اولین سکس با خاله زهرا

سلام اسم من امیر و ۲۰ سالمه. تا حالا داستان ننوشتم و داستانی که میخوام بگم مربوط به اولین تجربه سکسم هست. خاطره کاملا واقعیه و اسم ها و جزئیات هم تغییر نکردن.
۱۳ سالم بود که تازه اولین نشانه های میل به جنس مخالف رو تو خودم میدیدم ، یک پسر پوست سبزه با اندام فوتبالی و انصافاً خوشتیپ. به اسرار دوستام چند تا فیلم پورن دیده بودم ولی هیچ وقت خود ارضایی نکردم.
این داستان سکس من و خاله زهراست ( فامیل نزدیک و دوست صمیمی مادرم ).
خاله زهرا اون موقع یک دختر ۲۰ ساله سفید پوست با اندام متوسط سایز سینه های ۷۰ و کون متوسط بود. من و خاله زهرا باهم خیلی صمیمی بودیم و مثل ۲ تا رفیق باهم بزرگ شده بودیم . پوست خاله زهرا همیشه مثل برف بود و همیشه بخاطر پوستش سر به سرش میزاشتیم.
یه روز که تو خونه کنار مادرم نشسته بودم خاله زهرا اومد خونمون و شروع کرد به حرف و شوخیای کصشر همیشگیش با من و مامانم . من تا اون روز هیچ حس جنسی به زهرا نداشتم و مثل یه رفیق بهش نگاه میکردم.

همینجوری که حرف میزدن من رفتم تو اتاقم که لباس عوض کنم ، داشتم شلوارمو میکشیدم بالا که یهو زهرا اومد تو اتاقم گفت امیررر
من جا خوردم!

  • دوست دارم وقتی کسی لباس عوض میکنه من نگاهش کنم بعد اونم وقتی لباس عوض میکنم نگام کنه !
    من پشمام ریخت همینجوری که شلوارمو با دستام نگه داشته بودم متعجب بهش خیره شدم ، که یهو مادرم که پشت در بود حرفاشو شنید و با عصبانیت به زهرا گفت : چه غلطی میکنی ؟؟؟ میخوای با پسرم چیکار کنی ؟؟؟ اگه ببینم کار بدی باهاش کردی دهنتو جر میدم زهراا.
    زهرا هم برگشت با خنده گفت : کاری نمیکنممم عزیزم و رفت.
    فیوز مغزم پرید
    منظور زهرا چی بود ؟ واقعا کونش میخاره ؟ یا فقط شوخی میکرد ؟ یعنی قراره به هم نزدیک بشیم ؟ اصلا چی در انتظارمه ؟
    تا شب همین سوالا تو ذهنم بود تا اینکه فرداش تصمیم گرفتم برم خونه زهرا که فقط ۲ تا کوچه با خونه ما فاصله داشت.
    زهرا با خواهر ، مادر و برادرش زندگی می‌کرد و واسه خودش یه اتاق خواب داشت که معمولا این همه سال اونجا حرف میزدیم و وقت میگذرونیم .
    منم با رویاهای سکسی که تو این ۲۴ ساعت تو مغزم شکل گرفته بود رفتم پیش زهرا تو اتاقش و مثل همیشه به سلام و احوالپرسی و حرف و شوخی گذشت ولی هیچ کدوممون راجب اتفاق دیروز حرفی نزدیم.
    تا اینکه زهرا گفت امیر میشه بری بیرون میخوام لباس عوض کنم ؟
  • برم بیرون ؟ اخه تو که گفتی دوست داری موقع لباس عوض کردن نگات کنم
    زهرا دهنش بسته شد با خجالت به زمین زل زد.
    به من پشت کرد جوری که فقط پشتشو می دیدم تیشرتشو در آورد . رنگ کرست زردش که سفت به پشتش چسبیده بود هنوز یادمه. تو همون حالت یه تیشرت آستین کوتاه پوشید و با یه حالت خجالت از اتاق زد بیرون و رفت پیش مادرش.

با خودم گفتم یعنی چی ؟ مگه خودش همینو نمیخواست ؟ اگه حرف دیروزش واقعی بود چرا بیشتر پیش نرفت ؟ اگه شوخی بود پس چرا الان جلو من لباس عوض کرد ؟

نمیدونستم چی به چیه یکم نشستم تو اتاقش و بعد رفتم خونه ولی دیگه هیچی مثل سابق نبود
همش تو فکر این بودم که باید به اون بدن سفید بلورین زهرا نزدیک بشم و باهاش سکس کنم
ولی چجوری ؟ کجا ؟ نمیدونممم
کارم شده نقشه کشیدن واسه نزدیک شدن به سفید برفی شیطون ، آخ که اگه دستم می افتد ، قرمز و کبودش میکردم.

