Web Analytics
داستان سکسی یاسمن همسر فاحشه من
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 15

موضوع: داستان سکسی یاسمن همسر فاحشه من

  1. #1

    داستان سکسی یاسمن همسر فاحشه من

    درود به همگی.اسم من احسان هست.این اولین باری هست که داستان مینویسم.
    قدم 183 تقریبا
    وزنم 78 حدودا
    قیافم خوبه
    خوش تیپم
    کارمم آزاده.خرید و فروش ماشین.ساختمون.ساختن ساختمون و از این جور کارا.
    اسم خانمم یاسمن ه.زنی واقعا زیبا و خوش اندام.یکی از دلیل هایی که باهاش ازدواج کردم زیبایی چهرش واندامش بود که هر مردی رو دیوونه خودش میکرد.با یاسمن تو دانشگاه آشنا شدم.همه دیوونش بودن.هیچ وقت فکر نمیکردم باهام حرف بزنه چه برسه به اینکه زنم بشه و تنش رو در اختیادم بزاره.هرچند که دیگه زیاد در اختیار من نیست.
    زیاد سعی میکنم کششش ندم
    3سال پیش وقتی که 26 سالمون بود ازدواج کردیم.
    شب عروسی انقدر خوشکل و عروسک شده بود که چشم همه ی مرد ها بهش بود.لباس دکولته پوشیده بود.سینه های بزرگش زده بودن بیرون.
    با اینکه عروسی قاطی بود و زن های واقعا زیبایی اونجا بودن اما یاسی من یه چیز دیگه بود.
    حتی بعد ها که باهم عروسی دیگران میرفتیم هم از همه سر بود.
    تا 3ماه اول زندگیمون همه چی عالی بود.همه چی خوب.حس میکردم خوش بخت ترین آدم رو زمینم.الانم همین حس رو دارم.اما از یه نوع دیگش.
    همه جا باهام رفتیم.کل ایران رو مسافرت کردیم یک ماه و نیم.تو این مدت انقدر سکس داشتیم که اگه بخوام بگم ده تا کتاب میشه.
    همیشه وقتی مسافرت میرفتم قبلا ها که مجرد بودم همش تصور میکردم که با زنم اومدم.هر جا که به ذهنم خوب میمود خیال میکردم که دارم با زنم اونجا سکس میکنم.برا همینم وقتی با یاسی رفتم مسافرت همش جاهای مختلف وای میسادیم برا سکس.از سکس تو ماشین وسط بیابون های کویر ولوت اونم ساعت 3 و 4 بعد از نصفه شب بگیر تا تو هتل های توپ شمال و تو جنگل رو زمین های خیس و و و
    همه جورش رو تجربه کردیم
    فکرش رو کنید دارید میرید سفر.اونم با یه زن فوق سکسی و البته بی نهایت حشری.تازه زنتونم هست.کسی نیست بهتون گیر بده که این کیه.
    خیلی از جاها و مدل هایی که سکس داشتیم نظر یاسمن بود.با اون کس توپولش روانیم میکرد.
    مثلا تو جاده چالوس بودیم.وسط جاده دست کرد تو شلوارش و کسش رو میمالید.بلند هم آخ واوخ میکرد.میگفتم نکن زشته؟یکی میبینه.میگفت دوست داری ساکت شم؟میگفتم:آره.
    میگفت احساااااااان.کسم کیر میخواد.بهش میدی؟
    میگفتم: جووووووووون.معلومه که میدم کس من.اما صبر کن برسیم.اولین هتل یه اتاق میگیریم میکنمت
    نه نه.من الان میخوام همین جا.جلو همه.
    یاسمن عزیزم.فدات شم.منم میخوام اما اما چی؟اگه نمیتونی بگو تا به یکی دیگه بگم.
    به کی مثلا؟
    به هرکی.یه کیر کلفت که کسم رو پر آب کنه.
    جوووووووووون.دوست داری کیر کلفت؟
    اررررررره.میخوااااااااااا ام.کیر میخواااااااااااااام.جوووو ون.
    منم با این عشوه اومدناش حسابی دیوونه شدم.گفتم باشه صبر کن یه جا گیر بیارم میرم تو فرعی میکنمت.واااااااااای.دیونم کرده بود.
    تو را جاده چالوس بودم.قبلش رفته بودیم کرج پیش یه آشنا.تو راه جاده یه فرعی مانند دیدم.رفتم داخل.همش به این خیال بودم که تموم میشه.یه جای دنج گیر میارم.اما لامسب هرچی میرفتم ادامه داشت.
    من بچه شیرازم.بلد نبودم کجام.اولین بار بود اکن جاده رو میرفتم.همین جور رفتیم تا رسیدیم به یه هتل.ااااااااا.چه باحال.وسط اون جاده هتل بود.بعد ها فهمیدم که اون جاده آخرش میخوره به اوشوم فشم تهران.که البته اسمش رو با بدبختی یاد گرفتم.اولاش میگفتم اوشون فشن.
    یاسمن گفت همین جا وایسا دیگه.گفتم باشه.رفتیم یه اتاق گرفتیم و همین که وارد شدیم یاسمن چسبید بهم و شروع کرد لب گرفتن.
    بزارید از اندامش بگم قبل از اینکه جریان سکس رو بگم براتون.
    قدش حدودن 175.داف شاسی بلند که میگن اونه.واقعا قد بلنده.یکم فقط از من کوتاه بود.اصلا نمیتونید بگید چاقه.اما رونای درشتی داره.انقدر روناش درشت و خوش فرمن که من با دیدنش تحریک میشم.چه برسه به شما و کسای دیگه.یه کونه گنده و پهن داره.همیشه تو دانشگاه وقتی از دور میدیدم چند تا دختر وایسادن از رو کون درشتش تشخیصش میدادم.نه تنها من بلکه همه.اما چون قدش بلند بود بزگی کونش نه تنها زشتش نکرده بود بلکه بی نهایت جذاب و سکسی شده بود.
    سینه هاش الان ساز 80 هست.فکر کنم البته.واقعا خوش فرم و سکسی.از این سینه ها که وقتی زیر مانتو میینیش کیرت میترکه.یه زمانی آرزوی من بود.اما الان شده ماله دیگران.
    پا و دست های کشیدش دیوونه کنندست.
    چشماش درشته.انقدر که اولین چیزی که جلب توجه میکنه وقتی میبینیش چشم های درشتش هست.رنگ چشاش هم قهوه ای روشن هست.البته همیشه لنز میزاره.آبی.خاکستری.سرمه ای.سبز.همش هم از بهترین نوع ها هست.
    موهای بلند.که الان مش طلایی کرده.وسطش خط های مشکی باریک داره.یه کم البته.
    در کنار همه این ها پوست سفیدش جوری تنت رو میلرزونه که ...
    واااای.خارج ازحد توصیفه.یاسمن واقعا زیباست.راستش همونطور که گفتم من عاشق همین شدم.که ای کاش نمیشدم.زیباییش باعث شد خیلی چیزای رونبینم اووووووووف.حسابی داغ کردم.
    الان که این داستان رو مینویسم سه شنبه 1392.05.08 ساعت 18:14 دقیقه هست.نمیدونم چرا.اما دوست داشتم یه تاریخ و ساعت بگم.
    خلاصه رفتیم تو اتاق.یاسمن یه مانتو باز پوشیده بود.جلو سینش کاملا پیدا بود.یه شال که نمیپوشی بهتر بود.شلوار ساپورت مشکی.واااااااااااااااای که چقدر تو ساپورت پاهاش خوشکل میشدن.وااااااااااای که چقدر کس میشد.واقعا برا خودش کسی بود.از همونا که وقتی تو خیابون میبینی میگی oh my god کی این رو میکنه.؟
    من.آره من میکنمش جرش میدم
    یاسی پرید تو بغلم به لب گرفتن.لبای صورتیش داغم میکرد.کیرم راست شد.سریع نشست کیدم رو در آورد و شروع کرد ساک زدن.همش میگفت اووووووووووم.ماله منه.کیرت ماله خودمه.کسم کیرت و میخوات.باید همیشه بهم کیر بدی.بی کیرت میمیرم.اووووووم.جووووووووو وون.چه کیری.چقدر کلفته.دوست دارم از حالا تا آخر عمرم کیرت تو وجودم بمونه.درش نیاری.
    جووووووون.دوست داری؟کیر میخوای؟میدم بهت.کسووووو خانم.کیرم و بخور.تو ماله کیرمی.بردهی کیرمی.مگه نه؟
    آررررره.من ماله کیرتم.کنیزشم.بردگی کیرت رو میکنم.تو رو خدا کیرت رو ازم نگیر.جون میدم برا کیرت
    سرش رو آوردبالا ونگام کرد.وای که چقدر این صحنه آدم روحشری میکنه.گفت: احسااااااااااااان؟گفتم جوووونم؟گفت میشه من جنده تو بشم؟همیشه کس و کونم رو بکنی؟گفتم آره.مگه قراره نشی؟
    جوووووووووون.پس بزار حسابی کیرت و صاف کنم که کسم داره میترکه.اووووم.آخ.جوووووون.چ ه کیری.ماله خودمی تو
    اوووووف
    بخورش یاسمن.بخورش کس من.تو ماله منی؟
    یاسمن کیه؟
    تو ای دیگه؟
    من جندتم احسان.بایدبگی یااااااسسسسی.جنده ها اسمشون یاسمن نیس کههههههه
    اووووووف.جوووووووونم.چشم یاسیه من.کیرم تو کس پارت لاشی خانم.اووووف.کیرم تووجودت.بخور کیرم رو جنده خانم.پتیاره.کیرتوکونت.
    اووووووف.بگواحسااااان.بگو.
    چی بگم؟از جندگیت؟از کسو بودنت؟
    اره بگو.فحش بده بهم.آخخخخخخخخ
    جونم.کسوی من.تو ارزش کیرم رو نداری جنده.ارزشت ازکیرمم کمتره.تو فقط به درداین میخوری که بکننت.کیر برارن توکست.جوووووووووووون
    وااای.ابنا رو که گفتم یک آههههههههییییی کشید که نگو.بلند شد شلوارش روکشید پایین.دستش رک زد به آوپن آشپزخونه گفت بکن.بکن تورو خدا بکنم.کسم داره میترکه.بکن دیگه.
    گفتم شلوارت و دربیارخوب
    گفت نهههههههههههه.بکککککککککک ککن.
    جیغ میزد.
    منم سریع شلوارم روکامل درآوردم وکیرم روکردم تو کسش تند تند تلمبه میزدم.اونم بلند آاااااه و ناله میکرد.
    میگفت:بکن بکن بکن بکن بکن بکن بکن بکن بکن بکن بکن بکن بکن بکن بکن بکن بکن بکن بکن بکن بکن بکن بکن بکن بکن بکن بکن بکن بکن بکن.جوووووووووووووووووووو ووووووووووووووووون.
    یهو دیدم آب از کسش ریخت.اوووووووووف.همینجور که کیرم تو کسش بود آبش اومد.یه کم بعدش پاهاش شل شد اوفتاد.واااااااااای.کیرم در اومد از تو کس توپولش.نشست تکیه داد به دیوار و همش نفس نفس میزد.موهای طلاییش بهم ریخته شده بود و حسابی کسش کرده بود.گفتم حال کردی عزیزم؟دوست داشتی کس من؟گفت اره.همیشه همینجوری کسم رو بکن.گفتم باشه.پاتو بده بالا حالا که منم آبم بیاد.
    شلوارش رو در آوردم.پاش رو دادم بالا.کیرم رو کردم توش و انقدر جلو عقب کردم و داااااااد زدم که آبم اومد.کشیدم بیرون و ریختم رو کسش.

  2. #2
    قسمت2:
    همینطور بیحال افتادم کنارش.جفتمون نفس نفس میزدیم.خم شدم به سمتش و لپش رو بوسیدم گفتم تو عالی هستی.ممنونم.گفت خواهش میکنم.این وظیفم هست.بعد گفت:بریم حمام؟گفتم بریم عشقم.بلند شدیم.چند قدم که برداشتیم گفت:اووووووووم.جووووون.گفت چی شد؟گفت: خوشم میاد وقتی آبت رو میریزی لای پاهام.راه که میرم هی حسش میکنم خیلی حال میده بهم.دوست دارم همه تنم رو با آبت بشوری.که بو منی بدم.بد بریم بیرون.
    جوووووووووووووووووووون.وا عا دوست داری؟
    آره.دوست دادم انقدر منی بریزی روم که وقتی مانتو میپوشم مانتو خیس شه بچسب به تنم همه ببینن.
    اووووووف.حالا نگو هی.دوباره کیرم راست میشه جرت میدما.
    خوب بده.بچه میترسونی؟من عاشق جر خوردنم.عشق کیرم.همیشه هم بکنیم بازم کمه
    فدای زن حشری خودم بشم
    زن حشری جنده.اوکی؟بگو زن جندم.دوست دارم بگی جنده
    عشقم واقعا جندگی رو دوست داری؟
    آره.واقعا دوست دارم
    باشه از حالا بهت میگم جنده خودم.خوبه؟
    عاااااالیه.بریم حالا؟
    اره زن جنده من.بریم.
    بعد هم دست کروم تو کونش و رفتیم حمام.
    رفتیم زیر دوش.اول اون رفت بعد من.بعدشم حسابی از هم لب گرفتیم.کثافت خیلی وارد بود.انگار یه عمر کارش لب دادنه.همچین زبونش رو تو دهنم میچرخوند که همه تنم میلرزید.یه کم که لب بازس کردیم گفت:میای یه کاری کنیم؟گفتم بگو عزیزم.گفت سه بار دیگه شکس کنیم یعد تو این وانه بخوابیم.
    آخه یه وان از این خارجیها تو حمام بود.
    گفتم باشه.شروع کرویم لب گرفتم.دستم از پشت تو کونش بود.لای لمبرهای گوشتی و نرمش.کونش انگار ژله بود.وقتی راه میره انگار یه ظرف ژله رو داری تکون تکون میدس.بس که نرم و تپله.کیرمم گذاشتم لای پاش.محکم چسبونده بودمش به خودم.سینه هاش رو مک میزدم هم زمان.واقعا حشری میشدم زود با اون بدن زیباش.کونش رو میمالیدم.کیرم لای پاش بود.لبش رو و سینه هاش رو هم میخوردم.
    ازم جدا شد با یه حالت فوق حشری بهم گفت:احساااااااااااان.
    گفتم جانم؟!
    میشه انقدرکسم رو بخوری تا آبم بیاد؟خواهش خواهش خواهش.
    آره نفسم چرا نمیشه؟میدونی که من عاشق خوردن کس تپلتپ عزیزم
    جوووووووووون پس بخور
    خوابید کف حمام پاهاش رو داد بالا.منم خوابیدم و سرم رو کردم لای پاهاش و شروع کروم به خوردن کس شیرینش.زبونم میکردم لای چوچولش لیس میزدم.بعد میکردم تو دهن مک میزدم.
    کسش واقعا خوشکل بود.چوچولش یه رنگ باحالی بود.صورتی نیس.یه رنگی مثل رنگ گوشت.قزمز روشن.اووف
    واقعا کس زیبایی داره.لای این همه گوشت رو که باز میکنی یه تیکه شفاف و صورتی رنگ هست.کسش انگار آینه هست.اصلا انگار واقعا خدا برا کس دادن آفریدتش.
    کسش رو حسابی میلیسدم و میخوردم.بعد هم بهش گفتم:پاشو با کست بشین رو دهنم.کست رو بکن تو حلقم.میخوام با کست خفم کنی.
    باشه عزیزم.کسم رو فشار میدم تو دهنت که خفه شی.
    جووووووووون.دوست دادم زیر کس تو جون بدم.جنده ی من
    آره.من جندتم.جووووووووون.فدتی کیییییییییییرت
    بعد هم بلند شد و نشست رو دهنم.اووووووف.کسش انقدر داغ بود که نگو.هی خودش رو فشار میداد.یه بار انقدر محکم فشار داد که واقعا داشتم خفه میشدم.نمیتونستم بگم بلند شو.همش میگفتم:ااااااوووووووم اووووووم.و دست و پام رو تکون میدادم.اونم میگفت:جووووووووووون.داری زیر کسم خفه میشی؟آره؟
    اووووووووممممممم.اووووم.
    آره دست پا بزن.تا آبم رو نیاری بلند نمیشم.
    اوووووووووووووومممممممممم .هااااااا.هااااااا.هاااااا .کثافت خفم کردی.
    حقته.بخور کس زنت رو.
    بازم اومد جلو.انقدر خوردم که داشت آبش میومد.گفت کجا بریزم؟
    بریز تو دهنم.میخوام آب زنم رو بخورم براش.جووونم بریز تو حلقم.
    آبش با فشار پاشید بیرون.مقدار زیادیش رفت تو دهنم.بعد محکم کسش دو کوبید رو دهنم گفت:بخووووورش.بخورش.باید همه آبم رو بخوری
    منم همش رو قورت دادم.
    عزیزم خوردم آبت رو.جووووون.چه خوش مزست
    دوست داشتی؟
    آره خیلی.
    از حالا به بعد نباید آب کسم رو حروم کنیا.باید همش رو بخوری
    باشه نفسم من که از خدامه
    حالا پاشو بکن تو کسم که آبت بیاد
    جوووووووووون.جنده خانمم.پاشو بشین رو کیرم
    نه من حوصله ندارم.خستمه.خودت بکن توش
    خوابید پاهاش رو داد بالا.افتادم روش کردم تو کسش.بی حال افتاده بود کف حمام و آههههه و ناله میکرد.انقدر تلمبه زدم که آبم اومد گفتم کجا بریزم؟
    سریع بلند شد اومد جلو گفت:بریز تو دهنم میخوام آب شوهر رو بخورم.
    ااااااااااااااااا.واااااا اااااای.یاااااااااااااااا ااااااااااا.اووووووه.وای آخ اوه وااااای.جووووون.
    همه آبم رو ریختم رو صورتش و تو دهنش اونم همش رو خورد.گفت جوووووون عاشق آب کیرم من.اووووف
    واقعا خسته شده بودیم.خوابیدم کنارش یه کم.بعد بلند شدیم زیر دوش خودمون رو شستیم.بعد آب باز کردم تو وان که پر شه.گفتم من میرم یه چیزی بگیرم بیام بخوریم.آخه ما بعد از سکس خیلی گرسنه میشیم.گفت باشه زود بیایا.رفتم پایین.چند تا آب میوه و کیک و چیپس و این جور چیزا گرفتم.ساندویچ سرد هم داشت.چند تا ساندویچ هم خریدم که انصافا خوش مزه بود.چشمم خورد به یه شیشه عسل.اونم برداشتم.رفتم بالا تو حمام.زنم لخت نشست تو بغلم به هم ساندویچ رو خوردیم.دو تا نوشابه هم پشتش.واقعا حال داد.بعد آشغالاش رو ریختم دور.رفتم دوباره بغلش کردم.گفتم چشماتو ببند.گفت چرا؟گفتم ببند حالا.چشماشو بست بعد گفتم حالا باز کن.شیشه عسل رو دید دستم.
    این رو میخوای چیکار کنی؟
    میخوام بکنمش تو کون گندت
    وای احسااااان.چرت و پرت نگو
    هاهاها.عزیزم میخوام کس و کونت رو بکنم پر عسل بعد برات لیسش بزنم.دوست داری؟
    یعنی کس و کون من برات شیرین نبوده که عسل خریدی؟
    چرا عشقم.اما دوست دارم این رو هم امتحان کنیم.گفتم شاید تو هم دوست داشته باشی.اگه نمیخوای انجام نمیدیم.
    نه دیوووووونه.میخوام.زود باش بگو چیکار کنم.
    بشین تکیه بده به دیوار پاهات رو از هم باز کن.
    نشست منم نصفه بیشتر شیشه عسل رو خالی کردم رو کس و کونش.بعد شروع کردم به خوردن.اووووف.عجب حالی میداد.کس عسلی که میگفتن اون بود.بعدم گفتم حالا بخواب کف حمام.بازم عسل کشیدم لای کونش.شروع کردم به خوردن کونش.
    شاید شما بدتون بیاد اما اگر سوراخ کون زنم رو ببینید بی اختیار لیسش میزنید.آخه قبل از ازدواج بهش پول داوم رفت کامل بدنش رو لیزر کرد.همه موهاش رو برداشت.شبیه این کس اروپایی هست که عکساش رو میبینید و میگید اووووووف.عجب کسیه.
    بازم حشری شدم.کیرم سیخ شده بود باز.گفت شکمو همه عسل ها رو خوردی؟
    نه جیگرم هست هنوز.
    کوووو؟بدش من
    بهش دادم.همش رو ریخت رو کیرم من رو خوابوند کف حمام.خم شد رو کیرم.گفت حالا دیگه نوبت منه.شروع کرد ساک زدن.
    اووووووووف.جووووووووووون.ب خور کیرم رو جنده خانم.
    اوووم.اوووومگجوووون.چه کیری.تا ابد بخورمش هم سیر نمیشم
    اااااووووف.کیرم تو کست یاسی جنده.
    اااااخ آره همیشه بهم بگو یاشی جنده
    جووووون کسو خانم.دوست داری؟
    آره.دوست دارم.از جندگیم لذت میبری؟
    آره کیرم تو وجودت.دیگه چی دوست داری؟
    کیر.کییییییررررررر.کیررررر دوست دارم.بهم میدی؟
    اره عزیزم.تو که داری میخوریششششش.
    نه این کمه.بازم میخوام.مییییییواااااااااا .کییررررررررر میخوااااام.زیاد میخوواااااااام اووووف.اووووم.جوووون
    کس نازم چندتا کیر میخوای؟
    هزارتا.
    واقعا؟
    آره.دوست دارم همزمان کس و کونم رو بکنن.دو تا کیر بکنن تو دهنم.آبشون رو بدن بخورم.اووووووم.جوووووونن.ف ای کیرت شم.کنیز کیرتممم
    آخخخخخخخخ.کوسو خانم کیرم بهت میدم
    اون موقع فکر میکردم یاسمن از رو هوس و اون موقع فقط میگه چنین چیزی که هردومون ارضا شیم.اما نمیدونستم که واقعا دوست داره زیر چندتا کیر بخوابه و جندگی کنه.
    حالت 69 شدیم من کس اونو میخوردم اون کیر منو.من هم رمان کسش رو حسابی انگشت کردم که دیوونه شده بود جیغ میزد.
    وااااااااای.آبم داره میاد
    جون بزار بیاد.بریز آب کیرت رو تو دهنم.
    آآآآاآآاآآآآاآهههههه.
    آبم رو کامل رسختم تو دهنش.خودش سر کیرم رو کرد تو دهن مک زد.کامل ریخت تو دهنش.
    واااای.بعد هم تا کیرم نخوابیده بود برگشت رو به من.نشست رو کیرم.خودش رو محکم بالا پایین میکرد.و دااااد میزد.تا اونم ارضا شد.اما این بار آبش رو ریخت رو بدنم.
    بعدش بلند شدیم باهم دوش گرفتیم.و رفتیم که تو اون وانه بخوابیم.
    بهش گفتم اگه میشه اول تو برو.گفت چرا؟گفتم میخوام بدنت رو ببینم.رفت خوابید.اوووووووووه.واااااا اااای.جووووووووون.کیرم میترکه وقتی سادم میاد.همینجور بهش زل زدم.گفت چیه؟بعد از سه بار ارضا شدن هنوزن بدنم رو میبینی قفل میکنی؟گفتم ااااااره.واقعا که خیلی کسی یاسی.خندید و با حالت ناز و دخترونه گفت حالا بیا بقلم کن بخواب.رفتم تو وان و بقلش کردم.خوابمون برد تو همون حالت تو وان.بیدار که شدیم شاید 5،6 ساعتی گذشته بود.ساعت طرف های 6 و 7 بعد از ظهر بود.بیدار شدیم.واااااای پسر همه تنمون چروک شده بود.اون همه ساعت تو آب خوابیدن واقعا دیوونه کنندست.اصلا نفهمیدم کی خوابمون برد و چه جوری دیگه بلند نشده بودیم.از تو آب بلند شدیم رفتیم بیرون.حولمون رو پوشیدیم.نشستیم رو مبل و چند تا چیپس و اینا خوردیم.واقعا دیگه نااااااای حرف زدن هم نداشتیم.یاسی گفت بریم بیرون؟گفتم بریم.رفتیم دور و بر هتل رو نگاه کردیم و بعد به پیشنهاد یاسمن رفتیم که یه دور بزنیم.از جاده ای کا اومده بودیم بالاتر رفتیم.خیلی جالب بود تو اونجا یه هتل دیگه هم بود.رفتیم بالاتر همش پیچ های خیلی بد و خطرناکی بود که من ترسیدم و برگشتیم.آخه هوا هم دیگه تاریک شده بود و نمیشد ریسک کرد تو اون جاده.یاسمن تو راه برگشت گفت دوست دارم این جا ها وایسیم سکس کنیم.گفتم عزیزم الان واقعا نمیتونم دیگه.امروز شه بار آبم رو آوردی دیگه نمیکشه کمرم.گفت:هییسسسسشششش.باید یکی دیگه پیدا کنم کسم رو حال بیاره ها.گفتم این چه حرفیه؟مگه من تا حالا برات کم گذاشتم.گفت نه عزیزن شوخی کردم.بریم فردا میایم میسکسیم.(یعنی سکس میکنیم)گفتم باشه.رفتیم هتل.شام خوردیم.شبش هم لخت تو بغلم خوابید.
    صبح طرفای 8 بیدار شدیم.تا رفتیم صبحانه خوردیم و آمده رفتن شدیم شد ساعت 12.من یه شلوار جین آبی روشن پام بود.با یه پیرهن آستین کوتاه قرمز.تیپم خیلی باحال بود خداییش.چون وضع مالیمون نسبتا خوب بود حسابی به تیپمون میرسیدیم.و همیشه خوش تیپ بودیم.وااااااای یاسمن رو بگو.از اتاق اکمد بیرون.ااوووووووووف.کس شده بودا.
    یه ساپورت کرمی که رنگش جوری بود انگار پاهاش لخته.شرت مشکی که کامل کامل کامل پیدا یود از زیر ساپورتش.یه مانتو سفید که زیرش هیچی نداشت جز یه سوتین مشکی که اونم تابلو بود.یقش هن باز بود جوری که یه کم از چاک سینش هم پیدا بود.موهاشم که دیگه نگو.حسابی بهش رسیده بود و ریخته بود دورش.گفتم مگه داریم میریم عروسی که اینجوری لباس پوشیدی؟گفت:احسااااااااااا ن.گیر نده دیگه
    عزیزم گیر داون نیست که به نظرت این جوری درسته؟
    اره مگه چشه؟بزار چشم همه در بیاد.به درک
    فدات شم ......چی بگم والا
    آخه میدونید چیه؟من اعتقادی به دین و مذهب و اینا ندارم.برا اینکه به یاسمن هم نشون بدن همون اول بهش گفتم هرجور دوست داری بگرد.هرجور میخوای لباس بپوش.اما فقط وقتی با منی.اگر من نبودم نباید زیاد تابلو باشی.اونم همین رو بهونه کرد گفت خودت گفتی.الانم تو هستی.اشکال داره؟گفتم نه جیگرکم.عااالیه اصلا بزن بریم که هرچی مرد ببینه اندام سکسیت رو و بمیره از هوس.
    جوووووووون.دوست داری نگام کنن؟
    آره عشقم.دوست دارم همه جلو خوشکلیت رانو بزنن.
    نفسم میخوای یه جور راه برم که کیر همه مردا بترکه؟
    من اون موقع یه چیز دیگه ای فکر نمیکردم.به همین دلیل گفتم.آره.
    اونم گفت:چشم.از حالا ببین چه طوری میگردم.یه جور تیپ بزنم که همه مردا بیوفتم دنبالم.
    جووووون باشه عشقم.ولی زیاده روی نکنیا.اوکی؟
    باشه.حواسم هست.بریم
    رفتیم پایین.تو لابی که رسیدیم یه زن ک مرد ه دم در آسانسور بودن.با اینکه زن اون مرده هم حسابی به خودش رسیده بود اما مرده چشاش رو زنم قفل شد.همینجور نگاش میکرد.
    رفتیم پشت پیش خون که مدارکمون رو تحویل بگیریم.سه مردی بود.زنم با یه عشوه دلبری گفت میشه مدارک ما رو بدییییییییین؟اون یارو هم گفت کدوم اتاق بودین؟شماره اتاق رو گفتیم.مدارک رو تحویل گرفتیم و رفتیم.موقع رفتم زنم یه چشمک به مرده زد.کم مونده بود پس بیوفته.کیرم بازسیخ شد.
    ادامه دارد ...

