از داستان سکسی تا گیف نوشته بیغیرتی

سلام
من مهراد ۳۵ هستم داستان سکسی من واقعی هست
از اونجا شروع شد که داستان سکسی خواهر برادری به پستم خورد و داستان های تصویری بعد کم‌کم عاشق این داستانا شدم به قدری که چند سال شده بود فکرو ذکرم و اینکه واقعا کسی خواهرشو کرده و اینکه خوشبحال اونی که خواهرشم پایه باشه خلاصه چنتایی تو این سالها شنیدم که رابطه داشتن منم خواهرم عاطفه ۴سال از خودم کوچیکتر بود هرسال بهتر میشد و سکسی تر انقدر که رفت دانشگاه قزوین دخترانه ولی بعد دانشگاه از باسن بگیر تا لباس زیراش همه ارتقا پیدا کرده بودن یه شب دلو زدم به دریا گوشیش رو برداشتم نصف شب یهو اومد بعد چند دقیقه و اتاق که تروخدا گوشیمو بده چون خیلی گوشیش رو قایم و سایلنت میکرد یهو دلو زدم به دریا چسبوندمش به دراور و شروع کردم به بوس کردنو گفتن اینکه من عاشقتم و دوست ندارم کسی دیگه دستش بهت بخوره اونم تعجب کرد و اسرار که نکن مهراد من خواهرتم منم دیگه دیدم شروع کردم بعد چند سال تو کف این فانتزی گفتم ببینم چی میشه کیرم جوری شق شده بود از همیشه بیشتر لای پاهاش بود داغی کصشو کیرم حس میکرد با دستام باسنشو میمالیدم و گردنشو میخوردم که شاید اونم دلش بخوادو شروع کنیم البته کاش خونه بزرگتر بود یا تنها بودیم قلبم هزارتا میزد اونم همش میگفت نکن من خواهرتم خلاصه کاری که ۵سال فکروخیال شبو روزم شده بود رو انجام دادم ولی دیدم نمیشه خونه هم تنها نبودیم خودشم حشری شده بود ولی از اینکه کسی نیاد تو اتاق خیلی میترسید تا اینکه دیدم نمیشه و بیخیال شدم بعدش خیلی بد شد چند روزی جهنم بود دنیا برامون تا اینکه کم کم از دلش دراوردم و فهمیدم دوست داره باهاش مثل یه دوست باشم نه یه داداش ک گیر میده منم کم کم باهاش راحت شدم تا جایی که با زبون بی زبونی حتی بهش گفتم اگر دلتم خواست آزادی سکس کنی ولی تو انتخابت دقت کن تا جایی که بهم گفت سینه هام کوچیکه و اعتماد به نفس سکس و رو ندارم دلم میخواست بهش بگم اتفاقا هربار که حموم هستی سینه هاتو از جای کلید در حموم دید میزدم انقدر خوب و سکسی هست که کیرمو شق میکنی انقدر که دلم میخواست لخت با کیره شق شده مست باشیم برم تو حموم جوری زیر دوش سکس کنیم که جفتمون تا حالا مثلشو نکردیم بعد مستی هم انگار نه انگار چیزی شده واقعا این فکرارو میکردمو با خودم میگفتم مگه چی میشه غریبه بگاد کص به این خوبی رو بعد آبروشم ببره خوب خودم بکنمشو ارضاش کنم اونم الان ۲۵سالشه نیاز داره ولی اون لحظه گفتم نه خیلی هم سایز سینه هات خوبن من این سایزی دوست دارم دیگه روم نشد بیشتر بگم خلاصه کم کم دید زدنام بیشتر شدن عاطی هم راحت شده بود هم فهمیده بود تو کفش هستم هم بلاخره اون داداشی که دوست داشت باشم شدم ولی بازم یکم خجالت میکشید ولی کم‌کم شورتاش سکسی و خفن شدن تو کشوش حالا نمیدونم داشت قبلا یا بعد گرفت حتی فهمیدم که دوست پسر داره بهم گفت دوستشم داره یه شبایی ۱۰شب میومد خونه همیشه بدنش شیو شده بود جوری که دیگه برام عادی شده بود که خواهرم دوست پسر داره و من با این موضوع کنار اومدم و حتی دیگه خیالم راحت بود که حواسش هست منم با خودم کنار اومدم که حق سکس و حتی با دونفر همزمان رو داره مثل خودم که این فانتزی هارو دوست دارم اونم آزاده چه من راضی باشم چه نباشم چه گیر بدم چه ندم بخواد کاری کنه میکنه کم‌کم اتفاقی تو یه کانال منطقه آزاد اد شد تو تلگرام تو این بین که یه وقتا میرفتم یره کشوش شورتاشو میدیدم تو حموم سینه های ۷۵ سبزه و خوشگلشو تا دم نافش زیر دوش دید میزدم و تو اون لباس زیرای خفن و