چند روز گذشت و تو این مدت زهرا رو ندیدم
تا اینکه یه عروسی تو حومه شهر دعوت شدیم و منم کلی خوشتیپ کردم و رفتیم عروسی ، برگشتنی مادر زهرا گفت شما که تو ماشین جا دارین زهرا رو با هم خودتون برسونید ، نمیدونم چرا ذوق کردم

تو ماشین نشسته بودیم منتظر زهرا که از در تالار اومد بیرون و پوووووف
زهرا نگو بلا بگو
تا حالا اینقدر سکسی نشده بود
رژ و رژ گونه قرمز رو صورت سفیدش مثل یه اثر از داوینچی شده بود
لباس مجلسی آبی یقه باز ، سینه های سفید و سکسیش رو با کیفیت 4K تو چشمم میکرد
مانتو جلو باز و شال مشکی
و کیر من که تا سقف ماشین شق شده بود.

اومد سلام کرد و صندلی عقب ماشین پیش من نشست
جلوی ماشین پدر و مادرم بودن
و عقب ماشین من و زهرای حشری.
مسیر تالار تا خونه حدود یه ساعت بود و بعد از گذشت چند دقیقه از حرکت مون زهرا گفت وااای چقدر خسته شدم امشب ، دلم میخواد همین الان کپ مو بزارم بخوابم
من هم برگشتم گفتم خب همینجا تو ماشین بخواب

  • نه امیر اینجوری راحت نیستم.
  • سرتو بزار رو پاهام بخواب.

یکم نگام کرد و گفت باشه فقط اذیتم نکنیییی

  • نه عزیزم راحت بخواب.

زهرا هم یکم لباسشو مرتب کرد و خودشو ول کرد رو پاهام و کیری که داشت زیر شونه های زهرا منفجر میشد.
مسیر تاریک و پر از دست انداز بود، پدر و مادرم تو این تاریکی خیلی دیدی به عقب نداشتن و راحت میتونستم هر کاری بکنم.
من هم کم کم دستمو آروم گذاشتم جلوی سینه های زهرا و مثلا مراقبش بودم که تو این مسیر تخمی سر و گردنش نخوره به صندلی جلو.
اونم خیلی امن چشاشو بست و خودشو در اختیار من گذاشت.
همچین دافی در اختیار پسر ۱۳ ساله حشری باشه و کاری نکنه ؟؟ هه عمرا
تو همون حالت که دستام جلو سینه هاش بود کم کم دستمو نزدیک کردن و چسبوندم به سینه هاش و پوووف
نرم ترین چیزی بود که تو زندگیم لمس میکردم.
سینه هاش دقیقا تو دستام جا میشد و بهترین حس جهان رو داشت.
یه دستم روی سرش بود و یک دستم روی سینه هاش با احتیاط شروع کردم به مالیدن اون ویترین جذاب سفید برفی حشری ، همینجوری مالیدم و مالیدم ولی هیچ واکنشی نشون نداد ، زیر چشمی به صورتش نگاه کردم و چند بار چشاشو باز کرد ، مطمئن شدم که بیداره و مشکلی با با این حالت نداره ، پس منم مثل وحشیا میمی هاشو محکم فشار میدادم و ول میکردم ، کیرم زیر شلوار پارچه ای یه جوری سفت شد که به صورتش برخورد می کرد ، حس کردم نفساش تندتر شده و داره لذت میبره.
نصف مسیر تو همین حالت بودیم که پدرم تصمیم گرفت واسه استراحت نزدیک یه پارک نگه داره و یه آبمیوه ای بخوریم….
پدرم گفت پیاده بشین.
اما من نمیخواستم با کیر شق و این سفید برفی حشری که نفسمو بند آورده بود از ماشین پیاده بشم
به پدرم گفتم نمیتونم پاشم زهرا اینجا خوابیده ، ولی زهرا…
زهرای بی شرف یهو خودشو جمع کرد و به پدرم گفت وایسا منم بیاممم !
چییییییی ، چرا اینجوری کردددد
آخه راحت میتونستیم تو همین ماشین سکس هم بکنیم !!

کل دنیا رو رو سرم خراب شد
با اعصاب تخمی از ماشین پیاده شدم و رفتم پیششون….

ادامه در قسمت بعدی

نوشته: Amir20

بازدید 9,317

8 پاسخ به “اولین سکس با خاله زهرا”

  1. تو ماشین تو کیون بچه ۲۰ ساله خاله ات کردی؟ زیر گوش پدر مادرت تو تاریکی اونم تو ماشین خار ذهنت را مورد تجاوز قرار دادم بچه سال!

  2. ادمین سایت کیه این داستان های کودکستانی ها رو چرا دلیت نمیکنی اینا چین مغزشون تفت میده

  3. سنت که به داستان نویسی و حضور تو اینجا نمیخوره ولی فکر کنم ماشین پدرت تو کونت جا بشه با این حجم از کسشعر

  4. همین ک دیدم نوشته اندام مولی دارم و انصافا خوشتیپ هستم متوجه شدم تراوشات ذهنی یک نوجوان جقی در کف خاله خود را دارم میخونم

  5. حالا میخواین جق بزنین خب بزنین ولی داستان کصشر ننویسین.اصلا چرا وقتی داری لباس عوض میکنی یکی بیاد ازت عصبی بشه؟باید شرمنده هم بشه که مزاحم لباس عوض کردنت شده،اخراشم که معلوم بود آبش اومد نفهمید چطور باید داستانو جمع کنه.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...
مشکل عدم نمایش کنترلرهای پلیر ویدئو در نسخه دسکتاپ برطرف شد.