  3. #3
    قسمت سوم 3:
    از هتل اومدیم بیرون.سوار ماشین شدیم و حرکت کردیم.یاسمن بهم گفت که برو از تین جاده ببینیم به کجا میخوره؟گفتم بزار میپرسیم حالا.از یه آدم مسن که همونجاها بود پرسیدیم.اون گفت همیجور که بری به اشوم فشم میرسی.ولی از این طرف نرید.جادش خیلی خطرناکه.از این طرف برید و از این حرف ها.ما هم بیخیال شدیم.برگشتیم تو راه خودمون.رفتیم چالوس.میخواستیم اونجا اتاق بگیریم یاسمن گفت نه.بریم رامسر.من رامسر دوست دارم.گفتم باشه.رفتیم رامسر و همون اول های رامسر هی جلومون دست بلند میکردن میگفتن:ویلا ویلا ویلا.سوییت.به یاسمن گفتم میخوای به یکیشون بگیم ببرتمون یه جا که الکی چرخ نزنیم؟گفت آره.به یکیشون گفتم یه جای دنج و ساکت میخوام.داری؟گفت آره.آقا ما رو برد تو کوچه پس کوچه ها.گفتم من لب ساحل میخواستم.گفت لب ساحل تو این فصل جای ساکت که هیچ کس نباشه نیست.به هر حال رد میشن.ویلای شیکی بود و جاشم انصافا عالی بود.ماهم خسته گفتیم اوکی.یه شب اونجا موندیم.دیگه تعریف های متفرقه رو نمیکنم که حالا چه کارا کردیم و اینا.فرداش طرف های 12 اینا زنگ زدیم پسره اومد ازمون تحویل گرفت ویلا رو.حسابی هم یاسمن رو با چشمامش میخوردا.یاسمنم عوضی خیلی سکسی شده بود.وقتی که میخواستیم بریم یه مانتو تنگ پوشیده بود.اما نسبتا بلند.تا بالای زانو.مدل دارم بود.شلوار ساپورت مشکیش.کلا هرچی میپوشید کس میشد.پسره ویلا رو تحویل گرفت.گفت ویلای لب ساحل نمیخواین؟گفتم نه.قرار بود بریم یه دوری بزنیم اگه خوب بود وایسیم اگه نه بریم.یه دور تو شهر زدیم فایده ای نداشت.به توصیه خالم اینا که قبلا اومده بودن شمال و اینا گفتن برید بابلسر.یه متل هم بهمون معرفی کردن.مستقیم رفتیم همونجا.یه کلبه های چوبی داشت خیلی خوشکل بود.نه که کلبه کوچیک ها.حالت دوبلکس اما با چوب درست شده بود.واقعا باحال بود رو به دریا نبود.مشرف به دریا بود.یعنی پشت به درش که وایمیسادی سمت چپت دریا بود.ولی ما اولی برداشتیم خیلی فرقی با رو به دریا نداشت.وسایل رو بردیم داخل و یه کم استراحت.5،6 عصر بود فکر کنم.گفتم میخوای بریم تو شهر یه چیزی بخوریم بیایم؟گفت نه.الان که زوده.بیا بریم قدم بزنیم بعد بریم.گفت چی بپوشم؟گفتم:اووووووومممممم .یه چی بپوش که همه کف کنن.دوست دارم همه تو کفت باشن.دست خودم نبود.دوست داشتم زنم خوشکل و خوش تیپ بگرده.حال میکردم یکی زنم رو نگاه کنه کف کنه.
    دوست دارم زنم با یکی لاس بزنه جلو من.اما جرات این کار رو نداشتم.نمیدونم چرا.یه حس عجیبی بود.شاید برا اینکه میترسیدم بهم بگن بی غیرت.خلاصه یاسی یه شلوارک لی کوتاه پوشید که تا زیر زانوش بود.ساق پاش پیدا بود.یه تاپه صورتی خوشکل فکر کنم و یه شالم انداخت روش.وای که کیرم داشت میترکید.گفتم جیگر اینجوری که میخورنت.گفت:تو نذار.گفتم مانتو نمیپوشی دیگه؟گفت:اونجوری که دیگه کسسسسسسسسس نمیشم.گفتم تو همیشه و همه جوره کسی عزیزم.همون جوری رفتیم بیرون.واااااای.چشاتون روز بد نبینه.همه مردا داشتن ما رو نگاه میکردن.جای شلوغی نبود وگرنه همه یاسی رو انگل میدادن.رفتیم یه کم قدم زدیم.بعد رو یه صندلی نشستیم.پاهاش رو انداخت رو هم.وای که رون تپلش چقدر خودش رو نشون میداد.منم حال میکردم.میگفتم:دوست دادم همیشه همین جوری بگردی.کیر همه رو راست کنی.گفت واقعا دوست داری یا الان حشری شدی اینجوری میگی؟گفتم نه واقعا دوست دارم.اما نمیخوام با کس دیگه ببینمت.اما حال میکنم وقتی باهات لاس میزنن.اونم جلو من.خیلی حال میده؟
    ااااااا.واقعا حال میده؟
    آره.مخصوصا وقتی شهوتی میشن و نمیتونن کاری کنن.
    میخوای الان یه کاری کنم همه دیوونه شن؟
    آره
    موهاش رو باز کرد.کامل ریخت دورش.هی با موهاش بازی میکرد و عشوه میومد.وای داشتم میمردم.2تا پسر بودن که از دور داشتن تابلو نگامون میکردن.تابلو بود تو کف زنمن.خواستم ببینم اگه من نباشم کاری میکنن.یا نه؟نزدیکمون یه دونه از این دکه ها بود که چیپس و از این جور چیزا داشت.به یاسمن گفتم چیزی میخوری بگیرم؟گفت.اره یه آب پرتقالی چیزی.رفتم که بگیرم.سه کم طولش دادم و حواسم ب یاسمن بود.دوتا پسره نزدیک شدن.یکیشون وایساد و اون یکی اومد جلو یه کاغذ گذاشت کنار یاسم و رفت.فور کنم یه چیزی هم بهش گفت.برگشتم به یاسمن گفتم کسی اذیتت نکرد؟گفت نه.گفتم پس اون پسره کی بود؟گفت چیزی نگفت که.امود نزدیک فقط.هچی هم نگفت.جرات نکرد فکر کنم.دروغ گفت بهم.گفتم اوکی.آب پرتقالمون رو خردیم و رفتیم سمت متل.اونا هم اومدن پشت سرمون.یاسمنم کثافت هی وایمساد خم میشد.به بهونه صندلش و چمیدونم.چیزای الکی.میگفتم:خوب کونت رو به همه نشون میدیا.جوووووون.گفت:آخ.عزیزم دوست داری زنتو نگاه کنن؟
    اره حال میکنم.دوست دارم جلوم جندگی کنی.
    اووووووف.جووون.باشه.یه جوری حال بدم بهت که خودت بگی بسه.
    اگه زیاده روی نکنی من نمیگم بسه.
    زیاده روی چیه؟
    زیاده روی اینه که بدون اجازه من با کسی حرف بزنی.یا با کسی باشی.
    یعنی اگه بهت بگم اشکالی نداره؟دعوام نمیکنی؟ناراحت نمیشی؟
    نه عزیزم.گفتم که من اصلا به این چیزا اعتقادی ندارم.(اینجوری بودن رو نشونه روشن فکری میدونستم)هرجور دوست داری تیپ بزن و حال کن.اما من باید بدونم.
    این حرف ها رو که میزدم کیرم سیخ شد.حشری میشدم از اینکه بگم با هرکی میخوای باش.اصلا دوست پسر پیدا کن و از این جور حرف ها.
    یاسمنم گفت:باشه نفسم.هرجور تو بگی.منم همه جوره سعی میکنم بهت حال بدم که زندگیمون یکنخوات نشه
    رسیدیم به متل و اون دو تا هم پشت سرمون بودن.کثافت ها ولم نمیکردن.رفتیم داخل ویلا و آماده شدیم که بریم برا خوردن شام.رفتیم یه رستوران.یاسمن رفت دستش رو شست و اومد.بعد من رفتم.وقتی که داشتم برمیگشتم دیدم داره اس ام اس میده.تا نزدیک شوم گوشیش رو برگردوند.گفتم کی بود؟گفت هیچکی یکی از دوستام.بهش گفتم الان کجاییم اینا.سلامتم رسوند.گفتم اوکی.سلامت باشن.اما شک کردم بهش.فکر کنم پسره بود که تو ساحل دیدیم.شام رو خوردیم و رفتیم ویلا.بعد نشستیم پای تلویزیون.چیزی نداشت.شبکه خوده متل فیلم پخش میکرد.اون رو نگاه میکردیم.من رفتم دست شویی.هم پایین بود.هم بالا.دو تا اتاق هگخواب هم بالا یود به علاوه یه تراس بالا یکی پایین.یه سالن کوچیک و آشپزخونه هم پایین.خلاصه.رفتم دست شویی.بعد دقت که کردم انگار یاسمن داشت با کسی حرف میزد.خوب گوشم رو تیز کردم.داشت میگفت:نه دیوونه.الان که نمیشه.شوهرم اینجاست.ببین اگه بخوای سیریش بشی اصلا دیگه جوابت نمیدما.باااااشه.باشه.گفتم که اگه رفت میگم بیای.خودت تنها ولی ها.وای خدای من دهنم خشک شده بود.زیره شکمم سفت شده بود.از .... ترس؟نه ترس نبود از هوس؟نه اونم نبود.نمیدونم.عصبی هم نشدم.یه جورایی حال میکردم وقتی میدیدم زنم اینجوریه.دوست داشتم.اما از طرفی هم میترسیدم.این اولین باری بود که یاسمن سوتی میداد.شایدم قبلا هم با کسی بوده.اما من نفهمیده بودم.اومدم بیرون.پیشش نشستم.کرمم گرفت که ببینم چیکار میکنن اگه من نباشم.تو ذهنم میگفتم میرم بیرون به بهونه چیز میز گرفتن.بعد گوشیم رو میزارم که صداشون ضبط کنم.بعد با خودم گفتم:مگه معلومه کدوم اتاق میرن؟کجا بزارم گوشیم رو.پایین یا تو اتاق خواب های بالا؟یه اتاقش که میخوابیدیم.یکیشم وسایلمون بود.بعد گفتم میرم.یه هویی برمیگردم میام رو سرشون.این به ذهنم رسید.
    گفتم یاسمن من میرم تو شهر یه مشت میوه هو اینا بگیرم بیام.گفت عسلم بخریا؟گفتم جوووووووون.مخرم برات.
    رفتم بیرون.کنار هر ویلا جای ماشینش بود.سوار شدم رفتم اول میخواستم با تاکسی برم اما بعد گفتم اگه با تاکسی برم شاید جرات نکنه بگه بیاد.با ماشی میرم که تا ماشی رو دید بفهمه.چمیدونم به هر حال تابلو نیست.آقا رفتم از متل بیرون.بابلسر یه بلوار داره کنار ساحل.که ورودی های زیادی داره.تو این ورودی ها هم میشه ماشینت رو پارک کنی و بری لب ساحل.من سریع رفتم اونجا.ماشین رو زدم و برگشتم.با خودم گفتم ازتو ساحل برم بهتره.شاید اگه پسره اومده باشه پشت شیشه وایساده باشن.که تا من اومدم ببینن.اما از طرف ساحل نمیشه.آخه دیوار سمت چپش میشد کنار ساحل.من میتونستم از کنار دیوار برم و یواش برم داخل.ماشین رو پارک کردم و سریع اومدم اونجا.دیدم دوست پسره تنهاست.داشت با تلفون صحبت میکرد.وایییییی.باز زیر شکمم بالای کیرم سفت شد.استرس گرفتم.به نفس نفس افتادم.اروم رفتم پشت در.گفتم اروم در رو باز کنم که اگه بالا یودن تابلو نشه.آروم رفتم داخل.پایین که نبودن اما صداشون از بالا میومد.وای قلیم داشت میترکید از استرس.الانم هموجوری شدم یه کم.دادم همش حروف رو اشتباهی تایپ میکنم.رفتم بالا از راه پله.صدای آههه ناله میومد.چیزایی که یادم هست میگفتم رو میگم بهتون.
    وااااااااااای بکن تو کسم دیگه زود باش
    جوووووووون.فدای این سینه هات شم.بزار یه کم دیگه بخورم برات جنده خانم
    واای.بخور اما توروخدا زود.الان شوهرم برمیگرده شر میشه.
    جوووووون.کیرم تو کست باشه.دادم زن شوهر دار میکنم.اووووکف.کیر من رو بیشتر دوست داری یا ماله شوهرت؟
    ماله تو.مال تو عزیزم.بکن تو کسسسسسسسم توروخدا.دادم میمیرم دیگه.اوووووووووف.
    جووووون.چی میخوای جنده خانم؟
    کیییییییییییییررررررر میخوام.کیییییییییرررررر.
    اووووف.صبر کن یه کمم کست رو بخورم.اووووم.جووووون.
    واااااایییییی.آخخخخخخخخ.اا ااااااا.(جیغ میزد یاسمن)
    **من نمیدیدم چیزی.فقط صداشون بود و صدای جیر جیر تخت که بالا پایین میشد***
    بخور کسم رو.بخور.اووووف
    جوووون دوست داری کس بدی؟
    آره.سامان توروخدا زود بکن تو کسم دیگه.الان شوهرم میادش
    جوووون.شوهرت که غیرت نداره اگه غیرت داشت زن به این خوشکلی رو تنها نمیذاشت.بیاد ببینه زنش زیر کیر یه نفر دیگست کلی هم حال میکنه.
    آخخخخخ.باشه.بکن دیگه.اگه نمیکنی تا بلند شم
    جووون.میکنم
    آاااااااخ.واااای.جووووون.ت ته بکن توش.آآاااخ.
    وااااااای.چقدر داغ کست جنده.کیرم تو کست.کیرم تو شوهر بیغیرتت.کیرم تو وجودت.آااااخ.ماله کیرمی تو.مگه نه؟
    اره ماله کیرتم.فقط بکن من رو.هی در بیار دوباره بکن.
    چشششششششم.بیا.آه اه اه اه اه.جووووون اخخخخخ.
    اااااااا.وااااااااییییییی ی.جرم دادی.جووووون.بکن کستو.بکن جندتو.بکن که کسم کیر میخواد.اووووف
    جووووون.به دوستمم بگم بیاد؟
    نه دیگه اووون نه.
    چرا؟بزار بگم بیاد جنده؟اونم بهت حال میده ها.
    باشه.اما به شرطی که دوتاتون آبتون رو بریزین تو دهنم ها.من آب کیر دوست دارم.جووون.
    باشه جنده خانم.باشه کسووو.کیرم تو وجودت باشه کیرم تو شوهر بی هنه چیزت آاااااخخخخ.
    اما از کون نمیدما.اگه اصرار کنی جیغ میزنم
    باشه.حالا کی کوووون خواست تا کست هست.
    بعد پسره بلند شد که به دوستش زنگ بزنه.اومدم پایین آروم ترسیده بودم.میخواستم برم جلو اما انقدر حشری شده بودم که خدا میدونست.دست به کیرم میزدم آبم میومد.نمیدونستم برم بیرون یا نه.سر جام خشک شده بودم که یهو دیدم صدای پاا میاد.رفتم سریع تو آشپز خونه ه.پایین اوپنش نشستم.معلوم نبود.گفتم یا خدا نیاد اینجا.نیومد.پسره در رو باز کرد و گفت زودباش برو بالا که الان شوهرش میاد
    پسره دومی:جوووووون.الان کسش رو جر میدم.
    اولی: بدو بالا
    باهم رفتن بالا.آب دهنم خشک شده بود.قلیم تند تند میزد.دوست داشتم ببینم چی میشه؟یه جورایی از جندگی زنم لذت میبردم
    اروم رفتم بالا.دیدم در بازه این بار.نمیتونستم زیاد بالا برم اما صداشون کامل معلوم بود.بعض وقتا هم سرم رو میکرد بالا میدیدمشون.
    تا پسره رفت بالا یاسمن گفت:جوووووووون.یه کیر دیگه.آخخخخخخ.میمیرم برا کسرتون.آااااخ.
    دومی:جووووون.میکنمت الان جندهی لاشی
    یاسی:جووووون.بکنینم.
    دومی:علی بزار تو کسش تا منم بزارم دهنش
    یاسی:تا خواست آبتون بیاد بگید بهما.بریزین دهنم
    دومی:باشه کسو خانم.جوووووون.
    اروم نگاه کردم.یاسمن چهار دست و پا شده بود.یکی از عقب گذاشته بود تو کسش.یکی هم جلوش رو زانو نشسته بود و کیرش رو کرده بود تو دهنش
    جووووون.بکنیییییین منو.عاشق کیرتونم.چه حالی میده هم کس بدی هم ساک بزنی.تند تر بکن.جرم بده کشم ماله خودته
    دومی:پس شوهر بی وجودت چی؟شوهر کس کش بی ناموست؟
    نه ماله اون نیست دیگه.فقط ماله شماهاست.فدای کیرتون
    اولی:جنده خفه ساکتو بزن.گه زیادی نخور که جرت میدما
    بعد هم زد تو گوشه یاسمن
    تند تند تلمبه میزدن از عقب و جلو تو دهنش.جاهاشونم عوض میکردن.بعد داشت آبشون میومد.پاشدن جلو یاسمن وایسادن.پشتشون به در بود.یاسمن هم اونا جلوش بودن نمیدید.من راحت تونستم هرزگی زنم رو ببینم.
    داشتن جق میزدن که آبشون بیاد.دست کرده بودن تو موهاش و میکشیدنش سمت خودشون.میگفت:جووووون.کوووو اوووون شوهر بی غیرتت که میگفتی؟تا صبح هم بکنیمت نمیادش.جنده خانم.آاااااااااهههههه.وایی ییییییییی
    جوووووووون.زوود باششششییییین.بهم آب بدین.بریزین تو دهنم.تشنمه.آب کیر میخام.
    التماس کن لاشی خانم
    توروخدا.توروخدا بهم آب بدین.کیرتون تو کسم.التماستون میکنم.هرکاری بگید میکنم.بهم آب بدین
    دوتا پسره داد زدن و آبشون رو تا ته خالی کردن تو دهن یاسمن زن جنده من.اونم دهنش رو بشته بود میگفت ااااوووووووممممم.بعد قورتش داد.گفت ججوووووون.چه خوش مزست.من عاشق آب کیرم.یکم کسم رو انگشت کنین آبم بیاد.شروع کردن انگشت کردنش و فحش دادن.
    دیدم دیگه کارشون تمومه اومدم پایین زدم بیرون.رفتم ماشین رو برداشتم.همون نزدیک ها میوه و یه مشت خرت وپرت خریدم زنگ زدم دادم میام.زود شد دیگه.وقتی برگشتم.نشسته بود پایین.میوه ها رو گذاشتم رفتم بالا لباس عوض کنم.یاسمن عطر زده بود که بو نیاد.اما بازم معلوم بود چند دقیقه پیش داشته جندگی میکرده زیر کیر 2نفر دیگه.رفتم پایین داشت میوه ها رو میشست.اندازه همه عمرم حشری شده بودم.رفتم پشتش دست انداختم گردنش.بوسیدمش و یه سکس داشتیم همونجا.
    اووووووه.کیرم داره میترکه عاشق جندگیش بودم اما نه تا اینجایی که الان پیش رفته.
    ادامه دارد ...

  4. #4
    قسمت 4:دوستان من جزییات رو یادم نمیاد کامل.تا جایی که یادم میاد مینویسم.بقیش رو سعی میکنم هیجان انگیز و نزدیک به واقعیت بنویسم.ممنون از همه دوستان که میخوانند.بعد از یه سکس توپ دیگه جونی برام نمونده بود.واقعا شهوتی شده بودم.وقتی داشتم میکردمش صحنه گاییده شدن زنم زیر دو تا کیر دیگه یادم میومد و با شهوت بیشتری میکردمش.آخر کار هم کیرم رو گرفتم سمت دهنش.دست کردم تو موهای خوشکلش و محکم کیرم رو کردم تو دهنش و تا آبم اومد ول نکردم.بعد کیرم رو کشیدم بیرون همش دستش به رونم بود من رو حل میداد عقب.اما من محکم گرفته بودمش.آخر کار که ولش کردم.نفسش بند اومده بود.سرفه کرد آبمم ریخت کف آشپزخونه.بهش گفتم جنده خانم چرا آبم رو حروم کردی؟بخورش.زود باش لیس بزن پاکش کن.گفت:احساااااااان چته؟چرا اینجوری وحشی شدی؟گفتم خودت میدونی.تا اومد بگه چی رو میدونم اینا زدم تو گوشش.اما نه زیاد محکم.گفتم بخورش لاشی خانم.میخوری یانه؟گفت باشه.نزن توروخدا.خم شد یه کم لیس زد اما کامل تمیزش نکرد.چندشش شد فکر کنم.بعد ولش کردم.رفتم بالا لباس برداشتم رفتم حمام.اونم بعد از چند وقیقه اومد تو.گفت منظورت چی بود که گفتی خودت میدونی؟میخواست از زیر زبونم بکشه که بفهمه من چیزی میدونم یانه؟منم تحریک شدم که بهش بگم که فکر نکنه خرم اینا.اما راستش از اینکه زیر یکی دیگه بخوابه خوشم میومد.یه حس عجیبی داشتم.دوس داشتم کس دادناش رو ببینم.جندگی کردناش برام قشنگ بود.حال میکردم.منم چیزی نگفتم.بهش گفتم:خودت میدونی چرا.منظورم اینه بود که چون کسی.چون کیرم رو وحشی میکنی با این کس و کونت.اوووووف.فدای کست شم.کیرم توش.آخخخخ.اونم گفت عزیزم.اومد باهام زیر دوش.دوش گرفتیم.رفتیم بیرون.یه میوه ای خوردیم و تیپ زد که بریم بیرون شام بخوریم.حالا بماند که چه عشوه ها ریخت.آخه بابه میل دوستان نیست نمیگم.چون صحنه های زیادی داشتیم.از اینا که خیلی جدی نبود میگذرم.شام خوردیم و برگشتیم.فردا صبحش رفتیم لب ساحل که قایق سوار شیم.یه قایقی اونجا بود به اسم علی.البته بعدش فهمیدما.رفتیم پیشش ازش قیمت قایق و جت اسکی رو پرسیدیم.یاسمن یه ساپورت سفید پاش بود و مانتو چسبون کوتاه و بدن نما.یادم نیست چه رنگی بود.رنگ روشن بود.تا زیر کونش بود.همه پاهای خوش تراشش پیدا بود.من که شوهرش بودم و همیشه زیر کیرم بود حشری میشدم چه برسه به بقیه.خلاصه آقا قیمت گرفتیم و خواستیم جت اسکی سوار شیم.گفتم دوتا نیم ساعت.نیم ساعت من نیم ساعت خانمم.ولی دوتایی میریم.گفت نمیشه.خانم ها اجازه ندارن بشینن پشتش خودشون برونن.گفتم چرا؟گفت اداره اماکن نمیدونم چی چی گیر میده.آقا کلی چونه زدیم و آخر کار 50 تومان بیشتر بهش دادیم و سوار شدیم.گفت اگه کسی اومد گیر داد بگین فامیلشونیم.که البته هیچ کسم نیومد گیر بده.رفتیم یه ساعتی واقعا حال کردیما.از این بر به اون بر.البته یه پرچم هایی گذاشته بودن که بهمون گفت از اونجا عقبتر نرید.وقتی برگشتیم جفتمون خیس شده بودیم.وای یاسمن!مانتوش خیس شده بود شرت و سوتینش پیدا بود.آخ.ست قرمز هم پوشیده بود.وقتی متوجه شدم جا خوردم.بهش گفتم خیلی تابلو شدی.بریم داخل زود.گفت نه .بیا بریم یه کم قدم بزنیم.مگه دوست نداری مردا زنت رو ببینن حال کنن؟بیا بریم ببین چه طوری شهوتی میشن.منم که کیرم راست شده بود قبول کردم و رفتیم.لا مصب خیلی تابلو بود.دوتا صندلشم در آورد گرفته بود دستش.واقعا سکسی شده بود.دستم رو انداخته بودم دور کمرش.چسبونده بودم به خودم.هرکی میدید نگامون میکرد.رفتیم یه جا رو یه تخت نشستیم.قلیون اینا میفروختن.یارو قلیون آورد.جلومون چندتا پسر لب ساحل وایساده بودن.گفتم نگاه دارن میخورننت با چشاشون.گفت نه بابا.کاری با من ندارن.گفتم پس یه کاری کن که کاری باهات داشته باشن.قلیون رو که آوردن پاهاشون رو آورد بلا.یکی دوتا دکمه مانتوش رو باز کرد.داد عقب.پاهاش رو جمع کرد تو سینش.وااااااای.کاملا شرت قرمزش پیدا بود.خیس خیس بود شلوارش خوب.واقعا داشت جندگی میکرد.گفتم یاسی نگاه کن شرتت پیداست.نگاه کرد خندید دستش رو یکی دو بار کشید رو کسش و شرتش.جوون.دوست داری عزیزم؟گفتم آره.آخخخخ.هم من دوست دارم هم اونا که همش دادن نگات میکنن.گفت بزار نگاه کنن تا بمیرن.وای کیرم راست شده بود.یاسمن متوجه شد.گفت چیه؟کیرت پاشد؟دیدی زنت رو نگاه میکنن حال کردی؟آره حال میکنم وقتی اینجوری سکسی میشی.جوووووووووون.هرکاری بخوای میکنم که حال کنی.قوربون شوهر بی غیرتم برم.واااای.دوست دادم وقتی این جوری میگی.واقعا؟دوست داری بی غیرت من باشی؟آره عشقم.عاشق اینم که جلوم اینجوری سکسی شی.یکی هم باهات لاس بزنه.بمالتت.احسان واقعا دوست داری؟آره.عزیزم.دوست دارم آزاد باشی.احسان یعنی بدتم نمیاد من با کسی سکس داشته باشم؟مگه من ارضات نمیکنم که میخوای با کسه دیگه ای باشی؟نه.کلی میگمعزیزم دوست دارم فقط بمالنت و باهات لاس بزنن.اونم جلو خودم چیزی رو ازم مخفی نکنیا؟باشه عزیزم.همیشه جلو خودت کسم رو نشون میدم و به مردا پا میدم.اما اگه یه هویی یه جا تو نبودی چی؟یکی خواست انگلم بده چی؟من رو بکنه؟اووووف.جووون.دوست داری یکی دیگه انگلت بده؟تو چی تو دوست داری یکی زنت رو بکنه هو بمالتم؟آخخخخ.آره من دوست دادم.تو هم دوست داری؟ناراحت نمیشی بگم؟نه عشقم بگو.بگو فدای کون گندت شم.آره منم دوست دارم.دوست دارم جلو تو کیر یکی دیگه رو ساک بزنم.آخخخخخخ.جووووون.منم دوست دارم ببینم کس دادنت رو.اما الان نه.باشه؟نمیخوام فعلا با کسی باشی؟باشه.ولی حالا جدی اگه یه موقعیتی شد که یکی میخواست باهم حال کنه چی؟اگه خودتم دوست داشتی باهاش حال کن.اما بعدش باید کامل بهم بگی.اما فقط اگه مجبور بودی.اگه تونستی فرار کن.اگه خواست بهت آسیب برسونه بهش حال بده.واااااای جوووون.فدای شوهر بی غیرتم شم که زنش رو میندازه زیر کیر بقیه.تو تمام این نیم ساعت اینا که صحبت میکردیم داشت دست میکشی رو کسش.کثافت خوب بلد بود چه کار کنه هنه از جمله من شهوتی شیم.گفتم بسه دیگه پاشو بریم متل.راه افتادیم که بریم.اون پسرا هم دنبالمون اومدن.تو را برگشت هنش به فکر دیشب و حرفایی بودم که زدیم.من عملا بهش گفته بودن هرجور دوست داری حال کن باهمه.اما دوست نداشتم که جلو من براش عادی شه.که هرکاری خواست بکنه و من هیچی نباشم.چون از اینکه من رو اصلا به حساب نیاره متنفر بودم.کاری که الان داده میکنه و اگه ترک نکنه این کارش رو جدا نمیتونم باهاش زندگی کنم.همش تو این فکرا بودم که یاسمن زد بهم گفت احسان؟گفتم جانم؟گفت اون پسره بهم گفت شماره میدی؟گفتم کی؟کجا؟اشاره کرد به جلوتر.رفته بودن جلوتر بهش اشاره کرده بودن گه شماره میدی یا میگیری؟یه اینجور چیزی.گفتم نه یاسمن.اینجا غریبیم شر میشه.نمیخواستم جلو خودم این کار رو کنه.اونم گفت باشه.اونا بازم اومدن وقتی دیدن یاسمن پا نمیده ول کردن رفتن.رسیدیم جلو متل.گفتم من میرم پیش علی قایقیه تو برو من میام.گفت نه.منم میخوام بیام.مثل بچه ها که حرف میزد هرچی میخواست نمیتونستم بهش نه بگم.گفتم باشه تو هم بسا کوچولوی من.رفتیم سلام کردیم.یه کم حرف زدیم که کارت چه جوریه در آمدش اینا.تا اینکه تعارف زد که بشینید.یاسمن رفت بقل دست علی نشست.اونم با اون وضع حشری کنندش.یه کوچولو بینشون فاصله بود.اووفیه کم که صحبت کردیم دیدم یاسمن آرووم پاش رو چسیوند به علی قایقی.اووووف.داغ کرده بودم منم خودم رو زدم به نفهمی.یعنی ندیدم اینا.علی هم یه مرد درشت اندام بود با دستای بزرگ و سوخته.ازبس که همش تو آفتاب بود.وای کیرم دوباره راست شد.یاسمنم عوضی خنده های شهوتی میکرد.کیر علی هم معلوم بود راست شده.یه کم که گذشت من گفتم یاسمن یه عکس ازم بگیر.پاشدم رفتم کنار جت اسکیه یه عکس ازم گرفت.بعد گوشی رو ازش گرفتم که خودم چند تا عکس از دریا اینا بگیرم.حواسم بهشون بود.زیر چشمی نگاشون میکردم.علی قایقیه دستش رو گذاشت رو رون یاسمن.اون رونای توپول و گوشتیش زیر دست علس بود.وایییی کیرم داشت میترکید.یاسمنم یه لبخند تحویلش داد و اونم یکم دستش رو کشید رو دست علی.اگه کسی نبود همون جا یاسمن رو میکرد.چوری که نتونه داه بره.فکرش حشریم میکرد.حال میکردم از اینکه یکی با زنم اینجوری ور میره.داره کیرش میترکه برا کس زن جندم.آآآآآآآخخخخخ.بعد رفتم سمتشون.علی دستش رو برداشت.گفتم علی آقا این جت اسکی چقدر سرعت داره؟گفت گازش رو بستیم.وگرنه مسافر ها رو پرت میکنه دردسر میشه.گفتم کاش گازش رو باز میکردین یه کم حال کنیم.یاسمن گفت حالا نیست خیلی تند میرفتی تو؟همش میترسیدی.گفتم آخه تو پشت سرم بودی.ترسیدم بیوفتی.یاسمن رو به علی گفت:علی اصلا تند نبرد منو.واااای که علی چقدر شهوتی شد.از تو چشاش معلوم بود آخه یاسمن با یه حالت لوسی گفت بهش.اسمشم صدا زد.علی نامردم گفت اگه میخوای من میبرمت تند تندم میرم.یاسمن گفت واقعا؟علی گفت آره.یاسمن گفت اجازه میدی؟گفتم نمیدونم.گفت بزار دیگه جونه یاسی؟گفتم علی آقا خطر نداره تند بری؟گفت نه حواسم هست.گفتم باشه.ولی حواست باشه ها.گفتن باشه.یاسمنم خوشحال.جلیقه هاشون رو پوشیدن و سوار شدن.علی گفت حسابی میگردونمش.نگران نشو.فهمیدم نقشه هایی داره.گفتم باشه.برید به سلامت.یاسمن هم هنوز راه نیوفتاده بود جیغ میزد.رفتن جلو جلو.تا یه جاهاییش معلوم بودن اندازه یه نقطه.اما کم کم دیگه کاملا نا پدید شدن.اصلا اصلا معلوم نبودن.شاید یک ساعتی شد.کم کم داشتم نگران میشدم.هزار جورفکر و خیال به سرم اومد.میدونستم 100%داره با زن جندم حال میکنه.اما یه کم که گذشت فکرای بد به سرم رسید نکنه بدزدتش.یا یه بلایی سرش بیاره؟نکنه یاسمن افتاده تو آب مرده؟وااای.دیگه دلم به شور افتاده بود که دیدم از وور یه چیزی پیدا شد کم کم نزدیک شدن وقتی رسیدن دیدم علی کلی خوشحاله.یاسمنم همینطور.جفتشون هم خس خیس.وضعیت یاسمن دیگه خیلی تابلو بود.شده بود انگار جنده های خیابونی.البته جنده هم بود اما وضعش خیلی جلف و نا جور بود.مانتوش رفته بود بالا.کل تنش و سوتین و شورتش پیدا بود.اون رونای گوشتیش.آاخخخخخ.کس بود لامصب.گفتم چرا انقدر طول کشید؟یاسمن گفت من پریدم تو آب شنا کردم اون وسطها.علی هم پرید تو آب کمکم کرد.آخخخ.علی باورش نمیشد جلو من این رو میگه.گفتم مرسی علی آقا چقدر تقدیمتون کنم؟گفت هیچی.این رو مهمون من.خواستیم بازم بیاین میبرم خانمتون رو گفتم باشه حتما.خندید.یاسمن هم یه چشمک شهوتی به علی زد رفتیم سمت ویلا.همه داشتن یاسی جنده رو نگاه میکردن.اووووف.رفتیم داخل گفتم چی شد اونجا؟گفت هیچی پریدیم تو آب.عصبی شدم گفتم قرارنبود دروغ بگیا.تابلو باهات حال کرده؟چرا دروغ میگی هان؟گفت احسان خوب.خوب چی؟خوب نمیخوام ناراحتت کنم.من که گفتم اشکالی نداره اگه بهم بگی.گفت من فکر میکردم حوسی بودی یه چیزی گفتی.گفتم یاسمن جدی گفتم.از لاشی بودنت لذت میبرم.دوست دارم زنم جنده باشه.اگه تو بدت میاد بگو که اینجوری نباشم.نه نه.واقعا دوست دارم.اما ...اما چی ...اما خجالت میکشم تعریف کنم براتپس حال کردین باهم.آره؟اره.اونم چه جووررریییی.خیلی حال داد احسانبهم بگو.اومد همونجوری که خیس بود نشست کنارم رو مبل.گفت رفتیم.منم محکم گرفته بودمش که نیوفتم.بعد که دور شدیم.سرعتش رو کم کرد دستم رو گرفت برد رو کیرش گفت اینجا رو بگیر محکم نیوفتی.منم گفتم:مطمینی؟یه وقت خودش کنده نشه؟گفت نه.تا تو گرفتیش طوریش نمیشه.منم گفتم جووووون.محکم کیرش رو فشار دادم و میمالیدم براش.اونم همینجوری رفت جلو.خیلی که جلو رفت وایساد.خاموش کرد.برگشت گقت جوووووووون.عجب کسی هستی.دیوونم کردی کنارم که نشستی.جوووووونم.دوست داشتی؟آرههه.اگه شوهرت نبود که همونجا پارت میکردمخوب میکردی.اونکه اصلا غیرت نداره.کلیم حال میکنه یکی زنش رو بکنهواقعا؟ای جاااان.کیرم تو شوهر بیغیرتت.بعد شروع کرد ازم لب گرفتن و سینم رو مالیدن.جلیقه جلوش رو میگرفت.درش آورد.انداخت رو دسته جت اسکیه.***یاسمن سمت چپم نشسته بود.همینجور که یاسمن تعریف میکرد منم دست راستم لای پاهاش بود و میمالیدم کسش رو.هی هم بهش میگفتم پاتو باز کن جنده ی من.دست چپمم دور کمرش آورده بودم از اون طرف سینه چپش رو میمالیدم.همش آااااه و ناله میکردم.میگفتم جوووون.فدای زن جندم شم که انقدر کس دادن رو دوست داره.خوب کاری کردی عشقم.خوب کردی که کس دادی.کست ماله همه ی مردای دنیاست.همش از این حرف ها میزدم و میمالیدمش.بعد هم دست کردم تو شلوارش کسش رو میمالیدم سینش رو میخوردم.اونم با شهوت کس دادنش رو تعریف میکرد.بعد از اینکه جلیقه رو درآورد برگشت برعکس نشست.دوتا پای منو انداخت رو پاهاش و شروع کرد لب گرفتن.بعد هم مانتوم رو درآورد.گفتم کسی نیاد؟گفت نه.خیالت راحت.بعدم سوتینم رو درآورد و شروع کرد سینم رو خوردن.وای احساااان نمیدونی چه حالی میده یکی دیگه سینم رو بخوره.انقدر خورد که دیوونه شدم.بعد پاشود وایساد تکیه داد به کیلومتر جت اسکیه.پیرهنش رو درآورد.کیرش رو کشید بیرون.گفت بخور.منم میخوردم براش و همش قوربون صدقه کسم میرفت.بعد گفت شلوارت دربیار بکنم تو کست.به زور در آوردم.بعد که میخواستم شرتم رو دربیارم گیر کرد تو پام افتادم تو اااااااب.علی هم سدیع پرید تو آب.اونم لخت لخت بود.بغلم کرد و گفت:جووووووووووون.جنده به این ناری ندیوه بودم.چه حالی میده لخت تو اااااب.آااااخ.علیییییییی.ک رت و بزار لای پام.همینجا بکن منو.کیرتو میخوااااااااااام.***گفتم چقدر نگه طول کشید که این کارو کرد؟هیچ کس نبود؟کلا یه ساعت رفتینا؟گفت کجایی تو؟الان 3،4 ساعت میشه ها.گفتم چی؟نگای ساعتم کردن هنوز سر جاش بود.احتمالا آب رفته بود توش.انقدر استرس داشتم و شهوتی بودم نفهمیده بودم.****جااااانمم.کیرم تو اون شوهر بی غیرتت که زنش میده دست من.کیرم تو وجودش جنده خانمجوووووووون.آره فحش بده.اون که شوهرم نیست کس کشمه.حال میکنه زنش جندگی کنه.آخخخخخخ.کیرم تو زن جندش.کیرم تو کست.کیرم تو دهنت.همینجوری کیرش لای پام بود.محکم چسبونده بودم به خودش و فحش میداد.گفتم علللللیییییییی؟؟؟جاااان علی؟علی بهم کییییر میدییی؟دوست دارمجوووون جنده خانمکیرم تو کس پارت کیر میخوای؟آره.کیر دوست دارممیخوای چیکار کنی لاشی خانم؟میخوام بزارم تو کسسسسسسسسسماخخخخ.مگه شوهر کس کشت بهت کیر نمیده؟نهههه.اونو ولش کن.تو منو بکن.اومدیم بالا.من رو خوابوند رو جت اسکی شروع کرد تلمبه زدن.سینه هام بالا پایین میشد.احسااان هرچی میکرد آبش نمییومد.کسم داشت میسوخت دیگهبهش گفتم جنده خانم هیچکی نبود شما رو ببینه؟گفت نه.اصلا کسی نبود.تا چشم کار میکرد آب بود.بعد تند تند کردم و آبش اومد.تا خواستم بگم بریز دهنم ریخت رو تنم.منم گفتم باهات قهرم آب کیر میخوام.گفت جووون.جنده خانم.کیرش رو کشید رو تنم هی شابش رو داد تو دهنم منم مک زدم.بعد گفتم بریم دیگه.گفت نمیخوای تو برونی؟گفتم چرا اما بزار لباس بپوشیپ حالا.گفت نه بیا همینجوری که لختیم.یه کم نشستم.با کونم نشستم رو کیرش و یه کم رفتیم.اونم همش دستش تو کس و سینه هان بود.دوباره شوتی شد.انقدر محکم من رو تو بقلش فشار داد که آبش اوند باز.ریخت لای کونم.بعد هم زود لباس پوشیدیم اومدیم.گفتم یعنی الان آب کیرش لای کونته؟گفت آره.شلوارش رو درآوردم.لای کونش رو باز کردن.دیدم بلللللهههههههه.بله.لای کونش پر آب منی بود.کیرم داشت نیترکید دیگه.درآوروم گذاشتم لای کونش نشوندمش رو مام منم محکم به کیرم فشارش دادم تا آبم اومد.ریختم همونجا.بعد خودش رو انداخت تو بقلم گفت ممنونم کس کش من.گفتم:عاشقتم زن فاحشه ی من.ادامه دارد ...

