Web Analytics
صفحه ویژه سوسن خانم 32 ساله از تهران - فوت فتیش فوت جاب میسترس ایرانی
نمایش نتایج: از 1 به 20 از 20

موضوع: صفحه ویژه سوسن خانم 32 ساله از تهران - فوت فتیش فوت جاب میسترس ایرانی

  1. #1

    صفحه ویژه سوسن خانم 32 ساله از تهران - فوت فتیش فوت جاب میسترس ایرانی


    نام: سوسن

    سن: 32

    محل زندگی: تهران



    پونزده سال پیش یه شب مهمونی داشتیم یه پسر عمو دارم اون موقع 20 سالش بوداز اول شب همش به پاهام نگا میکرد اونموقع من هفده سالم بود شب که همه خوابیدیم احساس کردم کسی به پاهام دست میزنه ترسیدم جیغ کشیدم همه بیدار شدن تا لامپهارو روشن کنن اون ناقلا رفت توی رختخوابش همه گفتن چی شده گفتم خواب بد دیدم بهم اب قند دادن دوباره همه خوابیدن بعد از یه ساعت دوباره اومد اینبار بیدار شدم ولی جیغ نزدم اتاق تاریک بود خوب نمیتونستم ببینمش احساس کردم داره به انگشتهای پام دست میزنه با خودم گفتم اگه دست زدنش به جاهای دیگه بدنم بخوره دوباره جیغ میزنم به همه هم میگم که کی بوده ولی اون به جای دیگه ای دست نمیزد فقط از مچ پا به پایین بعد شروع کرد به لیسیدن پای من زبونشو میکرد زیر ناخونای بلند شصت پام لای انگشتامو لیس میزد اصلا متوجه نبود که من بیدارم شایدم میدونست خودمو به خواب زدم من تکون نمیخوردم اتاق تاریک بود نمیتونستم ببینم چکار داره میکنه فقط حس میکردم یه دفعه احساس کردم یه چیز دیگه ای رو داره میمالونه به پاهام که از زبون و دستش بزرگتره فهمیدم که الت تناسلیشه اولین بار بود که یه پسر اونجاش به بدن من خورده بود بعد ازپنج دقیقه احساس کردم یه مایع گرمی ریخت روی پام بعد با دستمال پاکش کرد پامو بوسید و رفت خوابید فردا هیچی به روش نیاوردم اونم هیچی نگفت من اون شب ازین کار خیلی لذت بردم ولی جرات نمیکردم اینو بهش بگم اون دیونه هم هیچی به من نمیگفت هیچ درخواستی از من نمیکرد هیچ رابطه ای بین ما شکل نگرفت این کار که سالها بعد فهمیدم اسمش فوت جاب هست چندین بار دیگه در طی چند سال فقط بعد از مهمونیها و نصف شب دوباره انجام شد از احساس اون خبر نداشتم ولی من برای این کار لحظه شماری میکردم تا این که پسر عموم ازدواج کرد و من هم ازدواج کردم این کار دیگه قطع شد من هرگز جرات نکردم به شوهرم بگم پاهای منو لیس بزنه احساس میکردم اگه بهش بگم فکر میکنه من منحرفم و مشکل جنسی دارم شوهر من هم خودش هیچ وقت ازین کارا با من نکرد من همیشه به پاهام میرسم ناخونای پاهام همیشه بلند و مرتب و لاک زدس بهترین صندلهارو میپوشم بعضی وقتها که توی خیابون قدم میزنم میبینم که بعضیها پاهامو دید میزنن ولی شوهرم علاقه ای به پاهای من نداره من هم در طول زندگیم با هیچ کس دیگری این کارو نکردم جراتشو ندارم و نخواهم داشت ولی این حس در درون من به عنوان بالاترین لذت باقی موند حالا هم فقط از طریق اینترنت تا حدودی از این حسم لذت میبرم ببخشید سرتونو درد اوردم
    پاینده باشید

