زن خوشگلم و پسر خاله مهدی

درود بر همگی
من سعید هستم 36 سالمه و زنم سمیرا 34 سال سن داره
خودم 184قد و 95 کیلو وزنمه و سمیرا تقریبا 170 قدشه و 75 و زنش سایز ممه هاش هم 85
ما 11 ساله که ازدواج کردیم و دوتا پسر 8 ساله و5ساله داریم
من هم مثل همه دوستان که نسبت به زنشون حس بی غیرتی دارند همیشه دلم میخواست سکس زنم با یه نفر دیگه رو ببینم و با این فانتزی همیشه فیلمای تریسام می‌دیدم و موقع سکس با سمیرا بهش که فکر میکردم کیرم سفت تر میشد و حس خوبی بهم میداد
همیشه یه حجب و حیا ای بین من و سمیرا بود که باعث میشد اصلا جرات نکنم در مورد این حس باهاش صحبت کنم
توی یکی از سکسامون سمیر پرسید که سعید تو فیلم بد میبینی؟
من که از خجالت سرخ شده بودم گفتم نه چطور مگه
با خنده گفت دروغ نگو خودم توی سابقه جستجوی گوگل گوشیت دیدم
افتادم به من و من و رنگم پرید
خواستم طفره برم که گفت بابا اشکالی که نداره فقط سوال کردم
اون شب از خجالت آب شدم سعی کردم خودم و بزنم به خستگی و خوابیدم بعد از اون شب چند وقتی سراغ فیلم سوپر نرفتم یه جورایی پیش سمیرا هم آبروم رفته بود و ازش خجالت می‌کشیدم
یک هفته‌ای گذشت شب جمعه بود و یه سکس پر شور زدیم به بدن وسطای کار یهو سمیرا گفت سعید؟
گفتم جانم ؟
گفت هنوزم فیلم بد میبینی؟
وایسادم قسم و آیه که نه به قران بابت اون دفعه هم از خجالت مردم
سمیرا گفت باشه بابا می‌دونم
فقط اگه میخوای ببینی باهم ببینیم
برق از کلم پرید ولی گفتم شاید بخواد امتحانم کنه
گفتم بابا ولش کن بخدا من دیگه نمی‌بینم
گفت الا میتونی یکی دانلود کنی با هم ببینیم
گفتم سمیرا داری جدی میگی یا فیلمم کردی
گفت نه بجون خودت کنجکاو شدم ببینم
دیگه با اسراری که کرد مطمئن شدم جدی میگه و زدم از یه سایت پورن یه فیلم رو باز کردم تا با هم ببینیم
تو فیلمه یه سیاه پوست کیر کلفت یه زن بلوند رو به روشهای مختلف میگایید
سمیرا همچین رفته بود توی بتن فیلم که داشت همزمان بایه دستش سینه هاشو و با یه دست دیگرش کوصش رو می‌مالید و عین مار به خودش می‌ لولید
من که با دیدن این صحنه رو ابرا بودم و باورم نمیشد
تا این حد سمیرا با دیدن فیلم سوپر حشری بشه
انگار داشت تمام آرزوهای سکسیم بر آورده میشد
اون شب یه یک پر شور داشتیم و چند بار هر دو ارضا شدیم
از فردای اون روز زندگی برام یه جور دیگه شده بود
هزار تا فانتزی و نقشه تو سرم وول میخورد
دیگه اون قبح بینمون شکسته بود با اینکه هفته ای یکبار هم بزور سکس داشتیم از اون شب هر شب سکس میکردیم و سکسامون پر شور تر از قبل شده بود
کم کم به خودم جرات دادم و شبا فیلمهای سکس تریسام میزاشتم و می‌دیدیم
گاهی اوقات سر کار که بودم توی اینستا براش کلیپ های با موضوع رابطه سه نفره می‌فرستادم و بدون هیچ واکنشی فقط سین میکرد
یه شب که داشتیم یه فیلم تری سام می‌دیدم گفتم چه خوش حال زنه شده
سمیرا گفت واقعا
گفتم اووووو چی شد دلت خواست
یه لبخند شیطنت واری زد و گفت نه بابا هم اینجوری گفتم
دیگه منم که روم وا شده بود گفتم خدایی دوست داشتی الان جای این زده بودی
یهو سمیرا سرخ شد و گفت نه بابا اگه بودم الان می‌کشتیم
گفتم حالا حرفه دیگه توی تصوراتت به همچین چیزی فکر می‌کنی؟
گفت سعید بابا ولم سر به سرم نزار دیگه