سکسیش تجسمش میکردم باسنشو میدیدم هرسال بزرگتر میشد و حتی کیره منی که داداششم و اون همه غیرتی ام روش براش شق میکردم و حاضر بودم شده شمارشو بدم به یکی از دوستام تا ببینم پا میده بعد بگم اگر پا داد دختر داییمه مخشو بزن هم بکن هم شورت سکسیاشو برام بیار خلاصه دیگه مطمئن بودم که عاطی تا این سن ۲۵ سالگی و بعدشم که منم چراغ سبز و داده بودم بهش از کص باکره باشه از سوراخ کون و لاپایی و ساک زدن تو ماشین و دستمالی شدن تو ماشین کم عشقو حال نکرده مثل خودم که آبجی خیلیا رو گاییدم حتی دو سه نفری با دوستام آبجی منم با این رسیدن به خودشو استعداد دوست پسر بازی از ۱۶سالگی محاله تا الان زیر ۱۰بار زیر کیر نرفته باشه اونم دختری به این خوشگلیو و اندام جذاب و سکسی و تیپای خفنی که میزنه مخشو نزنن چون از خودم تا پسرای فامیل و دوستای خودم تو کف کردنش بودن البته اونم راحت راه نمیداد ولی میدونستم راه هم میداد اگر طرفو دوست داشت شده هفته ایی ۲بار کیرشو تو کصو کونش جا میکنه تا حسابی عشقشو نگه داره شک هم نداشتم چون خودم دخترباز بودم معلوم بود هم حشریه هم کاربلده تو سکس تا اینکه تو تلگرام با بیغیرتی آشنا شدم و گیف نوشته ها رو میدیدم اولش با اونایی که بیغیرت رو خواهربودن چت میکردم گیف ها رو میدیدم مثلا دختره ساک میزد نوشته بود خواهرتو تجسم کن یا نوشته بود کدوم ناموست تو خونه اینجوری حشریت میکنه تا اینکه کم‌کم خوشم اومد شروع کردم دوطرفه چت کردن و عکس از شورت تا باسنش تو سکرت چت میفرستادم کم‌کم واقعا بیغیرت شدم روش بعضی از گیف ها که شبیه خودش یا بدنش بود جوری داغم میکرد که دوست داشتم اون لحظه عکس لختشو داشتم میفرستادم شورتاشو پام میکردمو عکسای واقعی خواهرمو به اونایی که به دلم میشستن و بلد بودن میفرستادم تجسم میکردم کاش واقعا خواهرمو زیر همچین کیری میدیدم یا انقدر باهاش جور بودم که میگفت مهراد دوست پسرم داره میاد خونه اگر میشه یا ساکت باش یا برو بیرون منم میگفتم باشه و بعدش تا صبح از تو اتاقش صدای ناله هاش و تختش میومد تا حدی که بهش پیام میدادم آبجی کیرش خیلی بزرگه؟ اونم جواب میداد چطور مگه دیوس میگفتم والا طبقه پایین و بالا واحد بغلی هم شنیدن یکم کمتر ناله کن و جیغ بزن لعنتی حالا خوبه من خونه ام اونم جواب میداد وای مهراد نمیدونی چقدر خوب خوارتو میگاد کمرش سفته کیرش کلفتو و خوش فرمه تا الان ۳بار ارضا شدم تنهایی کصو کونمو پاره کرده دو سال بود اینجوری حال نکرده بودم خلاصه بگم داداشی میگن ناموستو گاییدم واقعا ناموستو گایید به تنهایی منم میگفتم باشه حالا پرو نشو نفهمه با من چت میکنی بگه نترس اسمتو سارا سیو کردم منم میگفتم نوش جونت حال کن فقط بهش بگو دم صبحه آرومتر چک سکسی بزنه توام آرومتر جیغ بزن ناسلامتی یکم غیرت داریم اونم جواب میداد خوبه حالا همه دخترا میدن شماها هم میکنید تازه این نامرد خودش کم کیرشو همزمان تو جفت سوراخام میکرد و تلمبه میزد تا ته جرم داد اینم بیغیرته میگه اگر دلت میخواد بگم دوستمم بیاد دوتایی بگاییمت عکس کیرشو نشونم داد گفتم نه دمت گرم ولی راستشو بخوای انقدر مست بودم دلم خواست تجربه کنم ولی توام خونه بودی ترسیدم بفهمن اونوقت بگن داداشتم بکنیم منم جواب میدادم هیچی دیگه صدای تختت کم بود بشنوم آبجیم زیره کیره دوست پسرشه بغل آبجیم باید کونم میدادم حتما شورت سکسیاتو پام میکردنو کل بدنمو شیو میکردن هر روز دیگه میومدن و تاصبح میکردنمون همین مونده. خلاصه تو تجسماتم این چیزا بود ولی این چیزا تخیلاته . ببخشید اگر طولانی شد کیا درگیر همچین فانتزی ایی شدن؟