    سلام دوستان
    چند وقت پیش رفته بودیم مسافرت به شمال سه تا خانواده بودیم ما و خواهر و شوهر خواهرم و پدر و مادر شوهرم و پسر مجردشون ویلای خوبی گیرمون نیومد یه سوییت بودشب که خواستیم بخوابیم همه پیش هم بودیم جای خواب برادر شوهر مجردم درست پایین جایی که ما خوابیده بودیم قرار داشت من صبح همونروز حسابی به پاهام رسیده بیودم لاک زرشکی مارک و خوشرنگی به ناخونام زده بودم وقتی همه رفتن توی جاهاشون یاد دوران نوجوانی افتادم واز میل به فوتجاب همه تنم گر گرفت شوهرم هم طبق معمول درجا خوابش برد یک ساعت گذشت ولی برادر شوهرم هنوز بیدار بود پاهای من بیست سانت بیشتر با سرش فاصله نداشت من برای این که تابلو نشه و برادر شوهرم فکر کنه خوابم یه چرخ توی جام زدم و پامو به سرش نزدیک کردم یه کم گذشت دیدم خبری نشد دوباره یه چرخ زدم و یکی از پاهامو کاملا نزدیک صورتش بردم توری که قشنگ صورتشو حس کردم بدنم کاملا گر گرفته بود از هیجان داشتم میمردم ولی اون هیچ کاری نکرد و از پام فاصله گرفت چند بار دیگه پامو بهش نزدیک کردم البته جوری که فکر کنه عمدی در کار نیست و من توی خواب هستم دوست نداشتم متوجه بشه که من مایل به این کار هستم فقط میخواستم بستر این کارو براش مهیا کنم و اونم از فرصت استفاده کنه و مثلا بدون این که من بفهمم از پاهام لذت ببره دوباره چرخی زدم و پامو جلو کشیدم طوری که تا مچ پام توی جای خواب اون بود ولی اون هیچ عکس العملی به خرج نمیداد گفتم شاید فکر میکنه هنوز خواب و بیدارم یه نیم ساعتی اصلا تکون نخوردم تا مطمئن بشه خوابم پام قشنگ کنارش بود ولی اون هیچ کاری نکرد احساس بدی داشتم فهمیدم کارم بیفایدس با یه چرخش پامو کشیدم توی جای خودم و با بغض خوابیدم فردا صبح موقع صبحانه جلو همه گفت شما چقدر بد خوابید دیشب پدرم دراومد نزدیک بود ناخونای پاتون بره توی چشمو چالم شوهرمم در جا گفت اره این خیلی بد خوابه منم سریع معذرت خواهی کردم و گفتم مشکل از سوییته مزخرفیه که گرفتیم خیلی جامون تنگ و بیخوده خیلی ناراحت بودم بهم یه جورایی برخورده بود بلاخره با خودم کنار اومدم تا این که فردا شب اون اتفاق افتاد

    اتفاقی که فکرشم به ذهنم خطور نمیکرد و هنوز از فکر کردن بهش دچار بهت و حیرت و لذت میشم
    ............درست فردای همون شب بود که
    ادامه این اتفاقو بعدا براتون تعریف میکنم
    پاینده باشید



