دو ماه بود که خدمت سربازیم تموم شده بود و بیکار. البته با توجه به کارم که تدریس زبان انگلیسی و فرانسه بود بایستی تا تموم شدن ترمهای آموزشگاهها صبر میکردم. یکی از دوستان تماس گرفتن و گفتن که مدرس احتیاج داریم اگه میتونی بیا. منم رفتم. شرایط شون رو گفتن و اینکه یه آموزشگاه جدید راه اندازی کردن یکی از شهرستانای نزدیک و من باید برم اونجا. خلاصه سر حقوق و مسکن به توافق رسیدیم و من رفتم. کلاسا شروع شد. خونه رو برام ردیف کردن و کار شروع شد. از شانس من اکثر کلاسا دخترانه بود. یه کلاسی داشتیم تقریبا 18 نفر و نصف بیشترشون مطلقه و رنج سنی بین 20 تا 35. یکی دو نفر از اینا دانشجوی زبان انگلیسی بودن و ترم دوم دانشگاه. به همین خاطر زودتر از همه با هم گرم گرفتیم و منم اول بدون منظور کمکشون میکردم توی مشکلات درسی که داشتن. یه روز با یکی از پسرعموهام بیرون بودم که یکی از خانمی که اسمش نسرین بود رو دیدم.اومد جلو و سلام علیک. بعد رفتنش پسرعموم گیر داد این کیه و از کجا میشناسیش و منم قضیه رو گفتم. یهو یه چیزی گفت که شاخک هامو تکون داد. گفت که این یه مدت طرف دوستم بوده و هر هفته می گایید. منم کرم افتاد تو سرم و اینکه هم خونه داشتم هم مجرد هوای کس کردن زد به سرم بدجور. اول به بهانه کتاب گرامری که اونا دانشگاه داشتن میخوندن و اینکه من ندارمش و برام بیاره چند روزی ازش چند صفحشو کپی کنم برای کلاس ارتباط تلفنی مون شروع شد. یک هفته نشده این خانم خوشکل با قد 165 و توپر و یه کم سبزه با چشمان درشت و کمری به باریکی کمر جنیفر لوپز ارتباطشو بیشتر کرد و به قلابی که من انداخته بودم گیر کرد. با مادرش و برادرش زندگی میکرد با وضع مالی خوب و از مهریه ای که گرفته بود خودشم وضعش خوب بود. اون جایی که بودم معمولا شبا میرفتم بیرون با ماشین دور دور. البته بیشتر خارج شهر. چون هم دریاچه داشت هم کوه که با ماشین تا یه جاهایی میشه رفت با دکه و رستوران و خلاصه جای نشستن. یه شب این مارو دعوت کرد بیرون. منم انکار که نمیام و چون شهر کوچیکه و بخاطر شغلم میشناسن هم منو هم تورو. ولی گیر داد یه جای خوب میبرمت. آدرس داد خارج شهر یه جای خلوت و دلنشین با فضای لاکچری. گفت که ماشین نمیاره و میخواد بعدش با من برگرده. با بدبختی پیدا کردم اون جارو و رفتم. همین که رفتم تو هنگ کردم در حد گریپاژ چرخ ماشین سنگین. چند تا دختر پسر رو کتا نشسته بودن یهو یکیو دیدم تک نسشته بود دداافففف. یه سرچ کردم اطرافو دنبال نسرین ولی پیدا نکردم یهو گوشیم زنگ خورد و همون داف دیدم داره دست تکون میده. رفتم جلو یهو یکی دیگه دیدم کناریش هلو. این هلو خانم هم دید دارم نگاه میکنم سلام کرد. جوابش رو دادم سرسری و نشستم پیش نسرین. گفت که دوستشه و باهم اومدن. خلاصه دوستش مینا رو هم دعوت کردیم پیش خودمون که همکلاس و دوست قدیمیش بودن. شامو سفارش دادیم ولی باور کنید من اصلا و ابدا نفهمیدم چی خوردم از بس توجهم به این دوتا بود. نسرین که جوری لباس پوشیده بود و با ساپورتی که داشت دوست داشتم همون جا بپرم روش و سوراخش کنم. دوستش هم که بدتر از خودش. بعد شام نسرین به دوستش گفت که با من میاد و اون هر موقع که دوست داشت میتونه بره. اونم یه کم بعدش رفت و من موندم و این حوری خانم. اومد بغل دستم و دستمو گرفت. بهش گفتم لامصب چیکار کردی با خودت آدمو یه جوری میکنی. بعد یه کم حرف زدن و لاو ترکوندن گفت که بریم یه دوری بزنیم. سوار شدیم و راه افتادیم.