سلام دوستان خسته نباشین
این داستان بر اساس واقعیت نوشته شده
من علیم ۲۶ سالم و همسرم ۲۰ سالشه یه سالی هست ازدواج کردیم
یه مادر زن دارم ۴۱ ۴۲ سالشه فوقلاده سکسی بدن تو پر ممه ها بزرگ و کون خوش فرمش منو از روز اول که دیدمش دیوونه کرده
از همه مهمتر رنگ پوستشه که برنزه انگاری که هر روز سولار میره
ما ۵ ماه بعد عروسی پدر زنم به علت مشکل قلبی که داشت سکته زد فوت شد
ما موندیمو مراسمو این حرفا از یه طرف حال زنم بد بود از یه طرف مادر زنم که اسمش ژالس ما هی اینو دلداری میدادم هی اونو دلداری میدادیم از یه طرفم زنم یک دختر بود باید دنبال مراسمو این حرفا بودیم که بدجوری گاییده شدم چند روز
گذشت تا چهلم تموم شد ما تا چهلم خونه مادر زنم بودیم گفتم تنها نباشن مادر دختر پیش هم باشن بعد گفتم ما دیگه بریم خونمون شما هم یکم تنهایی راحت باشو لباس مشکیو درار دیگه
رفتیم خونه یه یماهی گذشت دوباره من یروز در میون میرفتم یه سر به ژاله میزدم ولی این آخریا که میرفتم خیلی تعجب میکردم قبلا جلو من روسری سر می کرد الان هر موقع می رفتم راحت بود با تیشرت و شلوارک و روسریم که سرش گرد بود منم کیف میکردم میدیدمش
آقا ما رفتیم خونه روزا گذشت زن ما سالن زیبایی داره دو سه تا همکاراش تصمیم گرفتن زن مارو ببرن یه مسافرت دخترونه یه روزه ویلا بابای یکی از بچه ها سالن که حالو هواش عوض بشه اخه یکم افسرده شده بود
خلاصه اینا ۵ شنبه صبح قرار شد برن که منم تا پیش رفیقاش برمش و سوار شدن رفتن بعد رفتم در مغازه نشسته بودم که دیدم ژاله پیام داد امشب شام بیاین اینجا که جواب دادم ندا رفت مسافرت با دوستاش فردا شب میاد
که ژاله جون گفت خب خودت بیا تنهایی میخوای بمونی خونه چیکار بیا شام درست میکنم باهم بخوریم منم تنهام خلاصه قبول کردم و ساعت ۴ بعدازظهر بود که دیدم زنگ زد و گفت میتونی زودتر بیای یه سر بریم تا سره خاک دلم گرفته منم بیکار بودم مغازه رو بستم و رفتم دنبالش بردمش سره خاک ساعتی اونجا بودیم بعد داشتیم میرفتیم خونه که ازش پرسیدم شام چی میخوای درست کنی که گفت ماهی دراوردم سبزی پلو با ماهی بزارم بهش گفتم اونو بزار فردا شب امشب میریم شام بیرون مهمون من که با اصرار قبول کرد
من یه رفیق دارم بار میبره سقز هر موقع میاد واسم ودکا میاره شانس ما یه نصف شیشه تو ماشین داشتم
آقا ما رفتیم خونه ژاله و ۵ دیقه نشستم گفتم من برم خونه حموم کنم آماده بشم واسه شب که یهو چشماش ۴ تا شد برداشت بد کرد و خندید گفت وا مگه امشب چه خبره که بری حموم اماده شی بعد نگاش کردم فهمیدم چی شده بهش گفتم ببخشید با ندا اشتباه گرفتم فکر کردم نداس حواسم جای دیگه بود که گفت اشکال نداره پسرم شما جونین نیاز دارین ما که دیگه پیر شدیمو کسیم نیست شب جمعه ها بره حموم خودشو واسه ما آماده کنه