    شب دوم مسافرتمون موقع خوابیدن دیگه برادر شوهرم پایین جای من نخوابید این بار شوهر خواهرم در پایین جای من قرار گرفت شوهر خواهرم مهندس کنترل کیفیته و یه ادم خیلی با کلاس شیک پوش و اتو کشیدس منم اون شب کلا فکر فوت جاب رو از سرم بیرون کرده بودم تقریبا یک ساعت از خوابیدنمون گذشته بود تقریبا خواب بودم که احساس کردم یه چیزی به پای من خورد اول فکر کردم توهمه ولی بعد از پنج دقیقه دوباره احساس کردم یه دستی به پام خورد هیچ عکس العملی از خودم بروز ندادم دوباره به پاهام دست زد این بار حدود ده تا پونزده ثانیه تمام بدنم گر گرفته بود شاید باور نکنید از احساس اولین سکس زندگیم هم بیشتر هیجان زده بودم فاصله پاهای من از جای اون یه کم زیاد بودمتوجه شدم که باید دستشو کاملا دراز کنه تا پاهامو لمس کنه برای همین قبل از این که دوباره دستشو دراز کنه خیلی طبیعی یه چرخ توی جام زدم و یه پامو بهش نزدیک کردم بعد از حرکتم تا حدود بیست دقیقه هیچ کاری نکرد بعدش دوباره برای فقط چند ثانیه به پاهام دست زدحرصم دراومده بود توی این کار هم داشت مهندسی کار میکرد معلوم بود نمیخواد ریسک کنه دوست داشتم زودتر کارشو شروع کنه مطمئن نبودم اصلا فوت جاب بلده یا نه من اصلا تکون نمیخوردم تا مطمئن شه کاملا خوابم و احساس امنیت کنه کم کم احساس امنیت کرد وخیالش راحت شد و شروع کرد به ناز کردن پام تقریبا ده دقیقه ای با پام بازی کرد دوست داشتم زودتر پامو ببوسه ولی نمیشد چون فاصله پام برای دست زدن خوب بود ولی برای بوسیدن یه کم زیاد بود باید برای این کار میومد توی جای من مطمئن بودم این ریسکو نمیکنه چون ممکن بود یه وقت یکی بیدار شه کاری داشته باشه چیزی ببینه برای همین من دوباره یه چرخی توی جام زدم و پامو جلوتر بردم جوری که پام توی جای اون قرار گرفت یه ده دقیقه ای کاری نکرد بعدش پتو رو روی سرش و پای من کشید پام دقیقا روبروی صورتش بود پتو هم کاملا جریانو مخفی کرده بود شروع کرد به بوسیدن پام بعدشم لیس زدن انقدر قشنگ کارشو انجام میداد که انگار مهندسه فوت جابه یکی از پاهام در اختیارش بود حیفم اومد اونیکی پامو ازش دریغ کنم ولی میترسیدم اگه اون یکی پامو بهش تقدیم کنم بفهمه که بیدارم ولی نتونستم جلوی خودمو بگیرم و لذت سکس فوت جاب بهم غلبه کرد و اونیکی پامو هم بهش هدیه دادم پیش خودم گفتم اگرم فهمید که بیدارم مگه میخواد چی بشه انقدر بالا بودم اصلا یادم رفت یه غلطی توی جام بزنم بعد این کارو بکنم تا طبیعی جلوه بکنه من یه راست پامو از زیر پتو گذاشتم جلوی صورتش اونم هیچ مکثی نکرد و شروع کرد به پزیرایی کردن از این پام مطمئن شدم که فهمیده بود بیدارم برای همین منم دیگه فیلم بازی نکردم که خوابم شصت پامو کاملا کرده بود توی دهنش و مک میزد من هم مرتب شصت یکی از پاهامو از تو دهنش میکشیدم بیرون و اونیکی شصتمو فرو میکردم توی دهنش نمیدونم اون چقدر داشت لذت میبرد ولی من روی ابرها بودم کاملا مرطوب شده بودم لباس زیرم تقریبا خیس شده بود خیلی دوست داشتم کیرشو به پاهام میمالوند ولی شرایط یه جوری بود که این کارو نمیشد کرد تقریبا دو ساعت از کارش گذشته بود که یه دفعه خودشو کشید بالا و سر کیرشو چسبوند به پام وابشو خالی کرد روی پاهام سر کیرش خیلی گرم بود معلوم بود که عاشق پاهای من شده بود بعدش سریع رفت سر جاش از کاری که کرد میخکوب شدم از ریسکی که کرد لذت بردم خوشحال شدم که تونستم ارضاش کنم و فوت جاب با پاهای من کاری کرد که ابکیرش بیاد من مونده بودم چه کار کنم که خودش با دسمال پاهامو تمیز کرد و یه بوس از دوتا پاهام کرد و خوابید من به خاطر هیجانی که داشتم یک ساعت طول کشید تا خوابم برد فردا صبح اصلا هیچی به روم نیاورد ولی گاهی یه جوری نگام میکرد موقع صبحانه برادر شوهرم بهش گفت سوسن خانوم دیشب به خاطر بد خوابیش حتما نگذاشته راحت بخوابی اونم جواب داد اره بابا این سوسن خانوم خیلی بد خوابه منو دیشب چند بار از خواب پروند تا اومدم حرفی بزنم دیدم یواشکی یه چشمک بهم زد منم یه لبخندی زدمو مشغول خوردن املت شدم