هردومون سکوت کرده بودیم ولی سکوتی از جنس شلوغی و ولوله. دستمو گذاشتم رو پاش یهو یه آهی کشید که ترسیدم. فکر کردم ناراحت شده دستمو برداشتم. یهو دستمو گرفت و اینبار مستقیم گذاشت رو کسش. یه نگاه کرد و یهو لبا قفل شد. مجبور شدم بزنم کنار و چند دقیقه لب بازی و مالش کس خانم. لرزید و ارضا شد. منم بدون اینکه چیزی بگم زیپمو کشیدم پایین و اونم دستای نازشو آورد همزمان با لب داشت برام میمالید. صندلی و یه کم دادم عقب و کمرمو آوردم بالا کمربندشو باز کردم و کشیدم پایین. اونم از خداخواسته با لبای گوشتی و گرمش شروع به ساک زدن کرد. انگار آتیش بود دهنش. ننرمم و گگررمم. چند دقیقه بیشتر دوام نیاوردم و گفتم دارم میام که گفت بریز میخورم. منم با تمام توان در اوج لذت اومدم و ریختم دهنش و تا آخرین قطرشو قورت داد. یه لذت وصف نشدنی بود برام. قبل اون و بعدش برام ساک خیلی زدن ولی مثل اون نشد و نیست. اون شب تموم شد و رسوندمش خونش. هفته بعدش امتحانات مدارس شروع میشود بخاطر همین هفته ای سه روز کلاس داشتیم و سه روزش تعطیل. یه روز که بعدش سه روز تعطیلی شروع میشد میخاستم برگردم شهر خودم و کارای ماشینو که یه کم مشکل داشت انجام بدم پس شبش رفتم یه دوش گرفتم. اومدم بیرون دیدم چند تا میسکال دارم از طرف نسرین. تماس گرفتم گفت که اومده جلو خونه زنگ زده ولی درو باز نکردم.منم متعجب از اینکه چرا قبلش تماس نگرفته که گفت میخواستم سوپرایزت کنم. نزدیک بود بازم برگشت اومد. همین که درو بستم پرید بغلم و لب تو لب شدن همانا و به طرف تخت رفتن و با اون حال لباس در آوردن همانا. سورپرایز دومش موقعی بود که لباساشو درآوردم.تصور کنید زیر لباسش یه سرهمی توری مشکی نازک روی اون پوست تقریبا سبزه با تتوی کوچولوی یه کبوتر روی سینه. چند لحظه هنگ این همه زیبایی شدم. بلند شد یه چرخ زد. اندام توپر سینه 85 با قوس کمر عالی منتهی به یه باسن خوش فرم با رانهای پر و ساق پای خوش فرم. بالاترو که نگاه کردم دیدم داره میخنده با اون لبای گوشتی و چشای درشت. یهو اومد طرف منه میخکوب شده و شلوارو از پام درآورد و شروع کرد به ساک زدن. کله کیرمو میکرد دهنشو و زبونشو میچرخوند دورش جوری که اون لحظه یه لذت خاصی داشت بعد تا دسته می خورد و در میاورد. تلمبه زدن توی دهنش خیلی بهتر از کس خیلیا بود. رفتیم رو تخت و خوابیدم روش شروع کردم از گردنش خوردن. نقطه ضعفش بود گردنش. هربار که لیس میزدم گردنشو کش و قوسی به بدنش میداد انگار ارضا داره میشه. اومدم پایین یه لیس به تتوی کبوتر روی سینه زدم که یه آهی گفت انگار کسشو کردی.اومدم سینه هاشو خوردم و نگکشو با دندونم میگرفتم که هر دفعه آهش میرفت هوا. یهویی پاهاش دورم قفل کرد و منو کشید زیر و خودش اومد رو و شروع کرد از گردن و سینه من به خوردن تا بازم رسید به کیرم. یه کم مه خورد بازم اومد بالا و این دفعه کسشو میمالید به کیرم و با دستش گرفت سرشو کرد تو. این دختر باید اسمش آتیش بود اینقدر این داغ بود و نرم. یه کم طول کشید تا همشو کرد توی خودش و شروع به بالا پایین کردن کرد و کمر میزد در حد یه پورن استار کارکشته. گفتم بلند شو داگی بکنم رفتم پشتش و کیرمو یه کم بازی دادم با اون کس گوشتی و بیرون زده عین کلوچه و یواش یواش سرشو دادم تو که یه آهی میکشید داشتم دیوونه میشدم. کارشو خوب بلد بود اون جنده. شروع کردم به کردنش بعضی وقتا تا کله در میاوردم و یهو میدادم تو که ناله هاش بیشتر میرفت هوا. یهو گفت میخوام وقتی میکنی چشم تو.چشم باشیم و برگشت لنگارو هوا کرد و منم یهو تا ته کردم داخل. چند تا تلمبه زدم که یهو لرزید و منم یواش کردم و چند ثانیه متوقف شدم بعدش بازم شروع کردم دیگه داشت آبم میومد میگفت بریز توم ولی ترسیدم داستان بشه ریختم رو شکمش. یه کم بغل هم دراز کشیدیم. تمیز کردیم خودمونو و گفتم پاشو برسونمت که گفت به خانوادش گفته شب پیش همون دوستش مینا میمونه. و این شد که شب موند و بعد حموم یه راند دیگه رفتیم. بعد اون ماجرا دیگه اکی شده بود و هر وقت تایم داشتیم باهم بودیم.
مرسی که تایم گذاشتین
نوشته: رضا
4 پاسخ به “شاگرد جذاب و آب زیر کاه”
ننررمم و گگررمم چیه داداش حالا لکنت داری نیازی نیست هرجور شده ثابت ککننیی
داستانای شهوانی بهترین راه واسه سرکوب میل جنسیه
این که نوشتی 9 میلیارد نفر تو جهان هر روز و هر شب میکنند داستان اینجا باید هیجان انگیز باشه یا یه چیزی خاص توش باشه اگر نه که هممون هر شب کس میکنیم و عادیه . چون روون و بدون غلط نوشتی لایک
نزدیک بود بابا بشیا