  5. #5
    قسمت پنجم 5:
    شهوتم که خالی شد یه جورایی پشیمون بودم.نباید به این شرایط عادت میکردیم.وگرنه یاسمن دختری نبود که به این جنده بازیا راضی شه.بلند شدیم هم رو بوسیدیم.رفتیم حمام.اونجا هم انگلش کردم اما انقدر آبم اومده بود که دیگه جون سکس کردن نداشتم.اومدیم بیرون.لباس پوشیدیم.رفتیم بیرون ناهار.برگشتیم خوابیدیم تو بقل هم.خوابیدن تو بقل یاسمن لذتش از سکس بیشتر بود.موهاش رو باز میکنه میریزه دورت.موهاش بو عطر میده.بلند.خوشکل.دیوونه کنندست.بدنشم گه انگار پنبه.انقدر نرمه که دوست نداری ولش کنی.سرم رو میزارم رو سینه های نرمش.یه دستم رو میکنم تو موهاش یه دستمم میزارم رو سینه اون یکیش میمالم.انقدر سینه هاش نرمن که خدا میدونه.اونم با موهام بازی میکنه.برام مثل کوچولوها حرف میزنه خوشکل که میمیرم براش.این کارا رو میکنیم که خوابمون ببره.واقعا آرامش و لذت داره.حتی الان که جندگی میکنه جلوم.یاسمن یه فاحشست.حال میکنم که زنم جندست.زیر کیر همه میخوابه.کس میده.اووووف.الان ساعت نه و نیم شب که براتون مینویسم.خلاصه خوابیدیم و از خواب که بلند شدیم رفتیم لب ساحل قدم زدن.علی قایقی هنوز بودش.با اینکه هوا تاریک بود.فکر کنم منتظر بود ما بیایم.البته ما رو ندید.یاسی گفت بریم اذیتش کنیم گفتم نه.بیا بریم.ولش کن.یه دوری زدیم برگشتیم.رفتیم بیرون شما خوردیم.خدا میدونه چندتا کیر برا کس و کون زنم راست شد.انگار جنده ها لباس میپوشه.جفتمون خوش تیپیم.اما شاید من خیلی تیپم خفن نباشه.اما یاسی.اوووووف.جنده هایی دیدین تو خیابون که کیرتون راست میشه و دوست دارین حتی شده بهشون دست بدین؟یاسمن از اونا هم سرتره.تو رستورانه همه داشتن نگامون میکردن.موهاش رو ریخته بود کنارش.غذامون که تموم شد هی باهاشون بازی میکرد و عشوه میومد.کس تر از یاسی ندیدم.راستش اصلا باورم نمیشه بهم بله داد و زنم شد.آخه من نسبت به اون خیلی معمولیم.شاید اصلا نخوره بهم که زنی مثل اون دارم.زود هم ازدواج کردیم.تو اوج جوونی و شهوتمون.خلاصه میکنم که دوستان اذیت نشن.اگه بخوام همه جندگی هاش رو بنویسم خیلی طول میکشه.برگشتیم هتل و تعریف میکردیم که دیدی فلان مرده چه طوری کیرش راست شد؟آخخخخ دیدی اون یکی رو چه طوری خودش رو مالید به کونت.کلی حال میکرد وقتی من از جنده بودنش خوشم میومد.بهش گفتم یاسی فردا ساعت چند بریم؟بمونیم ظهر بعد از ناهار بریم یانه؟آخه تا ساعت2 ظهر ماله ما بود ویلا.گفت نه دیگه خسته شدم بریم سمت نمک آبرود که تله کابینم سوار شیم.گفتم باشه.رفتیم یه قدم زدیم لب ساحل.نشستیم رو شن ها.اومد تو بقلم.لپاش رو بوسیدم و یه مشت از اینجور کارا.حشری شده بودیم.مخصوصا وقتی یاسمن رفت تو آب و خیس خیس شد.یه شلوار کشی پاش بود.یه مانتو کشی.جفتشم مشکی.وای خدایا چی میدیدم.کس دریایی شده بود.وقتی اومد بیرون کس کونش انقدر تابلو تو چش بود که خدا میدونه.گردی و برجستگی کونش قشنگ از 20 متری معلوم بود.اونم تو شب.سینه هاشم که درشت و خوشکلن.وای.سینه هاش تو حلقم بود.کثافت روسریشم برداشت.یقش رو باز کرد.سینش به قول خودش مرمری بود.سفید.براق.انگار آینه.بالای سینش پیدا بود.گفتم یاسی میشه همینجا بکنمت؟یه خنده ی شهوتی کرو گفت جوووووون.تو هرجا بخوای کس میدم بهت.گفتم کسوی من یه کم دیگه دکمه مانتوت رو باز کن که چاک سینت پیدا شه.2تا دکمه دیگه رو باز کرد یه خورده بیشتر از چاک سینش پیدا بود.اکنم تو اون وضعیت.شلوار کشیش آب رفته بود.شل کرده بود خودش رو و حسابی زن جندم رو نشون میداد.همونجا لباش رو بوسیدم.وای که چقدر لذت داره وقتی خیس میشه لباش رو بخوری.دور برمون بودن چند نفری.تابلو هم نگاه میکردن.گفتم یاسمن؟گفت جونم؟گفتم دوست دارم امشب جندگی زنم رو ببینم.دوست دادم انقدر شهوتیم کنی که رفتیم تو ویلا تا چسبیدم بهت ابم بیاد.گفت عزییییزم.دوست داری زنت جنده باشه؟
    آره دوست دادم.کس دادنت شهوتیم میکنه.کاش الان علی بود اینجا میکردت.حال میکردم.
    هاااهاها.عزیزم علی نمیخواد که.این همه کیر.میخوای بیارمشون تو ویلا جلو تو منو بکنن؟
    نه.میخوام فقط کیرشون راست کنی.کسوی من.جنده خانم.
    فدای شوهر بس غیرتم شم که دوست داره همه کس زنش رو ببینن.
    یه دکمه دیگه از مانتوش دو باز کرد.دیگه میشد سینه های سفید و درشتش رو دید.واقعا وضعیتش دیگه بد شده بود.از جنده هم جنده تر بود.زیر ماتوش فقط یه تاپ بندی پوشیده بود
    .گفتم واااای.یاسی سینت خیلی تابلو تو چشه ها.گفت جوووووون.مگه دوست نداری؟
    چرا کس من چرا عشقم.دوست دارم زنم جندگی کنه.
    آاااااخ.فدات شم کس کش من.کیر همه مردای عالم تو غیرتت بی ناموس.
    جوووووون.فدای زن فاحشم بشم.یاسمن تو واقعا فاحشه ای.جنده تر از تو تو دنیا نیست.
    وااااای.دوست دارم وقتی بهم میگس فاحشه.دوست دادم فاحشه باشم.دوست دارم زیر کیر همه بخوابم پول بگیرم خرج تورو هم بدم.کس بدم برا خرجمون.
    جووووووون.دوست داری جنده باشی؟کیرم تو کست.عزیزم منم دوست دارم زنم بره کس بده.دوست دارم جنده باشی.کس بدی.کون بدی.کیر بکنن تو دهنت.چندتا باهم بکنن زنم رو.
    ای جاااااان.احسااااااان تف تو غیرتت.تف تو شرفت.مرد کس کش من.
    جوووونم.کیرم تو وجودت جنده
    احسااااان؟
    جون؟
    دوست داری کس کشی من رو بکنی؟خودت برام کیر جور کنی؟
    اخخخخخخ.آره.دوست دادم پول بدم به یه نفر که بکنتت.
    تو همه این مدت یاسمن با لباس خیس بود.داشتیم قدم میزدیم.سینه هاش رو که هرکس از جلمون رد میشد میخورد با چشاش.چند نفری هم دنبالمون راه افتادن.دستم دورش حلقه بود.اونم خودش رو مینداخت تو بقلم و با شهوت از این حرف ها میزد.منم از بی غیرتم لذت میبردم.حال میکردم زنم جندست و پایه سکس.
    احساااان دوست داری من از یکی دیگه بچه دار شم؟
    جوووون.آره.دوست دارم یه کیر کلفت بچه دارت کنه
    بعد بچه حرومزاومون رو بزرگ میکنی؟پدرش میشی؟
    آره عشقم.بعدشم بچه که حرومزاده نیس.اگه از من بچه دار شی حرومزاده میشه.تو ماله دیگرونی.اونا بکننت بچت حلال زادست
    وای احساااااان.اگه کیر داشتم میگفتم کیرم تو غیرتت
    آخخخخخ.فاحشه ی من.کیرم تو کس تپلت
    احسان کیییییییییررررررررر میخوام؟
    همچین با شهوت گفت که کیرم داشت میترکید.گفتم حوووووون میدم بهت.
    نه ماله تورو نمیخوام دیگه.یه کیر نو میخوام
    عزیزم کیرم برات پیدا میکنم.
    نه الان الان میخوام
    دیدم اوضاع داره خراب میشه.اگه حشری میشد که شده بود البته و من کاری نمیکردم همونجا میرفت کیر یکی رو ساک میزد.سعی کردم حواسش رو پرت کنم.هنوز اونقدرا نبودم که برم به یکی بگم بیاد زنم رو بکنه.البته بعدا شدم.خیلی هم حال میکردم.بهش گفتم یاسی خودم برات کیر میارم.ولی بزار یه کم حال کنیم.باشه؟
    باشه.چیکار کنیم؟بگو فقط تا زن جندت انجام بده
    همه ی هنر جندگیت همین بود که سینت رو نشون بدی؟
    دوست داری یه کاری کنم که از بی غیرتیت لذت ببری؟یه کاری کنم که هرکی رد شد بهت بگه زن جنده؟هان؟اینجوری میخوای کس کشم؟
    آره میخوام.میخوام امشب بیغیرت ترین مرد دنیا شم.کس و کون زنم رو بندازم زیر چند نفر.
    داشتیم به یه قسمت نسبتا شلوغ نزدیک میشدیم.همشونم پسر بودن.یعنی حدااکثرشون.یاسمن وقتی شهوتی میشه هیچی نمیفهمه.من از اون بدترم.انقدر حس کس کشی و بی غیرتیم قوی شده بود که همونجا یکی یاسمن رو میکرد بهش یه پولی هم میدادم.میخواستم حواسش رو پرت کنم بدتر شد.رفتیم اونجا وسط پسرا
    نشست کنارم.گفتم کو پس؟
    گفت صبر کن.میبینی که زنت جنده تر از این حرفاست
    گفتم هه.اگه میتونستی میکردی
    یه لحظه عصبانی شد.رو کرد بهم گفت:مثل اینکه تو هنوز زن فاحشت رو نشناختی.نه؟نمیدونی من چه جنده ایم؟نه؟
    چرا میدونم
    نه نمیدونی.اگه میدونستی من چه کارا کردم این رو نمیگفتی؟
    چی کار کردی مگه؟
    برات مهمه مگه بی غیرت؟
    نه.تو جندگیت رو کن لاشی خانمم
    حالا بلایی سرت بیارم که نتونی سرت رو بالا کنی.بگی کاش 10نفر رو پیدا کرده بودم که بکننش
    یه هو بلند شد مانتوش رو درآورد.دهنم خشک شده بود.نمیدونستم چی بگم.کپ کردم.پشتش که خیلی لختی داشت.جلوشم جوری بود که سینه هاش کاملا پیدا بودن.سینه هاش هم درشتن خیلی خیلی تابلو بود.سینه هاش داشتن میزدن بیرون دیگه.فکم افتاد
    نشست کنارم گفت بسته؟
    اصلا نمیتونستم چیزی بگم.دو سه تا خونواده اونجا بودن فقط.یاسمن انقدر تیپش ضایع بود که بلند شدن برن.یاسمن بهم گفت:حال میکنی بی غیرت؟دارن بخاطر جندگی من میرنا.به خاطر زن جنده تو.
    اووووف.جوووون.نمیدونستم تا انقدر فاحشه ای.
    حالا مونده تا ببینی.
    دیگه چی مونده؟کم مونده لخت شی بری کس بدی
    لازم باشه کسم میدم.همین جا جلو همه
    جووووون.زن جنده ی منی.
    احسااااان؟
    جوون کس من؟
    روت میشه سرت رو بلند کنی؟
    چرا نتونم؟
    پس هنوز آدم نشدی.نه؟درستت میکنم
    چی کار میخوای بکنی؟
    بزار ساحل یه کم خلوت شه.حالیت میکنم زن جنده چه جوریه
    یه ساعتی نشستیم.کم کم همه چش چرونی هاشون رو کردن و رفتن.موندیم من و یاسی و 3،4 تا پسر گردن کلفت که رو تخت دو تا اکن طرف تر ما بودن
    یاسمن پاشد گفت قبول داری من جنده ترین زن دنیام یا نه؟
    آره قبول دارم.
    قبول داری بدتر از اینم میتونم باشم؟
    بدتر از این یعنی اینجا کس بدی.بمالنت جلو من.نه دیگه نمیشه.بریم
    بریم؟کجا بریم؟صبر کن تا زن جندت رو بیشتر بشناسی.کاری کنم که روت نشه سرت رو بالا کنی
    این رک گفت پاشد رفت تو آب.تا اینجاش خیلی طوری نبود.بعد اومد بیرون سمت من.گفت بیا بریم تو آب.فکر کنم ساعت طرف های 3 صبح بود.هیچ کس نبود دیگه.اونجا هم تاریک تاریک بود.اصلا کسی از دور نمیدید ما رو.گفتم عزیزم ...تا این رو گفتم بلند گفت خاک تو سرت.اگه نمیای تا به این آقاها بگم بیان.تا اومدم حرف بزنم گفت نمیخوات بیای اصلا.باندم میگفت که اونا بشنون.بعد رفت سمتشون.گفت:ببخشید شما کدومتون شنا بلدید؟گفتن هممون.گفت کدومتون بیشتر از همه؟یکیشون گفت من.بلند شد
    اومد کنار یاسمن.یاسمنفت شوهرم نمیاد باهام تو آب.شما باهم میای؟پسره گفت اره.شوهرتون مشکلی نداره؟یاسمن گفت نه اون بی غیرته.دست پسره رو گرفت بردش ت آب
    انقدر تاریک بود که اصلا هیچی معلوم نبود.فقط صدای خنده های یاسمن میومد.
    بعد نیم ساعت پسرا اومد.گفت اووووف.عجب زنی داری.جنده تر از این ندیدم به عمرم.گفتم: چی طور مگه؟گفت چه طور؟حالا بهت میگم چه طور.پاشو بیا ببین زن جندت رو.بعد هم رو کرد به دکستاش گفت بیاین.3نفر دیگه هم بودن.چهارتا بودن کلا.گفت بچه ها بیاین به زن جنده این کس کش یه حالی بدیم.اونا هم اومدن.رفتیم سمت یاسمن
    یه کم که تو آب رفتم پیدا بود.کم کم دیدمش.سینه هاش چرا اینقدر تابلو بودن؟چرا اینجوری شده بود؟رفتم جلوتر.واااااااااااای.چی میدیدم؟آخخخخخخخ.لباسش رو در اورده بود.تا اومدم به خودم بجنبم چهار تاشون دورش بودن داشتن میمالیدنش.سینه هاش رو میخوردن دونفرشون.یکیش از پشت چسبیده بود بهش.یکیشم از جلو کیرش رو میمالید بهش و دستش تو شرطش بود.داشت کسش رو میمالید.با دیدن ای صحنه انقدر تحریک شدم که هیچ کس نمیتونه تو کل دنیا تصور کنه.بی اختیار دستم رفت تو شرتم.کیرم رو درآوردم شروع کردم جق زدن.تو همین حال یاسمن گفت آره جق بزن.جندگیم رو ببین جق بزن.دیدی حالا جندم؟دیدی جنده تر از من نیست بی غیرت؟یکی از اون پسرا هم گفت کیرم تو غیرتت.بعد همشون شروع کردن فحش دادن.بی غیرت.کیرمون تو زنته.کیرمون تو کس زنت.زن جندت ماله ماست.ماله کیر ماست.تو برو دیگه.زنت باید تا صبح کس بده.زن جنده.بی غیرت.بی ناموس.ببین چه طوری داریم بی ناموست میکنیم.ببین زن جندت رو .یاسمنم میگفت ججوووووووووووون.بکنین.بمال ینم.این کس کش که نمیکنه من رو.من فاحشه ی شمام.بکنین فاحشتون رو.بعدم گفت دیدی بالا خره کیر پیدا کردم.دیدی دارم کس میدم.واااااااای.جووون.منم فقط جق میزدم آبم اومد ریختم تو دریا.بعد گفتم بسه دیگه بریم.گفت اااا؟حالا نوبت منه تازه.رفتم جلو دستش رو بگیرم بریم پسره محکم حلم داد عقب.افتادم تو آب.گفت مگه نشنیدی؟زن جندت امشب ماله ماست.خلاصه کنم براتون.نذاشت شلوارش رو در بیارن.انقدر مالیدنش که آبشون اومد ریختن رو شلوار و بدنش.بعد هم رفت تو آب اکمد تمیز شد.لباس پوشید که بریم.به پسرا گفت مرسی.شمارم رو که دادی زنگ بزن.اونا هم گفتن باشه کیرمون تو شوهر بی غیرتت.یاسمنفت سرت رو بالا کن تشکر کن ازشون.واقعا روم نمیشد.چون ارضا هم شده بودم حوسی نبودم که تشکر کنم.یاسمن گفت: دیدی کاری کردم روت نشه سرت رو بالا کنی بی ناموس؟
    اااااااااه کشیدم و گفتم بریم.
    سرم انداختم پایین دست زن فاحشم رو گرفتم و رفتیم متل.طرف های 5 صبح بود دیگه.
    ادامه دارد ...

  6. #6
    قسمت ششم 6:
    رفتیم ویلا.اعصابم خورد بود.ناراحت بودم.حالم از خودم بهم میخورد.خیلی حال میکردم که تحقیرم کرده بود.دوست داشتم که جلوم جندگی میکرد.اما این اولین بار بود که تحقیرم میکرد.حس عجیبی بود از یه طرف وقتی یادم میومد لذت میبردم.از طرف دیگه ناراحت بودم.همین جوری به این چیزا فکر میکردم که یاسی یه چیزی برداشت اومد جلوم دو پاشو از هم باز کرد پاهاش رو گذاشت رو میز بین دوتا مبل.همینجوری که میخورد گفت حال کردی؟گفتم تو بیشتر حال کردی که.
    احسان چته؟ناراحتی؟
    بیخیال.من میرم بخوابم
    وایسا بینم کجا.
    چیزی که میخورد رو گذاشت رو میز وسطی و اومد کنار نشست.نذاشت برم.از خودم خجالت میکشیدم و یه جورایی پشیمون بودم.نشست دستم رو گرفت گفت:عزیزم مگه خودت نمیخواستی جندگیم رو ببینی؟خودت گفتی یه کاری کنم حال کنی
    مگه حالا من چیزی گفتم؟
    نه.اما معلوم ازم ناراحتی.اگه نخوای دیگه هیچ وقت این کار رو نمیکنم.
    واقعا نمیکنی؟
    اگه تو بگی نه نمیکنم.
    نه عزیزم.اشکال نداره.منم لذت بردم اما ...
    اما چی؟
    اما یه جورایی پشیمونم.میترسم.حس میکنم مرد نیستم.دارم کار اشتباهی میکنم.
    عزیززززززم.اصلا اینجوری نیست.مرد اونه که الکی به زنش گیر بده؟اذیتش کنه؟
    نه اوم مرد نیست.اما من که گیر ندادم.یاسمن تو داری جندگی میکنی.تو دیگه رسما یه فاحشه شدی.جلو شوهرت میری کس میدی.این که بگم این کار رو نکن که دیگه گیر دادن بیخودی نیست که.
    اخخخ.عزیزم.میدونم.اما مگه خودت نگفتی دوست دارم زنم جنده باشه؟
    چرا.الانم میگم.منم که چیزی نگفتم اما الان یه حس بدی دارم.ول کن خوب میشم.
    نه.عزیز من نباید ناراحت باشه.احسااان از اینکه تحقیرت کردم ناراحت شدی؟اینکه جلو اونا اونجوری کوچیکت کردم؟
    واای.نه.اون که خیلی حال داد.اما آره یه جورایی ماله اونم هست.خیلی دوست داشتم.یاسی دوست دارم جلو بقیه تحقیرم کنی.بهم بگی بی غیرت.کس کش.اما ...نمیدنم.بیخیال
    اره عزیزم میدونم چی میگی.اولش یکم برات سخته.کم کم درست میشه.همچین جندگی کنم برات که افتخار کنی
    یاسی از این بیشتر دیگه چیه آخه؟
    بیشترم میخوای ببینی؟
    آره.بهم بگو چیه؟
    حالا نشونت میدم.به موقعش.همچین جلوت کس کون بدم که خودت و بکشی.
    وااااااای.دوست دارم.عشقی تو.یاسی یه چی بگم؟
    بگو شوهر بی غیرت من
    کیرم دوست داره زنم جنده باشه.دوست داره جلوش کس بدی
    اوووووف.جووووووون.تو بخواه فقط کس و کون فدای کیرت میکنم.کس و کونم رو میزارم زیر کیر مردا که حال کنی.کس و کون تپلم رو فدای کیرت میکنم.
    اااااخخخخخخ.واااای.دیوونم میکنی.
    واقعا؟حال میکنی زنت جندست؟
    آره.اما یاسی تو نباید به همه بدی
    چرااا؟
    چون بابا اون جنده ها که زیر همه میخوابن و خیابونی هستن مثل توکه نیستن.به این خوشکلی و خوش اندامی.
    عزیزم منم باهرکسی نمیپرم.
    اااا؟پس اینا که خودت و تقدیمشون کردی کی بودن؟آدم حسابی بودن؟
    نفسم اینا رو برا حال کردن تو انجام دادم.برا اینکه تو حال کنی.وگرنه من که به اینا کس نمیدم که.
    یاسی قول بده همیشه هر کاری خواستی بکنی بهم بگی.حتی اگه دوست داشتی میام باهات.اگه خواستی جندگیاتو نگاه میکنم.
    وااااای.دوست داری جلو خودت کس بدم؟
    آره.دوست دادم تحقیرم کنی.جلو همه بزنی تو سرم.نشون بدی هیچی نیستم جلو کس توپولت.دوست دادم اختیارت دست یه مرد دیگه باشه.من نتونم کاریت کنم.دوست دارم بشی ماله یه کیر دیگه.اون نذاره جلوم لخت بگردی.اووووووووف
    جووووون.همین الانشم ماله یه کیر دیگم.دوست داری پس یه صاحب پیدا کن زن جندت؟
    آره.دوست دارم.دوست دادم سه چهار تایی بکننت.جلو من.خشن.دو تا کیر بکنن تو کونت.دو تا بکنن تو کست.دو نفر سینه هات رو بخورن.چند نفر بکنن تو دهنت که نتونی نفس بکشی.اونم جلو من.منم اجازه نداشته باشم بیام جلو.بگم میشه منم بیام از جلو گاییده شدن زن فاحشم رو نگاه کنم؟بعد اونا داد بزنن نه.دیگه زن تو نیست.برده ی ما هست.حقی نداری که به این جنده نزدیک شی.بعدم انقدر وحشیانه کس کونت رو بکنن که نفست بند بیاد.بعدم هفت و هشتاشون آبشون رو خالی کنن تو حلقت.تا ته بخوری.بعدم من رو جلوشون خوار وخفیف کنی.تو و اونا فحشم بدین.
    اینا رو که میگفتم یاسمن چشاش خمار میشد.حشری شد.میگفت جووووووون.جووووون.بعد بلند شد جلوم لخت شد.گفت تو هم لخت شو.جوفتمون لخت شدیم.با کون نشست دو کیرم و اون کون گندش رو مثل ژله تکون داد روم.کیرم بلند شد.بعد کمرش رو چسبوند به سینم.موهای بلندش رو باز کرد ریخت سمت چپش که تو صورتم نباشه.بعدم گفت احسااان.بدترین حالتی که دوست داری زنت رو بکنن چه جوریه؟میخوام ببینم شوهر بی غیرتم تا کجا میتونه بی غیرت باشه؟ببینم من جنده ترم یا شوهر کس کشم بی غیرت.گفتم هرچی خواستم بگم؟گفت آره.بدترین چیزی که میتونی تصور کنی.گفتم:چندتا کیر کلفت و خودم برات پیدا کنم.بیارم خونمون کست رو بکنن.کونت رو جر بدن.جلو من.جوری که نتونی ماشی.واقعا نتونی تکون بخوری.بعدم ببرنت خونه خودشون.نذارن من بیام.بشی ماله اونا.زنم رو ببرن بکنن حال کنن.ببرنت تفریح برای حال کردنشون توروهم ببرن که بهشون کس بدی.همه جا بری جندگی کنی.دیگه اختیارت دست کیرای دیگه باشه.بعد مثلا یه شب با صاحبات بیای خ نه من مهمونی.جلو من باز زنم رو بکنن.بعدم مثل سگ باهات رفتار کنن.یه قلاده ببندن گردنت همه جا ببرنت.بکشنت.بشی سگشون.بشی برده کیرشون.ببرنت باغ.مهموناشون رو دعوت کنن که تورو بکنن.منم بیام جلوشون باشم که بیشتر لذت ببرن.التماس کنم که زن جندم رو بکنین.
    وای این حرف ها رو که میزدم یاسمن خودش رو بالا پایین میکرد.همش میگفت اووووف.اووف.بگو.بگو.آره من سگشونم.آره من جنده ی بی همه چیزشونم.آده اونا صاحب منن.وای احسان کیر همه مردا تو غیرتت بی وجود.
    منم حال میکردم با این حرفاش.بعر گفتم دوست دارم دیگه کار نکنم.زنم بره جندگی زیر کیرا بخوابه پول بیاره خونه.خودم براش مشتری پیدا میکنم.
    این رو که گفتم نگام کرد گفت:احسااان واقعا گفتی؟دوست داری همه این کارا رو با من بکنن.
    اره.دوست دارم بشی ماله بقیه
    احسااان با همه وجودم میگم مرد به بی غیرتی تو ندیدم.بی ناموس تر از تو تو دنیا نیست.من با این جندگیم جلوت کم میارم.واقعا بیغیرتی.کس کشی زنت جندتم میکنی.هان؟فکر نمیکردم انقدر دیگه پشت باشی.تو نباید بگی به مردونگیم قسم.باید بگی به بی ناموسیم قسم.به زن فاحشم قسم.احسان گه تو غیرتت.تف تو شرفت.کیر تو وجودت بی ناموس.
    جووووووون.دوست دارم وقتی میگی.مگه تو دوست نداری شوهرت کس کش باشه؟
    چرا عزیزم چرا.پس دوست داری زن جندت فاحشگی کنه خرجت رو بده نه؟جوری کس بده که خوار و ذلیل بشی.تحقیرت کنه.آره؟
    آره دوست دادم جلو همه کوچیکم کنی.دوست دارم بنده ی کست بشم.باهام بد حرف بزنی و بی ناموسم کنی جلو همه.به همه بفهمونی بیغیرت و زن جندم.
    باشه عشقم به آرزوت میرسونمت.همین جور که امشب نتونستی سرت رو بالا کنی جوری کس و کون بدم به همه که نتونی جلو هیچ کس تو این کشور سرت و بالا کنی.به زودی همچین جلوت جنده باشم که روت نشه کنارم تو خیابون راه بری.رسیدیم شیراز همچین فاحشه ای بشم که با همه بی غیرتیت نتونی بگی این جنده زن منه.به زودی خودم با کس دادنم خرجت رو میدم شوهر بی غیرت من.کیر همه مردای دنیا تو غیرتت و شرفت بی وجدان.ززن جنده
    اوووووف.هرچیم بگی من بازم حال میکنم.زن جنده بودن رو دوست دارم.
    حدفای اون شب زندگیم رو عوض کرد.
    ادامه دارد ...