    ادامه در اینده

    بهزاد شوهر خواهرم بعد از مسافرت باهام تماس گرفت گفت که میخواد منو ببینه و در مورد خواهرم باهام صحبت کنه من کنجکاو شدم پرسیدم جریان چیه که گفت با خواهرم به مشکل خورده و یاید با من صحبت کنه بهش گفتم با خواهرم بیان خونمون صحبت کنیم ولی بهزاد گفت میخواد خصوصی با من صحبت کنه و مشکلش جدیه و از من خواست هیچ تماسی با خواهرم قبل از صحبتمون نداشته باشم من نگران شدم و قرار شد فردای اون روز بیاد خونمون و با هم صحبت کنیم من به شوهرم جریانو گفتم شوهرم گفت که از جریان خبر داره و بهزاد بهش زنگ زده و ازش اجازه گرفته که با من خصوصی صحبت کنه انقدر بهزاد ادم موجهیه که شوهرم اصلا مخالفت نکرده بود و به من گفت حتما باهاش صحبت کن شاید مشکلشون حل بشه فردای اون روز بهزاد اومد خونمون با کت وشلوار برند و قهوه ایش بهش گفتم که چای برات بیارم ولی گفت نه مشروب خوردم میل ندارم تعجب کردم چون تا اون موقع ندیده بودم به غیر از مسافرتا بهزاد مشروب بخوره بهش گفتم زودتر جریانو تعریف کنه چون خیلی نگرانم ولی بهزاد با کمال خونسردی گفت من با خواهرت هیچ مشکلی ندارم مشکل من تویی من شوکه شدم قبل از این که حرفی بزنم گفت مشکل من اون شبه توی شمال که حتما یادت میاد مشکل من این پاهای قشنگته که میکردی توی دهنم خیلی راحت و رک صحبت میکرد معلوم بود سرش داغه بهش گفتم تو مشروب خوردی نمیدونی چی داری میگی به من گفت اره مشروب خوردم که بتونم حرفامو بزنم اگه نمیخوردم روم نمیشد حرف دلمو بزنم به من گفت اگه واقعا اون شبویادم نمیاد همین الان میره و دیگه هیچ حرفی در اون مورد نمیزنه من مونده بودم چی بهش بگم که
    ...........