گفتم تورو جون مامانت بگو بخدا کاری ندارم دلم میخواد بدونم فقط
گفت من تورو میشناسم جنبه نداری الان به شوخی یه چی بگم قهر می‌کنی میرینی تو حالم
گفتم بجون خودت بچه بازی در نمیارم بگو دیگه
گفت واقعا
گفتم واقعا
گفت خیلی
گفتم خیلی چی
گفت خیلی دوست داشتم جای زنده بودم
یهو دلم ریخت
کیرم شروع کرد به سفت شدن
بی اختیار حمله کردم بهش و لباش رو می‌خوردم و کیرم رو تا تخم فرو کردم تو کوسش و با تمام وجود تلمبه میزدم
گفت چته وحشی چت شد یهو پارم کردی
بوسیدمش و گفتم معذرت میخوام با حرفت خیلی حشری شدم
گفت شیطون توهم بدن نمیاد زنت رو یکی دیگه بکنه
گفتم دیوونه من از خدامه
گفت ای بیغیرت و کلی خندیدیم
دیگه از اون شب همش حرفاتون شده بود سکس سمیرا با دوتا کیر و سمیرا هم چند بار هرشب ارضا میشد و ولعش بیشتر شده بود
سمیرا قبلنا با اینکه هم خوشگله و هم اندامش معرکس همیشه لباسهای معمولی می‌پوشید اکثرا رنگهای تیره اما بعد این ماجرا ها بیشتر به خودش می‌رسید و لباسهای جذاب تری می‌خرید و میپوشید منم که تو آسمونا بودم و کیف میکردم از این تیپ جدیدش.
سمیرا یکمی با مامانم و خواهرم بگو مگو کرده بود
من یه پسرخاله دارم که اسنپ کار می‌کنه با ما هم خیلی رابطه اش خوبه توی یه مسیر سمیرا اتفاقی سوار ماشینش میشه
گویا مادرم پیشش از ما گله گذاری کرده بوده خلاصه چند ساعتی در مورد این قضیه با زنم صحبت کرده بود
سمیرا ساعت هشت شب رسید خونه پرسیدم کجا بودی
با یه شیطنت و خنده گفت پسر خاله مهدی بردتم دور دور
گفتم چی ؟
گفت مامانت چغلی مارو پیشش کرده بود چرا ساعت برام فک زد تو ماشین مغزم ترکید
گفتم تو تو ماشین مهدی چیکار میکردی
گفت اسنپ گرفتم از بد اقبالی مهدی اومد دیگه سوار شدن همانا
و حرف زدن مهدی همانا
گفتم حالا چی می‌گفت
گفت هیچی نصیحت و چرند پرند
وسط حرفاش هم همش می‌گفت سمیرا جان تو برام خاصی من دوستت دارم که اینارو بهت میگم
گفتم بایدم اینو بگه
گفت برا چی اونوقت مرتیکه هیز
گفتم والا با این تیپ و. استایلی که تو میزنی همه رو محو خودت می‌کنی
گفت پس چی فکر نکنی ها دست از پا خطا کنی دزدیدن بردن
حواستو جمع کن و دوتایی کلی خندیدیم
از اون لحظه به بعد یه لول رفتم جلو تر و توی سکس دیگه اسم مهدی رو میاوردم
اولش سمیرا گفت دیگه خجالت بکش عنش رو در نیار
ولی کم کم همراهی کرد و مهدی شده بود پای ثابت فانتزیمون
متوجه شدم سمیرا هم از فانتزی فراتر رفته و عکس های اینستاشو نگاه می‌کنه گفتم چیه ناقلا دلت هوای آقا مهدیمون رو کرده ؟
گفت توی کثافت پاک منو مریض کردی هرچی هم می‌خوام فکر نکنم نمیشه
گفتم ای جووونم زن قشنگم دلش کیر پسر خالمو میخواد
گفت وای سعید اذیتم نکن
گفتم قربون اون کوص خوشگلت برم غصه چیو میخوری تو لب تر کن مهدی که سهله همه خوشتیپ های شهر رو برات جور می‌کنم
گفت آره میخوای تبلمونو بکوبه تو فامیل؟
گفتم من مهدی رو میشناسم دهنش قرصه قرصه
گفت همچین میگی انگار راست راستی داری منو میدی
مهدی بکنه شوخی هم سرت نمیشه
گفتم حالا نشونت میدم شوخیه یا جدی…

همسر

بازدید 14,803

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

یک پاسخ به “زن خوشگلم و پسر خاله مهدی”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...