  7. #7
    قسمت هفتم 7:
    بعد از این حرف هایی که زدیم دیگه میدونستم که یاسمن هیچ ترسی نداره و برسیم شیراز با دوستای جنده ای که داره و حتی خودش صبح تا شب دنبال کثافت کاریه.دنباله سکس و لاشی بازی اونم جلو من.نمیدونم چرا اما اینجوری بودن رو دوست داشتم.زن جندگی لذت من بود.از اونجا که دوستان از سکس های خشنش خواستن منم میرم سراغ اونا.ولی نمیتونم همه چیزایی که خواسته بودن رو تو یه داستان جا بدم.چون به اون خشنی و کثیفی که شما میخواین مربوط میشه به شش ماه اخیر.تا حالا که اگه بخوام اونا رو بگم دیگه حس اینکه قبلیا رو تعریف کنم میره.پس کم کم میگم.لطفا صبور باشید.
    رفتیم شیراز.بماند که تو راه چقدر جنده بازی درآورد و چندتا شماره گرفت.تو راه که بودیم بهش گفتم یه شوال میپرسم راستش رو بگو.گفت باشه.گفتم قبل از منم با کسی بودی؟جنده بازی خفن درآوردی؟گفت نه.بودم با کسی.دوست پسر داشتم اما سکس خفن اینا نداشتم درحد لب و سینه و اینا.گفتم فدای زن جندم شم که قبل از منم جنده بوده.اما میدونستم که قبل از منم خیلی جنده بازی دز آورده.تو دانشگاه کسی نبود که دنبالش نباشه.یک بچه پولدارهایی دنبالش بودن که من وقتی اونا رو میدیدم اصلا جرات این رو نداشتم که حتی بهش سلام کنم.نمیدونم چی شد که جرات کردم برم خواستگاریش.یاسمن از اون تکه هایی که همتون تو خیابون میبینید و آرزو میکنید که کاشکی ماله مت بود.یه کس به تمام معنا.
    رسیدیم شیراز.خسته و خورد رفتیم خونه.دوش گرفتیم خوابیدیم.فرداش رفتیم خونه ما.سوقاتی بردیم.ناهارم موندیم.عصرش رفتیم خونه مامان یاسمن اینا.شامم اونجا بودیم و رفتیم خونه.خونه که رسیدیم رفتم تو اتاق لباسام رو عوض کنم.وقتی اومدم بیرون دیدم یاسی تو آشپزخونه هست داره آروم با گوشی حرف میزنه.دستش رو گرفته بود جلو دهنش که صداش نیاد.یه چیزایی فهمیدم.داشت به یکی میگفت:بابا تازه اومدم.نمیشه.دیوونه شوهرم خونست.بزار فردا که نبود میحرفیم.باشه باشه میام.از خدامه.اما الان نمیشه.خدافظ.منم برگشتم تو اتاق.عصبی بودم من که خودم آزادش گذاشته بودم.جندش کرده بودم.همه جوره پایه بودم باهاش.خودم گفتم جلوم کس بده.چی بالا تر از این.چرا ازم مخفی میکرد؟هان؟چرااااا؟عصبی بودم.دوست داشتم برم سرش داد و بیداد کنم.اما میدونستم که یه چیزی میگه من رو راضی میکنه.گفتم باید یه جا مچش رو بگیرم که دیگه نتونه بهونه بیاره.اون موقع حسابی عصبانیتم رو خالی میکردم.شکی که بهش داشتم باعث شد بفهمم یاسمن دور از چشم منم حسابی جنده بازی درمیاره.با چند تا از دوستاش سکس پارتی میگرفتن و هزار جور کثافت کاری دیگه.کاش به منم میگفت.من که مشکلی نداشتم این موضوع خیلی عصبیم میکرد.اما طاقت آوردم.تا جایی که یه کاری کرد که دیگه نتونستم.تقریبا یک سالی از ازدواجمون میگذشت.باهم خیلی کرم میریختیم.با چندین نفر سکس داشت.میرفتیم بیرون انقدر کیر میترکوند که خدا میدونه.یه شبم مثل شمال حشری شده بود یه جنده بازی درآورد تو یه پاساژ که نگو.واقعا روم رو کم کرد.قبلش با خودم گفتم عمرا این بار خجالت بکشم.نمیزارم جلوش کم بیارم.اما کاری که اون شب کرد واقعا کثافت کاری بود.اون داستان رو نمیگم براتون چون مطمینم باور نمیکنید و بهم میگید دارم تخیل میبافم و الکی دادم میگم و از این جور حرف ها.اگه کسی حرف هام رو واقعا و خدایی باور داده بگه تو خصوصی بهش میگم.کار اون شبش انقدر کثیف بود که حتی نتونستم سرم رو بالا کنم.حرفی بزنم.یادم میاد الان بعد دو سال خجالت میکشم.اووووووووف.کثافت جنده بی آبروم کرد.بیخیال.بریم سر جریانی که دیگه صبرم تموم شد و باعث شد دست روش بلند کنم و یه مدت از جنده بازیاش سر در بیاره.خاک تو سرم که خودم دوبازه جندش کردم.حوس وقتی میاد تو وجود آدم هیچ حد و مرزی نداره.منم با جنده کردن زنم حوسم رو جواب میدادم.
    یه روز عصر دیدم تیپ زده خفن.انقدر کس شده بود که نگو
    شلوار لی چسبون.خوش رنگ.تو پاهای کشیده شدش و تو پرش خیلی خوشکل شده بود.یه تاپ سکسی که کیر آدم رو راست میکرد و سینش پیدا بود توش.اومد بیرون از اتاق.گفتم جوووون.کجا میری؟گفت خونه منا.گفتم چه خبره؟گفت هیچی برم یه سری بزنم بهش.گفتم شوهرش نیست؟گفت نه.گفته تا شب نمیاد.گفتم تا اون نیومده میرم و میام.گفتم منم بیام؟گفت نه.تو کجا؟بزار یه شب که شوهرش بود.باشه؟گفتم باشه.بعد گفت خدافظ.گفتم همینجوری میری؟گفت چمه مگه؟گفتم مانتو نمیپوشی؟یه خنده شهوتی کرد که کیرم یه هو راست شد.گفت احسااااااان.من که جنده نیسم.چرا میپوشم.منم خندیدم و گفتم یکی تو جنده نیسی یکی این زنا که روزی صد تا کیر میخورن.خلاصه رفت و چند دقیقه که گذشت زیر شکمم صفت شد.شک کردم که رفته جنده بازی.بلند شوم رفتم دنبالش.وقتی رسیدم در خونه منا اینا اون رسیده بود.رفته بود داخل.دوست داشتم برم داخل.میشد از رو دیوار برم داخل.اما میترسیدم.ببیننم و از این چیزا
    همینجوری با فاصله از در منا اینا وایساده بودم.قلبم داشت تند تند میزد.با اینکه از نزدیک جندگیش رو دیده بودم بازم پایین شکمم صفت شده بود.میخواستپ برم که یه ماشین وایساد.یه نفر بعد از چند دقیقه پیاده شد.آرم رفت سمت درشون.ور باز شد رفت داخل.بللللللههههههه.دوباره جندگی دور از چشم من.آخه تا کی؟اه.گه تو این زندگی.عصبی میشم.لعنتی.سه نیم ساعتی شد.منتظر بودم کسای دیگه هم بیان.اما خبری نشد.بعد حدود یک ساعتی اومد بیرون مرده.رفت.یه خورده بعدش شوهر منا اومد.بعدش هم یاسی اومد بیرون سوار ماشینش شد که بره.واااای.کپ کردم.گفتم الانه که تابلو شم.هرچند که میفهمیدم گه میخورد حرفی بزنه ها.اما خوب نمیخواشتم بفهمه که میدونم.سریع گازش رو گرفتم رفتم خونه.وقتی رسیدم پنج دقیقه بعدش اونم اومد.گفتم خوش گذشت گفت آره.تا شوهرش اومد اومدم خونه دیگه.جنده خانم هیچی نگفت.مرده اومده بوده کس و کون دیده رفته.دوستش منا هم خوشکله.هیکلشم خوبه.کوون خیلی گنده ای هم داره.ماله اون بزرگ تر از ماله یاسمنه.اما چون اندامش به زیبایی یاسمن نیست همه فقط به کونش نگاه میکنن.خلاصه اینکه اونم کسیه برا خودش.لباسش رو عوض کرد اومد پیشم نشست.فرداش رفتم صبح تا ظهر دنباله کارام و اینا.بعد که اومدم دیدم یاسمن نیست.صداش زدم حمام بود.اومد بیدون رفتم جلوش حولش رو باز کردم از دورش.اووووف چی شده بود.کل تنش رو موم انداخته بود.گفتم تو که لیزر کردی اصلا مو در نمیاری.موم انداختی چرا؟آخه تنش قرمز شده بود معلوم بود موم انداخته.گفت آخه اینجوری سکسی تر میشم.گفتم یاسی خبریه؟میخوای جنده بازی در بیاری؟گفت نه.مگه باید خبری باشه برا دل خودم و شوهرمه.اما من میدونستم خبریه.بعدشم گفت راستش فردا شب خونه منا اینا دعوتیم.شایدم پس فردا شب باشه.میخوام حسابی شوهرش رو حشری کنم.دوست داری.جوووون.معلومه که دوست دارم.آخخخ.یاسی منا رو جور کن برام.بکنمش.گفت احسان؟!ااااااا؟! اینجوری نگو.منا اینجوری نیست.به تو به چشم برادرش نگاه میکنه.شروع کرد از این کس شعرها گفتن.گفتم باشه بابا نخواستم.ناهار خوردیم.ظرف ها رو جمه کردیم.من شروع کردم به شستن.یعنی داشتم میچیدم تو ماشین ظرف شویی.یاسی رفت تو اتاق.شنیدم داره حرف میزنه.آروم رفتم پشت در.گوش وایسادم.منا بود.میگفت:منا اذیت نکن دیگه.من امروز این همه خودم رو آماده کردم.کسم رو پوس انداختم.کونم رو برق انداختم.نوچ.پس مرض داشت دیشب من رو حشری کرد؟کثافت.ت چی؟نمیشه بیایم خونه شما؟نوچ.باشه بابا بیخیال.نخواستم.بابا اون که چیزی نمیگه.میگم میخوام برم خونه فلانی.شبم میمونم.گیر نمیده.نه بابا اون خونست.نمیشه اینجا.خیله خوب.پس من به احسااان اصلا نمیگم میخوام جایی برم.باشه باشه.خداحافظ.اوووووف.لعنتی .
    زود رفتم تو آشپزخونه خودم رو مشغوله ماشین ظرف شویی کردم.فهمیدم میخواسته بره سکس کنه باز.جنده ای بود که دنیا به خودش ندیده.فهمیدم اون مرده هم دیشب رفته ببینتشون.شایدم کرده.نمیدونم.یاسمن اومد گفت هنوز گیر اینی؟ولش کن بده من.رفتم رو تخت دراز کشیدم.تو فکر بودم.اومد گفت اینجایی؟گفتم نه اونجام.خندید گفت بخواب من میرم تلویزیون ببینم.همش تو فکر بودم.دوست داشتم ببینم چه خبره.میخوان چیکار کنن.دوست داشتم یه جوری شه که بفهمم چی به چیه؟یه فکری به سرم زد.باید یه جوری از خونه میرفتم و برمیگشتم که یاسمن نفهمه.اما چه جوری؟فکرای زیادی به سرم زد.اما آخر کار تصمیم گرفتم که این کار رو کنم.رفتم تو حال پیشه یاسی.ساعت طرفهای هفت و هشت شب بود.نشستم پیشش.داشت فیلم میدید.معلوم بود عصبیه.کاملا میشناختمش دیگه.وقتایی که میخواست هرزگی کنه جور نمیشد قیافش اونجوری میشد.گفتم عزیزم شیر موز میخوری درست کنم برات؟گفت آره.رفتم تو آشپز خونه شروع کردم درست کردن.تموم که شد.گفتم الان میارم عزیزم.بعد الکی صدای گوشیم رو درآوردم.الکی جواب دادم و شروع کردم با یه مهندسی که باهاش کار میکروم حرف زدم.بلللله بلههه حاله شما.ممنون.اااا؟چی؟واقعا؟ای بابا.کی اینجوری شده؟واااای.حالا باید چیکار کنیم؟یاسمن هم از رو مبل برگشت من که کنار اوپن بودن رو با تعجب نگاه کرد.بعد گفتم باشه آقای فلانی.باشه.زود میام.کجا باید بریم حالا؟بوشهر؟ای بابا.باشه پس من با ماشین میام میریم.نه بابا چه اشکالی.به هر حال منم باید باشم دیگه.حالا خدا کنه درست شه.باشه الان سریع میام حالا نگران نباشید.ایشالا درست میشه.بعدم سریع رفتم لباس پوشیدم.یاسمن اومد گفت چی شده؟الکی گفتم که فلان کارمون گیر کرده هو اینا.باید بریم بوشهر.نمیدونم شاید چند روزی گیر باشم.خدا کنه زودتری درست شه.وااای باورتون نمیشه چه برقی تو چشاش دیدم.انگار دنیا رو بهش دادن.گفت عزیزن عجله نکنیا تند نرو ایشالا درست میشه.گفتم میخوای بری خونه مامانت اینا؟تنهایی؟گفت نه بابا اگه مشکلی بود میرم چشم.گفتم باشه تو برو فیلمت رو ببین.تا من یه اصلاح کنم برم.گفت باشه.رفت که فیلم بیینه گفت شیر موز بریزم برات؟گفتم نه نه.رفتم تا آشپزخونه.دستش رو گرفتم گفتم تو بسا بشین فیلمت رو ببین من میارم برات.گفت تو عجله داری.گفتم نه.خودم دوست دارم بیارم برات.گفت باشه.آقا رفتم اصلاح کردم و اومدم تو آشپزخونه الکی دوباره با مهندس حرف زدم که باشه باشه.الان میام.داشتم آماده میشدم.اومدم.سریع شیر موز رو ریختم تو یه پارچ رفتم سمت یاسمن.الکی پا آوردم پشت پای خودم شیر موز ریخت سر تا پاش.موهای خوشکلش کاملا شیر موری شد لباسش.همه چیش.گفتم واااااااای.ببخشید عجله داشتم.اونم یه کم بد اخلاقی کرد گفت اشکال نداره حالا .برو تو.گفتم میخوای لباس بسارم عوض کنی؟گفت نه.باید برم دوش بگیرم برو تو.گفتم نمیخوات بیاریا.تو برو.گوش نمیدی.گفتم باشه ببخشید.شب درا دو قفل کن.خدافظ.از عمد این کار رو کردم.میدونستم میره حمام باز.تو مدتی که میره حمام میتونستم بر گردم تو خونه و یه جا قایم شم.کجا ولی؟بهترین جا زیر تختمون بود.چون هیچی خم نمیذاشتیم.جاشم باز بود و بزرگ.رفتم ماشین رو زدم بیرون رفتم.دو سه تا کوچه پایین تر پارک کردم زنگ زدم یاسمن.گوشی جواب نمیداد.فهمیدم حمام هست.با سرعت برگشتم سمت خونه.رفتم داخل.یاسمن حمام بود.یه لحظه هم شک کرد.مثل اینکه شیر اب رو بستا.گفت کیه؟من هیچی نگفتم.بعد باز رفت و بعد از چند دقیقه اومد بیرون.اومدم تو اتاق خوابمون.خودش رو داشت خوشک میکرد.پاهای بلوریش رو میدیدم از زیر تخت.بعد زنگ زد به منا.یه اینجور چیزایی میگفت:سلام.خوبی.منا مژده بده.احسان رفت بیرون.خوب چی؟خسته نباشی.تو باغ نیستیا.زنگ بزن امیر اینا بگو بیان.نه بابا کجا بر میگرده.نه مطمینم.مشکلی میش اومد رفت بوشهر نه خیالت راحت باشه.باشه.من منتظرما.زود بگو زود بیاین.به اونم بگو شوهر یاسمن رفته بوشهر میخوام برم پیشش شب.زنگ هم بزنه احسان تابلو نیست.دروغم نگفتی.خوب پس زود باش بهشون بگو.زود باش که دلم کیر میخواد.آخخخخ آره.دیشب که نشستم تو بقلش کیرش رو حس کردم.مطمینم خیلی کلفته.باشه باشه.زود خبرم کن من میرم اماده شم.
    وااای.بللللله.دیشبم جندگی کرده حدسم درست بود.نشست رو صندلی جلو میز توالت.شروع کرد آرایش کردن.بعد گوشیش زنگ خورد.منا بود.یاسمن اینا رو میگفت تقریبا.دقیق یادم نیست که.سلام.چی شد؟آخخخخ جوووون.4تاشون میان؟وااای.نه بابا مطمینم نمیاد.تابلو زنگ بزنم.شک میکنه نمیاد دیگه.آره.شرط؟ چه شرطی؟چیییی؟از کوون بکنتم؟عمرا.من به احسانم از کون نداوم حالا به اونا بدم.چه پر رو میخوات بیاد خونه خودم بکنتم بعد شرطم میزاره؟نخواستم.منا اصرار نکن.تو کوون دادی بهت حال میده.من دوست ندادم.کوونم رو به هیچکس نمیدم.بچه بازی چیه؟ااا؟شاید تو دوست داشتی من دردش رو دوست ندارم.میترسم.نه عمرا.(حال کردم که بهشون پا نداد.نمیذاشت کونش رو بکنن)ولش کون بابا.نه خدافظ.اوووووف.عوضیا.اه.حشری م میکنن ول میکنن.اوووه.بعد چندتا زنگ زد.معلوم بود به پسره.میخواست بیان ترتیبش رو بدن.مثل اینکه جور نشد.حشری بود.یه مشت داد و بیداد کرد.بعد زنگ زد به منا دوباره.گفت:سلام.میگما منا کون دادن خیلی درد داره؟واقعا؟چقدر درد داره؟اوووخ.دوست دارم بدم اما میترسم.هرچی کسم رو همه گاییدن کوونم فابریک.هیچکی تا حالا نذاشتم بکنتش.باشه.واقعا؟چقدر حال میده؟دروغ نگو؟یعنی تو از کون دادن بیشتر لذت میبری؟باشه بگو بهشون حالا.خبرم کن خدافظ.اووووف.لعنتی.
    باورم نمیشد.یعنی یاسمن حاضر شده بود کون بده اونم به چهار نفر؟اوووف.داشتم داغ میکردم.حس خفگی داشتم.کثافت اون به من نمیداد.حالامیخوات یه یکی دیگه بده؟عصبی بودم.آخه جنده برو بده.اما به منم بده عوضی.دوست داشتم برم بیرون بکشمش.اه.تو همین فکرا بودم که گوشیش زنگ خورد.جواب داد:بله چی شد؟چییییییییییی؟انگار اینا دیگه خیلی خیال برشون داشته ها.برن گم شن کثافتا.میخوام صد سال سیاه نیان.خدافظ.با عصبانیت قطع کرد.بعدم وایشاد داد زدن.ااااااااااااااااااااه. کس کشا.مادر جنده ها.عوضی یا.اوووف.دوباره گوشیش زنگ خورد.گفت:بللللله چته؟من عمرا زنگ نمیزنم.عمرا.اصلا امکان نداره.خونه از منه میخوان زن شوهر دارم بکنن.کونمم بزارن بعد خودمم زنگ بزنم دعوتشون کنم.ازشون خواهش کنم؟دیگه چی؟واااای.نگوووووو.آخخخخ آره من جندم.وای منا دیونم نکن.اوووووف.آره.دوست دادم کس بدم.آره خیلی حال داد مخصوصا وقتی ازم لی میگرفت و کسم رو میمالید.جوووون.باشه عزیزم زنگ میزنم.فقط به خاطر تو.تو هم جنده ی منی.باشه الان زنگ میزنم خبرت میکنم.
    زنگ زد به اون یارو.همچین باعشوه حرف میزد که کیر من که شوهرش بودم راست شد.
    سلااااام.خوبییی؟حالا دیگه ناز میکنی برا من؟چییییییییییی؟خوب دوست نداشتم دیگه.نه نیسش.رفته بوشهر.نه نمیاد به منا که گفتم.جونه من بیا دیگه.دوستاتم بیار.بی اونا که حال نمیده.باشه.آره کونم بهت میدم.اما فقط به توها.بااااااشه.
    به دوستاتم میدم.آخخخخخ.دیوونم نکن.وااای.عزیزم مگه من جندم؟نه نیسم.توروخدا بیا دیگه؟التماست میکنم.عزیزم بیا فاحشت رو بکن.مگه نگفتی دوست دادم زن شوهر داربکنم؟اخخخخ.وای آره.باشه جلو اونم میکنیم.قول میدم امشب اگه بهم حال بدی جور میکنم جلو اونم بکنیم.واااای آره.کیرت تو غیرتش.جوووووون.باشه.پس میای دیگه آره؟اوکی.قوربون کیراتون برم.منتظرم بکنینش تو کس و کونم.امشب برا اولین بار میخوام کون بدم.تا حالا به شوهرمم ندادم.واااای.باشه به اون نمیدم اصلا.تو صاحب کونمش.باشه عزیزم کسمم ماله تو.همش ماله تو.فقط زودتر بیا که کسم کیر میخواد.باشه باشه.بیا هرجور خواستی جندت رو بکن.منتظرم دیگه ها.اوکی زود بیاین.بای.
    بعدم زنگ زد به منا داستان رو گفت اونم مثل اینکه گفت آماده میشه میاد و اینا.
    اون شب شاهد یه سکس فوق وحشیانه بودم.جوری از کوس کون زنم رو گاییدن که من دلم براش سوخت.واقعا دلم سوخت وقتی گریه میکرد زیر کیراشون.اما بعدش حسابی ازین موقعیت استفاده کردم.بعد حدود یک ساعت زنگ زدن.رفت در رو باز کرد.از زیر تخت رفتم بیرون.رفت جلوشون.وااای چی پوسیده بود؟یه لباس مجلسی زرد جیغ.رک سینش چند تا سوراخ داشت.پشتشپ لخت بود.جیزیم پاش نبود.پاهای سفیدش جوری میدرخشید که قلب آدم وایمیساد.اونا اومدن داخل رو بوسی.منا جنده هم اومد داخل.اون لامصبم کسی شده بود واسه خودش.مانتوش رو سریع درآورد.اونم یادمه که یه لباس تنگ قرمز پوشیده بود.کون گندش کا نصفش بیرون بود قشنگ کونش رو دیدم.
    خونه ما اینجوریه وارد خونه که میشی یه راهرو کوچولو هست.بعد رو به روت یه آشپز خونه هست که اوپنش رو به روته تقریبا.سمت راستت رو به رو یه دیواره که دیوار آشپز خونست.سمت چپت حاال هست که مبل تلویزیون اینا هست.سمت داستتون هم یه حال کوچیکه که در سه تا اتاق تو این باز میشه.اتاق خوابمون سمت راستیه.اونی که پنجره داره به حیاط.اتاق وسطی لباس و کاپیوتر و اینا هست.اتاق آخری هم شبیه انباری هست.حمام دست شویی هم کنار آشپز خونه و اتاق آخری هست.
    یواشکی سرک کشیدم.چیزی پیدا نبود کامل.اما دیدم که یاسمن تو بقل یه مرد هیکلی بود.سمت چپ حال رو که میچسبه به دیوار ندیدم.فکر کنم یارو همون دیشبی بود.همه مردا هیکلی بودن.بازوشون اندازه دور کمر من بود.خیلی درشت بودن.
    بعد چند دقیقه گفتن پاشین برامون برقصین یه کم جنده خانما.اونا هم با ناز شروع کردن.
    ادامه دارد ...

