تنبیه شدن زنم بدست رئیسش و راننده شرکت

سلام دوستان
من 43 سالمه و زنم 39. اسمش سمیرا قدش 156 اندامش جا افتاده ست دوتا پستون تپل و زنونه داره که موقع راه رفتن به چپ و راست می لغزه حتی تو سوتین. یه شکم نرم و زنونه داره که اندامش تحریک آمیزتر میکنه. و اما بگم از کوونش که بی نظیره. دو تا لوپ کوونش گوشتی و لغزنده ست جوری که موقع راه رفتن عین ژله تکون میخوره و بهم ضربه میزنه انگار کوونش داره آدامس میجوه. صورتش توپر و جذابه مخصوصا وقتی شالش سفت میکنه لوپای صورتش برجسته میشه و واقعا تحریک کننده ست.
ما حدود 15 ساله ازدواج کردیم.
داستان از همون شب اول ازدواج شروع شد که شب روی تخت داستان یه فیلم برام تعریف کرد و گفت یه زن و شوهر بدهکار بودن و رییس شوهره درخواست میکنه در قبال پول بدهی که از توان مرد خارج بوده زنش بهش بده. آخر داستان سمیرا بهم گفت اگه تو بودی چیکار میکردی منم یکم فکر کردم و گفتم خوب اگه پول نداشتیم شاید مجبور میشدیم. همون لحظه یه حس عجیبی بهم دست داد انگار قلبم به تپش افتاد و تصورش برام خیلی هیجان انگیز بود.
سمیرا خیلی دختر شوخ طبعی هست از همون اوایل با همه بگو بخند داشت و سریع صمیمی میشد منم کم کم یه جورایی خوشم اومد مخصوصا وقتی با پسرا و مردای فامیل یا دوست و همکار شوخی میکرد و با صدای ظریفش میخندید. من که شوهرش بودم تحریک میشدم چه برسه به بقیه. سمیرا عاشق لباسای تنگ و چسبونه چون رو بدنش خوب میشینه مخصوصا رون پا و باسن تپلش. اوایل که ساپورت میپوشید و باهم بیرون میرفتیم یکم خجالت میکشیدم چون همه جذب لرزش کونش موقع راه رفتن میشدن ولی بعدش عادی شد و خودمم خوشم میومد.
خلاصه اینکه ما بعد از سه سال بچه دار شدیم و وقتی بچه مون به هفت هشت سالگی رسید تصمیم گرفتیم همین یه دونه کافیه و توافقی زنم لوله هاش بست تا دیگه بچه دار نشه. بعد مدتی سمیرا به من گفت دوست دارم مشغول کار بشم و تو خونه حوصلم سر میره. زنم حسابداری خونده. با تماس با همکلاسی های قبلیش یه کار گیرش اومد و قرار شد فرداش بره مصاحبه و محل کارش ببینه. روز بعد که من از سرکار برگشتم خونه برام تعریف کرد که دفتر حسابداری شرکت جای دیگه ست و در واقع یه خونه بود داخل یه کوچه که اجاره کرده بودن هم به عنوان انبار جنس هم کارهای حسابداری. راستش یکم نگران شدم و فرداش دوباره باهم رفتیم اونجا تا از نزدیک ببینم. رسیدیم و زنگ آیفون زدیم در باز شد رفتیم داخل. یه خونه قدیمی بود که از داخل حیاط تا راهرو ورودی و اتاق ها و حتی سالن و آشپزخونه پر از قفسه و کارتون اجناس بود. یه گوشه سالن یه میز و صندلی با یه سیستم گذاشته بودن برای حسابدار. داشتم فضارو چک میکردم که یهو یه صدای کلفت و مردونه بهمون سلام کرد و خوشامد گفت. سرم که برگردوندم یه پسر جوون قد بلند با بدن پر و عضلانی دیدم. یه لحظه جا خوردم. حدود 25 ساله میخورد با قیافه خشن ولی جذاب. خیلی خوش تیپ، مودب و باشخصیت بود. نشستیم و از شرایط کار و حقوق صحبت کرد. همون لحظه راننده ش اومد که اجناس جابجا میکرد و تحویل مشتری ها میداد. یه پسر بچه کم سن و سال و قد بلند و نسبتا لاغر. خلاصه صحبت کردیم و قرار شد تا فردا بهش خبر بدیم. شب موقع خواب به سمیرا گفتم نظرت درمورد این کار چیه؟ گفت جاش خوب نیست ولی برای شروع خوبه.