    من به بهزاد گفتم نه من چیزی یادم نمیاد تو مشروب خوردی نمیدونی چی داری میگی بهزاد گفت اگه علاقه به ادامه نداری بگو ولی نگو یادم نمیاد اون شب تو پاتوکردی توی دهنم و مرتب یه پاتو عوض میکردی و پای دیگتو میکردی توی دهنم مطمئنم داشتی لذت میبردی حالا چرا انکار میکنی درک نمیکنم
    من به بهزاد گفتم یادم نمیاد حتما توی خواب بوده بهزاد گفت باشه و بلند شد که بره دم در خروجی گفت حداقل بزار از پاهات خداحافظی کنم با یک التماسی اینو گفت که دلم نیومد نه بهش بگم گفتم باشه اشکالی نداره من سرپا ایستاده بودم بهزاد خم شد و روی زمین سجده زد و لباشو گذاشت روی پام صحنه خیلی درامی بود من در حالت ایستاده و بهزاد با کت و شلوار به پای من افتاده بود یه دفعه حس لذت فوت فتیش توی دلم موج زد و از این حرکت بهزاد لذت بردم هیچ حرفی نمیزدم فقط داشتم به احساسی که باعث شده بود بدنم گر بگیره و ضربان قلبم بالا بره فکر میکردم وقتی به خودم اومدم که حداقل 5 دقیقه گذشته بود و بهزاد بدون هیچ حرفی داشت پاهامو میبوسید خواستم بهش بگم کافیه و تمومش کنه ولی دیگه کار از کار گذشته بود من به یک حسی رسیده بودم که اگه اون میخواست بره من نمیذاشتم باور کنید اگه میخواست بره التماسشو میکردم که از رفتن منصرف بشه
    توی لذت و افکار خودم غرق بودم که بدون تصمیم گیری و ناگهانی به بهزاد گفتم پامو بکن توی دهنت بهزاد فرصت یه باشه گفتنم به خودش نداد و بدون این که صندلمو در بیره شصت پامو با یه قسمتی از صندل کرد توی دهنش
    به بهزاد گفتم بهتره بشینبم اینجوری دم در راحت نیستم بلاخره صدای بهزاد درومد و یه چشمی گفت روی مبل نشستم پای راستمو انداختم روی پای چپم و به بهزاد گفتم بخور بهزاد دوباره پامو با صندل کرد توی دهنش بهش گفتم چقدر هولی چرا با صندل پامو میکنی توی دهنت صندلمو در بیار راحت بخور بهزاد گفت اخه شما دستور ندادی صندلاتونو در بیارم من به بهزاد گفتم من ارباب یا میسترس نیستم که دستور بدم هر کاری دوست داری با پاهام بکن این پاها کاملا به تو تعلق داره
    بهزاد گفت برای همیشه گفتم اره ولی جوری نشه که دیگران بفهمن بهزاد کارشو شروع کرد واقعا مهندس فوت فتیش بود اول با صندل شروع کرد به لیسیدن پاهام بعدش صندلامو دراورد از پاشنه پا شروع کرد به لیسیدن تا به انگشتام رسید من هیچ حرفی نمیزدم فقط کارشو تماشا میکردم و لذت میبردم انگشت شصت پامو کردم توی دهنش گفتم مک بزن مثل پستونک شصتمو میمکید منم مرتب شصتمو از توی دهنش در میاوردم و دوباره میکردم توی دهنش این بار سر بهزادو با دو دست گرفتم کل انگشتای پامو با فشار کردم توی دهنش و گنتم همشونو با هم بخور ناخون شصت پام چون بلند بود کشید به گوشه لبش و گوشه لبشو یه کم زخمی کرد و خون اومد سریع معذرت خواهی کردم ویه دستمال کاغذی گذاشتم گوشه لبش بهش گفتم اصلا حواسم نبود ناخونای پام خیلی بلند شده باید مواظب باشیم بهزاد گفت اصلا اشکال نداره ولی این کارت که کل پاتو کردی توی دهنم و گفتی همشو با هم بخور یه حرکت میسترسی بود شما که گفتید من میسترس نیستم من گفتم خودمم نفهمیدم چی شد فقط یه لحظه احساس کردم دوست دارم کل انگشتای پام توی دهنت قرار بگیره حالا اگه این یه حس میسترسیه پس حتما من یه کم گرایشات میسترسی هم دارم بهزاد گفت چه بهتر و شروع کرد به لیسیدن هر دو پام دوتا شصت پامو همزمان کردم توی دهنش گفتم انقدر بخورشون تا سیر شی شاید باورتون نشه دوست داشتم هر دو تا پامو کامل بکنم توی دهنش سربهزادو با دو تا دستام محکم گرفتم و با احتیاط تا اونجایی که میشد یکی از پاهامو کردم توی دهنش بهش گفتم تا حلقت باید بره تو کم کم داشت ازار میدید ولی هیچ مخالفتی نمیکرد بهش گفتم داری اذیت میشی ؟ گفت نه من دارم فقط لذت میبرم
    منم خیلی داشتم لذت میبردم بهزاد همینطور که داشت یکی از پاهامو میخورد یه پای دیگمو با دستش گرفت و از روی شلوار گذاشت روی کیرش وشروع کرد به مالوندن منم چون خیلی هات شده بودم بدون پروا و با کمال پررویی گفتم بهزاد زیپتو بکش پایین بمالون به خودش بهزادم در جا دراورد و انگشتای پامو چسبوند به کیرش من فکر میکردم چون بهزاد قد بلند و هیکل بزرگی داره باید کیر خیلی بزرگی هم داشته باشه ولی کیر بهزاد معمولی بود البته این مسئله برای من مهم نبود فقط از روی کنجکاوی توجهمو جلب کرد چیزی که برای من مهم بود این بود که بهزاد کاملا شیو و تمیزو مرتب بود
    من اون یکی پامو از توی دهنش کشیدم بیرون وگذاشتم روی کیرش و پای دیگمو کردم توی دهنش
    به بهزاد گفتم بهتره کاملا لباساشو دربیاره بهزاد شروع کرد به لخت شدن و من توی این فرصت از اتاق خواب وازلین اوردم وبهش گفتم دراز بکشه روی زمین دوست داشتم کیرشو با دستم لمس کنم برای همین بهش گفتم میخام یه کم وازلین بزنم به کیرت تا لیز بشه تا راحت فوت جاب انجام بدیم اونم با پررویی گفت بیا این کیر مال تو چربش کن خودم وازلینو قشنگ مالوندم به همه جای کیرش داشت واقعا لذت میبرد بهش گفتم مثل اینکه خیلی دوست داری دارم با دستام کیرتو میمالونم گفت اره واقعا لذت بخشه چون ناخونای دستات بلنده و خیلی خوشگله ولی ادامه نده چون ابم میاد من روی مبل نشستم وبهزاد دراز کشید روی زمین پاهامو گذاشتم روی صورتش همه جای پامو خورد دو تا شصتمو دوباره کردم توی دهنش جفت پامو بلند کردم و گذاشتم روی کیرش بهزاد دوتا پامو با دستاش گرفت و کیرشو گزاشت لای دوتا پام کیرش کاملا لیز شده بود و لای پاهای من راحت سر میخورد یه دفعه محکم پاهامو چسبوند به کیرش و اب کیرش تخلیه شد بیشتر ابش ریخت روی پای من خودش با دستمال کاغذی پاهامو تمیز کرد و بعد از چند دقیقه بلند شد و لباساشو پوشید ازمن کلی تشکر کرد و گفت این بهترین سکس زندگیش بوده قرار شد اگه فرصت مناسبی پیش اومد باهاش تماس بگیرم
    بهزاد رفت و من غرق در افکار اتفاقی که افتاده بود بودم و اصلا یادم نمیومداین لیوان چایی که دارم میخورم کی برای خودم ریخته بودم
    از اون روز به بعد چند بار دیگه با بهزاد قرار گذاشتیم وفوتفتیش و فوتجاب انجام دادیم تا این که یه بار بهزاد تمایل و درخواست عجیبی در مورد فوتفتیش و فوتجاب از من کرد جوری که من شوکه شدم و
    ............................