  8. #8
    قسمت هشتم 8:من دم در اتاق وسطی بودم.نشسته بودم چهار دست وپا شدم رفتم جلو نگاه میکردم.تابلو بود نمیشد رفت جلو.دیوار وسط خونه یه کم اجازه میداد که جلو برم اما نمیشد کامل برم جلو.دوست داشتم منم وسطشون بودم جلو من زنم رو میگاییدن و از تنش لذت میبردن.اما یاسمن ترجیح داده بود که مخفی کنه.دلیل هم داشت که بعدا فهمیدم و همون دلیلش باعث خیلی اتفاق ها شد.یاسمن کثافت مگه انقدر با ناز میرقصید.اون منای جنده هم میرفت کون نیمه لختش رو جلو اون کیر کلفت ها تکون میداد و اونا هم سرشون رو میکردن تو کونش و کلشون رو محکم وتند تند لای کونش تکون میدادن.وااااای چه صحنه ای بود کیرم داشت میترکید.زیر شکمم سفت شده بود استرس و ترس داشتیم.حس شهوت هم داشت خوردم میکرد.نمیدونید چه حالی بودم.منا میرفت جلو کونش رو میکرد تو دهنشون.اما یاسی خم میشد کونش رو میداد سمت اونا.کون یاسی لخت نمیشد.اما لباسش نازک نازک بود وقتی خم میشد کونش یه هو قلمبه میزد بیرون.فکر کنید یه بادکنک کم باد دستتونه.یه جاش رو میگیرید فشار میدید.یه هو یه قلمبه از یه جا دیگش میزنه بیرون.کون یاسمن هم دقیقا همینطوری بود.وقتی یه هو خم میشد.یه چیز نرم و گرد و گنده میزد بیرون.وااااااااااااااااای. افتخار میکردم که زن جنده ای مثل یاسمن دارم.واقعا محشر بود.میگم نرم چون اول خودم همیشه حسش کردم و دلیل دیگش اینه که.واااااااااااااااااای.حت ی الان که یادم میاد حشری میشم جوری که به جنون میکشه کارم.اووووف.نوشتن این داستان خیلی سخته من که حسابی حشری میشم شما دو نمیدونم.دلیلش اینه که:وقتی یاسمن خم میشد سمت اونا وکونش قلمبه میزد بیرون دو نفری که این طرف بودن از رو لباس زرد چسبونش کونش رو میمالدن.یکیشون یه تیکه از کونش رو میگرفت و فشار میداد.که قلمبه تر میشد.واااای که میمردم براش.بعد هم میزدن در کونش میگفتن جنده خانم برقص که کیرمون داره میترکه.برقص که امشب باید جر بخوری.یاسمن آشغالم یه خنده های شهوتی میکرد که خدا میدونه.بعد هم میگفت جوووون.مگه من جندم؟مردا میگفتن مگه نیسی؟میگفت نه .من فقط از کییییییییر کلفت خوشم میاد.دوست دارم کس بدم همین.بعد یکی از مردا اون طرف بود گفت مگه شوهر کس کشت نمیکنه تورو؟چرا میکنه اما نه اینقدرا که کسم راضی شهججججججوووووووووون.خودم میکنمت که پاره شی.(من دیگه نمیگم کدوم مرد این حرف رو زد.کلا حرف های مردا رو میگم)اوووووووووووفففففچیه دوست داری؟آخخخخخخخ.آره.دوست دادم.دوست دارم جندگی کنم.دوست دارم زیر کیر مردای غریبه بخوابم.جوووووووووون.ما که دیگه غریبه نیسیم.اون شوهر بی وجودت غریبست.تو دیگه ماله مایی.جز دارایی ما هستی.ما صاحبتیم.جنده خانموای آره بهم بگین جنده.بگین لاشی.دوست دارمجووووون.توچی جنده خانم تو هم میخوای؟منا:آره.آره میخوام.منم میخواماوووف.وای سروش چه کسایی تور کردی رفیق.دمت گرم.قابل شما رو نداره.جنده مثل اینا کم گیرمیاد.حالش رو ببرین.چشم.همچین بنکنمشون که نگو.بیا انجا بشین بینم جنده.منی کونننییییی.کونت دیوونم کرده.منا:چشم سرورم.امشب کوس و کونم ماله شماست.صاحب اختیارمین.برده ی شمام.جوووووون.منا رفت سمت دیوار.یاسمن هنوز داشت قر میداد.کیرم داشت میترکید.چرا لامصبا شروع نمیکردن بکنن.کیرم داشت میترکید.داشتم از حشریت میمردم.یاسمن همینجور داشت آروم آروم قر میداد و جنده بازی در میاورد.بعد همون گنده که دیشبم رفته بود خونه منا اینا همون سروش گفت بسه جنده خانم.بیا اینجا رو کیرم بشین.بیا که کم کم باید کونت رو بزارم.یاسمن گفت: وااااااااااااااای.نه.کونم درد میگیره.حیف این کون ژله ایم نیست؟نیگا چه جوری میلرزه؟جووووون.حالا جوری بکنمت که دیگه نتونی بلرزونیش.از درد نتونی بلند شی.واااای نهههههه.خودت گفتی آروم میکنیم.خفه شه جنده خانم.دوست داری امشب جرواجر شی یانه؟آره میخواااااام خیلی دوست دارم.تا حالا کسی نتونسته من رو جوری پاره کنه که خسته شم.بعد اون دو تا مرده یه نگاه بهم انداختن و یه خنده کردن.بعد سروش دوباره گفت بیا اینجا لاشی خانم.امشب مثل سگ میکنمت.جووووووووووووون.چه جوری میکنیم؟جوری که تا عمر داری یادت نره.بگو بگو دوست دارم بدونم دوست پسرام چه جوری میخوان با کس و کونم حال کنن.ما دوست پسرت نیستیم.ما صاحبتیم.فهمیدی؟اخخخخ جووووووون.آره.باشه.فدای کیراتون شم من.باشه.من ماله شمام.ماله کیر شما هستم.جز کیر شما چیزی نمیخوام.جز جندگی برای شما لیاقت چیز دیگه ای ندارم.اووووووفجوووووون.کیر تو وجودتبعد یاسمن نشست رو پای مرده کمرش رو تکیه داد به سینه مرده.سرش رو گذاشت رو شونش.مرده گفت کسو خانم موهاتو باز کن بینم.مثل دیشبا.منا:آره یاسی.نشون بده به دوستای سروش که چی تو وجودت داری.نشون بده چه کیر راست کنی هستی جنده ی من.یاسی:ها ها ها جوووون.دوست دارین موهام رو.باشه.بلند شد گیرای تو موهاش رو باز کرد.دست کرد تو موهاش.جمع کرد پشت سرش.بعد گفت حاضرین؟گفتن آره.زود باش دیگه.اونم یه خنده ی شهوتی بد کرد گفت یک دو سهههههه.واااااای خدای من.موهای بلندش رو ول کرد و سرش رو تکون میداد.موهاش به چپ و راست میرفت.خیلی خفن بود.واقعا ناز بود موهاش.تا حالا انقدر دقت نکرده بودم.موهاش تا روی کونش بود.وای که زن به این زیبایی و جندگی نعمته به خدا.
    بعد موهاش رو جمع کرد ریخت یه طرفش.دست زد به کمرش کونش رو داد یه سمت گفت حالا کی میخواد منو بکنه؟بقل دستی سروش گفت خودم میکنمت.بیا اینجا بینم.رفت نشست تو بقلش.سروشم منا رو گفت رفت تو بقلش.یه کی از اون مردا رفت کنار سروش.یکیشونم کنار اون دوستش.شش نفر رو رو یه ردیف مبل فرض کنید.یه مردی اول.بعدش یه مرد دیگه.یاسمن تو بقل این دومی بود.سومی سروش بود.آخری هم یه مرد دیگه.منا هم لباسش رو داده بود بالا با کون لختش رو پاهای سروش بود.سروش و اون آخری داشتن منا رو میمالیدن.دوتا اولی هم زن جنده ی من رو.اسم مردا رو جز سروش یادم نمیاد.برا هرکدوم همینجوری یه اسم میگم و با اسم اونا ادامه میدم.اون اولی امیر.دومی که یاسمن تو بقش هست اشکان.سکمی که سروشه وآخری مهران.
    اشکان و سروش از همشون گنده تر بودن.اون دوتا هم درشت بودن اما نه اندازه اشکان و سروش.اشکان لبای یاسمن رو میخورد و امیر دست کرده بود لای پاش و میگفت جووون.جنده به این میگن.اخخخخ.کیرم فدات شه کیرم لای پات.اووووف.جون.هی دست میکرد تو کس یاسمن یاسی هم میگفت:اووووووی.چته وحشی آروم بکن.کسم دردش میاد.تازه میخوات زیر کیراتون بخوابه.ماله خودتونه.کسم ماله شماست.کونم حق شماست.عجبه نکنید.تا صبح کس و کون فداتون میکنم.کس میریزم به پاتون.جووووونمین شماها.اشکانم گرونش رو میلیسید و میگفت:دوست داری؟
    آره دوست دارم.انگلم کنین.با تنم ور برین.باهام بازی کنین.عاشق اینم مردا باهام بازی کنن.
    جووون.کیر دوست داری؟
    آره
    چقدر؟
    خیلللللیییییی.یه عالمه.عاشق کیرم
    جوووون.شوهر بی غیرتت کجاست؟
    رفته بیرون.
    چی کار کنه؟
    ***تو این مدت که این حرف ها رو میزدن دستشون تو سینه هو کس یاسمن بود داشتن میمالیون
    اشکان خیلی وارد بود.نوک سینش رو میگرفت فشار میداد اونم داد میزد جووووون.کییییرررر میخوام***
    رفته پول در بیاره بده به زن جندش
    جووون.که زن جندش با این پولا چیکار کنه؟
    که تنش رو برا شماها آماده کنه.که خودش رو بزاره در اختیار کیییرررر شما.
    جووون.اون کس کش چی؟
    هیچی.از اون خوشم نمیاد.دوست دادم زیر کیر شماها بخوابم.دوست دارم ماله شماها شم.ببرینم خونه خودتون با تنم حال کنید.بشم کلفته خونتون.
    جوووووون.اما نمیشه
    چرااااا؟توروخداااا بزارررر
    نمیشه.تو لیاقت کلفتی ما روهم نداری .فقط آفریده شدی که کس بدی.کون بدی.جندگی کنی فاحشه.تو رسما یه فاحشه ای.یه زن هرزه.یه زن جنده و هرجایی.تو فقط باید کس بدی
    باشه باشه میدم.پس ببرینم بهتون کس بدم.کونمو بکنین.ماله خودتونه.ببرینم شوهر کس کشم رو بی ناموس کنین.زنش رو جر بدین
    جوووون.میخوایم رو تو هو این منا جنده کاسبی کنیم.میبریمتون شمال میدیمتون به کیرای پولدار.پولش ماله ما.میای؟
    آره چرا نیام ارباب.میام.هدکاری گفتین میکنم.فقط من رو ول نکنید.
    امیر:هرزه خانم تو باید بیای زیر کیر من فقط.
    باشه میام.هر کاری خواستین با تنم بکنید.
    امیر:میبرمت باغ ده نفر میارم بکننت.
    ججوووووووووون.از خدامه.من هرزه ی شمام.هرجور صلاح میدونید باید باهام حال کنید
    امیر سینه یاسی رو در آورد و شروع کرد به خوردن.اشکانم لب میگرفت و کسش رو میمالید.همزمان سروش و مهران هم داشتم منا رو میمالیدن.جذب جندگی یاسمن شده بودم.حواسم به اونا نبود.به خودم که اومدم دیدم منا لخت لخت شده.شرط لامباده ایش رو هم در آورده بود
    سروش داشت سینش رو میخورد.مهران هم پاهاش رو باز کرده بود داشت کسش رو لیس میزد.منا هم سرش رو برده بود عقب و آهههه و ناله میکرد میگفت:جووووون.بکنین منو.بخور کسم رو.سر مهران رو به کسش فشار میداد با دست چپ.با دست راستشم با موهای سروش بازی میکرد که داشت سینه هاش دو میخورد.بکنین سگتون رو.
    سروووش:جووووون.سگ منی تو.کیرم تو شرف شوهر بی غیرتت که زن جندش رو ول میکنه تو خیابون.
    مهران:آخخخخخ.دارم زن شوهر دار میکنم.جوووون.گ
    کاش بچتم اینجا بود.جلو دخترت میکردمت.منا یه دختر داشت.نمیدونم چند سالشه.حدود سوم راهنمایی اینا.
    جووووون.دفعه دیگه میارمش.جلو اون مادرش رو بکنین.تا بفهمه مامانش یه جنده ی هرزست.
    سروش:دخترتم میکنم.
    منا:باشه بکنش.ماله شماست.اختیار کوس کوچولوش رو دارین.
    سروش:خودم هرزش میکنم.از حالا باید یاد بگیره مثل مامانش کس بده.مثل خودت جندس.کیرم تو کس دخترت
    منا:جوووووووون.جوووووووون. ووووووووون
    مهران:دوست داری دخترتم مثل خودت جنده بشه؟
    منا:آره.خیلی دوست دارم.دفعه دیگه میارمش خودتون ترتیب کسش رو بدین
    امیر از این طرف گفت:راست میگه چه معنی میده دختر تو پرده داشته باشه؟باید از حالا جندگی کنه.بیارش خودمون براش یه صاحب پیدا میکنیم.
    وااااااای کیر من داشت میترکید.سرم نصفه های در اتاق دومی بود.نمیشد جلو تر برم.کامل نمیدیدم اما صداشون رو میشنیدم.یاسمن گفت:یکیتون کس منم میخورین؟لطفااااااااا.اشکا گفت:امیر پاشو بشین بالا این جنده رو بشون تو بغلت.تا من کس توپولش رو بخورم.
    یاسمن:جووووووون.بخور کسم رو.ماله خودته.کسم کیر میخواد.ببین چه جوری آب کنده؟خیسه خیسه.آمادست کیر یکنین توش.فدای کیرتون بشه.کیر همه تون تو کسم.جوووووون.
    اشکان بلند شد یاسمن و امیرم همینطور.اشکان پایین لباس یاسی رو گرفت کشید بالا از تنش درآورد.وای جووووووون.سینه هاش افتاد بیرون.سوتین و شرط نپوشیده بود که.کسشم معلوم بود.خدااااااای من مگه انقدر کسش صاف شده بود.اشکان یکم چرخوندش کونش اومد سمت من.محکم زد تو کونش.هی میزد تو کونش بعد با دستش کونش رو میگرفت فشار میداد.امیرم همینطور میزد رو کونش بعد سه تیکه از کونش رو میگرفت فشار میداد.اشکان کون یاسمن رو میلرزوند بعد ولش میکرد کونش مثل ژله همینجوری تکون تکون میخورد.یه ظرف ژله رو تصور کنید.حالا تکونش بدید.میبینی ژله چه وری میشه؟کون یاسمنم همینطوری میشد.واقعا کونش نرم و شل بود.در عوض کون منا گنده بود و سفت.مثل ماله یاسمن ول نبود.شل نبود.سفت بود.به همین خاطر قلمبگیش ییشتر میشد.اشکان خندش گرفته بود.گفت:لاشی خانم چه طوری کونت رو اینجوری ساختی؟هان؟کون ندیده بودم مثل تو.یاسمنم همش خنده های شهوتی میکرد که کیر آدم رو میترکوند.بعد اشکان همونجوری که میخندید کون یاسمن رو کرد طرف سروش و مهران.گفت:نیگا کن تورو خدا.ببین کونش رو.اوووووف.هی کون زنم رو تکون میدادن و میخندیدن.حال میکردن سروشم گفت این کون اگه کیر بزاری لاش آبت میاد.ماله الان نیست.بزار دو سه دور آبم بیاد که کمرم زود خالی نشه بعد میدونم چه جوری این کون رو بکنم.شما هم بیخیال کونش شین.ماله خودمه کون این فاحشه.یاسمن هم میگفت ماله خودتونه.امشب میخوام برا اولین بار کون بدم.میخوام شما کوووووونیم کنید.مهران گفت نگران نباش.جوری معتاد به کون دادنت کنیم که نتونی بدون کون دادن بخوابی.همش داشتن با کس و کونشون بازی میکردن.دیگه داشتم میترکیدم.خوابیدم رو زمین.کیرم رو زمین بودا.هی خودم رو فشار میدادم رو زمین.کیرم رو منظورمه.تا آبم اومد.همچین با فشار آبم اومد که آبم تا پایین پام پرت شد.نمیشد بکشم پایین جق بزنم چون یهو میومدن این طرف باید سریع میرفتم تو اتاق.نفسم بالا نمیومد.خیلی حس عالییییییی ای بود.زن جندم زیر چهارتا کیر بود.داشتن از تنی که من خرجش کرده بودم لذت میبردن.دوست داشتم بقیه از زنم لذت ببرن.جندگی زنم برام افتخاریه.کس و کونش باید ماله دیگران باشه.آبم که اومد یکم حشرم خوابید.کمتر جرات میکردم جلو برم تا ببینم.اما زیاد طول نکشید.چون با حرف ها و کارایی که کردن بازم کیرم سیخ شد.اونم چه جوری.
    شروش بلند شد اومد سمت یاسمن.دست چپش رو گذاشت لای کس یاسمن دست راستش رو گذاشت پشت کمرش.کشیدش سمت خودش و ازش لب گرفت.گفت جوووووووون.چه تن نرمی.کیرم تو غیرت شوهرت.کیر تو شوهر بی ناموست.حال میکنم زن شوهر دار میکنم.اونم فاحشه.جنده.کسو.کونی.جووووون .میخام امشب با کس تو شروع کنم.یاسمن گفت واااای.باشه.کیر همتون تو غیرت شوهرم.کاش شما شوهرم بودین.الانم فرقی نداره.اون کس کش حقی نداره.من ماله کیر شمام.میخوام امشب حسابی براتون جندگی کنم.بکنین تو کس و کونم.بزارین دگتو دهنم.آبتون رو بریزین تو حلقم.بشاشین روم.جرواجرم کنید.بشاشین تو دهنم.پارم کنید.هرجور دوست دارید با تنم حال کنید.تنم ماله کیر شماهاست.سروشم اینا رو که شنید دیگه برید.گفت کیرم تو شوهرت که زن به این جندگی تربیت کرده.بعد یاسمن رو بقل کرد برد اون طرف.رو اون مبله اون طرفی که من نمیدیدم.امیرم رفت سمتش.سروش گفت امیر من میکنم تو کسش تو بزار تو دهنش بزار حسابی دهنش گاییده شه.جنده ای مثل این آشغال فقط برای گاییدنه.امیرم گفت جووووووون.باشه.یاسمنم همش آااااه و ناله میکرد میگفت بکنننین.بکنننییییییینم.من ماله شماااااام.کس شمام.من کون شمام.با کونتون حال کنید.با جندتون.با فاحشه ی بی همه چیزتون ااااااه آااااااااااااخ.وااااااااا .جووووووووووون.اوووووووف.ب کن بکن بکن بکن بکن بکن.اح دوست دارم کیییییررررررررررر دوست دارم.بکنینم.
    وای که چقدر حشری شدم باز
    اشکان و مهرانم داشتن نگاه میکردن.اونا رو میدیدم.یه دفعه منا که رو مبل پشتی سری بود و پاهاش باز بود و کسش پیدا گفت اخخخخخ.پس من چی؟کسی من رو نمیکنه؟کسی کس و کون من رو نمیخواد؟اشکان برگشت گفت جووووون.کیییررر میخوای؟
    منا:آره.بدین بهم
    اشکان:التماس کیرمون رو کن.الکی به جنده ی کثیفی مثل تو کیر نمیدیم
    مهران:کونی خانم اگه کیر میخوای باید التماس کنی.
    منا رو زانوهاش نشست.اومد جلو شون.همینجوری جلوشون زانو زده بود.التماس میکرد:میگفت کیییررررررر میخوام.بهم کیر بدین.توروخدا.دارم میمیرم.گفتین یاسمن رو براتون جور کنم بهم کیییرررر میدین.لطفا.جون هرکی دوست داررررییییین.بعد هم گریه کرد.نمیدونم واقعا یا فقط صدای گریه در میآورد اما آدم رو حشری میکرد.با صدای گریه هو حق حق میگفت:ارباب مهران مگه نگفتی اگه یاسمن رو جور کنم بیارم براتون تا صبح میکنینم.به خدا دو هفتست نکردینم دادم میمیرم.هیچ کی مثل شما نمیکنه من رو
    مهران:جنده ی آشغال تو لیاقت کیر من رو داری؟
    منا:نههه.اما توروخدا همیشه بهتون میدم.هرکاری بخواین میکنم.
    اشکان:یه شرط داره که امشبم به کس و کون پارت حال بدیم؟
    منا:چی؟بگین بهم.
    اشکان:سری دیگه دخترت رو بیاری جندگی مادرش رو نگاه کنه جلو اون بکنمت.دیگه خودت تکراری شدی.اگه یه تنوعی نباشه دیگه به کیرم حال نمیده.
    مهران:آره دختر جندتم میاری.باید ببینه مادر کونیش چه فاحشه ایه.باید بدونه چرا کون مادرش انقدر گندست.باید بدونه زیر کیر ما اینجوری گنده شده.
    ***مثل اینکه منا خیلی وقت بود با اینا بود و کس و کونش رو میگاییدن.اونم دیگه معتاد کیر اینا بود.بعد ها فهمیدم که هیچکس نمیتونه منا رو مثل اینا سرحال بیاره به همین خاطر همیشه هرکاری بگن میکنه که کیرر بهش بدن.یاسمن رو دیده بودن یه بار که باهاش بوده.گفتن جور کن بکنیمش وگرنه خودتم نمیکنیم.اونم یاسمن جنده رو راضی میکنه.***
    تو همین حین صدای ناله ها و نعره های سروش و امیر هم داشت دیوونم میکرد.
    منا:باشه میارمش.به خدا میارمش
    مهران:شبم میزاری اینجا بمونه.میخوام رو کیرم بخوابه.خودم جندش میکنم
    منا:باشه باشه.هرکاری خواستیم بکنین باهاش.حالا منم بکنین دیگه دتری دیوونه میشم.
    مهران بلندش کرد نشست رو مبل.گفت بیا با کونت بشین روش.لامصب مگه انقدرم کیرش کلفت بود.منا هم گفت جوووووون.رفت نشست رو کیرش.کلی هم آااااااه وناله کرد و داد و بیداد.اشکانم اومد جلو دو تا پاش رو داد بالا.گذاشت تو کسش.تند تند تلمبه میزدن.منا هم خیلی بدجور جیغ و داد میکرد.به ذهنم اومد که الان همسایه ها هم میشنون.خیلی دوست داشتم ببینمشون.اما نمیشد.کیرم داشت میترکید.بعد سروش گفت بیاین اینجا.بیاین این دو تا جنده رو باهم بکنیم.واااااااااای.اوووووو ووووووووووف.نمیدونید چی دیدم.این رو که گفت اشکان کیرش رو کشید بیرون.مهران حالا چی کار کرد؟همونجوری که منا رو کیرش بود دوتا پای منا رو جمع کرد تو سینش.بعد دوتا دستش رو حلقه کرد دور پاهای منا محکم گرفتش تو بقل و همونجور که کیرش تو کون گند و گوشتیش بود بلندش کرد.واااااااااای.انقدر تحریک شدم که دوباره کیرم رو مالیدم به زمین تا آبم اومد.رفتن اون طرف که من دید نداشتم.
    خیلی دوست داشتم ببینم چیگار میکنن.زنم داشت کس میداد.اونم به چهار نفر.زیر کیر کسی جز من بود به شدت تحریک میشدم.یاسمن من داشت جندگی میکرد.زن جندم داشت کس میداد.کثافت تا دید من نیستم رفته دوست پسراش رو آورده خونه که بکننش.کیر بکنن تو حلقش.واااااااای دارم میمیرم از حشری بودن الانم که یادم میاد کیرم شده مثل سنگ داره میترکه
    یه کم رفتم جلو تر.اصلا حواسشون نبود اااه و ناله های منا و یاسمن،جیغ زدناشون و کیر کیر کردناشون داغم میکرد.رفتم جلوتر.چیزی که حدس میزنم اینجوری بود.سروش زیر بود داشت تو کس یاسمن تلمبه میزد.کنارش اشگان نشسته بود و منا با کون نشسته بود رو کیرش.مهران کرده بود تو کس منا.و امیر کیرش رو میکرد تو دهن یاسمن و منا
    سروووش نعره میزد.انقد داد زد و یه دفعه بلند شد.کیرش رو گرفت تو دهن یاسمن و جق میزد آبش رو ریخت تو دهن یاسمن.آبش که میجهید بیروم میریخت رو صورت یاسمن.میریخت رو آرایش خوشکلش.پلکاش شده بود پر آب.نمیتونست چشاش رو باز کنه.منا هم میگفت جوووون.توروخدا به منم آب کیر بده سروشم میگفت خفه شو جنده خانم.تو ارزش آب کیر منو نداری.بعد امیر یاسمن رو گذاشت بالا و پاهاش رو داد بالا.کیرش رو کرد تو کسش و شروع کرد وحشیانه تلنبه زدن و داد میزد ااااااااااااااااااااااااه .بعد هم کیرش رو کشید بیرون و آبش رو ریخت تو دهن یاسمن.یاسمن تو این مدت آب سروش رو تو دهنش نگه داشته بود از رو صداش معلون بود به جای ااااه و ناله همش میگفت اااااووووووووممممممم.وقتی امیر میکردش.
    بعد هم اشکان و مهران کشیدن بیرون کیراشون رو.منا نشست کنار یاسمن.اونا هم جق میزدن اشکان فک پایین منا رو گرفت با یه دستش و کیرش رو کرد تو دهن من و آبش رو ریخت یه کمم ریخت دهن یاسمن.بعدشم مهران که داشت جق میزد سریع آبش رو ریخت دهن جفتشون.اونا هم با آب کییییرررری که تو دهنشون بکد بازی میکردن.منا ریخت تو دهن یاسمن.یاسمن هم یه کمش رو برگدوند تو دهن منا.بعد جفتشون قورتش دادن و بعدش از هم لب گرفتن
    اونا هم بیحال افتادن رو مبلا.یکی دو تاشونم افتادن رو زمین.یاسمن و منا هم افتاده بودن رو زمین.دو تا زن جنده شوهر دار که کس داده بودن تن گوشتیشون ولو شده بود رو زمین.
    این مرحله اول سکسشون بود.چون خیلی حوسی بودن زود شد.تا فردا ظهرش باهم همه جور سکسی داشتن.
    چون گفتن همش طول میکشه فعلا این رو میزارم که دوستان بخونن.
    ادامه دارد ...

  9. #9
    قسمت نهم 9:
    داشتم میمردم از شهوتی شدن.یاسمن و منا دونا کس که خودم همین الانش آرزوشون رو دارم جلوم اونجوری افناده بودن.یاسمن پشتش به من بود.پاهاش رو جمع کرده بود تو بقلش.کون گنده و نرمش ولو شده بود رو زمین.انگار دمبه.وااااااااای کسش از لای پاش پیدا بود.همشم نفس نفس میزد کونش تکون میخورد.منای جنده هم که حسابی کس و کونش رو گاییده بودن رو شکم خوابیده بود.دو تا پاش سمت من بود.وااای خدااااایییی من گسش از لای کونش پیدا بود.منا یه کم سبزه بود.بر عکس یاسمن که حسابی سفید بود.هرکس منا رو میدید میگه سفیده.اما وقتی کنار یاسمن زن جنده ی من باشه میفهمه که نه.اون یه جورایی سبزست.داشتم از کس و کون زن فاحشم لذت میبردم.همش هم آاااه و نالههه میکرد که یه دفعه دیدم یکیشون داره میاد این طرف.یکی از مردا بود.چون کنار دیوار بودن ندیده بودم.نشد برم تو اتاق خوابمون.دم در اتاق دومی بودم.سریع رفتم داخل.یارو اومد رفت تو آشپزخونه.مثل اینکه در یخچال رو باز کرد.چون بعد که اومد بیرون یه بطری پرت کرد سمت دوستاش.آب خورده بود.بعد اومد سمت اتاق ها
    در اتاق اولی رو باز کرد.قلبم داشت میومد تو دهنم.انگار که من اومدم زن اون رو کردم.حالا میترسم گیر بیوفتم.یه نگا کرد و اومد سمت این اتاق.قلبم دیگه نمیزد.یعنی واقعا یه لحظه حس کردم قلبم نمیزنه.رفتم سریع کنار یکی از کمد ها قایم شدم.اومد فقط یه نگاه کرد و رفت.وقتی رفت تو اتاق خوابمون یه چند مینی بیشتر طول کشید.رفته بود داخل نگاه کرده بود.ما یه تخت دو نفره بزرگ داریم.رو تختیمون سفیده با گل دوزی های کنار قرمز.خیلی خوشکله.بعد دکستاش رک صدا کرد گفت بیاین ببینیین چه تختی داره.رو این به اون شوهر بی غیرتش کس میده هاااااا.دوستاش اومدن.من اصلا چیزی نمیدیدم.همونجور پشت کمده یا بهتر بگم کنارش قایم شده بودم.رفتن تو اتاق.میگفتن اوووووووووف.سروش بیا رو این بکنیمشون.6تایی باهم.انقدر با دیدن اتاق خوابمون تحریک شده بودن که خدا میدونه.آخه نور قرمزشم روشن بود.چندتا رنگ میشه اتاقمون.قرمزش واقعا سکسیه.من احمق رو بگو اون اولا رفتم کلی خرج کردم که سیستم صوتی حرفه ای بزارم.که بعضی وقت ها آهنگ ملایم بزارم با یاسمن سکس عاشقانه داشته باشم.هیچ وقت چیزی که میخواستم نشد.
    پاهاشون رو میدیدم.کل بدنم سنگ شده بود.بعد یه سری چیزا باهم گفتن و رفتن.یکیشون که نفهمیدم درست کدومه گفت:پسر باید امین اینا رو هم بیاریم حال کنن با این جنده ها.
    اشکان:آره.لامصبها خیلی حال میدن مخصوصا اون یاسمنه.خیلی جندست.
    امیر:باید یه سکس پارتی بزاریم.چندتا جنده دیگه هم بیاریم.
    فکر کنم سروش رییسشون بود.همش به اون میگفتن چیکار نیم به نظر تو.
    سروشم گفت:صبر کنید همچین این دوتا رو رام کنم که همیشه زیر کیرمون باشن.منا که هروقت بخوایم هست.اون یاسمن رو هم باید یه جوری دمش رو بچینم که نتونه نه بگه بهمون.
    امیر:نه نمیگه بابا.مگه نمیبینی چه جوری تشنه کیره؟
    سروش:نه منا گفت همینجوریه.با هیچکس دوبار نمیمونه.از اوناست که هرکسی رو یه بار تجربه میکنه.
    امیر:چیکارش میخوای بکنی؟
    میارمش اینجا ازش عکس و فیلم میگیرم.بعد نشونه شوهرش میدم اگه نیومد.
    بابا اون که براش مهم نیست.میگه شوهرشم دوست داره.
    کس خل شدیا.آخه کی انقدر بی غیرت که ببینه زنش جندست زیر کیر 4نفر بخوابه لذت ببره.هوسی بوده یه چیزی گفته
    اهان.راست میگیا.حالا کی ازش عکس میگیری؟
    بیاین بیریم حال کنیم باهاشون.فعلا وقت هست.
    بعد همشون رفتن بیرون.درم نیمه باز بود.رفتن و به من گفتن اون جنده خانم کجاست؟گفت رفته دست شویی.
    یه کم گذشت یاسمن اومد بیرون و داشت میومد تو حال که سروش رفت جلو دست کرد لای کسش گفت جنده ی من کیرم کست رو میخوات؟
    جوووووون.کس منم کیرت رو میخوات.الان جوووون دادی بکنی من رو؟
    آره.تو چی؟معلومه که میتونی.جنده ترین زن دنیایی تو.اوووف.
    بعد همینجور کی دستش لای کس یاسمن بود شروع کرد لب گرفتن.بردش تو حمام.حمام ما به اندازه 3نفر توش باشن جا داشت.نهایت چهارتا لمل نه دیگه شش نفر.اون دوتا که رفتن مهرانم به منا گفت تو هم دوست داری تو حمام کس بدی؟منا هم گفت آره.اما قول بدین زود آبتون نیاد.کسم تازه حااالل اومده.کیر میخوااااااااااد.مهرتنم گفت جووووون.باشه.
    همشون رفتن تو حمام.چپیده بودن تو هم.منم رفتم بیرون.فقط صداشون میومد.وای کیرم داشت میترکید.زنم لخت شده بود تو بقل چهار تا کیر کلفت بود.اونم تو خونه خودش.بکناش رو دعوت کرده بود خونه که کسش رو جر بدن.حسابی هم رو گاییده بودن.صدای جیق یاسمن و ناااااله های حشری منا از یه طرف.داد و نعره های که اون چهارتا کیر کلفتم میزدن از یه طرف.دیگه تاقت نیاوردم.گاییده شدن زن جندم انقدر تحریکم کرد که دستم رو کردم تو شلوارم.کیرم رو در آوردم شروع کردم جق زدن.آبم اومد ریختم رو زمین.دیگه جون نداشتم.واقعا تحریک شده بودم.حواسم بود کسی نیاد.رفتم تو آشپز خونه یه چیزایی برواشتم رفتم تو اتاق خودمون خوردم.یه بطری آبم بروم گذاشتم زیر تخت.دییونه شده بودما.دیگه حوس از سرم پریده بود.با این حال رفتم نگاه کردم.وای که چقدر حرفاشون حشری کننده بود.
    جنده ترین زن دنیا کیه؟
    منم.من.یاسمنتون جنده ترین زن دنیاست.
    منا:چییی؟کس کوچولو تو جندگی رو از من یاد گرفتی.حالا داری میگی جنده تر از منی
    یاسی:خفه شو.اصلا هرچی سرورم بگه.هرچی صاحبم اقا سروش بگه.من جنده ترم یا منا؟
    سروش:جفتتون جنده این.جنده تر از شما تو دنیا نیست.شماها ماله منین از حالا.فهمیدین؟اختیارتون دیگه با شوهراتون نیست فهمیدین؟
    منا:باشه.هرچی ت بگی.تو فقط به من کیییییررررر بده.یکی بیار من رو بکنه.کونم رو بکن.بردت میشم
    مهران داد زد گفت جوووووون.کسو بیا اینجا.بعد هم آااااااه و ناله و داد زوناشون شروع شد.معلوم بود که همشون ارضا شدن.یه کثافت کاری شده بودا.بوی تنشون خونه رو برداشته بود.بوی سکس.بوی کثافت.بعدم اشکان گفت لاشی بشین میخوام بشاشم رو صورتت:نمیدونم به کدومشون بود.اما میخندید و میگفت جوووون.آره بخورش.بخور شاشم رو جوننن.بعد صدای یاشمن اومد که میگفت:جووووووووون.چه داغه.آخخخخخخ.بعد که اشکان ادرارش رو رو تنه یاسمن خالی کرد یاسی گفت من بازم میخوام.بشاشین رکم.با شاشتون تمیزم کنید.شاش شما برا من مثل شاب مقدسه.اخخخ بعد هم صدای شره شاشیدنشون رو زن من و البته منا میومد.اخخخخخخ حالم بهم خورد و البته حشری شده بودم.بوی گندشون تا توحال اومد.یه نگاه به مبل انداختم تا نبودنشون.واااای.عرقشون رو مبل بود آب منیشون که از رو صورت یاسمن اینا پاشیده شده بود رو میز تابلو تو چشم بود.رو زمینم تف بود.فکر کنم یاسمن اینا کیرشون رو ساک زده بودن آب دهن اونا بود.یا اب دهن اکن کیر کلفت ها که میریختن رو کس و کون زنم.یه لحظه به ذهنم اومد که فیلم بگیرم.یه خورده فیلم گرفتم.بعد صدای داد و بیدادشون اومد.حسابی همشون ارضا شده بودن شاید بعضی هاشون دو بار.اومدم رفتم تو اتاق خودمون.اومدن بیرون.حسابی ولی دوش گرفتن بعدش.از صداشون فهمیدم.یاسمن اومد لباس بپوشه امیر بود فکر کنم اومد گفت چرا لباس میپوشی؟لباس نپوش تا صبح باید لخت باشی تو بقلمون.اونم گفت چششششششممممم.خودش رو خشک کرد رفت.بعد یکی دیگشون اومد گفت حوله شوهرت کجاست.گقت برا چی میخوای؟گفت میخوام کیرم رو باهاش خشک کنم.یاسمنم گفت بیا بگیر.فدای کیرت شم.
    اومدن خودشون رو با حوله من خشک کردن.منای جنده هم اومد بعد ار همه اونا.گفت وای یاسمن خیلی حال داد.پایه ای همیشه با همینا بپریم؟
    همیشه؟یعنی تا کی؟نه بابا.چندبار دیگم شاید بیام اما نه همیشه
    اذیت نکن دیگه.خدایی تا حالا کی کس و کونت رو اینجوری گاییده؟
    هیچکس.خیلی حال میده.عاشق کیر کلفتم که وقتی میره تو کسم حفره های کسم رو پر کنه.اما هنوز که کونم رو نکردن که.
    میکنن.اینا تا امشب همشون کون تورو نکنن ولت نمیکنن که
    جوووون.اما میترسم.درد نداره؟
    نه.چرا اولش.اما بعدش حال میده بعدشم تا کی میخوای کونت رو اکبند نگه داری؟ت یه فاحشه ای یاسمن.یه جنده.یه کی که کارش اینه گه زیر کیره بقیه بخوابه.تو برا خودت نیسی که.تو برا اینی که به این کیر گلفتا لذت بدی.کونتم باید بزاری بکنن
    تو فقط به اونا حال میدی.اما من بخاطر خودمه.اگه نخوام بهشون حال بدم همین النشم نمیتونن دست بهم بزنن
    مثلا میخوای چیکارشون کنی؟
    مثلا زنگ میزنم به پلیس میگن ریختن تو خونم به دادم برسین.بعدم به جرم تجاوز کون همشون رو پاره میکنم
    ااا.یاسمن نکنیا.
    نه نمیکنم میگم یعنی هیچ کس نمیتونه به زور بکنه من رو.خودم جنده بودنم رو دوست دارم.اوکی؟
    اوکی بابا.تو دیگه کی هستی
    بعدم صداشون زدن که فاحشه ها کجایین؟بیاین اینجا کسو خانما.
    رفتن اونجا.یه نیمچه نگاهی کردم.همشون لخت بودن.سروش گفت یاسی کیرم تو کون گندت.بیا اینجا تو بغلم.اونم با ناز رفت تو بقلش نشست.اونم همش میگفت جووون.چه کون نرمی.فدات شم.
    منا هم رفت تو بقل یکی دیگشون.سروش نامردم دست انداخته بود تو کس یاسمن هی کونش رو به کیرش فشار میداد و رو کیرش بالا پایینش میکرد.مثل اینکه یه بچه رو پاته داری باهاش بازی میکنی.
    ادامه دارد ..

