سلام زودی میرم سر اصل مطلب فقط اسم ها دروغ است و بقیش راست راست .
من امیرحسین هستم و رلم اسمش کوثر بود
من 16سال داشتم و اون 15سال از اونجای من عاشق این شدم که در یک پارک همدیگه رو دیدیم و یه یک هفته ای دنبالش بودم و من از این خوشم اومده بود باهم بازی می کردیم ولی روم نمیشد که ازش بگم یک روز شد که رفتم جلو تا ازش بگم با من رل میزنی یا نه تا گفتم گفت منم میخواستم همین حرف رو به تو بزنم.
این برای آشنایی مون هست تا برم سر اصل مطلب
یک روز باهم قرار می زاریم توی کوچه خلوتی من میرم پیشش اون موقع ها من خیلی سکس این چیا دوست داشتم
و رفتم پیشش همون اول کار سریع بغلش کردم یکمی استرس گرفت ولی دیگه آروم شد و گفتم ازش میتونم لب بگیرم ازت گفت مشکلی نداره ومن لب هم همون روز گرفتم یه دوسه تا قرار که گذاشتیم این دختر خیلی وابسته من شده بود. بعد از چند تا قرار که گذشت یک شب حرف های سکسی زدیم من می خواستم ببینم اون خوشش میاد یانه بعد که فهمیدم خوشش میاد از سکس اینا رفتم پیشش گفتم میزاری دست به سینه هات بزنم گفت اولش نه من روم نمیشه اینا اسرار که کردم گفت باشه فقط همین یک بار گفتم باشه یه یک دقیقه یا دو دقیقه ای مالیدم براش داشت خوشش میومد گفتم چه هسی داری گفت بدنم یه جوری میشه اونجا فهمیدم که خوشش اومده منم دست به کار شدم برای زیر شلوارش تا دست کردم داخل شلوارش دیدم خیس خیسه سریع دستم رو کشید در گفتم برای چی خیسه گفت که رفتم دست شوی آب ریختم منم دیگه چیزی نگفتم و بیخیال شدم یه چند باری این کارو کردم که یک روز با ماشین رفتم دنبالش من یکی از رفیق هام هم برده بودم برای نگهبانی تا کسی نیاد اونجا رفتیم یه جای تاریک تا اونجا گفت نمی خوای من بدزدی گفتم نه بابا رفتیم اول لب هم رو خوردیم بعد از زیر لباس دست کردم داخل سینش خوب که مالیدم براش گفت بریم گفتم تو داخل چت کردن یه حرف دیگه ای می زدی گفت چه حرفی گفتم می گفتی دست بکن داخل شلوارم این حرفا تا من هم دست نزنم نمیریم گفت باشه فقط یک دقیقه گفتم باشه موقع ای دست کردم دیدم خیس خیسه گفتم امروز هم رفتی دست شوی آب ریختی یه نیش خنده ای زد و چیزی نگفت آروم وایساده بود منم خوب می مالیدم براش که خیس خیس شده بود اون می گفته بسه گفتم تازه داری حال می کنی گفت ولی نمی زارم بکنیم گفتم حالا بزار بمالم همین جور که می مالیدم دستم سرسر بود از کصش دستم رو بردم برای کونش انگشت که کردم داخل یه جیغ بلندی کشد گفت برای چی این کار کردی قهر کرد رفتم پیشش گفتم ببخشید منم سریع گفتم یه رابطه ای اشکالی نداره عزیزم؟ خیلی اسرار اینا شلوارش رو کشیدم پایین شرتش صورتی بود شرتش هم کشیدم پایین آروم تف زدم به سر کیرم کیرم هم نسبتن کلفت بود و آروم گذاشتم بین سوراخ کونش اونم استرس گرفته بود منم که خیس خیس کرده بودم با تف آروم که فشار میدادم میرفت داخل ولی دردش می گرفت منم گفتم اول کونت بادست باز کن باز که کرد آروم نوک کیرم رو کردم داخل خودش کشید بیرون گفتم این جور که دردش می گیره گرفتم بدنش بادست انگاری بازوربود خودم کیرم تا ته کردم تو کونش نگه داشتم داخل بازور می خواست دربیاره چون خیلی دردش گرفته بود و اشک می ریخت می گفت آروم ترو خدا منم یه چنتا جلو عقب کردم دیدم گریش بیشتر شد گفتم بزار که درش بیارم درش که آوردم زد زیر گریه تا دلش رو به دست آوردم بوسش کردم اینا یه چند دقیقه ای هم بغلش کردم یکمی هم مالیدمش یه یادش بره درده یکم که آروم شد گفت برسون منو خونه دیگه باید برم منم سوار ماشینش کردم و رسوندمش یه کوچه پایین تر خونشو دوباره بوسش کردم و رفت یه چند وقتی شد که پیام هم میدادیم گفتم اون سری که کردمت حال داد گفت آره ولی خیلی درد گرفت گفتم که همه چی درد داره بعد یه مدت یک شب دوباره از حرف های سکسی شد گفتم که دوست داری بیای خونمون لخت بغل هم بخوابیم این حرف ها اونم دوست داشت از این کارا منم همینطور
و یک روز که خونمون کسی نبود گفتم ازش اومد خونمون منم تا اومد بغلش کردم و از این کارای رمانتیک بعد هم رفتیم داخل اوتا لخت لخت بغل هم خیلی هم مالیدمش ولی می گفت دست میخوای بزن هرکاری میخوای بکن بجز کردن گفتم چرا گفت که اون سری خیلی درد گرفت منم گفتم اون سری جای بدی بود گفتم بخوابی پاهات بدی بالا دردش خیلی کمه گفت باشه ولی اگه درد بگیره دیگه نمی زارم گفتم باشه پاهاش که دادم بالا یه کس نازی داشت دلم می خواست بکنم تو کصش ولی حیف که پرده داشت گفتم بزار کنم تو کونش همونم گیرم دیگه نمیاد هیچی دیگه اول دستم آروم آروم کردم داخل که یکم باز بشه که درد نگیره اولش که انگشت می کردم دردش می گرفت ولی نه این گور یه چند باری کردم تا گشاد بشه سوراخ کونش بعد کیرم در آوردم آروم کردم تو کونش درد داشت ولی نه مثل اون سری قبلی. هیچی دیگه منم اولین بارم بود برای همین یه دو سه دقیقه ای شد ابم اومد ریختم روی شکمش و اونم معلوم بود که حال می کرد هیچی رفتیم زیر دوش آب بدن هم رو شستیم و با حوله خشک کردیم و اومدیم بیرون و اونم دیگه رفت خونشون
این یک داستان کاملا واقعی هست
یکی از حرفاش هم دروغ نیست
نوشته: امیر
3 پاسخ به “تابستان پارسال”
سر در شهوانی زده زیر ۱۸ ممنوع واسه اینکه کسشعر ننویسید ما تو خونمون پنج نفر بودیم هیچ وقت این خونه خالی نمیشد ، کسی میمرد پدرمادر خودشون میرفتن اگه هیچکسی هم نبود تخم نمیکردیم کسیو بیاریم خونه خاله قزی و انگزی سر کوچه نقش دوربینای مدار بسته زنده رو داشتن ، تو داستانا یا خونه ها سریع خالی میشه یا طرف میره ماموریت و اقوامش میمیرن ، تو بهترین حالتم شربت مهمون داستانها هست
۴۰ روز دیگه مدرسه ها بازمیشه ،از دستت خلاص میشیم
امیر از همینجا میگم کیر اسب تو کونت