فردا به رییس شرکت گفتیم اوکی هست و قرار شد همون روز سمیرا بره اونجا و مشغول بشه خودم رسوندمش و رفتیم داخل. هم رئیس شرکت بود هم راننده. من نشستم رو صندلی. رئیس به سمیرا گفت بیا در مورد جنس ها یه توضیحی بهت بدم. سمیرا رفت پیش رئیسش و هردو شروع کردن یه سری توضیحات به زنم بگن تا کارش شروع کنه. صحنه ای که دیدم دوباره قلبم به تپش انداخت. زنم با یه ساپورت تنگ مشکی با یه مانتو اداری چسبون وسط دو تا پسر قدبلند ایستاده بود. قد زنم تا سر شونه اونا بود. یه زن 39 ساله جا افتاده وسط دو تا پسر جوون. هرجا میرفتن عین جوجه پشت سرشون میرفت. این منظره تحریکم کرده بود و کیرم شق شد. خلاصه اون روز من برگشتم و شب که زنم رسید خونه موقع خواب ازش پرسیدم چطور بود؟ گفت روز سختی بود ولی خیلی خوب بود. رفتار رییسم صمیمی بود و خیلی شوخ طبعه. چندتا خاطره خنده دار تعریف کرد و کلی خندیدیم. تا این گفت دوباره کیرم شروع کرد به بلند شدن. سمیرارو بغل کردم و بهش تبریک گفتم. تو همین حالت دستش خورد به کیرم. جا خورد و گفت چی شد بعد از دو هفته تحریک شدی؟ بعدش خندید و خلاصه لباسامون درآوردیم. کیر من تو حالت شق حدود 11 سانته و از اونجایی که میانسال شدم تو اوج تحریک هم خیلی سفت نمیشه. سمیرا کیرم گرفت و با خنده یه چیزی گفت که باورم نمیشد.
بهم گفت عزیزم کیرت برام کوچیک شده وقتی خیس میشم دیگه کیرت تو کصم حس نمیکنم.
منم از شدت تحریک گفتم دوست داری یه شوهر دیگه داشته باشی؟ گفت نه ولی دوست داشتم کیرت بزرگتر بود. اون شب سکس کردیم و با تصور اون صحنه تو شرکت آبم ریختم تو کصش.
چند هفته ای گذشت تا یه شب دیدم خیلی استرس داره پرسیدم چی شده؟ گفت یه چیزی بهت نگفتم تو این چند هفته انگار گیجم همش تو حساب کتاب و تحویل جنس به راننده اشتباه میکنم نمیدونم چیکار کنم رئیسم چند بار ناراحت شد ولی به روم نیاورد ولی گفت اگه اشتباهاتت تکرار بشه خیلی ضرر میکنم.
به سمیرا گفتم اگه میدونی نمیتونی کار بهش تحویل بده بیا بیرون. گفت نه باید تلاشم بکنم تا جبرانش کنم. خلاصه اینکه دوباره چند روزی گذشت دیدم سمیرا با ترس و اضطراب اومد خونه گفت امروز یه اشتباه انجام دادم چند میلیون جنس اشتباهی رفته جای دیگه مشتری هم زیر بار نمیره میگه پولش داده ولی هیچ رسیدی ازش ندارم. رئیسم حسابی سرم داد کشیده و گفته فردا باید سه ساعت اضافه تر وایسی تا این گندکاری جمعش کنیم. به سمیرا گفتم اشکالی نداره من شب میام دنبالت.
فرداش بعد از ساعت 5 عصر پیش خودم گفتم خودمم برم کمکش که تا ساعت 8 تموم بشه. رفتم داخل کوچه ماشین پارک کردم قبل از پیاده شدن دیدم اون پسربچه قد بلنده که راننده شرکت بود یه طناب دستش و با سرعت رفت تو همون خونه (شرکت) و در بست. خیلی تعجب کردم و نگران شدم رفتم دیدم در بسته اومدم آیفون بزنم دیدم برق رفته مجبور شدم از بالای در بپرم تو حیاط. دیگه غروب بود یه فضای نسبتا تاریک تو اون شلوغی کارتون اجناس.
رفتم جلوتر صدای گریه های سمیرارو شنیدم از پنجره اتاق رو به حیاط صحنه عجیبی دیدم. داخل اتاق نور یه چراغ شارژی روشن بود ولی بیرون تاریک.
رییس سمیرا موهای زنم که با کش بسته بود با دست چپ گرفته بود و گهگاهی با دست راست سیلی میزد تو گوشش. زنم التماس میکرد و گریه میکرد. اون پسره داشت دستای زنم از پشت میبست.
یه لحظه خونم به جوش اومد و اومدم برم یقشون بگیرم ولی یه صحنه دیدم که پاهام شل شد. زن میانسال گوشتی من بین دوتا پسر قدبلند کم سن و سال گیر افتاده بود و تقلا میکرد. دوتا پستون زنونه ش مدام تکون تکون میخورد و میلغزید. کیرم داغ شد و شروع کرد به بلند شدن واقعا کاری ازم برنمیومد چون زورم بهشون نمیرسید و خودمم کتک میخوردم. تصمیم گرفتم از تنبیه شدن زنم بدست دوتا پسر قدبلند لذت ببرم.