  10. #10
    قسمت دهم 10:
    شاید باورتون نشه.اما انقدر از این حرکت که یاسمن مثل یه بچه رو کیر دوست پسراش بود تحریک شدم که خدا میدونه.رفتم تو اتاق و شروع کردم جق زدن.شرت های یاسمن رو درآوردم جق میزدم.حال میکردم زنم جندست.کس دادنش رو دوست داشتم.دوست داشتم دوست پسراش کس و کونش رو حال بیارن.انقدر به جندگی زنم فکر کردم و صدای خنده های شهوتیشون رو شنیدم که بازم آبم اومد.جووووووون.از بی غیرتیم لدت میبردم.از اینکه به یاد جندگی زنم آبم بیاد.خیلی دوست داشتم این چیزا رو.برا خیلی ها عجیبه اما من لذت میبردم.از داشتن زن به این زیبایی.و کس بودن که همه مردا اسیر کس و کونش میشن.دیگه نای بلند شدن نداشتم.دفعه سوم،چهارم بود که ارضا میشدم.یه کم همینجوری افتادم.بعد رفتم جلو که برم نگاه کنم اما نمیشد.اومده بودن این طرف تر وسط حال بودن دیگه.میرفتم بیرون میدیدنم.آروم از لای درنگاه میکردم.یاسمن رو پاهای صاحبش سروش بود.سروش دوتا دستاش رو انداخته بود دوره کس یاسمن میمالید میگفت:جووووووون.زن به این میگنا.گاییدن زن شوهر دار یه حال دیگه داره.مگه نه جنده خانم؟تو هم دوست داری؟
    من که نباید دوست داشته باشم.من فقط وظیفم ارضا کردن کیرته.من بنده ی کیرتم.من که حق دوست داشتن ندارم.هرچی تو دوست داشته باشی منم دوست دارم.
    جووون.آفرین.کم کم داری جنده ی خوبی میشی.ااااااهاییی منا ی کونی بیا اینجا ببینم.
    منا انگار اون طرف تو بقل یکی دیگشون بود بلند شد اومد جلو سروش گفت جانم؟
    جانم و ذهرمار.باید بگی جانم ارباب.تو دیگه برده ی منی.شمارو از شوهرات ن خریدم.
    چشم ارباب.هرچی شما بگین.
    جندگی و برده بودن رو از این یاسی فاحشه یاد بگیرا.فهمیدی؟
    بلللههه.چششم.بیا حالا بشین رو پام.
    یاسمن رو جابه جا کرد سمت چپ کونش رو پای راست سروش بود و سمت راست کون منا هم روی پای چپ سروش.سروشم میگفت جووون.کیرم لای کون جفتتونه.آخخخخخخ.یاسمنم گفت اخخخ جوووون.سرووووووووووش؟
    چته جنده خانم.
    کی پس کونم رو میکنی؟
    دوست دارم همه چیم رو بهت بدم.دوست دارم برده ی خوبی واسه کیرت بشم.
    جووون.بزار یه چیزی بخوریم بعد کونتم میکنم.خودت رو اماده کن بی وجود.فاحشه خانم.لاشی
    جوووون.وقتی فحش میدی دوست دارم.به خودم افتخار میکنم ه زیر کیرت خوابیدم
    تو این مدت منا رو پای سروش بود اون با کس و کونش ور میرفت.اون سه تا هم داشتن اه میکردن.خیلی ارضا شده بودن انگار تو حمام.نای هیچ کاری نداشتن
    سروش به منا گفت اینجا چیزی برا خوردنم پیدا میشه؟منا گفت نمیدونم خونه یاسمنه ها.یاسمن گفت چیز زیادی نداریم.باید غذا درست کنم.سروش گفت نمیخواد.زنگ میزنیم از بیرون بیارن.شماره ای چیزی داری؟یاسمنم گفت آره.بلند شد دوتا کارت آورد.گفت فست فودی میخواین یا برنجی چیزی؟سروش گفت پیتزا.همشون موافقت کردن.یاسمن زنگ زد گفت 6تا پیتزا که با با اشاره سروش کردش 10تا.مثل اینکا خیلی گرسنه بودن.با مخلفات و اینا سفارش دادن.بعد از یه نیم ساعتی رسید.تو این مدت داشتن با زن جنده من و منا حال میکردن.کس و کونشون رو میمالیدن.وااااااای.صداش میومد که حی میزدن رو کس یاسمن و منا.کسشونم خیس بود.صداش تابلو بود.اونا دردشون میومد اون چهارتا نامردم حال میکردن میخندیدن.یه بارم شوهر منا زنگ زد که همشون ساکت شدن.اونم اومد تو اتاق ما.من رفتم زیر تخت.اونم گفت خونه یاسمنم.نه شوهرش نیست.باشه باشه.حالا باهاش صحبت میکنم.وااااااااای.جنده که نیست بیاد به تو بده.باید کم کم راضیش کنم.باشه بابا.این همه تحدید نکن.حالا یه چیزی از من دیدیا.اخخخخ.باشه باشه توروخدا داد نزن.به خدا جورش میکنم برات.قول میدم.اما صبر داشته باش.اگر جورش نکردم هر کاری خواستی بکن.باااااشه.طلاقم بده.باشه.نه به خدا هیچ مردی خونشون نیست.منم بخوام جلو یاسمن که نمیشه که.باشه عزیزم.مراقب یلدا باش.دوست دارم بوس.بای بای
    خدای من یعنی چی که یاسمن رو جور میکنه براش؟تو ذهنم پر سوال بود.بعدهت فهمیدم منا دوست پسرش رو برده خونشون.شوهرش فهمیده.بعدم گفته یا طلاقت میدم یا دوستت یاسمن رو جور کن برا من.اونم قبول کرده.ولی جنده خانم چه جراتی داشته که اون شب باز سروش رو برده بود خونشون.
    منا رفت بیرون من از زیر تخت اومدم بیرون.رفتنش رو نگاه میکردم.کون گوشتی و گندش رو که دیدم دیوونه شدم.دوست داشتم بکنمش.همه وجودم حوس بود اما کیرم پا نمیشد دیگه.اون شب تا فردا ظهرش شاید حدود 10-15 بار ارضا شدم.دفعه های آخر دیگه آبم انگار نمیومد اصلا.خیلی کم بود.
    منا رفت بیرون و یه کم اذیتش کردن که شوهر کس کشت چه کارت داشت و اینا بعدم یاسمن که فکر کنم تو بقل امیر بود جیغش رفت بالا.نوک سینش رو دندون گرفته بود.به یاسمن میگفتن چرا شوهر تو زنگ نمیزنه؟اونم میگفت بی غیرت.زن جندش رو ول کرده زیر کیر شما.جووووووون.حال میکردم که زنم تا تین حد جندست.از اون جنده های با کلاس که زیر هر کیری هم نمیخوابه.وای
    صدای در اومد که پیتزا آورده بودن.یکی از اونا بلند شد بره که سروش گفت کجا؟صبر کن.منا تو برو.اونم گفت باشه.رفت لباس بپوشه.سروش زد دم کون گندش گفت با لباس نه.منا گفت:اااا.بدون لباس که نمیشه.تو حیاطه هااا.همه میبینن.گفت یه چادر بنداز رو سرت برو.اون گفت من چادر ندارم که.به یاسمن گفت تو داری بهش بدی؟اونم گفت نه.یه کم فکر کرد بعد مانتوش رو برداشت گفت بیا این رو بکن تنت.اونم پوشیدش.سروش نگذاشت چیز دیگه ای بپوشه.دکمه های بالاشم باز کرد.سینه هاش اوفتاده بود بیرون.خیلی تابلو بود.مانتوشم کوتاه بود.کل رونشم معلوم بود.بهش پولم داد گفت برو تا جایی که میتونی جلوش جنده بازی در بیار.اتفار بیا.کس و کونت رو نشونش بده.اونم گفت چششششششم.رفت در رو باز کرد.من ندیدم اما از تعریفاشون فهمیدم که رفته دم در و یارو که دیدتش دهنش آب افتاده.اونم کلی سینش رو نشون داده و وقتی پسره میخواسته بقیه پولش رو پس بده گفته بزارش اینجا.یعنی لای سینه هاش.اونم گذاشته سینه هاش رو هم بوسیده.میخواسته بیاد داخل و دیگه چمیدونم منا رو بکنه که نمیذاره و میاد داخل در رو میبنده.اومد داخل کلی حال کرده بودن.همینجور که کس و کون زنم و منا رو کیراشون بود شامشون رو خوردن و بعد از یه یک ساعتی سروش بلند شد رو به انیر کرد گفت بهت قول داده بودم کون دست نخورده بکنی.یادته؟اونن گفت آره آقا سروش.گفت پاشو که وقتشه.من همیشه سر قولم هستم.یه دونش رو بهت بدم که تا عمر داری یادت نره.اونم گفت نوکرم به خدا.خاک پاتم.سروش رفت سمت یاسمن دستش رو گرفت بلند کرد محکم زد در کون گوشتیش و هی میگرفت گوشتای کونش رو و میمالید.بعد بازم ضربه میزد روش.خیلی باحال بود.اون دوتا هم میگفتن پس ما چی؟سروش به مهران گفت تو که کون منا روگاییدی اولین باریادت نیست؟تو هم نگران نباش.یه کون دیگه برات میارم حال کنی.امااین یاسمن ماله خودمه.منا اون طرف نشسته بود رو پای یکیشون و خم شده بود رو پای اون یکی کیرش رو ساک میزد.اونا هم آاااهههه و ناله میکردن.مونده بودم چه طوری کیرشون بازم راست میشه.
    سروش و امیر و یاسی جنده هم اومدن این طرف تر.راحت تر میدیدمشون.امیر نشست رو مبل یاسمن چهار دست و پا شد جلوش و شروع کرد کیرش رو ساک میزد.یه جوری ساک میزد انگار تا حالا کیر نخورده با اشتها تا ته میکرد تو حلقش.سروشم از عقب کونش رو انگشت میکرد.بعد از چند دقیقه گفت حاضری جنده خانم؟اونم گفت آره.
    تورو خدا آروم بکنیما.دددم میاد دفعه اولمه.اخخخخخ
    نترس کسو خانم.کونت باید یاز شه بالاخره.چه الان چه ده روز دیگه.یه جنده که نمیتونه کون نده.میتونه؟
    نه نه نمیتونه.اما توروخدا یواش بکن.
    باشه.قشنگ کونت رو بده عقب.
    بیااااااااا.اااااخخخ.وااای .جووووون.میخوام کون بدم.دارم کونی میشم.دوست دارم.توروخدا یواش بکن ولی.
    جووووون.کجاست شوهر کس کشت که ببینه داری کون میدی؟تا حالا به اون ندادی اما به من میدی.حق نداری به اون کون بدیا.فهمیدی؟
    آره.کونم مخصوص خودته.فقط به تو میدم با اجازه تو میدم.به هر کی تو بخوای میدم.
    اونم هی کیرش رو میکشد رو سوراخ یاسمن تا تحریکش کنه.بهد آروم سرش رو کرد تو کون یاسمن.
    وااااااااااااااااااااااای .اخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ.اااا اااااااااااااااااااااااهه ههه.وااااای.نکن نکن نکن.توروخدا بکشش بیرون توروخدا.وااااای.وااای.التم ست میکنم
    چته کولی بازی در میاری؟صبر کن الان آروم میشه.
    واااای نه توروخدا.بکش بیرون یه کم.اااااخ.بزار بخوابم کامل.وااای
    سروش کیرش رو از سوراخ ناموسم کشید بیرون.گفت بخواب زود باش.اونم با اااه و ناله یه بالشت گذاشت زیر سرش خوابید.صورتش تو بالشته بود.بعد سروش گفت لای کونت رو باز کن جنده.زود باش کونی خانم.اونم دو تا دستش رو اورد کونش رو گرفت از هم باز کرد.همین که سروش خواست بکنه توش بالشت رو گاز گرفت.کیرش رو فرو کرد تو سوراخ ناموسم.تو سوراخ زنم.چیزی که من تا حالا نکرده بودم.رفت توش.یاسمن همینجوری بالش رو دندون گرفته بود و داااد میزد.
    اووووووممممممممم.اووووووو وممممممم.وااااااااااای.اا آاخ.سروشم هی میگفت جووووون.جوووووون.کونت رو دارم میکنم.شوهر بی ناموست کجاست؟شوهر بس غیرتت کجاست؟شوهر کس کشت کجاست ببینه زن جندش زن فاحشش داره کون میده.هااان؟اووووف.یاسمنم همش داد و بیداد میکرد و التماس میکرد که نکنتش.اما مگه اون گوشش به این حرف ها بدهکار بود؟تا ته کرد تو کون ژله ای یاسمن.بعد گفت دستات رو بردار.بعد خوابید روش.می گفت:جوووووووون.تو کل زندگیم بدن به این نرمی و گوشت الودی ندیده بودم.چقدر نرمی تو دختر.چقدر تنت نرمه.اووووف.انگار تو یه پلاستیک آب ریخته باشب.آااخخخ.انگار پنبه.جوووون.امیرم جلوش داشت جق میزد.اون سه تا هم داشتن با کس و کون و کیر هم ور میرفتن و نگاهشون میکردن.سروش رو یاسمن خوابیده بود وسط حال.و یاسمنم فقط گریه میکرد و میگفت:سوختتتتتتم.واااای.تو وخدا نه
    غلط کردم گه خوردم.توروخدا نکن.بکش بیرون.گه خوردم.واااااای.همینطور هم گریه میکرد.دلم براش سوخت و راستش زورم گرفته بود که چرا به من نمیده ولی به اونا داد.این همه من میخواستم کونش رو بکنم.اما نمیذاشت.از یه طرف انقدر عصبانی بودم که میخواستم سرش خالی کنم عصبانیتم رو و تلافی کنم.از طرفی هم حال میکردم که زنم ماله خودم نیست و یکی دیگه باهاش حال میکنه.
    بعد یه یه ده دقیقه ای سروش از روش بلند شد و شروع کرد تلمبه زدن.یاسمن اروم شده بود فقط آااه و ناله حشری میکرد.اما همین که سروش شروع کرد تلمبه زدن بازم جیغش رقت بالا و شروع کرد داد و بیداااد کردن.اونا هم هی میگفتن جوووون.همون جوری که خوابیده بود سروش دو تا دستش رو گذاشته بود دور کمر یاسمن بالای کونش.از دو طرف گرفته بودش.خیلی سکس شده بود.عرق میریخت و کون یاسمن رو میگایید.یاسمنم فقط داد و بیداد میکرد.جیغ میزد.التماس میکرد که نکننش.اما بدتر میشد و اونا بیشتر میکردن.بوی کثافت آب منی و عرق تنشون با بوی پیتزا و مشروبی که خورده بودن قاطی شده بود اگه کسی میومد و اون صحنه رو میدید همینجوری آبش میومد.واقعا سکس پارتی خفنی بود.دو تا زن شوهر دار زیر کیر چهارتا مرد کیر کلفت.زن فاحشه من هم داشت به کلفترینشون کون میداد.خیلی خفن بود.داشتم میمردم از حشری شدن.بعد یاسمن رو بلند کرد و حالتی سگی کردش.کیرش رو میکشید بیرون و میکرد داخل.موهای یاسمن هم ریخته بود دور برش.رو کمرش.عرق هم کرده بود موهای طلایی و بلندش چسبیده بود رو کمرش چون عرق کرده بود.و همینطور رو صورتش.هی موهاش رو میزد کنار و اااه و ناله میکرد.سروش کیرش رو کرد داخل و شروع کرد تلمبه زدن.موهای یاسمن رو جمع کرد پشت سرش.پیچوندش که کامل جمع شه.بعد کشید عقب.با دو تا دستش موهای یاسمن رو میکشید و میکرد کون رنم رو.ناموسم زیر کیرش بود.افتخار میکردم که انقدر زنم فاحشه هست.یاسمنم دیگه بهش حال داده بود.داد میزد جووووون.بکنینم.بکنین جندتون رو.کس و کونم ماله شماست.امشب میخوام به همتون کون بدم وااااااآاااااااای چه حالی میده چقدر کون دادن حال میده آخخخخ بکن بکن بکن بکن بکن بکن بکن بکن بکن بکن بکن.جووووون.وای اااه.کیر میخوام.یکی بهم کیر بده بخورم.توروخدا کیرتون رو بکنین تو دهنم.امیر که جلوش نشسته بود کشیدش جلو و کیرش رو کرد تو دهنش.اونم وحشیانه ساک میزد میگفت جووووون چه کیری.چقدر کلفته.فدا کیرت شم.کنیزتم

    شما هم بیاین.ولش کنید اون جنده رو بیان کیرتون رو بکنین دهنم.اب کیر میخوااااآم.جوووون.کییییییی ییییییررررر میخوام.زود
    اونا هم اومدن کنار امیر.یاسمنم کیر سه ناشون رو ساک میزد.سروش داشت آبش میومد وحشی شده بود.منا هم اومده بود زیر یاسمن کسش رو لیس میزد و میمالید سینه های یاسمن که بدجوری تکون میخوردن رو میخورد.رفت طرفشون که کیر بخوره یاسمن یه دستش رو بلند کرد از رو زمین حلش داد اون طرف.گفت برو کثافت هرزه.آب همشون ماله منه.تشنمه.میخوام سیر آبم کنن.منا هم گفت جووووون.دیدی گفتم عاشق کیراشون میشی؟بعد هم رفت زیر یاسی خوابید زبونش رو گرفته بود زیر کس تپل یاسمن که آب ازش قطره قطره میریخت.که به تخم های سروش هم میخورد.سروش بدجور داد زد و داشت ارضا میشد.اون سه تا هم باهم کیرشون رو کردن تو دهن زن فاحشم.با هم گرفتن.همشون باهم داد میزدن و نعره میکشیدن.سروش کامل آبش رو ریخت تو کون ناموسم و بی ناموسم کرد.اونا هم ریختن تو دهنش.سروش کیرش رو کشید بیرون.آب از کون یاسمن زد بیرون و منا اومد دم کون یاسمن رو میلیسید آب سروش رو میخورد.اونا هم هنوز تو دهنش نگه داشته بودن.یاسمن دیگه داشت خفه میشد.کیراشون رو حل داد بیرون و سرفه میکرد که آبشون از دهنش ریخت بیرون.از دهنش آویزون شده بود.کل صورت زن جندم پر از آب منی بود که داشت رو صورتش لیز میخورد.اونم همش رو با انگشتش پاک کرد گذاشت تو دهنش.هی با آبشون بازی میکرد.بعد امیر گفت بیا بریزش تو دهن منا.اونم همینجور که دهنش پر ار آب منی بود سرش رو تکون داد که یعنی نه.نمیدم.امیر اومد جلو به زور دهنش رو باز کنه که یاسمن همش رو قورت داد.بعد هم یه کم سرفه کرد.امیر هم گفت خاک تو سر جندت کنن لاشی خانم.کثیف تر از تو ندیده بودم.بدجوری ارضا شده بودن همشون.سروش گفت امیر نفر بعدی نوبت تو که کون این زن فاحشه رو بکنی.بعدم گفت من خوابم میاد.اومد سمت اتاق خوابمون.من سریع رفتم زیر تخت.کیرم دوباره سیخ شده بود از کیر خوردن یاسمن.دوست داشتم اونجا بودم جلو من ناموسم رو میگاییدن.اومد تو اتاق بقیشون هم پشت سرش اومدن.پریدن رو تخت.هی میزن دم کون یاسی و منا و میزدن رو کسشون که خیس آب بوداونا هم حشری شدن.میگفتن بکنین ما رو.تخته شروع کرد تکون تگون خوردن.نمیدونم با کیر میکردنشون یا انگشتشون میکردن و اونا خیلی تکون میخوردن.بعد از حدود ربع ساعت ارضا شدن منا و یاسمن.انچنان جیغ میزدن که گوش من که اون زیر بودم کر شد چه برسه به بقیشون.اون چهارتا کیر کلفتم که شاید بالای 5بار ارضا شده بودن از عصر تا حالا.ساعت حدودای 2،3 نصفه شب بود.همینجور حرف میزدن و کس و کون زنم رو انگشت میکرون که خوابشون برد.منم داشتم خفه میشدم از گرما.اروم اومدم بیرون.بلند شدم بدم بیرون.واااااای.خدااااای مم چی میدیدم؟؟؟؟؟!!!!
    شش تاشون افتاده بودن رو هم.کس وکون تپل یاسمن و منا افتاده بود رو کیر اون چهار تا.رونای توپولشون لای پاهای اونا بود.کسشون از لای پاشون پیدا بود.سینه هاشون مثل یه تیکه گوشت افناده بود رو سینه های اون مردا.بوی اب منی و اب گس اونا هم میومد.تنشون لزج شده بود از بس که آب منی ریخته بود رو کس و کونشون.و رو بدناشون.یه بوی خاصی میداد.همینجور تو کس و کون هم میلولیدن.انقدر تحریک شدم که شروع کردم به جق زدم.دو سه بار که عقب جلو کردم آبم اومد انگار ابم اماده شده بود که بریزه بیرون.هیچ وقت اون جوری تحریک نشده بودم که آبم اون جوری بریزه.فقط تو پاساژ که بعدا میگم براتون در حدی تحریک شدم از جندگی یاسمن که ابم خودش اومد بدون اینکه جق بزنم.
    رفتم تو آشپزخونه و اب خوردم.یه بطری یک و نیم لیتری رو کامل سر کشیدم.بعد هم یه بطری آب کردم از یخچال و یه پیتزا هم که اضاف اومده بود برداشتم رفتم جلو در اتاق نشستم رو یه صندلی خوردم.حواسم بود که اگه خواستن بیدار شن سریع قایم شم.البته تکونم نخوردن از خستگی.منم بودم جای اونا بعد از گاییدن دو تا زن شوهر دار به اون خشکلی و جندگی و کس و کون دادن به چهار تا کیر کلفت و چندین بار ارضا شدن اونم تو یه شب عمرا بیدار میشدم.
    بعدش که خوردم رفتم زیر تخت خوابیدم انقدر خستم بود که بسدار نشدم تا صبح اونم با صدای التماس یاسمن.واااای.ساعت طرف های 12 بود.بعد فهمیدم که کلی از صبحش با هم حال کرده بودن.من خواب بودم نفهمیدم.
    این بار میخواستن زنم رو جوری بکنن که جرواجر میشد.اونم همش دااااد میزد.از صدای داد و جیغ اون بیدار شدم.رفتم لای در و نگاه کردم.باورم نمیشد چیزی که میدم رو.همه جوری تصورش رو میکردم به جر اونجوری.
    تو قسمت بعد این جریان تموم میشه.کیرم داره میترکه از شق درد.برم یاسمن رو بکنم.الان ساعت 11:37 دقیقه چهارشمبه هست که براتون مینویسم.فیلتر شکنم کار نمیکنه.اگه نشد فردا میزارم.
    کاش یکی دیگه هم بود با هم کیرمون رو میکردیم تو کس زن فاحشم.لذتی بالاتر از جندگی زنم ندارم من.
    ممنون از همه.لطفا کسایی که باور ندارن نخونن.خواهش میکنم.
    ادامه دارد ...

  11. #11
    یاسمن همسر فاحشه من
    ضربدری خونه احسان قسمت آخر

    داشتم میگفتم از لای درب داشتم نگاه میکردم صحنه ای دیدم که حتی تصورشو هم نمیکردم سروش و امیر یاسمن رو برده بودن رو دست و از 2طرف داشتن تو کسو کونش به طرز وحشیانه ای تلمبه میزدن مونا هم از زیر تخماشون رو لیس میزد و گاهی هم کیراشون رو به نوبت از تو کسو کون یاسمن میکشید بیرون و تا ته میکرد تو حلقش و دوباره میذاشت سر جاش یاسمن از ته دلش ناله میکرد و طلب کیر بیشتری میکرد اشکان و مهران هم داشتن کیراشون رو شق میکردن تا برن سر وقت مونا اشکان دست مونا رو گرفت و گفت پاشو جنده میخوام کونت رو سرپایی بکنم سروش و امیر هم از اون حالت خسته شده بودن یاسمن رو گذاشتن پایین و سروش رفت خوابید جوری که کیرش رو به بالا بود و به یاسمن گفت بیا با کونت بشین رو کیرم یاسمن گفت نمیتونم هنوز تازه کون دادن رو شروع کردم تو این استایل نمیتونم کون بدم که امیر با کشیده زد تو گوش یاسمن و گفت جنده خانوم انگار یادت رفت داری با اربابت حرف میزنی و حق زبون درازی نداری بعد از موهای یاسمن گرفت و کشید جوری که یاسمن افتاد زمین و امیر هم دست بردار نبود و یاسمن رو دور اتاق میکشید و یاسمن فقط جیغ میزد و میگفت غلط کردم تو رو خدا نکش موهامو باشه باشه چشم میدم هر جور که اربابم بگه میدم اصلا آبتونو بریزین تو کسو کونم کاری کنید آب از تمام هیکلم بچکه در تمامی این لحظات سروش داشت کیرشو میمالید و میگفت:جووووووووووووون چه حالی میکنم وقتی یه جنده اینجوری التماس میکنه من از لابلای در شاهد تمامی این صحنه ها بودم که چطور زنم شده بود برده جنسی 4تا کیر کلفت امیر یاسمن رو ول کرد و اونم دوید و رفت سوراخ کونشو گذاشت رو کیر سروش واااااااااااای که چه صحنه ای بود یه کیر سیاه و کلفت داشت تو کون ناز و سفید و ژله ا ی زنم فرو میرفت یاسمن داشت ناله میکرد و یواش یواش کیر سروش رو تو کونش فرو میکرد در همین حین صدای ناله مونا منو به خود آورد صحنه ای که دیدم غیرقابل باور بود برام...

    ما تو خونمون 2 تا پنجره رو به کوچه داشتیم اشکان و مهران مونا رو برده بودن دم پنجره و چسبونده بودنش به شیشه و سرپایی به نوبت داشتن تو کونش تلمبه میزدن یه آن گفتم الان یکی از بیرون میبینه بدبخت میشیم و خداییش صحنه خیلی جالبی بود سینه های بزرگ و ناز مونا چسبیده بود به شیشه و هر کس از بیرون میدید میفهمید که این خوشگل خانوم کسو کونش زیر کیره جلوی دهن مونا رو شیشه بخار بسته بود واونم به خاطر نفس نفسی که میزد اگه کسی از تو کوچه می ایستاد و به پنجره نگاه میکرد نیم تنه بالایی مونا رو میدید در حالی که سینه های ناز و گوشیتش تکون میخورد وچسبیده بود به شیشه پنجره و داشت کون میداد اونطرف یاسمن کیر سروش رو تا ته کرده بود تو سوراخ کونش و امیر هم کیرشو جا کرده بود تو کسش و داشتن تلمبه میزدن ناله های یاسمن و مونا خونه رو برداشته بود سروش رو به بقیه گفت بچه ها آبمون رو با کجای این جنده ها بیاریم بیایین رای بگیریم سکس متوقف شد یه ظرف آوردن و 4تا کاغذ ریختن داخل که روی اولی نوشته بودن کس کاغذ دومی کون سومی روی صورت و کاغذ چهارم نوشته بود ته گلو...

    سروش رو یاسمن کرد و گفت جنده تو بیا کاغذ در بیار آخرین کاغذی که توی ظرف موند مشخص میکنه که آبمون رو کجای تو و این مونا جنده باید بریزیم

    یاسمن دستشو تو ظرف برد و کاغذ اول رو درآورد

    با عشوه و ناز گفت نوشته کس

    امیر گفت حیف نمیتونیم تو کس لیزشون آب منی بریزیم بعدی رو بخون کونی یاسمن کاغذ بعدی رو در آورد که روش نوشته بود کون

    آه از نهاد بقیه دراومد:بابا حیف شد این کونا حیفن آب منی توش ریخته نشه سروش گفت طوری نیس این جنده از بس داده نکبت برش داشته فقط شانسش بگه ته حلقی آخرین کاغذ نشه که اونوقت روزگاری به سرش میارم که مرغای آسمون به حالش گریه کنن به وضوح میتونستم نگرانی رو تو چهره یاسمن ببینم ولی خب چاره ای نبود باید این مرحله از مهمونی رو هم رد میکرد یاسمن با نگرانی دستشو تو ظرف برد و یه کاغذ در آورد و داد دست مونا و گفت من نمیتونم استرس دارم تو اعلام کن

    مونا گفت ترس نداره که عزیزم اینم مثل کون دادن اولش سخته وقتی گلوت عادت کرد عاشقش میشی که گرمیه آب کمر رو ته گلوت حس کنی حالا تازه الانم که معلوم نیست نتیجه چی میشه سروش یه سیلی زد تو گوش مونا و گفت زودباش جنده خانوم چرا معطلمون میکنی

    مونا گفت چشم چشم ارباب و کاغذ رو باز کرد و که روش نوشته شده بود روی صورت یعنی با این حساب اون 4تا وحشی باید آبشون رو ته گلوی یاسمن و مونا خالی میکردن واااااااااااااااااااااااا اااااای چشمتون روز بد نبینه مونا و یاسمن رو روی 2زانو نشوندن و به نوبت 2تا از آقایون میرفتن پشت سر مونا و یاسمن دستاشون رو میگرفتن و 2تا دیگه تو حلقشون تلمبه میزدن صدای سرفه و ضجه و عق زدنای مونا و یاسمن خونه رو برداشته بود مخصوصا یاسمن که به این کار عادت نداشت و الانم هیچ راه فرار نداشت از پشت که دستاشو اشکان گرفته بود و از جلو هم سروش موهاشو چنگ زده بود و تا دسته کیرشو تو گلوی یاسمن فرو برده بود و بدون هیچ رحمی تو گلوی یاسمن تلمبه میزد مونا هم همین وضعیت رو با مهران و امیر داشت واقعا صحنه های جالب و شهوت انگیزی بود یاسمن و مونا مدام رو کیر سروش و امیر بالا میاوردن و اشک از چشماشون جاری بود مخصوصا صدای عق زدنشون بود که آدمو رو دیوونه میکرد یواش یواش صدای امیر و سروش رفت بالا و با عربده تمام کمرشون رو تو گلوی مونا و یاسمن خالی کردن و بعد از اونا نوبت اشکان و مهران شد که به همین ترتیب و بدون توجه به التماسای یاسمن و مونا هرچی آب تو کمر داشتن تو گلوی اون 2تا بدبخت خالی کردنو رفتن رو کاناپه ولو شدن و مونا و یاسمن هم وسط سالن داشتن آب منی بالا میاوردن و بعد هم مثل جنازه افتادن همونجا...

    ادامه دارد....

  12. #12
    درود
    من احسانم.همون که این داستان رو نوشت.تو این دوسال که نبودم خیلی اتفاق ها افتاد.اول اینکه از یاسمن جدا شدم.طلاق گرفتیم.
    انقدر سر این موضوع داغون شدم که دیگه ننوشتم براتون.
    رمز و ایمیل اون اکانتم یادم رفت با این یکی اومدم.البته حلاف قوانین سایت هست که دو تا اکانت داشته باشی اما دیگه اون یادم رفت دیگه.
    6ماه پیش تو عیدم پیام دادم که دوباره بنویسم داستان رو اما یادم به خاطرات یاسمن افتاد دوباره نتونستم بنویسم.حالا حالم بهتره خواستم به قسمت بنویسم.یادم میاد که قول داده بودم داستان پاساژ رو بنویسم.
    همون رو میگم و از حالا هروقت که تونستم داستان به داستان میگم که سر و تهش معلوم باشه.فقط غلط املایی ها رو ببخشید یا یکی تصحیح کنه مدیر جان.من باگوشی هستم طبق معمول اشتباه میشه
    بریم سراغ داستان:

    بعد از اون سکس دست جمعی و کس دادن های یاسمن دیگه زندگیم عوض شده بود.نمیشد که بیخیال باشم.رفتارم خود به خود عوض شده بود.هم نمیخواستم که اینجوری شه هم نمیشد الکی یه جور دیگه رفتار کرد.
    بعد از چند روز یه روز عصر اومدم خونه یاسی نبودش.دیوونه شدم
    رفتم حمام دوش که گرفتم اومدم بیرون اومده بودش.
    سلام کرد.گفتم سلام.با بی محلی.گفت چته تو چند روزه قاطی کردی؟منم نه گذاشتم نه برداشتم گفتم جریان سروش و منا و اینا رو میدونم.اون شب همه چیز رو دیدم.دیگه نه اون حرفی زد نه من.هیچی نگفتیم.بماند نه خشکش زد و اینها.هرکس شامش خورد و خوابید.فردا و پس فرداشم همینطور تا اینکه منا زنگ زد.من برداشتم.گفتم جان؟
    سلام آقا احسان منا هستم.
    بله جانم؟
    یاسمن هست؟
    آره.کارش داری؟
    آره لطفا
    راجب سروشه؟
    جان؟
    بیخیال دیگه.من میدونم.گوشی؟
    گوشی رو انداختم رو مبل و اومدم نشستم.
    یاسمن اصلا قیافش تابلو بود که چقدر مشکوک میزنه و دوست داره بدونه چه خبره.رفت گوشی رو برداشت.رفت تو اتاق.درم گذاشت رو هم.نبست ولی.منم فوضولیم گل کرد رفتم پشت در وایسادم.
    (حرفهای منا رو حدس زدم.و اینکه یادم نیست حالا دقیق دوباره یه عده نیان بگن چه جوری یادت مونده همه حرف ها و ... رو ها؟! بزارید ادامه پیدا کنه این داستان.)
    کی؟
    فردا شب
    من نمیتونم بابا
    چرا؟
    فهمیده.میفهمی؟
    فهمیده باشه.به درک.دوست پسر داشتن که گناه نیست
    بله گناه نیست اما نه برا زن شوهر دار
    بابا بیخیال دیگه.منم شوهر دارم
    آره اما شوهر تو نمیدونه .ببین من نمیام بگو بهشونم.من نمیخوام زندگیم از هم بپاشه.
    دیوونه این سری فرق میکنه.خیلی حال میده
    چیش فرق میکنه؟میخوایم بریم بوننمون دیگه.
    این سری فرق میونه تو بیا
    چه فرقی؟یا بگو یا قطع میکنم.
    جوون.میدونم خودتم میخواد.میخوان ببرنمدن مسافرت.چندتا دیگه هم هستن زیادیم.
    چندتا مرد دیگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    نه بابا.زن و مرد و اینا.بیتشترین این سری.
    کجا میخوان برن؟
    شمال.ویلا یه نفر به اسم نمیدونم چی چی.
    میای؟
    نمیدونم.باید اول با احسان صحبت کنم.
    به اون چه اصلا؟!
    اااا؟ بابا شوهرمه ها.
    اگر شوهرت بود که ...
    که چی؟
    هیچی بابا.تا شب خبرم کن.
    تو چی کار کردی شوهرت رو؟
    به اون ربطی نداره که.بهش گفتم با دوستام میرم مسافرت.گفت پسرم هست؟گفتم آره.گفت مجرد؟گفتم آره.حالا مجردم باشه.که چی؟گفت بهشون رو نده.گفتم باشه.گفت باهاشون دستم نده.گفتم دیگه نمیتونم اگراومد دست بده بگم نه نمیشه.گفت باشه.خلاصه حواست باشه.همین
    همین؟
    آره همین.
    خوش به حالت.
    حالا مگه احسان چیزی گفته؟
    نه چیزی نگفته اما ...
    اما چی؟
    اما اخلاقش بد شده.
    به درک بابا.دوست پسرت رو بچسب.سروش دیگه نمیپره باما که.
    چرا؟
    من میشناسمش.یه بار میکنه یه نفر رو.خوشش نمیاد دوبار بکنه.این سری بریم دوست پسر پیدا میکنیم.همه بچه مایدارن.تو هم با این سر وضعی که داری رو هوا میبرنت.خل نشو.امشب خبرم کن باشه؟
    باشه حالا ببینم چی میشه.
    ببینم چی میشه نداره.بیا دیگه.دوست نداری تو بقل یکی دیگه بخوابی؟
    واااای.نگو که کسم خیس میشه.چرا.اما؟! حالا بزار بیینم با این احسان چه کار میتونم بکنم.
    باشه.خبرم کن تا شبااااااااا.
    باشه.