یهو پشمام ریخت داشت اینجوری می گفت کیرمم یه تکون چی خوردو با خنده گفتم حالا من برم تا شب ببینم چه فکری میتونم بکنم واست که اونم خندید و گفت برو بیشعور
من اومدم خونه همش تو فکرش بودم که امشب باید اینو بکنم این الان چند وقتم هست کیر نخورده لهه لهه میزنه
خلاصه رفتم حمومو تروتمیز کردمو انقدر تو فکرش بودم کیرم داشت میترکید از شق درد گفتم امشب باید بکنمش یه جق زدم به فکرش و یکم خالی شدم تا اومدم بیرون لباس پوشیدم اماده شدم ساعت شده بود ۷وخورده ای زنگ زدم بهش جواب نداد ۲ ۳ بار زنگ زدم جواب نداد یهو ترسیدم گفتم این حالش بد نشده باشه رفتم دم خونشون دیگه حواسم نبود در بزنم کلید انداختم رفتم تو دیدم هیچ صدایی نمیاد کسیم نیست رفتم در اتاق خابشو باز کردم صدا دوش حموم میومد رفته بود حموم لباساشم دراورده ریخته بود رو تخت اینا جلو در حمومشون یه ایینه قدی چسبوندن به دیوار که اگه دره حموم یه وجب باز باشه تو معلومه که از شانس من بسته تر بود یهو یه فکری زد به سرم که بخابم رو زمین از زیر در نگا کنم ببینم تو چه حالتیه که دیدم رو به سمت دوشه کونش سمت من بود همین که چشمم خورد بهش از ماتریس خارج شدمو حواسم کلا پرت شد که میخاستم چیکار کنم داشت خودشو لیف میزد که صابون یهو افتاد رو زمین دولاشد برداشت کصشم قشنگ قلبه ای زد بیرون من درو یکم باز کردم که تو دیده بشه و اومدم بیرون یه شرتشو برداشتم با کرستشو یکم مالیدم به کیرم بعد گفتم بزار یکاری کنم ببینم متوجه میشه یا عکسوالعملش چیه شورتشو برداشتم بردم با خودم تو ماشین گذاشتم تو داشبورد یه یه ربی تو ماشین صبر کردم که زنگ زدو گفتم جلو درم زنگ زدم جواب ندادی گفت بیا بالا
رفتمو دیدم با یه حوله حمومی اومد جلو که چاک پستونش قشنگ معلوم بود با پروپاچش خندیدمو گفتم ای بابا توام رفتی تروتمیز کردی خندید گفت عوضی من واسی که باید تروتمیز کنم دیگه
رفت لباسو پوشیدی یه ارایش سکسی کرد و اومد سوار ماشین شد رفتیم بیرون یکی از بهترین رستورانای شهر که باغ رستورانه البته
ژاله میدونست منو ندا مشروب میخوریم به ژاله گفتم چیه خسته شدی گفت آره میرم حموم میام خسته میشم حاجی خدا بیامرز همیشه ماساژم میداد رگو پیم باز میشد حالم جا میومد ولی الان حیف شد که گفتم میخوای یه چیزی بدم بخوری حالت جا بیاد یهو جا خورد گفت چی گفتم مشروب گفت داری مگه گفتم تو میخوری گفت بیار ببینیم بخوریم ولی باید قول بدی به ندا نگی اینجا ۲هزاریم افتاد که اینم خودش زده بالا و میخاره
گفتم باشه رفتم یه آب معدنی کوچک گرفتم خالی کردم عرقو ریختم توش بردم تو رستوران تو یدونه آلاچیق شیشه ای هاش که با صفا بود نشستیمو یکی اومد سفارش بگیره من ۳ تا سیخ بال با دوتا کباب با یه لیموناد بزرگ سفارش دادم که ژاله گفت منم ۲ کباب بیشتر نمیخورم
این رستوران کلا کباب و جوجه با نون داغی که خودشون میپختن حال میداد