نوشته: مهراد

بازدید 10,007

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

8 پاسخ به “از داستان سکسی تا گیف نوشته بیغیرتی”

  1. مهراد 35 ساله. بزار من داستان واقعی بگم. مهراد ی مردک 35 ساله است. و تا کنون دختر ندیده. کصتانی نوشته درحال جق زدن. حداقل مسائل نگارشی. و حد اقل مسائل یک داستان را رعایت می‌کردی!

  2. من که این داستانو نخوندم ولی هیچ وقت جذابیت نداشته سکس خواهر و برادر یا مادر چون به نظر من باید یه سری چیزا نیاز باید موندگار باشه همین غیرت رو خواهر یا مادر اگه این ارزش از بین بره لاً دیگه می‌شه قانون جنگل یا لجن خونه خواهر واقعاً باید یه تکیه گاه داشته باشه که بدون طرف بدون چشم داشت به بدنش کنارشه

  3. نظر شما چیه ؟ واه …. نشستی فانتزی هاتو برای ما روایت میکنی ؟ واقعا که انگار خیلی حالت خرابه و فشارت بالاست ، دِ آخه آدم عاقل سی و چند سالت بود ؟ راستش یادم رفت حالا هم دیگه حوصله ندارم برم بگردم ببینم چند سال نوشته بودی ، حالا هرچی ، اندازه خر پیری سن داری میشینی با فانتزی های سکس با خواهرت خود ارضایی میکنی والا قباحت داره اینکارا برا پسرهای ۱۸ ،، ۱۹ ساله است الان پسر تو باید بشینه با این فانتزی ها از اون کارای بد بکنه برو ، برو یه زن بگیر شیک و مجلسی تا دوست داری باهاش هرکاری میخوای بکن دیگه برا خودت هست دستتم نمیلرزه اینقدرم به مغزت برا ساختن اینجور فانتزی ها فشار نیار یه موقع میبینی گوزید رفت پی کارش ها اینقدر هم به اون عورت بدبخت پیله نکن آی برو بده تو رو خدا یکی رو بیار تا بک……… ت من حالش رو ببرم

  4. یه چیز رو یادم رفت بپرسم نوشته بودی که ماجرای من واقعی هست ، منظورت کدوم ماجرا بود ؟ چون چیزی که من دیدم کلا فانتزی هاتو نوشته بودی ، الان من نفهمیدم یعنی فانتزیات راست بودن ؟ من احساس میکنم شما از اون پیر پسرایی هستی که تا اینجا که به اندازه حضرت نوح عمر کردی دستت به یه دختر هم که نخورده هیج ، از بخت سیاهت یه دخترم پیدا نمیشه که بهت محل بزاره و این بی محلی کردن دخترا بدجوری دلتو و کونتو ، دماغتو و خلاصه هرجای قابل اشتعال و سوختن که تو بدنت هست رو سوزونده و شما رو دچار مشکلات روحی کرده و این هذیان گفتنت هم برای امون مشکلات روحیت هست

  5. این داستانو بفرستی حتماً بهت جایزه نوبل ریدن تو ادبیات میدن. یعنی ریدی تو جریان سیال ذهن. چقدر کسشعر و دری وری رو تونستی در این داستانک جا بدی. در حکایات عبید زاکانی اومده که : مردی رفت آبجو بخوره، آبجو فروش یک کوزه بهش میده ولی خیلی آب‌جوش گندیده و بد مزه بود. آخرش یارو مثلا ٣ دینار میده ولی آبجو فروش قاطی میکنه که قیمت این خیلی بیشتره و اینا! یارو بهش میگه جاکش این پولو هم که دادم برای هنرنمایی‌ات بود که با اون کون گشاد چجوری تو این کوزه به این تنگی ریدی!!! حال تو هم برای ما توضیح بده که چجوری تو ۵ خط این حجم از کسشعر رو تفت دادی؟؟؟؟

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...