    اومد بیرون از اتاق من رفتم سریع تو حال نشستم رو مبل.اومد جلوم نشست.گفت: چته تو؟گفتم بدم میاد از پنهان کاری.گفتمم بهت از روز اول.
    همه مشکلت همینه که من بهت نگفتم دوست پسر دارم؟
    آره.من که همه جوره پایت بودم.
    ببخشید خوب.میخوای چه کار کنی حالا؟طلاقم بدی؟
    برات مهمه؟
    آره.نمیخوام ازت جدا شم.
    اگر بگم دیگه با کسی نباش.چی؟
    نمیتونم احسان.نمیتونم.
    چرا؟
    احسان..... نوچ.تو نمیتونی درک کنی.
    چی رو؟
    احسان من دوست پسر دارم میفهمی؟دوسش دارم؟
    سروش رو؟انقدر میخوایش؟
    سروش کیه بابا؟اون نیست دوست پسرم که.
    کیه پس؟
    من شاخم داشت در میومد.گفتم پس کیه؟گفت یه کی هست خودش تنها میاد پیشم.احسان دوسش دارم نمیتونم ولش کنم.من ماله اونم.تو فقط اسمی شوهرمی.دوستم دارم اما قلبم ماله اونه.اگه دوسم داری اذیتم نکن.بزار با اون باشم.گفتم تو که الان داشتی به منا میگفتی میام باغ و شمال و این حرفا که.گفت آره اما ....
    اما چی؟
    ااوووووف.باشه بابا دروغ گفتم.دوست پسر ندارم اما ...
    اما چی؟ببین درست حرفت رو بزن.دیوونم نکن.بگو چی میخوای.
    احسان کیییییییررررررررر میخوام.دارم دییییییوووونه میشم
    جوووون.حشری شدی شنیدی قراره کس بدی؟
    آررررررررررههههههه
    جووون.کسو خانم.باشه.
    یعنی حله؟
    فقط به شرط اینکه بهم بگی همیشه و ...
    و چی؟
    و اینکه ...
    چی؟ بگو.
    منم دوست دختر میخوام.
    هاهاهاهاهاهاهاهاهاها.اااا اااااااااااا؟نه بابا؟دوست دختر؟هاهاهاهاهاها.
    چیه چته؟
    هیچی اما؟
    اما چی؟
    هیچی.اگه تونستی پیدا کن.پس قرارمون این که.تو برا خودت منم برا خودم.یاهم حال میکنیم.باشه؟
    اصلا یه جور بی پروا حرف میزد انگار که اصلا هیچی بین ما نیست.منم فقط میخواستم حال کنم.از اینکه زنم زیر یه نفر باشه لذت میبردم.گفتم باشه.
    فرداش عصر میخواست بره خرید.گفتم کجا؟گفت خرید.گفتم صبر کن منم بیام.گفت بیا.
    وااای خدا این دختر چقدر سکسیه.یه شلوار لی آبی کمرنگ تنگ تنگ.مانتو تا وسط کونش.بالای سینه هاش پیدا.آرایش غلیظ.موهاش کامل بیرون.دوست داشتم روناش رو دندون میزدم.اومدم گفتم ااووووووف.چه گوشتی شدی؟!گفت مبارک صاحبش باشه گفتم صاحبش کیه.گفت تا قسمت چی باشه.
    رفتیم بیرون از تو خیابون و اینا که هم نیگاش میردن بگزریم.دستش رو گرفته بودم.هی رد میشون نگاش میردن.برمیگشتم نگاش میکردن.میگفت میبینی؟همه نگام میکنن.منم میگفتم آره.بسکه گوشت شدی.گفت: بدت نمیاد؟گفتم نه.زن جنده داشتن بد نیست که.گفت ااااا؟
    آره.
    زن جنده دوست داری؟
    آره.دوست داری یه جور جنده بازی دربیارم که روت نشه سرت رو بالا کنی؟.
    آره.میتونی ؟
    پس من رو نشناختی.امروز بهت یه فاحشه ای نشون بدم که دیوونه شی.فقط خفه شو بیا پشت سرم
    از اینه. تحقیرم میکرد لذت میبردم.از اینکه جنده بازی در میاورد.اما میترسیدیم چون یه حرمتهایی بینمون پاره شده بود.
    حلاصه رفتیم تو یه پاساژ و چند تامغازه رو دید و اومدیم بیرون.رفتیم طبقه 4 یا 5 اینا.خیلی مغازه نبود.بیشترش خالی بود.اصلاکسی نبود توش.فکر کنم تازه راه افتاده بود یا به هر دلیلی کسی نبود توش.یه مغازه بود اون وسط مسط ها پوشاک بود.لباس زنونه هم بود.مانتو و این چیزا.هیچ کس نبود اونجا.یاسی بهم گفت: دوست داری حال کنی؟دوست داری فاحشه بودن زنت رو ببینی؟گفتم آره.نشونم بده کسو خانم.گفت بیا فقط کس کش.
    اونم فهمیده بود لذت میبرم وقتی فحشم میده.چون هی بعدش میگفتم جووووون.
    رفتیم تو مغاره به پسره سرش تو گوشیش بود.یاسی رفت جلو با اوج شهوتش گفت سلام.فکر کن یه زن کس.یه زن با اون تیپ و شهوت.موها همه بیرون.بالای سینه پیدا.یه کم خم شه لای سینشم پیداست.کل رون و پاهاشم بیرونه.مانتو تنگ و ....
    من که شوهرش بودم سیخ کرده بودم.رفت گفت سلام: پسره حواسش توگوشیش بود.تا بلند شد گفت سلام چشش به یاسی افتاد اصلا تابلو شد.گفت ببخشید موجه نشدم.
    خواهش میکنم.خوبی؟
    مرسی شما خوبی؟
    مرسی
    به من گفت شما خوبی؟گفتم مرسی
    بعد یاسی گفت:
    شلوار لی داری؟مانتو؟چی داری اینجا اصلا؟
    همه چی.چی میخوای؟
    من کلا یه ست میخوام.از کجا شروع کنیم؟
    مانتو بیارم اول که بقیش رو با اون ست کنی؟
    آره مرسی.
    چندتا مانتو آورد و یاسی یکی رو انتخاب کرد.بعد پسره رو به مک گفت: به نظرتون این خوبه؟یاس گفت: نظر من مهمه نه این.بعد با یه صدای بچه گدنه گفت اگر بخوای اذیتم کنی میرمااااااااااا.اونم دیگه فهمید چه خبره گفت نه عزیزم.اصلا هرچی تو بگی.میخوای این رو بندازم بیرون خودمون راحت باشیم؟گفت نه.ولش کن.اونم به من گفت بشین.گفتم نه مرسی.یاسی گفت مگه نمیگه بشین؟بشین من کارم طول میکشه.اونم اومده این طرف پیش خوش دست گذاشت رو کمر یاس گفت بشین آره.میخوام خوشکلش کنم.رو به یاسی گفت:
    چی کارشی؟
    زنشم
    جوووون.چه زنی داره.بیا برو این رو پرو کن ببینم چه جوری وایمیسه!؟
    یاس رفت تو اتاق پرو.بعد پسره در زد گفت بزار ببینم.یه نگاهم به من میکرد.منم از اینکه ایجوری جلوش تحقیر شدم لذت میبردم.یاسی در رو باز کرد.گفت خوبه.گفت جووووونن.رفت داخل.من دیگه دید نداشتم اما صدای نفس تفس زدناشون میومدن.یاسی میگفت نکن یکی میاد؟
    کسی نمیاد.بیادم اون شوهرت کس کشت حواسش هست
    آخ وووووووااااای.یواش دیووونه.دردم اومد.
    چیه کسی دندون نزده سینه هات رو؟
    چرا اما نه اینجوری.
    کی؟
    دوست پسرم.
    جووووونننن.کیرم تو غیرررت شوهرت.
    ولش کن اون رو بابا.برو به مانتو دیگه بیار
    باشه
    اومد بیرون به مانتو دیگه برداشت به منم گفت اگه کسی اومد بپیچونش.بگو صاحب مغازه نیستش.ردش کن بره.منم اصلا بدون اینکه اعتراضی کنم گفتم باشه.اونم.گفت آفرین.این طرفم نیا خانم دارن لباس عوض میکنن نامحرم نباید ببینه.
    واااااااااااای.این حرف رو که زو دیوونه شدم.یه 5 دقیقه گذشت.هی صدای این میومد که دارن میمالونن به هم.هیچ کسم نمیومد اونجا برا خرید.
    من وایسادم دم در.یکی از آسانسور اومد بیرون یه نگاه کرد گفت تعطیله اینجا؟گفتم آره هنوز راه نیوفتاده.
    برگشتم داخل هنوز صدا میومد.انگار اومده بود کلی مانتو دیگه برده بود داخل.حشری شده بودم صدای نالیه ی زنم میومد.مبهم بود.رفتم جلو تر یه کم واضح تر شد.میگفت:.جوووووووون.تا حالا کجا بودی؟
    زیر کیر این و اون
    وااااای.شوهرت اصلا کاریت نداره؟
    نه.واقعا شوهرته؟
    میخوای شناسنامه نشونت بدم؟
    نهههههه.کسو خانم.جنده خانم.تو ماله خودمی دیگه.
    لای پرو باز بود.اینا رو میگفت و خودش رو میمالید به یاسی به پاهاش.پاهاش لخت نبود اما بالاتنش لخت بود.سوتین تنش بود.سرش رو میکرد لای سینه هاش.منم حشری شدن اومدم برم سمتشون.در پرو رو باز کردم.یه هو یاسمن جلو سینهاش رو با دستاش گرفت.گفت آقا چه کار میکنی؟ واااااااااااااااااییییییی ی.انگار که من غریبم.به پسره گفت علی بکنش بیرون.وااای.اونم گفت بیرون.بی غیرت.دوست دختر من رو نگاه میکنی؟گفتم ببخشید.منظوری نداشتم.
    اومدم بیرون.کیرم قشنگ داشت منفجر میشد.رفت داخل ور رو بست.گفت جوووووووننننننن.
    سینه هام رک که ندید نه؟
    نه
    کثافت عوضی.
    بعدم با حالت گریه رفت تو بقل علی گفت من تورو میخوام.کیرت رو میخوااااااااااامممم.میدی بهم؟تورورخدا.التماست میکنم.
    جوووون.میدما کسو خانم.دوست دخترم میشی؟
    آرررررررررررررررههههه.من ماله خودتم جوووووون.
    بکش پایین بکنمت که دارم دیونه میشم
    به یه شرط.چه شرطی؟
    باید چند نفر باشید.آبتوتم بریزید لای کونم و سینه هام.وگرنه نمیخوااااام.میخوام وقتی از اینجا میرم بو آب منی بدم.
    اااااوووووف.جوووون.کسو الان بچه ها رو جمع میکنم.وایسا اومدم.
    بعدم اومد بیرون گفت نری داخلا.من الان بر میگردم.رفت بیرون.من رفتم پیش یاسی.دستش رو باز گرفت جلو سینه هاش گفتم بیا بریم تا نیومده.گفت برو بیرون وگرنه جیغ میکشم.زورم گرفت.رفتم بیرون با حالت جدی گفتم بیا بریم.اه.گفت تا آبشون رو نریزن رو تنم نمیام.نمیخوای تو برو.
    تو همین هین اومد علی با دو سه نفر.یکیشون خیللی کسکش بود.گفت جووون.زن جنده خار زنت رو میگام من امشب.اونای دیگه چیزی نگفتم.انگار که باورشون نمیشه.همشون رفتن دم در پرو.علی گفت دستت رو بردار.گفت اون نیادش.اون یکی هم گفت: غلط میکنه بیاد.منم فقط کافی بود کیرم رو بچسبونم به یه جایی یه دقیقه فشار بدم.کامل آبم میومد.
    وای جوووون.سینه هارو.بکن سوتینت رو.
    باشه به یه شرط.
    چی؟
    آبتون رو بریزید روتنم.
    باشه کسو خانم.باشه فاحشه ی لاشی.میریزیم.
    جووووونننن.
    بعدم شروع کرد کامل لخت شدن.اومد بیرون پشت پیشخون که بیشتر جا باشه.گفت در رو ببند کسی نیاد.به من گفتن وایسا دم در کسی اومد بگو تعطیله زن جنده.وایسادم دم در.بهترم میشد دیدش زد.دوتا جلوش بودن ساک میزد براشون.علیه از عقب میمالید به کمرش.نشسته بود آخه.بعد برگشت ماله علی رو خورد.
    ججوووووننن چه کیرایییییییی.جون.از کیر دوست پسرمم خوش مزه تره
    این یارو دوست پسرته؟
    نه بابا اینی که شوهرمه.اگه دوست پسرم بود که نمیذاشت دست بهم بزنید.
    جوووون.کیرم تو شوهر بی غیرتت.
    اوووممممممممم.اوووووووومم م.واااایییی.چه کیریررررییییییی.واییییییی ی.ماله من باشه.باشه؟
    باسه فاحشه خانم ماله تو.بخورش.
    براشون ساک زد و کردنش.آخرش آبشون داشت میومد یاسی گفت صبر کن.بلند شد 5،6تا شلواری که امتحان کرده بود و مانتو و اینا رو برداشت گذاشت تو چندتا پلاستیک.بعد خودش مانتوش رو برداشت سوتینش رو پوشید شلوارش رو پوشید اومد جلو گفت.آبت رو بریز لای شرتم.لای کونم.علی و اون پسره ریختن لای شرتش و کونش اونم میگفت جوووون.چه آبیییییییی.واییییییی.خدایا شکرت.واااااااای.کیییییررر میخوام.کسم خیسه خیسه آااااااااااااخخخخخخ.منم تو همین حال چسبوندم به پشت ویترین.فشار دادم انقدر که آبم اومد.
    اون چندتای دیگه رو هم گفت بریزید رو سینه هام.رفت لای سوتینش قطره قطره میومد پایین.یکی هم ریخت رو کمرش بعدم پخشش کرد.اونم فقط آه و ناله میکرد.بعدم به من گفت بیا لباسام رو تنم کن.رفتم مانتوش رو تنس کنم اون پسره نذاشت گفت به تو چه.نبینم دست بزنی بهشا.لباسش رو تنش کرد.کل تنش آب منی بود.مانتوش سفید بود قشنگ آب منیه چسبیده بود به تنش.یه حالت کف مانندی هم شده بو انگار صابون زدی.همش ناله میکرد.میگفت جوووون.هر شب میام آبتون رو حالی کنید روم.اوووف.منم هیچی نمیگفتم.
    بعد اومدیم بیرون اصلا شک بودم من.اومدیم طبقه پایین که بریم انقدر یاسمن حشری نگاه میکرد که همه فهمیده بودن چه خبره.من کنارش بودم قشنگ بو آب منی میداد.کامل بوش میومد.
    رفتیم رسیدیم خونه.تو راه تو ماشین که همش دستم رو میگرفت میکرد تو کسش و لای کونش میگفت میبینی؟خیسه.نه؟آب دوست پسرامه میبینی چه آبی انداخته کسسسسمممممم؟میبینیییی؟
    بعدم که رسیدیم خونه لخت شد گفت باید بکنیم.گفتم بریم دوش بگیریم اول.من چون آبم اومده بود بدم میومد با آب اونا حال کنم اما یاسی گفت نمیخواااااااااام.میخوام آبشون تا صبح رو تن باشه.اگه نمیکنیم تا برم یکی پیدا کنم بیاد پارم کنه.جدم بده.بعدم داد زد: کسسسسسسسسمم کیییییرررررر میخواااااااااد.میفهمییییی ؟
    منم گفتم جوووووووون.بخواب جنده خانم.اونم گفت: جوووونم.کیر دوست پسرام تو غیرتت بی ناموس.که زنت رو جنده کردن عین خیالت نیست.
    اون شب سه 4 بار کردمش.
    این تازه شروع فاحشه گری یاسمن جلو من بود.

    اگر خوب نبود بگید که دیگه ننویسم.
    روزاتون پر آرامش.
    تا بعد

  13. #13
    فردا صبحش که بلند شدم مثل سگ پشیمون بودم.خیلی حس بدی بود.انگار همش خواب بود.حرفهایی که یاسمن بهم زده بود و اینها.همین که من دوست پسر دارم هرکاری بخوام میکنم و اینها.اصلا باورم نمیشد.نمیدونم تجربش رو دارید یا نه.ولی وقتی یکی از نزدیکاتون میمیره بعد شب اول که میخوابید فرداش بیدار میشید اصلا نمیدونی چی شده؟باورت نمیشه.گیجی.منگی.همه چی یه جور دیگست.مثل اول مهر که میخوای بری مدرسه حال و هوا یه جور دیگن.دوست داشتی کاش هیچ وقت تابستون تموم نمیشدا.من این جور حسی داشتم.رفتم دستشویی و اینا همینجور نشستم رو مبل داشتم فکر میکردم.نمیدونستم به چی فکر کنم اصلا.یاسی اومد بیرون رفت دستشویی و بعدم حواه برداشت رفت حمام.بعدم رفت تو اتاق.اصلا کارد میزدی خونم در نمیومد.دوست داشتم برم انقدر بزنمش که سرش له بشه.رفتم تو آشپزخونه یه چیزی درست کنم بخورم معدم دیگه داشت میسوخت.همینجور سرم تو یخچال و کابینت و اینا بود برگشتم دیدم وایساده جلو در آشپزخونه.البته اپن بود درم نداشت منظور ورودی آشپزخونست.یه لباس حریر مشکی با سه شلوارک ورزشی پاش بود.تو مایه های ساپورت.سوتینشم پیدا بود که به شدت من رو تحریک میکنه این قضیه.
    یه دقیقه میخکوب شدم روش بعد رفتم که تخم مرغ درست کنم اومد دستم رو گرفت با اون چشای درشتش.گفتم چیه؟
    ببخشید.
    چی رو؟
    ببخشید دیگه.من دوست دارم.
    بعدم چسبید بهم بقلم کرد.
    اشکال نداره.من رو دوست نداری دیگه.برو با همون دوست پسرات.
    ندارم بابا.
    چی نداری؟
    دوست پسر ندارم.به خدا همش از رو شهوته.
    منم از رو شهوت برم دوست دختر پیدا کنم؟
    نه نرو تووووو.توروخداااااا.فقط من رو دوست داشته ببببباااااااشششش.
    همش با تاز و خوشکل حرف میزد که دیوونم کنه.میدونست رگ خواب من چیه.
    باشه حالا بزار یه چیزی کوفت کنم.
    نه چرا کوفت خودم برات درست میکنم.بشین تو.
    صندلی رو کشید عقب اشاره کرد که بشین.نشستم.رفت تخم مرغ درست کرد و پنیر و کره و فلان و اینا رو آورد.اصلا نفهمیدم چی شد که مثل روزای اول عروسیمون شد.مهربون منم همه چی یادم رفت.بعد صبحونه منا زنگ زد بهش.همه چی یادم اومد باز.اونم تا قیافه من رو دید قطع کرد.بعد دوباره زنگ زد بهش گفت خواهش میکنم دیگه زنگ نزن بهم.بعدم اومد رو پاهای من نشست گفت هرچی تو بخوای همون میشم.به خدا قوب مییدم.گفتم ببینیم و تعریف کنیم.سرتون رو درد نیارم تا 3،4 روز خوب بود بعد شب چهارم پنجم که اومدم خونه دیدم حشری شده مثل سگ.اومد سریع چسبید بهم.گفت کیییییرررر مییییخخخخوااااااام.بکن من رو.
    چته باز؟چی شده؟
    کیییر میخوام.احسان بکنم..
    جووووننن.صبر کن بیا ببینم چت شده؟باز کی زنگ زد بهت؟
    هیچ کی.بکن من رو فقط.
    همینجور خودش رو میکشید بهم.مثل مار به خودش میپیچید.
    کسو خانم بگو ببینم چی شده؟
    وای گیر نده بکنم.بعد میگم.
    آخه میدونستم تا یکی یه چیزی نگه یه پسری دوست پسری چیزی یا منا نگه بیا بریم جندگی این اینجوری نمیشه.یا اینکه بره بیرون بمالن بهش و اینا
    الان بگو.
    اه.اه.اعصاب خورد کن.
    رفت مانتوش رو پوشید اومد که بره بیرون.گفتم کجا؟گفت میخوام برم بدم.میخوام برم جندگی.به تو چه اه.تو که عرضه نداری که.منم اعصابم خورد شد.زدم تو گوشش.چسبوندمش به دیوار.گفتم حالا نشونت میدم جنده خانم.مانتوش رو در آوردم.سریع لختش کردم.کون تپل و نرمش رو داده بود عقب.از عقب بقلش کردم.دست راستم انداختم لای کسش.فشار میدادم.چوچولش میرفت لاش انگشتام.خیس خیس بود.با اون دستمم گلوش رو گرفته بودم فشار میدادم.کیرمم رفته بود لای کون نرم و گوشتیش.سرش رو آورده بودم عقب لب میگرفتم ازش.جووووووون.
    چیه دوست داری کیرم رو؟
    میمرم براششششش.مردم تا اومدی خونه
    کیرم دهنت جنده خانم.امشب ماله خودمی.
    مال تو نیستم.مال کیرتم.فقط بکن من رو جرم بده.
    جوووووون.جووووون.امشب کونت رو میخوام.
    وایییییییییی.جووووون.بکن.ه کاری دوست داری بکن باهام.
    آخخخخخخخخ.زن جنده من.لاشی.کیرم تو کس پارت.
    آیییییییی.احسان بکنم که از صبح دارم دیوونه میشم.
    منم هی کسش رو محکم میمالیدم میزدم بهش صدای شالاپ شولوپ آب کسش روانیمون میکرد.
    کسو خانم بگو ببینم چی شده؟
    پسره زنگ زد گفت بیام دنبالت بریم باغ خوش باشیم.بچه ها هم هستن.
    اون شب منا برا همین زنگ زده بود؟
    آره ظاهرا.
    جووووننن.چرا نرفتی کس بدی پس؟
    احسان نمیخوام دیگه با کسی باشم.فقط میخوام ماله تو باشم.داشتم دیوونه میشدم از صبح تا حالا.
    اوووووف.
    کست کیر میخواد؟
    آرررررررره.کیر تورو میخوااااااد.
    همشم کونش رو تاب میداد میداد عقب.
    جووونننن همونجا خمش کردم گذاشتم تو کسش.شروع کردم تلمبه زدن.فریاد میزد.
    واااااااییییی.جوووووونننن ننن.کیییییییییییر.بکنم.جرم بده من جنده تو ام.من ماله تو ام.ماله کیرتم.پارم کن.هرجور دوست داری باهام حال کن.بندازم زیر مای هرکس دوست داری.واااایییییی.خدااااااا اا.وای وای وای وای وای.بکن بکن بکن.وای نسا لعنتی.بکنم.بکن که نکنی میرم زیر پای دوست پسرام.بکن که نکنی میرم بی آبروت میکنم.
    جوووون.زن جنده خودمی تو.فاحشه من.
    واااای پسر تا گفتم فاحشه انقدر حشری شد پاهاش لرزید افتاد زمین.وااااای.کیرم تو کسش اومد بیرون.منم افتادم رو زمین.حالت سگس شده بود.
    کیرم گذاشتم تو کسش خم شدم روش خیس عرق بویدم.نفس نفسم میزدیم با همین صدا دم گوشش گفتم: حالت خوبه فاحشه؟چت شد؟
    وای احسان وقتی میگی فاحشه روانی میشم.وااااییییییییی.
    جونم.جووووون.زن فاحشه خودمی تو.
    احساااااننننن؟!
    جوووونم؟
    احسان ... احسان کیییریرررمیخوام.
    میکنمت عزیزم میکنمت.
    نه بیشتر میخوام.یکی بیار من رو بکنه.جرم بده.
    جووووونننن.کیر دوست پسرات رو میخوای.
    با یه صدای حشری و ناله مانندی گفت آررررررههههه.آرهههههه میخوااااام.میخواااام احسان.کیرشون رو میخوام.من بدون کیر اونا هیچی نیستم.واااااییییی.بعدم شروع کرد با حالت عجز و ناله گریه کردن.منم خدا میدونه چقدر حشری شده بودم.کل موهاش رو جمع کردم تو دستم.پیچوندمشون.بعد سرش رو کشیدم عقب با موهاش که تو دستم بود.موهاش رو کشیدم یعنی.با دست چپم موهاش رو کشیدم با دست راستم محکم زدم در کونش.گفتم: فاحشه خانم امشب جوری بکنمت که هیچ وقت حوس کیر نکنی.
    جووووونننن.خددااااا.احسان من کیر میخوام.
    اصلا حالیش نبود که.فقط دوست داشت کاییده بشه.
    منم کیرم رو در آوردم یه هو کردم تو کونش.نفسش بند اومد.یه هو اومد بچرخه.منم موهاش رو ول کردم خم شدم روش.قشنگ افتادن تو گودی کمرش.دستام رو حلقه کردم دورش.محکم گرفتمش اینم از درد هی پیچ و تاب میخورد.افتاد رو زمین قلط میزد.منم گرفته بودمش.پر خورد سمت چپ من با کمر افتادم رو زمین.خانم خانما رو کیرم بود بعد هی قلط میزد این طرف اون طرف منم کیرم تو کونش بود.بدنشم نرم کثافت.مثل کبوتری که میگیریشا بال بال میزد تو بقلم.همینجور که پر میخورد چسبیده بودم بهش.پشت در خونه هم بودیم.دری که باز میشه تو حیات.راهرو کوچیک بود اینم هی این بر اون ببر میشد.منم یه دست انداختم تو کسش سه 4 انگشتی کردم تو کسش.اون داد میزد منم ناله میکردم.دیگه با سینه خوابید رو زمین.منم پشتش.انقدر کونش رو داد بالا که نثلا بلند شه انقدر زور زد که جیغ زد و ارضا شد منم به خودم فشار آوردم آبم اومد ریختم تو کونش.اینی که میگم
    کلش شاید یه ساعت طول کشیدا.انقدر خسته بودیم که همونجا افتاد تو بقلم رو لباسامون که کنده بودیم انداخته بودیم همونجا خوابمون برد.
    فرداش که بلند شدم دیدم زودتر بلندشده.همه چی هم آماده کرده برا صبحونه خودشم صدام زد اصلا.انقدر سر ذوق اومده بوده و خوشحال بود که نگو.تا بلند شدم اومد لپم رو بوس کرد بقلم کرد.گفت: مرسی بابات دیشب.خیلیییییییی خوب بود.
    گفتم خوشالی حالا؟
    اره پس چی.خوشالم که نرفتم با کس دیگه.چون اون لحظه اصلا نمیفهمم هیچی.ببخشید ولی باید بدم احسان.باورت نمیشه دیروز چقدر به خودم فشار آوردم که نرم بیرون.
    مرسی گلم.قوربونت برم.
    یه قولی میدی بهم؟
    بگو عزیزم؟
    بگو فاحشه من بهم.دوست دارم احسان جنده تو باشم.
    الانم بگم؟
    نه ، آره نمیدونم.اگه دوست داری اما وقتی حشری میشم بگو بهم دیوونم میکنه.
    باشه گلم.
    یه قول دیگه هم میدی؟
    بگو عزیزم.
    همیشه باش.وقتی حشری میشم باش.دوست ندارن برم با کس دیگه.
    باشه عزیزم.هروقت خواستی فقط بگو بهم.
    تو خودت باید بفهمی.
    اگه خونه باشم که میفهمم فاحشه من.اما بیرون باشم که نمیدونم که.
    ووااااایییی.جوووون.میگی فاحشه کسم خیس میشه.بیا بیریم صبحونه بخوریم حالا.
    باشه.
    راستی شیما صبحی بهم اس ام اس داد؟
    شیما؟
    شیما کیه؟
    دوست دوران دبیرستانمه.عروسیمونم بود.
    بعدم یه سری مشخصات داد.گفتم خوب؟چی شده بعد این همه وقت؟
    گفت اونم ازدواج کرده سرش شلوغه.
    اااا؟پس چرا ما رو دعوت نکرد؟
    بابا اون قبل ما ازدواج کرده.مگه شوهرش بادت نیست؟
    که.حالا چی کار داشت؟
    میخواست دعوتمون کنه برا شام.
    امشب؟
    نه.نمیدونم آخر هفته.گفت ببین احسان میاد اصلا؟
    گفتم آره اگه تو دوست داری.گفت من اگه تو دوست داشته باشی میام.
    بعدم اومد جلو دستش رو حلقه کرد دور گردنم زل زد به چشام.گفتم باشه عشقم میریم.و بزاره 5 شنبه که فرداش تعطیل باشیم.
    لب گرفت ازم گفت چشم.