    من و بهزاد چند بار دیگه به هم سکس کردیم البته فقط فوت جاب و فوت فتیش
    ما هنوز استرس داشتیم چون میترسیدیم شوهرم یا خواهرم به صورت اتفاقی بویی از این قضیه ببرن این نگرانی ساده ای نبود
    دقیقا سومین بارمون بود که بعد از تموم شدن سکسمون به هم قول دادیم دیگه تمومش کنیم ولی به یه هفته نکشید که دوباره با هم قرار گذاشتیم و ادامه دادیم تا این که یه بار بهزاد بعد از اینکه خوب انگشتای پامو لیسید به شصت پام وازلین زد و به جای این پامو بمالونه به کیرش به من گفت شصت پاتو فرو کن توی سوراخ کونم من شوکه شدم وگفتم تا حالا این کارو نکردم و نمیتونم انجام بدم بهزاد گفت خیلی دوست دارم منو بکنی مطمئن باش توام لذت میبری من مخالفت کردم بهزاد گفت تو پاتو بده دستم من خودم اینکارو میکنم منم کنجکاو شدم که یه بار این کارو تجربه کنم پامو بهش دادم بهزاد به پشت روی زمین خوابید به سوراخ خودش وازلین زد و شصت پامو روی سوراخ کون خودش قرار داد و شروع کرد به مالوندن شصت پام به سوراخ کونش تا این که احساس کردم نوک شصتم رفت توی بدنش یه فشار به پام وارد کرد و یه دفعه کل شصت پام فرو رفت توی سوراخ کونش خیلی داشت لذت میبرد برای من هم صحنه جالبی بود یه قسمتی از بدن من وارد بدن بهزاد شده بود بهزاد مرتب شصت پامو توی کون خودش پایین و بالا میکرد و لذت میبرد من برای تنوع پامو از کونش کشیدم بیرون وگفتم حالا بلیس فکر نمیکردم قبول کنه چون شصت پام توی کونش رفته بود ولی بهزاد با کمال میل شروع کرد به لیسیدن برای این که منم کم نیارم و خودمو حرفه ای نشون بدم به بهزاد گفتم بخواب خودم شصت پامو بکنم توی کونت بهزاد سریع به پشت خوابید و گفت شصت پاتو تا اخر بهم حواله کن من شصتمو گذاشتم در سوراخ کونش و یه دفعه تا اخر شصت پامو فرو کردم بهش باید دردش میگرفت ولی یه اخ هم نگفت من مرتب شصتمو توی کونش بالا پایین میکردم تا این که بهزاد ابشو خالی کرد روی شکم خودش کلی بهش قر زدم و گفتم باید ابتو تخلیه میکردی روی پام معذرت خواهی کرد وگفت دست خودم نبوداز شدت لذت یه دفعه ابم خالی شد
    سکس من و بهزاد باز هم تکرار شد و بهزاد همواره انتظاراتی داشت که منو شوکه میکرد
    در اینده براتون تعریف میکنم
    ...........................