اقا اوردن سفارشو ما ۳ ۴ تا لقمه خوردیمو دره عرقو باز کردم یه لیوان پر ریختم براش یدونم واسه خودم ریختم سالاد سزار هم گفته بودم بیاره سس زدم روشو گفتم عرقو بخور پشتش یکم سالاد بخور که گفت تو اول بخور منم جو گرفته بودم لیوانو اوردم بالا گفتم سلامتی مادرزنم و خوردم بعد بهش گفتم بخور دیگه نفری یه نصف لیوان دیگم هست اینم بخوریم تمومشه پیکو اورد بالا گفت سلامتی دامادم که امشب منو از تنهایی و غربت دراورد و خورد یه بال براش استخون گرفتم گذاشتم دهنش سری که دلشو نزنه بعد نصف لیوان دیگم ریختمو ژاله نمیخورد با اصرار که سر درد میگیری حالت بد میشه این حرفا اونم خورد شامو خوردیمو داشتیم میرفتیم سوار ماشین بشیم گه دیدم نمیتونه کفش پاش کنه گرفتمش بردمش تو ماشین رفتم حساب کردم رفتم تو ماشین که دیدم داره میخنده هار هار خوشحال خندون منم یه اهنگ شاد واسش گذاشتم یکم تو ماشین رقصیدو کیف میکردیم یکم عرق کرده بود گفت دستمال کاغذی داری گفتم تو داشبورد هست دره داشبوردو باز کرد یهو شورتشو دید گفت شورت نداس خندیدیمو گفتم نه بعد گفت عی لاشی این شورت منه که یهو ترسیدم گفتم الان فاز نگیرش کیر کنه تو همچی که خداروشکر خندیدو گفت عوضی تو کی شورت منو برداشتی منم براش توضیح دادمو خندیدو چیزی نگفت رسیدیم دره خونشون که پیادش کنم برم خونه که گفت نه بیا من امشب حالم خوب نیس پیشم باش قبول کردم رفتیم تو خونه کولرو روشن کردو بدنش دم کرده بود منم شلوارمو دراوردم با یه رکابی و شلوارک نشستم رو مبل که گفتم بزار یه اهنگ بزارم اسپیر خونرو روشن کردم یه اهنگ شاد گذاشتم یهو رقص کنان اومد تو حالو شرو کردیم با هم رقصیدن دیدم هی کونشو میماله بمن منم از خداخاسته یهو از پشت گرفتمشو یه موک زیر گوشش زدم یه اه سکسی کشیدو دیگه این مار بهم پیچیدیم برگشت لب میگرفتیمو کونشو میمالیدم
یه شوار خاب پاش بود کشیدم پایین دیدم شورت نداره ک انگشتمو از پشت کردم لا کصش که دیدم خیس کرده عجیب دره گوشش گفتم انگاری حالت امشب خیلی خوبه گفت اره عشقم تو حالمو خوب کردی منم برات جبران میکنم دستشو کرد تو شلوارمو کشید پایین نشست موهاشم گوجه ای بسته بود شرو کردن ساک زدن واقعا حرفه ای میخورد یه ۳ ۴ دیقه خورد برام بلندش کردم گفتم بریم تو اتاق خاب رو تخت رفتیم انداختمش رو تخت رفتم لا پاش شروع کردم کصشو خوردن یه ۵ دیقه خوردم دیدم سرمو داره فشار میده به کسش که فهمیدم ارضا شد یه دو دیقه ای فرصت دادم به رفتم سراغ ممه های گندش سرمو میزاشتم لاشون ممه هاشو فشار میدادم به اینو اونور سرم چه حالی میداد نوبتی میخوردم براش که گفتم حالا پاشو قمبل کن داگی شو بدون معطلی داگی شد لب تخت وایسادم یه ۵ دیقه تلمبه زدم مرگ بار انگشتمم میکردم تو کونش که صداش در نمومد فقطط ناله میکرد همینجوری داشتم میکردم که یهو رفت جلو گفت برو در اون کمد رو باز