    ماجرای بعدی تو خونه دوستشه.
    شاد باشید
    تا بعد

  14. #14
    به افتخار همه اونایی که میخونن نوشتم.روزاتون شهوانی دوستان.
    پنج شنبه شد و یاسی اومد گفت امشب که یادت هست؟
    آره دیگه.شیما رو میگی دیگه؟
    آره.میای؟
    آره دیگه قرار شد بریم خوب.
    باشه.من برم حموم بیام ناهار رو میکشم
    شیطون میخوای خودت رو تمیز کنی برا شوهر شیما؟
    خاک تو سرت.نه کثیفم بابا.
    هاها.باشه عشقم برو.
    یاسی رفت حمام و منم برا خوشحال کردنش رفتم یه میز خوشکل چیدم و اماده شدم تا بیاد.شنیدم در حمام باز شد حولش رو پیچیده بود دورش.اومد رفت تو اتاق و یه 10 دقیقه بعدش صدام زد.رفتم دیدم یه تاپ معمولی پوشیده و ساپورت و نشسته رو صندلی میگه بیا موهام رو سه شوار بکش.رفتم کمکش کردم هی وسطشم لپاش رو بوس میکردم.تموم که شد گفت من برم میز رو بچیم.گفتم باشه برو منم میام.من صبر کردم بره.رفت و یه هو گفت.وااااااایییییی.دیونه چرا نمیگی پس؟
    من جوابی ندادم.برگشت تو اتاق گفت چه کردی آققققققااااا.گفتم عمر منی تو.
    خیلی خوشحال بودم که همه چی ختم به خیر شده.عشق و حالمون رو داریم اما زیر نظر خودم و با اجازه خودم.یه لب خوشکل بهم داد و گفت احسان تا ابد ماله خودتم.تنم ماله تو هست.گفتم مگه قرار بود نباشه؟تو سهم منی.همه چیزمی.رفتیم ناهار خوردیم و بریم بخوابیم.میدونستم امشب باید خیلی جالب بشه.اما یاسمن همیشه اینجور موقع ها قبلش کلی حشری بود و سکس بود و اینا.منم دیگه کرم داشتم دیگه.حدس زدم که خیلی نخواد شب سکس باشه.گفتم حشریش کنم یه کم.رفتیم تو تخت که بخوابیم.از پشت چسبیدم به کونش و دست انداختم لای کسش تو ساپورتش.مالیدم براش و همزمان گردنش رو میبوسیدم با دست راستمم که از زیر سرش رد کرده بودم سینه هاش رو مالیدم.لاله ی گوشش رو میمکدیم.خیلی حشری شد.خودمم داشتم دیوونه میشدم.دستم رو گرفت از رو کسش برداشت.برگشت سمتم.لبم رو بوسید گفت احسان دیوونم نکن.امشب کار دستت میدماا؟گفتم چی کار میکنی مثلا؟ گفت کس میدم.زیر پای شوهر شما باید جمعم کنی.کسم رو میزارم زیرش.جندش میشم.
    جووووون.جووووووون.جنده ی منی تو.
    نه دیگه انقدر حشریم کنی جنده ی اونم میشم.
    همچینم با شهوت و سکسی حرف میزد که خدا میدونه.
    جوووون.کس منی تو.دوست دارم امشب کس دادنت رو ببینم؟
    جدا؟
    آره
    چرا؟
    میخوام نشونم بدی که فاحشه ای.
    وااااااییییییی.جججججووووو وووننن.آخخخخخ.بگو بازم.
    فاحشه.فاحشه ی من
    نه فاحشه ی تو نه.فاحشه ی اون.
    اسمش چیه حالا؟
    هاها نمیدونم.ولی میدم بهش اگه نکنی من رو الان.
    نمیکنمت.
    واقعا؟ میتونی دووم بیاری نکنیم؟کسم رو خیس کردی حالا میخوای ولش کنی؟
    جوووون.خیس شد؟
    آرررررررررررررززررههههههه ههههههه
    اوووف.
    دست کردم زیر ساپورتش و شرتش دیدم بللللللهههه.خیس خیسه.بعد دستم رو در آوردم انگشتم رو کردم دهنم لیسیدم گفتم عمر منی تو.کیرم داره هلاک میشه
    وااااییییی.فداییییییی کیرت بشم.مال خودممهههههع.کیرت تو کسمممم.کسم ماله تو.حقه توه.
    جوووون فاحشه خانم.
    ساپورتش رو کشیدم پایین.شرتش رو دادم کنار خودمم لخت شدم انقد خوابیده کردمش تا آبم داشت میومد.گفت نریزی تو دستمالاااا؟
    کجا بریزم پس جنده خانم؟
    بریز لای کونم.توروخدااا.
    التماسم کن.
    احسان خواهش میکنم.بریز لای کونم.لطفن.ااااهههه.
    جونننننن.منم داد زدم و ارضا شدم.ریختم لای کونش و رو شرتش.بعد شرتش رو صاف کرد.شرط لای پایی نبود اما ناراش توری بود خیلی سکس بود.مشکی.اووووفففف.بعدم ساپورتش رو پوشید اومد تو بقلم بوسم کرد گفت مرسی عشقم.
    تو هم ارضا شدی یاسی؟
    نه.
    ببخشید
    دیوونه.ببخشید چرا؟حال کردم.نمیخوام ارضا شم.
    چرا؟
    خودت با دست خودت آمادم کردی برا امشب.همچین جنده بازی در بیارم که نگو.
    جوووووننن.دوست دارم زیر پای شوهر دوستت ببینمت.
    نمیزارم آرزو به دل بمونی.
    شیما چی پس؟
    اونم یه کاریش میکنم.
    بعدم یه لب داد و خوابیدیم.شد طرف های 5،6 عصر بیدار شدیم.رفتم صورتم رو شستم اومدم برگشتم دیدم دست کرده تو شرتش داره کسش رو میماله.گفتم چیه چته؟حشری شدی؟
    گفت واییییی احسان.آبت لیز خورد اومد رو کسم دیووونم کرد.اوووفففففف.
    جوووووون.چی میخوایییی حالا؟
    کیییییییررررررررررررر میییییخخخخخووووواااااااام ممم.
    جوووون.کیر کیو میخوی؟
    کیر شوهر شیما.
    کیر من رو نمیخواییی؟
    نه نمیخوام.کیررر اون رو میخوام.

    وااایییی.یه طرفه دراز کشیده بود رو پهلوش.کون تپلش رو تو ساپورت داده بود عقب دستش تو شرتش بود داشت با خودش ور میرفت.من که شوهرش بودم حالت جنون بهم دست داد.رفتم افتادم روش.من عاشق اینم از رو ساپورت بکنمش.خیلی از رو ساپورت حال میکنم.مالیدم بهش.اونم کسش رو میمالید و آب من رو پاک میکرد میمالید به دهنش.ناله میکرد.من انقد مالیدم بهش و حشری شده بودم آبم داشت میومد.گفت احسان خالیش کن رو سینم.
    جووووونننن.با آب کیرم میوشورمت.
    جووووننننن.با آب طاهرم کن.با آب کیرت غسلم بده.جندت رو بشور کیر من جونم فدای کیرت بشه.من آفریده شم فقط که به تو کس بدم.جوووون.
    منم سریع پاشدم شلوارم رو کشیدم پایین و اومدم بریزم روش که اونم تاپش رو در آورد یه کم سوتینش رو کشید پایین منم کامل ریختم لای سینه هاش.اونمممم فقط آه و ناله میکرد.اوووففف.بازم ارضا نشد.
    بعد پاشد بره صورتش رو بشوره بیاد.منم یه کم افتادم رو تخت بعد بلند شدم لباس پوشیدم و یاس هم اومد.پن سریع پوشیدم اومدم بیرون.رفتم آب خوردم اومدم.دیدم داره لباس عوض میکنه.نه شرتش رو عوض کرد نه سوتینش رو.گفتم عوض نمیکنی اینا رو؟
    چرا عوض کنم؟بوی آب کیرت رو میده.دوسش دارم.
    باشه اوکی اما زشته اونجا.
    اصلانم زشت نیست.اولن که نمیفهمن.دومن که بفهمنم افتخار برام که آب کیر رو تنمه.
    اووووففففف.واقعا که فاحشه ای تو.
    خودت فاحشم کردی.حالا طعمش رو بچش.
    اووووفففففف.چشیدم امروز.
    رفتم و نشستم تو حال یاسی هم یه یک ساعتی طول کشید آماده شدنش .اووووفففف.واااییییییی خدااا.این چرا انقدر کسه؟این همه وقت میگذره از زندگیمون بازم کس و شهوتیه برام.مانتو بدون زیر پوش تنش بود.مانتو زرد و کوتاه تا یه کم زیر کونش.شلوار لی تنگ تنگ مشکی.اومد بیرون گفتم جووووووون.چه کسی شدی؟ اومدم سمتش گفت هوووی.چته؟تو امروز حالت رو کردی این دیگه سهم یکی دیگست.گفتم کی؟ گفت شوهرم.گفتم من شوهرتن دیگه.گفت نه آاااااقااااا.امشب یکی دیگه شوهرمه.اونه که صاحبمه.اونه که تنم و بهش میدم.
    جووووونننن.خوش به حالش.شاید باورتون نشه اما انقدر حشری شدم که دوباره چسبیدم بهش و این بار از کون لختش کردم خودمم همینور وسط حال کردمش.باز گفت آبت زو بریز لای سینه هام.منم کیرم رو چسبوندم به سینش.خودش سرش رو داد لای سینه هاش.منم چسبوندمش به خودن که صورتش میخورد بالای کیرم رو ننافم.کامل خالی کردم لای سینه هاش.اونم پاشد یه انگشت کشید لاش آورد کرد دهنش گفت جججووووووونننن.چه آبیببییییی.ولی به شوهرم میگم که به طور کردیم.
    جووووننننن.اگه بفهمه زنش انقد فاحشست چیزی نمیگه.
    آخخخخخ.انقدر بگو فاحشه تا امشب کار دست هممونن بدمااا.
    اخخخخخخ.پاشو بریم دیره.
    حرکت کردیم به سمت خونه شیما اینا.رفتیم و خلاصه که تو راهم کلی کسش رو مالیدم و تنوک سینه هاش رو مالیدم دوونه شده بود.اونم یه کم برام ساک زد تو ماشین.حسابی حشری شد.دیگه ولن نکرد.منم خسته.سه بار آبم اومده بود.گفت بزن بقل احسان.برو یه جا کسی نباشه.منم رفتم تو صنایع یه جاییش وایسادم تو یه کوچه ایش خیلی خلوته.انقدر حرفه ای ساک زد که من کامل آبم اومد بیشتر بارای قبل هم.باز کیرم رو گرفت ریخت لای سینش ببین.قشنگ خیس خیس بود بوی آب منی میداد.لای سینش رو نگاه میکردی آب منی غلیظ چسبیده بود با سینه هاش.بالای سینش.من که تا یه ربع ساعتی بیهوش بودم از خستگی.با هر بدیختی شد رسیدیم خونه شیما اینا تو شهرک بزن شیراز.
    دم در که خواستیم بریم تو دستم رو گرفت گفت احسااااااااننن.مننن کییییییرررر میخییییخووووااام.بهممم کییییررر بده.گفتم بیا بریم امشب تا صبح میکنمت.ننه الان میخوام.واقعا دیوونه شده بود.من فکر کردم ناز میکنه.نه بابا حشری بد بودااا.گفتم یاسی فاحشه جونم بیا بریم داخل زشته.گفت پس من هرکاری خواستم بکنم؟دوزاریم افتاد که داره اینجوری میگه که من بگم آره منم با اینکه آبم اومده بود و حشری نبودم گفت آره.رفتیم داخل و سلام علیک اولش و نشستیم.شیوا که یه پیراهن آستین بلند مجلسی پوشیده بود و دامن.که کونش قشنگ افتاده بود توش ولی چیز زیادی معلوم نبود.روسری هم دور گردنش بود.اما رو سرش نبود.روش نمیشد انگار کامل هیچی دورش نباشه نمیدوونم چرا.یاس هم نشست و شیما شوهرش رو معرفی کرد پویا.پویا هم اومد خودشیرینی کنه دید من زنش رو دید میزنم زنم رو دید بزنه و اینا گفت یاسمن خانم راحت باشید.یاسمنم نه گذاشت ته برداشت گفت میشه دستشویی رو بهم نشون بدید لباسم رو عوض کنم؟اونم گفت دستشویی چرا بیاید تو اتاق خودمون.بلند شد یاسی هم کیفش رو برداشت رفت.یه 10 دقیقه ای شد هیچ کدومشون نیومدن.شیما گفت چی شد؟ پویییییااااااااا.پویا گفت جااان؟گفت دفتید لباس بسازید؟ گفت نه وایسادم که اگه چیزی نیاز داشتن بدم بهشون.منم گفتم راحت باشید.با شیما لاس میزدم.بعد بلند شدم گفتم برم کمکش خیلی لفتش میده.امان از دست شما زنا.گفت ماها اینیم دیگه.گفتم شما گلید.گفت آررررررههه؟ گفتم آره.بوی گل میدید.گفت نه بابا دیگه.رفتم کنار گردنششش.واییییی خدا باز حشری شدم.سرم رو چسبوندم کنار گردن و شونش که لختن بود بو کردن گفت اووووووم.بوی بهشت میده.خوش به حال صاحبش.یه خنده خوشکل شهوتی کرد گفت دیوونه تو که بهترش رو داری.گفتم آره بزار برم بیارمش حالا.با خنده گفتم.اونم نشست من اومدم سمت در اتاقشون.چیزی معلوم نبود.نه راه مخفی داشت نه پنجره ای نه چیزی .دیگه گفتم یه هو برم داخل.تا در رو باز کردم دیدم پویا چسبیده پشت یاسمن دستش رو پهلوهاشه.تا من رو دید اومد کنار.منم اصلا به رو خودم نیاوردم.گفتم چی کار میکنی؟ زود باش زشته.گفت اومدم بابا.اه.یه لباس توری بلند پوشیده بود.شلوار و مانتوش رو که رو دسته صندلی دیدم گفتم یعنی جلو پویا لخت شده؟ آب رو سینش چی؟پویا هم کنارش وایساده بود هس نگای سینه ش میکرد. گفتم کمک نمیخوای؟.با یه لحن عصبی انگار میخواد تحقیرم کنه گفت نه.اگه بخوام پویا هست تو برو لطفن.پویا هم پررو تر شد دید منم هیچی نمیگم گفت در خدمتم خااانننممم.اومد کنارش دستش رو انداخت دور کمرش.چسبوندش به خودش.جلومن.گفتم باشه راحت باشید.گفت هستم.اگه تو بزاری.اه.بزو دیگه.
    باشه میرم.بیا زود.
    باااااشششششهشههه.هروقت تموم شدم میام با شوهرم.
    یه لحظه یخ کردم.خواستم چیزی بگم اصلا قفل کردم.گفتم امممممم.اااا.بااااا.ااااا.
    نوچ.باز وایساده.میام دیگه الان برو پیش شیما تا بیام.
    رفتم پیش شیما نشستم.نشستم کنارش ولی.شروع کردم لاس زدن باهاش.دیدم اون کس کش داره با زنم حال میکنه منم با زنش لاس میزنم.دستم انداختن گردنش.اونم چیزی نگفت.و کم کم دستم رو رسوندم به سینش.یه هو گفت نکن میان یه هو.گفتم بابا اون دو تا که 20 دقیقه هست تو اتاقن.گفت چیکار میکردن خدایی؟گفتم لاس میزدن باهم.گفت تو ناراحت نمیشی؟گفتم وقتی خودش میخواد و دوست داره نه چرا ناراحت شم.یه بوسش کردم گفت وااایییی.دیوونه میبینن.گفتم ببینن.گفت خاک به سرم.بزار برم ببینم چی میگن؟
    رفت منم دیدم گوشی شیما بقل دستشه.برداشتم همینجوری.مثل همیشه سریع آدم میره سراع پیاماش.کلی پیام بود از یاسی.رفتم از وسطاش.مثل که بحث سکسی اینا بود گفته بود اگه من امشب مخ شوهرت رو زدم چی؟شیما هم گفته بود مخ شوهر من که کاری نداره زدنش.علانت خنده گذاشته بود.بعد یاسی گفته بود نه جدی؟اونم گفت اگه مخش رو زدی یه شب ماله خودت تعفه ای هم نیست.باز علامت خنده.یاسی هم گفته بود؟ جدیییی میگم.واقعن؟ تو مشکلی نداری؟اونم گفته بود نه.یاسی گفته بود ولی یه روز کمه یه هفته.
    باشه یه هفته.ولی من چه کار کنم یه هفته رو؟بی کیری میمیرم.
    احسان مال تو.
    هاهاهاهاها دیوونه.
    دیوونه چیه؟ جدی میگم.اگه مخ پویا رو زدم تو بشو زن احسان منم میشم زن پویا.قبول؟ بی شوخی.
    باشه.ولی احسان اهلش هست؟بعدش من از پویا هم مطمعن نیستم.شیطون هست اما ... نمیدونم.زندگیامون خراب نشه؟!
    نه نمیشه.حواسم هست.اگه دیدم موقعیتش نیست بیخییالش میشیم.
    باشه.وای استرس گرفتم.دیوونه تو هم هروقت من شهوتیم پیام میدی من عقلم کار نمیکنه.
    خوب بگو پویا بکنتت.کیرش خوشمزست که.
    مگه مزه کردی؟
    و و و
    دیگه نشد همه رو بخخونم اما خیلی ادامه داشت.شیما اومد گفتم چی شد بابا؟اه نیومدن؟.گفت زن شوهری دارن حال میکنن برا خودشون.یعنی چی؟حال میکننن دیگه.یعنی چی داره؟
    بلند شدم رفتم سمت در دیدم اووووفففف.صدای ناله ی یاسمن میاد.حشری شدم بد.شیما هم بقلم بود.نگاش کردم با چهره ای متعجب.گفت کسی که زنش رو تنها میزاره تو اتاق با یه مرد قریبه همینم میشه تهش.اومدم برم داخل.گفت میخوای حالشون رو خراب کنی؟گفتم زنمهههههه.اصلا عجیب بود برام که این همه زود همه چی اتفاق افتاده.گفت اون که زنت نیست.زنت اینجا وایساده.اوووففففففف..جوووو نننن.میخوای زنم بشی؟م
    مگه نیستم؟
    زنی که از شوهرش رو بگیره که زن نیست.
    چه رویی گرفتم ازت؟
    این لباست رو گرفتن نیست؟
    چی بپوشم دوست داری؟
    تو باید بدونی.
    باشه.برو بشین من میام الان.
    رفت تو یه اتاق دیگه.منم رفتم تو حال نشستم.استرس داشتم.شوکه بودم.تعجب.نمیدونستم اصلا چی شده؟!
    شیما اومد.وای خداا.با اون قد کوتاهش که قشنگ تو جیگرم جا میشد یه تاپ کوتاه که نافش و اینا کامل پیدا بود.یه شلوارک مثل ساپورت.من انقدر حشری شده بودم یادم نمیاد دقیق.اومد بقل دستم گفت حالا خوبه؟کل سینه هاشم بیرون بود.اومد نشست بقل دستم.بلندش کردم نشوندمش تو بقلم یه دستمم گذاشتم لای پاهای تپل و گوشتی و هی میمالیدمش.سرم میکردم لای سینه هاش.لب میگرفتم.لاس میزدم.گفتم نیان یه هو!؟
    بیان خوب.مگه چی کارمیکنیم؟زن و شوهریم.حلالیم به هم.گناه نمیکنیم که.وای این حرفش روانیم کرد.گفتم یعنی تو الان زن منی؟گفت نمیخوای باشم؟گفتم از هرچیزی بیشتر میخوامت.اومد تو صورتم لباش چسبیده بود بهم موهاش ریخته بودم دور صورتم بوی عطرش میومد صدای آه و ناله یاسمن و نعره های پویا ام از یه طرف بعد همینجور که حرف میزد لباش میخورد به لبام.گفت یعنی از یاسمنم بیشتر؟گفتم آره.بیشتر
    میخوای صاحب تنم باشی؟
    آره.تو میخوای دوست دخترم باشی؟
    دوست دخترت نه میخوام زنت باشم.شریک زندگیت باشم..
    جووووونننن.اگه برا همیشه نشه چی؟
    اگه نشد اون موقع دوست دخترت میشم
    شوهرت و بیشتر دوست داری یا دوست پسرت رو ؟.
    معلومه تورو.
    جوووووووونننن.کس منی تو.
    رفتیم تو لبای هم و چیزایی که همتون میدونید.

    اگه خوشتون اومده بود ادامه مهمونی و جریان های بعدش با شیما و پویا رو میگم براتون.واقعا تجربه متفاوت و بی نظیری بود که واقعا زنت رو با یکی عوض کنی.اونم نه برا یه بار یه شب و یه هفته بلکه برای ....

    بزار بعد بگم.
    خوش باشید

  15. #15
    قسمت پایانی:
    این داستان رو تموم میکنم و از دفعه بعد اگر خواستم قسمتی رو بزارم فقط قسمت کامل رو میزارم.که یعنی داستان تو یه قسمت تموم بشه یه جورایی.پیشاپیش از غلط های املایی معذرت میخوام.
    رفتم تو لب های شیما و اونم خیلی وحشیانه لب های من رو میخورد.کم کم رفتم سمت سینه هاش و لخت کردم بالاتنش رو شروع کردم به خوردن سینه هاش.تو حالا خودم بودم که یه هو خودش رو کشید عقب.من فکر کردم یه وقت یاسمن اینا اومدن بیرون.برگشتم دیدم کسی نیست.ولی یه لحظه صدای آه و ناله یاسمن رو میشنیدم.که چه جوری داشت زجه میزد زیر کیر پویا.به شیما گفتم چیه؟چی شد؟گفت یه وقت میان بیرون میبینن.من روم نمیشه.گفتم روت نمیشه چیه؟اونا دارن حال میکنن با هم.بیان بیرون.ماهم باهمیم دیگه.نمیفهمم چرا روت نمیشه.
    آخه احسان اونا زن و شوهرن.من دوست ندارم تنم رو مرد غریبه ببینه.
    آخخخخخخ.جوووووووننن.پویا غریبست؟
    غریبه هست دیگه.آره.
    من چی؟
    دیوونه تو شوهرمی.صاحب تنمی.
    اوووف.من تورو میخورمت.
    وااای نه احسان.لطفن صبر کن.بیا بریم تو اتاق.اینجا دوست ندارم.
    باشه عزیزم بیا بریم تو اون اتاق.
    رفتیم تو اتاق کنار اتاق خواب که یاسمن داشت کس میداد.اتاقی که ناموسم زیر پای یکی دیگه بود.
    رفتیم یه سری ملحفه و پتو و اینا انداختم خوابیدیم.
    کامل لباس های شیما رو در آوردم.تنش مثل بلور میدرخشید.سفید و خوشکل.خودمم کامل لخت لخت شدم.تو این مدت صدای زجه های یاسمن و داد های پویا بیشتر حشریمون میکرد.یه چراغ خواب خیلی کوچولو هم داشتیم روشن کردم که فقط باعث میشد یه نور کمی تو اتاق بیوفته در حد اینکه جلوت رو ببینی.نورش که افتاد رو کس شیما دیدم خدایا چقدر خیس شده کسش.جوووون.
    رفتم خوابیدم روش.نرمیه تنش رو حس کردم.شروع کردم دوباره لب گرفتن و رفتم پایین سینه هاش رو خوردم.رفتم بعد لای پاهاش.چوچولش رو میمکیدم.زبون میکشیدم وسطش.
    جووووون.چه کسی داری جنده ی من.
    آخخخخ.ماله خودته شوهرم.بخورش.کس زنت رو بخور.
    آخخخخ.جووون.ممممممممممممم. ااااااااا.
    شیما خودش رو بلند میکرد میزد زمین.دیگه منم طاقت نیاوردم.بلند شدم پاهاش رو دادم بالا کیرم رو کردم تو کسش.واااااااااییییییی.چه کس تنگی.انگار که اصلا کسی نکرده توش.شروع کردم تلمبه زدن.شیما بعد از 2، 3 دقیقه ارضا شد.منم انقدر حشری شده بودم که آبم اومد.ریختم تو کسش.همونجور کیرم تو کسش که بود خوابیدم روش.همینجور که نفس نفس میزد گفت:
    دیوونه ریختی توش؟
    آررررههه.ا وووووو
    بچه دار شم چی؟
    ماله خودمه بچه دیگهههه.
    وای نباید میریختیییی.
    دوست نداری ازم بچه داشته باشی؟
    چرا ولی ...
    ولی چی؟
    میترسم.
    نترس دورت بگردم.حالا که همین حالا بچه داز نشدی.
    بعدم از روش رفتم کنار بوسیدمش.لپاش رو کلی بوس کردم.یه خنده ملوس و خوشکلم کرد.بعد اومد تو بقلم.محکم چسبید بهم.منم محکم بقلش کردم.یه چند دقیقه که گذشت و ضربان قلبمون اومد پایین.یه هو متوجه شدم که صدایی از یاسمن اینا نمیاد دیگه.سرم رو برگردوندم که بیشتر دقت کنم شیما هم گفت: آره صداشون نمیاد.
    از کی تا حالا؟
    نمیدونم.منم نفهمیدم.
    بعد بلند شدم که برم ببینم چی شده.شیما هم بلند شد ملحفه رو کشید دور خودش.منم شورتم رو پوشیدم رفتیم بیرون.در رو باز کردم چه خبر بود.پتو و تشک و رو تشکی و همه چیزاش ریخته بود به هم.
    دیدم صدا از حمام میاد.رفتیم دیدم بعله رفتن دوش بگیرن.در اصلی حمام نیمه باز بود و در خود حمام رو میشد دید.در اولی چوبی هست اما در خود حمام شیشه ی مات هستش.قشنگ میشد دید چه کارایی میکنن ولی.پویا هی کیرش رو مینداخت لای کون یاسمن دستش رو هم از جلو مینداخت تو کس یاسمن میچلوندش.اونم هی خم میشد میخندید.میگفت: آیییییی.نکن کسم له شد.
    جوووون.چه کس تپلی داری.از حالا ماله خودمه.فقط باید زیر کیر خودم بخوابی.
    جووووون.میخوابم.اگه انقدر الان نچلونیش له شد به خدااااا.
    بشه خوب.به درک.کیر من مهم تره یا تو؟
    وااایییی.دوباره حشریم نکن.
    بعد همینجوری که کیرش لای کون یاسمن بود و کسش رو فشار میداد با دست چپش، بعد با دست راستش هم گردنش رو گرفت آورد بالا گفت:
    با تو هستمااا جنده ی لاشی.کیر من مهمتره یا تو؟
    واااییی.خوب معلومه کیر تو.جونم فدای یه قطره آب کیرت.بمیرم براش.
    آهان.این شد.دیگه حق نداری سمت احسان بریا.
    نه دیوونه.برم چیکار؟ احسان یه قسمت از زندگیم بود که با اومدن تو دیگه تموم شد.
    خوبه.حالا هم که رفتیم بیرون وسایلت رو جمع میکنی میریم خونه خودم.فهمیدی؟
    چشم پویا جان هرچی شما بگی.توروخدا کسم رو ول کن.درد گرفت.
    پویا کسش رو ول کرد و برش گردوند شروع کردن لب گرفت.
    ولی شیما چی؟اون رو میخوای چیکار کنی؟ بایه عشوه خاصی گفت این رو یاسمن.
    شیما خر کیه بابا؟من تورو میخوام.کیر من تورو میخواد.اون جنده خانمم هرجا میخواد بره.
    برات مهم نیست یعنییییییییی؟
    نههه.
    کی برات مهمه پس؟
    تو کسو خانم من.تو جنده ی کیره من.
    آیییی.فقط خودم مهمم برات؟
    نه.
    کجاهام پس؟
    کس تپلت که کیرم رو میخوره.سینه های مرمریت.
    آخخخخ.همین؟کونم رو دوست نداری؟
    جوووون.اگه این کون رو نداشتی که نگاتم نمیکررم که فاحشه خانم.
    یاسمن این رو که شنید یه آهههه بلند کشید گفت: همیشه بهم بگو فاحشه.دوست دارم فاحشگی کنم جلو کیرت.
    من و شیما هم رفتیم تو حال نشستیم رو مبل.اومد کنارم.گفتم شنیدی؟
    آره مگه کرم که نشنوم؟
    چه ناراحت شدی؟
    نه بابا چرا ناراحت بشم؟
    که پویا اینجوری گفت به یاسمن دیگه.
    اصلن برام مهم نیست.من تورو دارم دیگه.یا نکنه تو هم من رو نمیخوای؟
    منم با اینکه آبم اومده بود و یه جورایی دیگه نمیخواستم ادامه بدم گفتم: نه این حرف ها چیه؟تو زن خودمی.
    نشوندمش تو بقلم و شروع کردم نازش کردن و بوسیدنش.دستم رو کردم لای پاهای لختش و کسش رو میمالیدم.که کیرم بلند شد.خوابوندمش رو مبل و کردم توش.انقدر تلمبه زدم که آبم اومد.بازم ریختم توش.افتادم روش.گفت: تو تا من رو حاملم نکنی ول کن نیستی که.بعدم لبخند زد منم نفس نفس میزدم و میخندیدم.بلند شدم لباش رو بوسیدم.گفتم دوست داری زنم باشی؟
    مگه الان نیستم؟
    چرا ولی منظورم اینه که همینجا بمونی.آخه الان اینا بیان بیرون میرن.دوست داری بمونی پیشم؟زنم بشی؟خانم خونم باشی؟
    یعنی میخوی واقعنی زنت رو با پویا عوض کنی؟میخوای ناموست رو بندازی زیر پاش؟احسان پویا خیلی عوضیه.اگه یاسمن رو ببر خونه جندش میکنه.فقط خودش نیست که.میبردش باغ.با دوستاش.میرن مسافرت.میبرتش شمال مس میکنن با دوستاش.اونا هم با زنای این و اون.
    خوب برن.به من چه.وقتی خودش میخواد چه کار کنم من؟
    چی بگم؟!منم سر همین کاراش همیشه باهاش بحث میکردم دیگه.
    ولش کن اونا رو.دوست داری جنده ی خودم بشی یا نه؟
    جنده ی خودت تنها آره.اما دوست دارم همسرت بشم.نمیخوای تو؟
    معلومه که میخوام دیوونه.بعدم بوسیدمش و خوابیدم رو مبل اونم خوابوندم تو بقلم.
    با خودم گفتم چقدر شبیه منه شیما.اونم از زندگی شهوتی با پویا خسته شده.یکی رو میخواد که مال خودش باش.بعدم فکر کردم که زندگیش مثل من و یاسمن بوده.فقط با این فرق که تو زندگی اونا پویا خیلی کثیف بوده و مجبورش میکرده به همه جور سکسی.حالا که اون یاسمن رو پیدا کرده خوب بهتره که اون رو ببره برا عشق و حالش دیگه.
    تو همین حال بودیم که اومدن بیرون از حمام و رفتن تو اتاق.ما هم رفتیم یه دوش گرفتیم اومدیم بیرون.کلی هم زیر دوش باهم ور رفتیم که بازم شهوتی شدم و کردمش بازم آبم اومد.خسته ی خسته دیگه داشتم بیهوش میشدم.اومدیم بیرون رفتیم تو اتاق.خودمون رو خشک کردیم و لباس پوشیدیم.اومدیم بیرون.رفتیم تو آشپزخونه آب بخوریم.شیما از پشت بقلم کرده بود.بعد یه لیوان آبم با اون دادم.خوشکلم بود انصافا.با اینکه رفته بودیم حمام آرایشش هم پاک شده بود ولی بازم خوب بود.یه جورایی با نمک بود.بیشتر از یاسمنم.
    تو همین حال که اومدن بیرون.دیدم یاسمن به شدته هرچه تمام تر مثل جنده های خیابونی آرایش کرده.یه ساکم دستشه.گفت: احسان من یه مدت نیستم دارم میرم با پویا سفر.فکر کنم برا هردومون بهتر باشه که من برم.
    آره.باشه.چی بگم دیگه؟اگه میخوای بری برو.
    شیما به پویا گفت: من فردا میام وسایلم رو میبرم.
    پویا: باشا بیا ببر.ما فردا ظهر میریم خواستی بیای عصر بیا ببر.
    شیما: کی بر میگردین؟
    پویا: یه هفته ده روز دیگه.چه طور؟
    شیما: اگه زود برمیگردین نیام خیلی وسیله بیارم.
    پویا: تو بیا هرچی لازم داری ببر.نهایت باز میاریشون خونه دیگه.
    بعدم دست انداخت دور کمر یاسمن کشیدش کنار خودش فشارش داد گفت: من و این عروسک خانمم داریم میریم مسافرت.میخوام همه ببینن چه عروسکی دارم.
    من گفتم: یه وقت تو سفر بهتون گیر ندن؟پلیسی کسی.
    پویا: شما نیازی نیست نگران باشی.میبرمش پیش یه آخوند.یه صیغه نامه بزنه برامون که گیر نده کسی.شما هم اگه میخواین میتونم هماهنگ کنم بریدا.
    وااااایییی.کیرم سیخ شده بود.یعنی زنم میخواد صیغه یه نفر دیگه بشه؟جوووونننن.
    باشه بده آدرسش رو.
    آدرسی نیست که.باید باهاش هماهنگ کنم.پول میگیره.
    چقدر؟
    اونش مهم نیست.من میدم بهش.بعد خبر میدم که کجا برید.ببر شیما رو صیغه کن.زن خوبی میشه برات.
    بعدم یه خنده طعنه آمیز کرد بهمون.
    شیما هم بدش اومد گفت: معلومه که صیغش میشم.زیرش میخوابم.

    یاسمن گفت: بهتره بریم دیگه.خداحافظ احسان.
    منم گفتم: خداحافظ.پول نمیخوای؟
    نه اگه بخوام از صاحبم میگیرم.
    پویا هم از پشت بقلش کرد فشارش داد گفت: جوووووننن.کس خودمی تو.بریم.

    اونا رفتن و من و شیما موندیم.یه جورایی عجیب بود هنوز.یعنی زنمون رو عوض کرد بودیم واقعا؟ اونم نه یه بار بلکه برا چندین روز؟
    رفتیم خوابیدیم و فردا شبش رفتیم وسایل شیما رو آوردیم خونه ما.

    پایان این فصل.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •