من پارسا هستم این داستان برمیگرده به زمانی که کلاس هفتم بودم من یه پسر سفید و نسبتا چاق بودم توی مدرسه دوستی به نام بهنام داشتم که همکلاسی من بود ما همیشه باهم بودیم توی حیاط ورزش و حتی با هم بیرون هم میرفتیم.
حالا که با بهنام حسابی دوست بودم و با هم حسابی صمیمی بودیم همیشه میدیدم که زیادی به پا های من نگاه میکنه من هم زیاد توجه نمی کردم تا این که روزی از پا و فوت فتیش بحث شد و اون گفت که خیلی علاقه داره به پای و چیز هایی که به پا ربط دارن من هم کمی شک کردم که این علاقه روی من بیشتر از بقیه هست چون من همیشه پا های خوشگل و تمیز داشتم و بهنام رو به خودش جلب میکرد .
یه روزی قرار شد که بچه های کلاس ما برن نمازخانه برای نماز رفتیم اونجا داشتم کفشامو که در میاوردم دیدم بهنام مثله دیونه ها به پاهام نگاه میکنه رفتیم تو بهنام پشت من واسه نماز وایساد من تعجب کردم که چرا رفت پشتم بعد که شروع کردیم به نماز وقتی که سجده کردیم حس کردم یکی داره پاهامو بو میکنه خیلی تعجب کردم برای بار دوم دیدم این بهنامه که سرخودشو چسبونده به پا هام نماز که تموم شد من رفتم پیشش گفتم چرا این کارو کردی گفت دسته خودم نیست وقتی پا ها تو میبینم دیوونه میشم منم هم جوابی پیدا نکردم بدم .
زنگ آخر مدرسه که زده شد من داشتم میرفتم خونه که دیدم بهنام داره منو صدا میکنه برگشتم دیدم مگه میشه بیای خونه ی ما من گفتم باید با مامانم حرف بزنم رفتم از مدرسه به مامانم زنگ زدم اون هم اجازه داد با هم دیگه رفتیم خونشون اون توی راه گفت کسی توی خونه نیست و تنها هستیم .
وقتی رسیدیم خونه و رفیتم داخل جلوی در که کفشامو در می آوردم دیدم داره نگاه میکنه گفت چقدر تو پا های خوشگلی داری منم گفتم خیلی دوست داری اون گفت اره میشه لیس بزنم منم قبول کردم و رفتیم توی اتاقش من روی تختش داراز کشیدم اون رفت اتاق خواب دیدم یدونه طناب و روغن بچه ویه جفت جوراب شیشه ای سفید اورده گفت تو راحت داراز بکش منم داشتم از هیجان سکته میکردم چون تا حالا کسی با من این جوری رفتار نکرده اون پا ها ودستامو بست به تخت وشروع کرد به بو کردن جوراب های سفیدم که نازک بودن و انگشتای پام ازش معلوم بود قشنگ حس میکردم هوای که میکشید بعد اون شروع کرد به لیس زدن جورابام وقتی لیس میزد منم قلقلکم میومد من بلند می خندیدم بعد دیدم داره جورابامو درمیاره و شلوارشو هم در اورده دیدم جورابای کشید روی کیرش وداره با جورابای من جق میزنه بعد دیدم داره پا هامو با روغن چرب میکنه بعدش شروع کرد به خوردن پاهام منم از شدت قلقلک وخنده خودمو خیس کردم اون داشت لای انگشتام زبون میکشید انگشتامو میک میزد و گاهی هم قلقلکم میدادی و فکر کنم ۱ ساعت این کارو تکرار کرد وبعداز یک ساعت داره پا هامو خشک میکنه و جوراب شیشه ای سفیدی که ماله مامانش بود رو میپوشونه برای من گفتم مخوای چیکار کنی گفت باید فوت جاب بزنی بعد کیرشو چسبودن به کفه پای نازم که با جوراب شیشه ای مادرش سکسی تر شده بود من ناچار شروع کردم به فوت جاب کیره داغشو حس میکردم که میخورد به کفه پام دیدم داره پاشنه یجوراب سوراخ میکنه تا کیرشو بده توی جوراب وقتی که کیرش اومد توی جوراب من خیلی قلقلکم اومن و داشتم بلند میخندیدم بعد از ۲ دقیقه زود ابش اومد و ریخت روی پا هایم انقدر ابش زیاد بود که کل پاهام خیس شد بعد اون کیرشو در اورد و دست وپا هامو باز کرد من هم رفتم پا هامو تمیز کنم وخودم تمیز کنم .
بعد از این جریان ما ۳بار این کارو انجام دادیم ولی ساله بعد اون توی مدرسه ی ما نبود واز شهر ما رفته بودن .
نوشته: پارسا
2 پاسخ به “فوت جابه پسرونه”
بخولش برام
آقای بالای ۴۰سال متشخص و تحصیلکرده از تهران هست که پالیس بخواد و اهل فانتزی باشه؟ کف پاهاش رو حسابی ببوسم و لیس بزنم و بخورم و زیر پاهاش باشم. فوت فتیش و پالیس ام. لطفا اگر دنبال سکسی نیا پی.وی مفعول نیستم. خودم ۳۳ مردونه تهران تحصیلکرده