رییس دست انداخت دکمه های مانتو زنم باز کرد و همونجور که گیس زنم گرفته بود دستش کرد تو یقه باز لباسش نوک پستون زنم گرفت همون لحظه زنم یه جیغ نازک ممتد کشید رئیس با یه حرکت پستون زنونه زنم انداخت بیرون. پستون سفید بزرگش که انگار نسبت به قد زنم خیلی بزرگتر بود با تقلایی که میکرد میلغزید. رییس دستش دوباره کرد تو یقه زنم و پستون دومی هم درآورد و انداخت بیرون. یقه لباس رفت زیر دوتا پستونش و یکم کشیدشون بالا. بخاطر اینکه موهاش گرفته بود صورت سمیرا رو به سقف بود و دوتا پستونای نرم و سفیدش عین ژله چپ و راست تکون میخورد. رییس با اون هیکل ورزشی با یه حرکت زنم میچرخوند و دست انداخت ساپورتش کشید پایین. بی نظیر بود دوتا لوپ کون زنم پرت شد بیرون و تا چند لحظه میلغزیدن زنم هی تقلا میکرد و لوپای کوونش بهم برخورد میکرد و باز و بسته میشدن. سایز کیر رئیس از تو شلوار مشخص بود. رییس چون قدش بلند بود خم شد دست چپش انداخت دور کمر زنم و دست راستش انداخت لای پاهاش و بلندش کرد.
زنم دوباره یه زوزه ممتد نازک کشید ( آعووووووووو ) و پاهاش از زمین کنده شد تو هوا داشت دست و پا میزد. دست مردونه رییس وسط لمبه های کووون زنم گیر کرده بود تو همین حالت راننده یه سیلی محکم زد رو لوپ کوون زنم ایندفعه یه جیغ کوتاه با صدای بلند کشید ( اََییی ) جای سیلی رو کووون زنم موند و چون کووون نرم و ژله ای داشت راننده خوشش اومد و حدود ده بیست تا سیلی محکم دیگه بهش زد دنبه های کوون زنم مثل موج دریا تکون میخورد و من حشرم زده بود بالا.
بعد از اسپنک کردن از اتاق بردنش تو سالن منم سریع خودم رسوندم پشت کارتونای تو راهرو. مانتو و شلوار و شورت زنم در آوردن فقط یه تاپ نازک یقه باز که زیر پستوناش گیر کرده بود مونده بود. رییس دستش انداخت زیر گلوی سمیرا و کیرش درآورد باورم نمیشد یه کیر حدود 20 سانتی با کلاهک بزرگ و تخمای سنگین آویزون. کیر من در مقابلش مثل کیر یه بچه بود. زنم هنوز اون غول کلفت ندیده بود. چند تا لب از زنم گرفت و خوابوندش لبه میز و کیرش برد جلو صورتش. زنم با دیدن کیر رییسش یه جیغ از ته گلو کشید ( وااااااااییییییی ) و فرار کرد سمت آشپزخونه حین فرار دوتا لوپ کووونش بالا پایین و چپ و راست پرتاب میشد و عین ژله تکون میخورد راننده دوباره رفت گیسش گرفت و آوردش. راه فراری نبود زنم دیگه تسلیم شده بود و میدونست قراره با دوتا کیر حسابی تنبیه بشه.
غم تو چهره ش میدیدم. دوباره به شکم خوابوندنش لب میز یکی از پستوناش از لب میز افتاد و آویزون شد و تکون تکون میخورد. کلاهک کیر رئیس نزدیک لباش شد زنم از ترس اشک میریخت.
رییس کلاهک کیرش گذاشت رو لبای سمیرا و فشار داد دهن زنم باز شد و کلاهک رفت داخل. زنم جیغ کشید ولی چون دهنش پر بود صداش خفه بود ( اوووممممممم ) بلافاصله نصف ساقه کیر هول داد تو دهنش. چشمای زنم گرد شد خیلی تحریک آمیز بود. شروع کرد تلمبه زدن تو دهنش. دستای زنم از پشت بسته بود و پستون آویزونش عین زنگوله تکون میخورد. منم تحمل نداشتم کیرم درآوردم و یه تف انداختم روش شروع کردم جق زدن.
راننده کیرش درآورد. شق و دراز و نسبتا نازک بود. مثل خنجر یکم قوس رو به بالا داشت. کلاهکش تیز به نظر میرسید بیشتر شبیه آمپول بود. از اینکه یه پسر بچه قد بلند می خواست زن میانسال و گوشتی منو آمپول بزنه خوشم میومد.
