یه نفس
وقتی اومد پایین لیوان خالی بود.
پشمام فر خورده بود. گفت حالا منم. جرات یا حقیقت
_جرعت
-باید زنگ بزنی دوس دخترت عر بزنی که برگرد
_نمیشه عطیه دهنم سرویس میشه
-خب بعدش بلاکش کن
زنگ زدم و سوگند برداشت. شروع کردم ناله که برگرد سوگند من عاشقتم هنوز و خنده هات تو گوشمه
عطیه اون پشت داشت جر میخورد. سوگند گفت مستی علی؟ گفتم اره مست چشاتم، از وقتی رفتی خماری دارم میکشم
یهو قطع کرد. من و عطیه زدیم زیر خنده. از اون خنده های بلند که فلک میلرزه. گفت دهنت سرویس فک نمیکردم انجامش بدی انقدر خوب. بلدیا
_خب دیگه جرات جرعته.حالا تویی
-حقیقت
_خب فتیشت چیه؟
-ما از این قرتی بازیا نداریم. همه چی کلاسیکش خوبه
_اهه خب باشه
اینو گفتم و لبم رو چسبوندم رو لبش
جا خورد و چشاش گرد شد
رفت عقب و گفت چته وحشی؟ تا حالا دختر ندیدی؟
گفتم مگه چیه؟
-چیه؟ کندی لبمو
_ببخشید اولین بارم بود
-پشمام. حتی این سوگند رو هم نبوسیدی؟ چه پاستوریزه. خوب نقشه میکشیا
لبش رو گذاشت رو لبم و اروم زبونش رو میچرخونن و منم تمام حرکاتش رو تکرار میکردم بدون سوال
چشمامون رو بسته بودیم و چند ثانیه فقط لب گرفتنی عین فیلما
دیگه داشتم حس گناه و حس لذت رو عمیق میکشیدم که دیدم دستش رو برد دور کمرم و لباسم رو شروع کرد درآوردن
منم دقیقا مو به مو کار هایی که میکرد رو تکرار میکردم
توی یوتوب درباره باز کردن سوتین ویدیو دیده بودم و خیلی حرفه ای بلد بودم
ببخشید خسته کننده شد اما خب یه شب با جزییات الکی نیست واقعا. اگه دنبال داستان سکسی سریع هستی قسمت بعد هم که دیگه اصل کاره
مرسی خوندی. لایک کن و نظرتو بگو
نوشته: AAGH666
5 پاسخ به “آیا عشق دخیل بود؟ (۲)”
نمیخواستم کامنت بزارم ولی اخه باز کردن سوتین هم بلدی میخواد؟؟؟؟توی یوتیوب اموزش دیدی بابا ایول، اموزش پوشیدن شرت خودتم ببین حتما 🤣
پس برا همین چیزا بوده که یوتیوب رو فیلتر کردن🤣
گفتم این قسمت بهتر میشهاما بدتر شداینهمه نوشتی و نوشتیفقط مشروب و گل و جرات حقیقت ؟این کارها هر روز انجام میشه و مال بچه های ۱۵ ساله هست
ساقی نامرد نمیگه توگل پهن گاوبریزم مغز مردم بگامیره، سری بعد خواستی گل بخری بیاپیش خودم گلت ناخالصی داره واشرسرسیلندر زدی
باید اینجا تمومش میکردی که نکردیمغز که نداری لا اقل بذار از کله پوکت به جای سنگ توالت استفاده بشه!