    لینک دانلود و یا مشاهده به صورت آنلاین: https://openload.co/f/pIhLaUz4oUI/s1.mp4







    لینک دانلود و یا مشاهده به صورت آنلاین: https://openload.co/f/3NjGF6QSsmc/s2.mp4







    لینک دانلود و یا مشاهده به صورت آنلاین: https://openload.co/f/BEFWczFM_AY/s3.mp4

  2. #2




    لینک دانلود و یا مشاهده به صورت آنلاین: https://openload.co/f/PxtTA0_bgsI/s4.mp4

  3. #3




    لینک دانلود و یا مشاهده به صورت آنلاین: https://openload.co/f/xRSOb9Trv14/s5.mp4







    لینک دانلود و یا مشاهده به صورت آنلاین: https://openload.co/f/icF5awFIfmw/s6.mp4

  4. #4




    لینک دانلود و یا مشاهده به صورت آنلاین: https://openload.co/f/AAJPUs88ckM/s7.mp4






    لینک دانلود و یا مشاهده به صورت آنلاین: https://openload.co/f/Qg7QzZ_h4kA/s8.mp4







    لینک دانلود و یا مشاهده به صورت آنلاین: https://openload.co/f/QYe7bselF6Q/s9.mp4








    لینک دانلود و یا مشاهده به صورت آنلاین: https://openload.co/f/JDj4Jb9bbG8/s10.mp4







    لینک دانلود و یا مشاهده به صورت آنلاین: https://openload.co/f/jlaifbrqPqg/s11.mp4







    لینک دانلود و یا مشاهده به صورت آنلاین: https://openload.co/f/IXldfPtl_7w/s12.mp4