کس زنم یکم ترشح کرده بود و برق میزد. راننده کلاهکش کشید تو شیار کس زنم یکم بالا پایین کرد و با یه فشار تا دسته فرو کرد. کیرش چون دراز بود تا ته کس زنم فرو رفت ( عییییییییییی ) صدای زوزه های ممتد زنم بلند شد راننده چندتا سیلی محکم زد رو لوپ کوون سمیرا و کمرش دودستی گرفت و شروع کرد محکم تلمبه زدن. کیرش مثل نیزه درمیومد و فرو میرفت دوتا پستونای آویزون سمیرا با هر ضربه به جلو پرتاب میشد. راننده زنم رو مثل یه تیکه گوشت به سیخ کشیده بود. بعد از چند دقیقه با یه نعره بلند کیرش تا ته فرو کرد و نگهداشت. آب کیرش خالی کرد تو کس زنم.
لحظه ای که نیزه ش بیرون کشید یه استکان منی سفید غلیظ ریخت رو میز سمیرا بی حال شد و افتاد رو میز نفس نفس میزد ولی هنوز کار تموم نشده بود. رییس عین یه بچه زنم بلند کرد و انداخت رو شونه دوتا پاش آویزون شد. کس تپلش از وسط پاهاش زده بود بیرون شبیه همبرگر بود. خوابوندش رو مبل راحتی. رییس پشتش به من بود و خم شد پاهای زنم داد بالا. من فقط کون زنم میدیدم که دوتا کپه هاش از هم باز بود و سوراخش مدام باز و بسته میشد انگار خیلی ترسیده بود. چاک خیس کصش هم یکمی باز مونده بود و چند تا قطره منی رو لبه هاش.
رییس کلاهک بزرگ کیرش گذاشت رو اون چوچولای ظریف زنم و آروم کلاهک فرو کرد ( عههه )
خوشم میومد وقتی زنم از درد صداهای مبهم و جیغ زنونه نازک میکشید. رئیس ساقه کیرش آروم آروم حل میداد تو و زنم جیغ میکشید و دست و پا میزد. کمر سمیرا رو کفی مبل بود و لمبرای کوونش از لبه مبل آویزون شده بود. حین فرو رفتن کیر دنبه هاش میلرزید. طی چند ثانیه اون ساقه 20 سانتی غیب شد و فقط دوتا تخم بزرگ بیرون مونده بود.
یکم تو اون حالت نگهش داشت تا کصش جا باز کنه و عادی بشه. از صداهای مبهم جیغ سمیرا مشخص بود که لباش گاز گرفته.
در نهایت تلمبه های رییس شروع شد و هر لحظه سریعتر میشد. یه لحظه دیدم دستای زنم از لبه مبل آویزون شده و دیگه تکون نمیخوره فهمیدم که بیهوش شده. با سرعت تلمبه سرعت جق زدن منم سریعتر شد. یه هیولا افتاده بود رو زنم. تلمبه زدنش این شکلی بود که دو سوم کیرش درمیاورد و با ضربه جا میزد جوری که تخمای آویزون و سنگینش مثل شلاق می خورد رو سوراخ کون سمیرا. لمبرای کووونش زیر این ضربه ها بالا و پایین پرتاب میشه و صدای چلپ چلپ تو کل خونه پیچیده بود. با دیدن این منظره آبم پاشیدم رو موکت راهرو.
( چلپ چلپ چلپ ) این صدای تنبیه شدن زنم بود که بخاطر سهل انگاری تو کارش اتفاق افتاد. حالا دیگه دوتا پسر قدبلند سمیرارو به سیخ کشیده بودن. زنم سه شوهره شد.
امیدوارم خوشتون اومده باشه تا داستان بعدی ……

نوشته: جی جی

بازدید 7,035

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

6 پاسخ به “تنبیه شدن زنم بدست رئیسش و راننده شرکت”

  1. کیرم دهنت زنت کوس و کونش پاره شده تو جلو که نرفتی تازه حال هم کردی کیرم توی کوس اول وآخرت

  2. اشکارا تو یک کسکش دور ازشرف مادرزادی….باید کل اهالی شهوانی سرپا بشاشن به وجود بی وجودت علی الخصوص تو دهن گشاد وکون پارت.کامنتا رو هنوز نخوندم ولی مطمئنم حسابی از خجالتت درخواهند امد…چند ماهی بود که سوژه لایقتر از تو برای بسیخ فحش کشیدن به تورمون نخورده بود …امشب دوستان دلی از عزا در خواهند اورد.مرتیکه کسکش ترکیبی!!!!

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...