سلام دوستای عزیزم.
این داستان واقعی زندگی خودم هست.
من از نوجوانی عاشق همجنس خودم بودم ولی نه هر دختری و دایره رفاقتم خیلی کوچک بود.
من یه دوستی داشتم موهاش فر بود سینه های درشت بدنی سفید توی این چندسال دوستی من با آهو عاشقش شده بودم ولی احساس میکردم آهو با این حس مخالفه ولی اصلا اینطور نبود .
من یکی از بهترین دوستای آهو بودم بخاطر همین هر هفته خونه ی هم بودیم وقتی آهو کنارم دراز میکشید دوست داشتم بهش بگم که دوستش دارم ولی غرورم اجازه نمیداد اونم بگی نگی دوست داشت لز بودن رو امتحان کنه ولی حس ش مثل من بود.
یه روزی که خونه شون بودم مامان باباش خونه نبودن آهو میخواست بره حموم به شوخی گفت دوست دارم توهم بیایی من اول قبول نمیکردم بعد یه پنج دقیقه قبول کردم
من کامل لخت شدم آهو گفت تو برو منم میام هیکل منم مثل آهو بود سینه های درشت باسن بزرگ بدن سفید.
وقتی آهو اومد داخل حموم دیدم همه جاش شیو کرده به جز کوس ش رو بهم گفت میتونی کوسم رو شیو کنی من نمیتونم خوب شیو کنم من که از خدام بود قبول کردم .
آروم چهار زانو نشستم اول بهش شامپو زدم نرم بشه درحال شیو کردن یه صدا هایی ازش میشنیدم ولی به رو خودم نمیاوردم گفتم حالا تو بشین رو صندلی پاهات باز کن باید با قیچی کوتاه کنم وقتی پاهاشو باز کرد دیدم ترشح داره به شوخی گفتم شیطون خودتتو خیس کردی اون فقط لبخند زد
خیلی خوب براش شیو کردم اون گفت میخوام بدن تو برات بشورم شروع کرد از پشت سرم لیف کشیدن بعضی جاها پوست تنمو بوس میکرد و من از خدام بود بعد حموم گفت من خسته شدم میشه کمکم کنی لباس بپوشم گفتم قبلش کوس تو مرطوب کننده بزن بعد من شروع کردم به روغن زدن بدنش وقتی داشتم اینکار انجام میدادم گفتم آهو من دوست دارم لز کنیم آهو که تو حال خودش نبود فهمیدم اونم دوست داره میدونستم فیتیش گردن داره از گردنش شروع کردم آروم آروم بوسه زدم رسیدم به لباش اول آروم لبام رو گذاشتم رو لبای داغ ش یه بوسه ی کوچیک کردم بعد شروع کردم وحشیانه گاز گرفتن اونم همراهی میکرد رفتم سراغ سینه هاش آروم آروم لیس میزدم گاز میگرفتم با یه دست دیگه ام کس شو میمالیدم و شیار های کوس شو لمس میکردم .
اون روز بهترین روز زندگیم بود بعد از اون فقط درحد بوسه رابطه داشتیم
این داستان واقعی زندگی خودم هست.
من از نوجوانی عاشق همجنس خودم بودم ولی نه هر دختری و دایره رفاقتم خیلی کوچک بود.
من یه دوستی داشتم موهاش فر بود سینه های درشت بدنی سفید توی این چندسال دوستی من با آهو عاشقش شده بودم ولی احساس میکردم آهو با این حس مخالفه ولی اصلا اینطور نبود .
من یکی از بهترین دوستای آهو بودم بخاطر همین هر هفته خونه ی هم بودیم وقتی آهو کنارم دراز میکشید دوست داشتم بهش بگم که دوستش دارم ولی غرورم اجازه نمیداد اونم بگی نگی دوست داشت لز بودن رو امتحان کنه ولی حس ش مثل من بود.
یه روزی که خونه شون بودم مامان باباش خونه نبودن آهو میخواست بره حموم به شوخی گفت دوست دارم توهم بیایی من اول قبول نمیکردم بعد یه پنج دقیقه قبول کردم
من کامل لخت شدم آهو گفت تو برو منم میام هیکل منم مثل آهو بود سینه های درشت باسن بزرگ بدن سفید.
وقتی آهو اومد داخل حموم دیدم همه جاش شیو کرده به جز کوس ش رو بهم گفت میتونی کوسم رو شیو کنی من نمیتونم خوب شیو کنم من که از خدام بود قبول کردم .
آروم چهار زانو نشستم اول بهش شامپو زدم نرم بشه درحال شیو کردن یه صدا هایی ازش میشنیدم ولی به رو خودم نمیاوردم گفتم حالا تو بشین رو صندلی پاهات باز کن باید با قیچی کوتاه کنم وقتی پاهاشو باز کرد دیدم ترشح داره به شوخی گفتم شیطون خودتتو خیس کردی اون فقط لبخند زد
خیلی خوب براش شیو کردم اون گفت میخوام بدن تو برات بشورم شروع کرد از پشت سرم لیف کشیدن بعضی جاها پوست تنمو بوس میکرد و من از خدام بود بعد حموم گفت من خسته شدم میشه کمکم کنی لباس بپوشم گفتم قبلش کوس تو مرطوب کننده بزن بعد من شروع کردم به روغن زدن بدنش وقتی داشتم اینکار انجام میدادم گفتم آهو من دوست دارم لز کنیم آهو که تو حال خودش نبود فهمیدم اونم دوست داره میدونستم فیتیش گردن داره از گردنش شروع کردم آروم آروم بوسه زدم رسیدم به لباش اول آروم لبام رو گذاشتم رو لبای داغ ش یه بوسه ی کوچیک کردم بعد شروع کردم وحشیانه گاز گرفتن اونم همراهی میکرد رفتم سراغ سینه هاش آروم آروم لیس میزدم گاز میگرفتم با یه دست دیگه ام کس شو میمالیدم و شیار های کوس شو لمس میکردم .
اون روز بهترین روز زندگیم بود بعد از اون فقط درحد بوسه رابطه داشتیم
نوشته: ملودی