کن باز کردم گقت لا اون پتو سبزه رو دست کن دست کردم دیدم یه کیر مصنوعی درومد ازونجا خندم گرفته بود گفت بجا انگشتت با این بکن که دوباره برگشت به حالت داگی کیرم گذاشتم تو کصش دیلو هم یواش یواش کردم تو کونش که تو ابرا بود قشنگ یه ۷ ۸ دیقه کردم دیدم دوباره به لرزه افتاد رفت جلو منم رفتم خابیدم روش یکم مالیدمشو گردنشو خوردم بعد اوردمش لب تخت دوباره ایندفه برگردوندمش لنگاشو دادم کیرم کردم تو کونش کیر مصنوعی هم کردم تو کصش بهش گفتم داره ابم میاد که گفت بریز توش گفتم بیا بریم رو سینه هات یه با شماره ۳ من اومد جلو ممه هارو چسبوند بهم ریختم روش مالیدم بهش که بغل هم یه ۵ دیقه بغل هم خابیدیم که دیدم بیهوش شدو خابیدم باهم تا صبح دیگه رابطه سکس ما شروع شد تا همین امروز
اگه دوست داشتین بگین بقیشم بنویسم
نوشته: علی
19 پاسخ به “مادرزنم دلش میخواست”
خزعبلات یه بچه سال کص ندیده
تخمی بی سواد بچه سن کون بچه
مادر زن؟ تو هنوز مفهوم مادر زن نمیدونی چاقالی فرقی با مادرت نداره. اومدی چهارتا کصتان خوندی. رفتی تو فاز؟ ابله ای +در حقیقت شک دارم. اصلا مادر زنی باشه. تو یک بچه هستی. که تحت تاثیر کصتانها هسی!
دروغگو کم حافظه میشه. وودکا از مرز آورده بود دوستت یا عرق سگی کیر و خایه یازده نفر از بچه های سایت تو حلقت
خوبه نگفت برگرد من با کیر مصنوعی بکنمت
آقا منم با مادر زنم شدیدا حال کردم ولی قضیه به این راحتیا نیست که اینا میگن اتفاقا از داستانهای اینجا هم یکبار دست بهش زدم که به گام داد ولی بعد خودش دید خیلی میخامش پا داد دیگه
کیرم دهنت جقی
عاقبت لقمه حروم و شیر کثیف مادرت و نطفه ای که باید از مادرت بپرسی کی درست کرده که افتخار میکنی به بی ناموسی
کف دست هم به این سرعت پا نمی ده
کوس گفتی آی کوس گفتی مثل یک کوسخول گفتی مردک کوس دست ۱۴ ساله
با سلام داستان نویسی یه هنره به خیلی مسائل باید توجه کرد حتی اگر تخیلی باشه باید منطق داستان نویسی رعایت بشه مثلا دیگه کدوم در حمومه که زیرش مثل حموم عمومی های قدیم از زمین فاصله داشته باشه که بتونی از زیر در دید بزنی
مگه مادر زن جلوی داماد روسری سر میکنه
پسر جان بزرگ که شدی زن جنده گیرت میاد با مادرش که اونم جنده هست کس هم از نزدیک میبینی . فعلاً از کون دادنها بنویس واسمون
ادامشو بذار
حالم بهم خورد یاد اولین داستان های سکسی که قدیما با بلوتوث واسه هم میفرستادیم افتادم . داستان های قدیمی اینجوری بود که رفتم در خونشون دیدم در بازه رفتم تو دیدم در اتاقشم بازه رفتم تو اتاق دیدم در حموم بازه دوباره رفتم تو دیدم یه کوس نشسته میگه تا دیروز کجا بودی بیا بکن …
بنویس
کوص شعر چهارتا۱۴ساله مثل خودت لابک میکنن توهم باورکردی که بقیه باورکردن
خوب بود چه واقعی چه دروغ
این خاطره بود البته، ندا هم تو باغ با دوست پسرش داشت کیر سواری میمرد