    لینک دانلود و یا مشاهده به صورت آنلاین: https://openload.co/f/d_VAt_Mba7c/s13.mp4

  5. #5




    لینک دانلود و یا مشاهده به صورت آنلاین: https://openload.co/f/hcCyq9PeA9c/s14.mp4






    لینک دانلود و یا مشاهده به صورت آنلاین: https://openload.co/f/7SNbTWb2cAU/s15.mp4







    لینک دانلود و یا مشاهده به صورت آنلاین: https://openload.co/f/3RkApArP5JI/s16.mp4







    لینک دانلود و یا مشاهده به صورت آنلاین: https://openload.co/f/FXSNK9ROlcg/s17.mp4







    لینک دانلود و یا مشاهده به صورت آنلاین: https://openload.co/f/toeU1AIYYow/s18.mp4

  6. #6




    لینک دانلود و یا مشاهده به صورت آنلاین: https://openload.co/f/DRhlzuM_G44/s19.mp4






    لینک دانلود و یا مشاهده به صورت آنلاین: https://openload.co/f/nUWlz-yCpME/s20.mp4

  7. #7
    Junior Member
    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8
    واقعا چیز های عجیبی پیدا میشه

  8. #8
    Junior Member
    تاریخ عضویت
    Nov 2015
    نوشته ها
    3
    slm man sina 22 az arak mitonam bahaton ashna besham kon midam behet

  9. #9
    salam man soheil bardeye zanan hastam az mashhad dos daram ye arbabe zan dashte basham
    onam ba dildo mano az kon bokone hame jore paye hastam09227625068

  10. #10
    Junior Member
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    نوشته ها
    15
    خب برید گم شید دیگه با این مسخره بازی هاتون آبروی هر چی پسره بردید. خاک بر سرتون کنم اگر اسم شما را حتی پسر بشه گذاشت نه اینکه دیگه مرد. خاک تو سرتون کنم.

  11. #11
    از بس خودشون جندن به پسر مردم میگن جنده خخخخ

  12. #12
    سلام لطفاجوراب پارازینتوبزارروی کیرش بعدبراش جق بزن حالت خییییلی خوبی بهش دست میده.روانی کنندس. عالیههههه.من دوست دارم میشه اینکاروبکنی بعدباحرفات دیونش کن من زنم میدونم میکنی اینکارو؟؟

  13. #13
    لینک آخری چرااااااااخرااااااااااااا اااااااااابه همونی که میخوام بایدخراب باشه لطقادرستش کنیددانلودش کنم؟؟؟!

  14. #14
    Junior Member
    تاریخ عضویت
    May 2016
    نوشته ها
    16
    کس ننه اون بدبختی که حاضره یه دختر جنده گشاد همچین کاری باهاش بکنه تخم سگ ولده زنا. ریدم تو هرچی دختره. دادن کار دختره میفهمی دختر باید بده دخترو باید گایید...

  15. #15
    کلیپ های پاک شده دوباره قرار داده شد و لینک ها تصحیح شد...

  16. #16
    سلام میشه بیشتربزاری کلیپ جق زدن باجوراب پارازین مشکی رو من دوست دارم

  17. #17
    یعنی چه آدمایه عوضی ای پیدا میشن.اینا هم برن جهنم ما هم بریم جهنم؟ به خودم امیدوار شدم
    خدا رو شکر مثله این حیوونا نیستم

  18. #18
    اینجا که اصلا چیزی نیست

  19. #19
    سلام من یه نابغه جنسی هستم استاد سکس و ماساژ
    سایز کیرم ۲۱ کلفت تایم بالا وسیری ناپذیر
    از تهران هر کی خواست بیاد تلگرام یا پیام بده
    اگه به خودت اعتقاد داری بیا
    بیخودی مزاحم نشید

  20. #20
    سلام من میلاد 25 ساله اصفهان, عاشق بردگی برا خانوما ارباب خانوم تماس بگیره 09386138377

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •